۱۳۹۷ دی ۵, چهارشنبه

با نرخ ارز بازی نکنیم!


پس از یک مدت کوتاه آرامش، در روزهای اخیر نرخ ارز نزدیک به 20 درصد افزایش یافته است. اینکه دقیقا در این چند روز چه اتفاقی افتاد که بانک مرکزی افزایش قیمت را پذیرفته است، مشخص نیست. اما هر چه هست، افکار عمومی بیش از اندازه به مجموعه مدیریت بازار ارز کشور بی اعتماد است و قیمت ها بیش از اندازه به افزایش نرخ ارز حساس هستند. در چنین شرایطی، اساسا بانک مرکزی یا نباید وارد بازی کاهش نرخ ارز می شده، یا حالا که این کار را کرده است، باید فعالانه نرخ هایی که خودش در بازار ایجاد کرده را حفظ کند تا بتواند در بازار اعتمادسازی نماید.

تداوم افزایش نرخ ارز در روزهای آتی، سیگنال خوبی نیست. اگر نرخ ارز در روزهای آتی به طور مداوم افزایش یابد، آن وقت باید انتظار داشت که بانک مرکزی میزان ارزی که در این چند وقت به بازار تزریق کرده را به همراه لیست افرادی که به میزان کلان به این ارز ارزان دسترسی داشته اند منتشر کند تا مشخص شود که در این فصل جدید از رانت سازی، چقدر منابع ارزی کشور هدر شده و چه کسانی بهره برده اند.
.
.
.
ای کاش روزی بازی با نرخ ارز پایان یابد. نرخ بالای ارز و با ثبات، بهتر از نرخ ارز پایین ولی بی ثبات و رانت زاست.

۱۳۹۷ دی ۴, سه‌شنبه

چه بگوییم؟!!


به طرف چینی گفتیم که اینجوری که نمیشه!! شما باید نماینده ما در چین باشید تا شرایط در کشورتان به نفع ما عوض بشه. الان چین به نظر کاملا تابع تحریم هاست و مسیرهای مالی را کاملا بسته است. گفت اگر شما می خواهید کسی برای شما لابی کنه و شرایطتان عوض بشه، وضعیت سفیر کشورتان در چین را مشخص کنید!
بنده خدا راست میگه! از زمانی که آقای همتی به جای رفتن به سفارت ایران در چین، به یکباره به بانک مرکزی رفت، سفارت ایران در چین برای چند ماه در مهمترین دوران تحریم ها بدون سفیر بود و به تازگی گویا فردی به عنوان سفیر معرفی شده است. احتمالا فرد مناسب پیدا نکردند و یا اصولا چین کشور مهمی، آن هم در میانه تحریم ها به حساب نمی آمده!
.
.
وقتی ما خودمان برای کار خودمان دلمان نمی سوزد، از دیگران چه توقعی داریم؟!

۱۳۹۷ دی ۱, شنبه

ارزشگذاری های به اصطلاح کارشناسان!!


فردی که به او سلطان قیر اطلاق می شد، به جرم "افساد فی الارض با تشکیل شبکه کلاهبرداری، رشا و ارتشا" امروز اعدام شد. صحبت من در مورد این نیست که بگویم آیا او واقعا مستحق اعدام بوده است یا نه و یا اینکه آیا او به تنهایی مقصر بوده و یا بخش عمده تقصیر، ناشی از ساختار اقتصادی و مدیریتی است که محیط رشد فساد را ایجاد کرده است. صحبت من در مورد بخشی از اتهام این فرد است که در زیر آن را اشاره می کنم:
"وی با همدستی مرتبطین خود و با پرداخت رشوه و تبانی با کارشناسان، املاک را به چند برابر قیمت واقعی ارزش‌گذاری و به بانک ارائه می‌داد، از جمله ملکی که حدود ۴۰۰ میلیارد ریال ارزش داشته با پرداخت رشوه و تبانی به ۱۲۶۹ میلیارد ریال ارزش‌گذاری و در رهن شرکت نفت جی قرار داد."

در این مورد باید بگویم بدلیل اینکه کارم سالهاست مرتبط با سرمایه گذاری و ارزیابی سرمایه گذاران بوده، بارها و بارها با مدارکی روبرو شده ام که بعضا توسط کارشناسان رسمی، بخصوص در حوزه ارزش گذاری املاک، تهیه شده اند اما به طرز آشکاری مشخص است که این گزارشات بر اساس عددسازی و افزایش مصنوعی قیمت املاک آماده شده اند. قطعا آن کارشناس رسمی محترم برای کمک به تولید داخلی و یا راه افتادن کار یک هموطن این عددسازی ها را انجام نمی دهد!

دقیقا بدترین ضربه به نظام اقتصادی را کسانی می زنند که امین نهادهایی مثل بانک ها، نظام قضایی و سرمایه گذاران به حساب می آیند و قرار است که گزارشات حرفه ای و تخصصی آنها ملاک عمل و تصمیم گیری های کلان اقتصادی باشد، اما بتوان با پول، این افراد را تطمیع کرد و گزارشات غیرواقعی از آنها گرفت. ضمن احترام به کارشناسان خبره وظیفه شناس و درستکار، متاسفانه باید بگویم که اکثر گزارشات ارزشگذاری کارشناسان رسمی که به دستم رسیده است، فاقد ارزش علمی و تخصصی بوده اند. گزارشاتی یک طرفه که با بررسی های میدانی جهتدار به اعداد مطلوب رسیده اند و به راحتی اکثر آنها را باید تقسیم بر دو یا سه کرد تا به رقم واقعی ارزش آن ملک رسید!!

متاسفانه یکی از مشکلات اقتصادی ما این است که نمونه های فساد آنقدر زیاد شده اند که انگار همگان بی خیال شده اند و پذیرفته اند که نمی توان سیستم را اصلاح کرد. اما اصلاح برخی از امور می تواند تاثیر زیادی در کنترل فساد داشته باشد. به نظرم  اگر مسئولین کشور، گزارشات اعتبارسنجی و ارزشگذاری کارشناسان رسمی را از فساد خالی کنند، سرچشمه خیلی از فسادها در کشور بخصوص در سیستم مالی و نظام بانکی خواهد خشکید.

۱۳۹۷ آذر ۱۷, شنبه

صورت حساب های دلاری!


یکی از مسایلی که اخیرا زیاد مطرح شده است این است که چرا با وجود کاهش قیمت دلار در بازار، نه تنها قیمت ها کاهش نیافته بلکه قیمت برخی از اقلام هنوز رو به صعود است. یکی از دلایلی که به ذهن من می رسد ناشی از صورتحساب هایی است که همه ما، از جمله کسبه محترم، نه به ریال بلکه به دلار در حال صادر کردن برای دیگران هستیم! حالا منظور از صورتحساب های دلاری چیست؟
 به زبان ساده منظور این است که همه ما اعم از کارمند، مغازه دار، تولیدکننده و تاجر ، مدام در حال مقایسه درآمد فعلی خود با گذشته به دلار هستیم و نگاه می کنیم که درآمد ما به دلار چقدر کاهش یافته است. کارمند می گوید درآمد من سال پیش 1000 دلار بود. اما حالا با کاهش ارزش ریال به ناگهان شده 300 دلار! شاید کارمند بدلیل قرارداد کاری تا پایان سال، دستش به جایی نرسد که بخواهد سر حقوق خود چانه بزند و درآمد خود به دلار را بالا ببرد. اما کسب و کارها دستشان بازتر است و قیمت ها را بالا می برند تا کاهش درآمدشان به دلار جبران شود. بنابراین وقتی دلار آزاد از 4000 تومان به 12000 تومان رسیده و حداقل سه برابر شده است،  کسبه محترم فارغ از اینکه چقدر واقعا هزینه هایشان دلاری است، به ثبات و حتی افزایش درآمد دلاری خود فکر می کنند. لذا هدف بسیاری از آنها افزایش سه برابری قیمت ها است!
با توجه به اینکه در چند ماه گذشته، قیمت ها نمی توانسته اند با سرعتی که ارز افزایش یافته، افزایش یابند، حالا به نوعی با تاخیر در حال افزایش هستند تا عقب ماندگی خود را جبران کنند. لذا می توان پیش بینی کرد که قیمت برخی کالاها که در چند ماه گذشته متناسب با افزایش قیمت ارز بالا نرفته است، تمایل کسبه و آن صنف دقیقا افزایش قیمت ها برای جبران افت ارزش ریال است. هر چقدر قیمت ارز بالاتر برود، تمایل به افزایش رقم صورتحساب های آنها برای مصرف کنندگان نیز بیشتر می شود.