۱۳۹۷ شهریور ۲۰, سه‌شنبه

زمانی برای تغییر!


برای بسیاری از مردم ایران، سوییس بهشت برینی است که مردمانش ثروتمند هستند و در ناز و نعمت زندگی می کنند. اما در حقیقت به عنوان کسی که از نزدیک در این کشور زندگی کردم، می گویم که اینطور هم که ما رویاپردازی می کنیم، نیست. ثروتمند هستند، اما در عین حال بسیار صرفه جو و مقتصد هم هستند. در ناز و نعمت شاید باشند، اما برای این رفاه کار می کنند. رفاه و ثروت آنها، ثمره تنبلی و حیف و میل کردن منابع نیست. این وضعیت ثمره فکر کردن و زحمت دادن یک کشور به خود و اعتماد به نخبگان و شایسته سالاری، برای ساختن و جلو رفتن است. برای همین زندگی در سوییس، بر خلاف آرامش ظاهری، کاملا استرس دار و سخت است. چون باید بدوی تا مبادا عقب نیفتی. این چیزی است که شاید خیلی ها با ساده انگاری باور نکنند. 

برای همین در مقایسه با سوییس و خیلی از کشورهای توسعه یافته و حتی در حال توسعه دیگر که به ایران نگاه می کنیم، اکثر شاخص ها حاکی از آن است که منابع کشور، اعم از منابع انسانی، منابع مالی، منابع طبیعی، منابع فرهنگی، منابع دینی و سایر منابعی که کشور ایران می توانسته از آن برای پیشرفت و توسعه استفاده کند، به شکل کاملا بدی در حال مدیریت هستند. گاه در مواردی حتی، این منابع در اثر سوءمدیریت، تبدیل به تهدید شده اند. متاسفانه میراث این مدیریت ناصحیح تا دهه ها بر دوش کشور باقی خواهد ماند و اینگونه نیست که یک شبه و یک روزه درست شوند. نسل های بعد، هزینه های اشتباهات را خواهند پرداخت.

این روزها خیلی می گویند این چه وضع اقتصاد کشور است؟ این چه وضع بازار ارز است؟ راستش باید گفت مگر با شکلی که کشور ایران مدیریت شده و با شکلی که مردم ایران زندگی کرده اند، انتظار دیگری داشتیم؟ دقیقا در سال های آرامش و راحتی که فرصت اصلاح داشته ایم، ما، اعم از مسئولین و مردم، چه کاری کرده ایم که در جهت خلاف این نابسامانی های فعلی بوده باشد؟ و یا برعکس خود آتش زیر این خاکستر را پرورده ایم تا امروز که در شعله های آن اسیر شده ایم؟ 

این روزها اما می تواند برای مردم ما، غر زدن از شرایط و برای مسئولین ما، سردرگمی و فرافکنی باشد و یا می تواند شروعی باشد بر اینکه بدانیم به عنوان یک ملت، چقدر بی محتوا زندگی کرده ایم، چقدر در فرهنگ سازی و اخلاقیات ضعیف و عقب مانده بوده ایم، چقدر نعمات خدا را معطل گذاشته و یا اصراف کرده ایم، چقدر بی خیال به آینده کشور حرکت کرده ایم. اگر می خواهیم نسل های بعد راحت باشند، باید به خودمان سختی بدهیم و از امروز تغییر کنیم. ما از خیلی از کشورهای دیگر همرده خودمان، خونمان رنگین تر نیست. آنها سختی کشیدند تا تغییر کنند و بقا داشته باشند. ما هم باید تکبر و غرور را کنار بگذاریم و کاستی های زیادمان را بپذیریم و تغییر را شروع کنیم. عدم تغییر ما، دیر یا زود، منجر به نیستی خواهد شد که اگر نشود، جای تعجب دارد!!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر