۱۳۹۷ مهر ۴, چهارشنبه

فرصت سوخته صادرات


دیدن قیمت های این روزهای ارزها، چیزی شبیه خواب است و برای بسیاری به معنای کوچک تر شدن ارزش درآمدهای ریالی آنهاست که بسیار ناراحت کننده است. اما یک اتفاق خوبی که در حال افتادن است و به آن کمتر پرداخته شده است، جذابیت صادرات است. واقعا چه کسی فکر می کرد که در کشوری که همیشه کارت بازرگانی را برای واردات اجاره می کردند، دولت مجبور شود که اعلام کند اجاره کارت بازرگانی برای صادرات ممنوع است؟! چه کسی فکر می کرد که برخی از اقلام آنقدر برای صادرات جذاب شوند که از ترس کمبود در داخل، صادرات آنها ممنوع شود؟! بدیهی است! صادرات یعنی درآمد ارزی و با بی ارزش شدن ریال، صادرات جذاب شده است! وگرنه چه کسی فکر می کرد که حتی رب گوجه فرنگی ایران، اینقدر برای صادرات جذاب باشد؟

اگر سال ها پیش با برنامه ریزی درست، در کنار بی ارزش شدن منطقی ریال، روی توسعه برخی از بخش ها سرمایه گذاری کرده بودیم، الان عمده صادرات کشور نفت و برخی اقلام پتروشیمی و معدنی نبود. تنها صادرات غیرنفتی عمده ما، پسته و فرش نبود. الان شاید هزاران کارگاه و کارخانه شکل گرفته بود که هدف آنها صادرات بود و از رب گوجه فرنگی تا پوشاک و خیلی اقلام دیگر را می توانستند به کشورهای مختلف صادر کنند و در کنار این صادرات، آدم های زیادی به اشتغال و درآمد می رسیدند. ولی جای تاسف دارد که در فضای بحرانی کنونی، این جذابیت مقطعی صادرات ممکن است که به تولید و اشتغال بیشتر منجر نشود. بلکه برای مدتی که درهای صادرات بازند، فقط جیب یک عده  که توان صادرات دارند پر خواهد شد. آنها هم ارز صادراتی را با هر حیله ای که هست سعی می کنند در همان خارج از کشور نگه داری کنند. در حقیقت فرصتی که می توانست با مدیریت خلق و از آن استفاده شود، در شرایط بحرانی اقتصاد، از دست رفت و سوخت شد.
.
.
واقعا سیستم مدیریت خنده داری داریم! از یک طرف با دنیا گلاویز شده ایم و از طرف دیگر سیاست های اقتصادی ما در دهه های گذشته، مشوق واردات بوده است. مدیریتی داریم پر از تناقض های سیاستگذاری و رفتاری!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر