۱۳۹۷ تیر ۹, شنبه

بحران یا نعمت؟


بحران هایی شبیه بحران اخیر از جهاتی واقعا نعمت هستند. یکی از این نعمات، تقویت حس وطن دوستی و نگرانی نخبگان (افراد اهل فکری که می توانند چیزی بیش از عامه مردم  بفهمند)  و عموم مردم برای آینده کشور است.
هم در ایران و هم در سوييس با ملیت های مختلفی کار کردم و سر و کار داشتم، به جرات می توانم بگويم که یکی از دلایل عدم پيشرفت ایران، بی خیالی اکثر نخبگان ايراني به آن چیزی است که در کشور می گذرد و البته متاسفانه حاکمیت هم از این مساله استقبال می کند. هر چقدر نخبگان کمتر به امور مدیریتی کشور بپردازند، مسئولین پشت درهای بسته و در حلقه های مديريتي بسته تر، راحت تر و بی خیال تر تصميم گیری می کنند. واقعا می توانم بگويم بی توجهی مسئولین ايراني به جمعیت نخبگان و استفاده از پتانسیل آنها در مدیریت کشور و بی توجهی عمده نخبگان ایرانی به مسائل ايران، از نوادر دنیاست.
اما با وجود بحران هایی از جنس بحران فعلی و در خطر افتادن موجودیت و ثبات کشور، نخبگان دلسوز وارد گود شده و سعی می کنند سکوت را بشکنند حتی با یک نوشته تحلیلی کوتاه. مسئولینی هم که بی مسئولیتی خود را با پول نفت پنهان می کردند، حالا دیگر چاره ای جز پذیرش و شنیدن حرف هاي دیگران ندارند.
این روزها واقعا جای شکر دارد که بسياري به مسائل کشور فکر می کنند. از رانتخواری اظهار تنفر می کنند، از دولت می خواهند که راه رانتخواري را ببندد، شفاف عمل کند، منابع کشور را هدر ندهد و به نوعی حس وطن دوستی در جامعه و فضاي مجازی بوجود آمده است. دستاورد کمی نیست برای کشوری که در حالت عادی، مردم و مسئولین و نخبگانش عمدتا بی خیال هستند.

۱۳۹۷ تیر ۸, جمعه

رحم!


از چین و هند و روسیه و دیگران چه انتظار ایثار برای ملت ایران داریم وقتی که تعداد متنابهی هموطن ايراني خودمان از هر فرصتی برای پر کردن جيب خود از وضعیت بحرانی کشور استفاده می کنند؟ وقتی خودمان به خودمان رحم نمی کنیم، دیگران به ما رحم کنند؟

۱۳۹۷ تیر ۴, دوشنبه

انتشار لیست رانتخواران؟


دیروز وزیر محترم ارتباطات در اقدامی بی سابقه، واردکنندگان موبایل را که اخیرا از ارز دولتی استفاده کرده بودند، منتشر کرد و در ضمن در این لیست مشخص بود که این شرکت ها چقدر از ارزی که برای واردات دریافت کرده اند، اصلا وارداتی انجام نداده و احتمالا آن را در بازار آزاد به قیمت بالاتر فروخته اند. با تمامی تشکری که می توان از این وزیر جوان داشت که بالاخره برخلاف بدنه سنتی و پیر حکومت، مسیر محافظه کاری و مماشات را کنار گذاشته است، موارد زیر قابل ذکر است:

1- انتشار لیست سوءاستفاده کنندگان به تنهایی دردی از مردمی که تماشاچی سومدیریت در کشور هستند دوا نمی کند. لازم است که این افراد و دیگر افراد بدنه دولت که با آنها همکاری کرده اند تا بدون واردات، ارز دولتی دریافت کنند به قانون سپرده شوند و قوه قضاییه هم بالاخره مماشات را کنار بگذارد و  قاطعانه برخورد کند. در غیر این صورت، اگر قرار باشد که این شرکت ها و افراد متصل به آنها مجددا بدون برخورد جدی و با ایجاد رابطه مورد عطوفت و بخشش قرار گیرند و به کار قبلی مشغول شوند، انتشار این لیست ها فقط سوءظن افکار عمومی را تقویت می کند.

2- اگر این لیست برای ماه های اخیر منتشر می شود، لازم است که لیست مشابهی برای سال های قبل نیز منتشر شود. در تمامی سال های 90 تا کنون ما ارز دو نرخی داریم و سال هاست که دلسوزان کشور به رانت و فساد ارز دو نرخی هشدار می دهند. باور کنیم که در تمامی این سال ها، فساد شاید با ارقامی به مراتب بالاتر از این اتفاق افتاده است.

3- یک بخش این فساد ناشی از سوءمدیریت خود دولت است. اگر قرار است بعد از سه ماه واردات اقلامی ممنوع شود و یا با ارز آزاد وارد شوند، چرا اصولا از ابتدا به آن ارز دولتی اختصاص داده می شود؟ بدیهی است که عده ای با رانت از این فرصت حداکثر سوءاستفاده را خواهند کرد تا کالا به ارز ارزان دولتی وارد کنند و در نهایت هم با اعمال محدودیت های بعدی، به طور رسمی می توانند اقلام وارداتی را گرانتر بفروشند. موبایل یکی از اقلام کوچک است. مثلا خودروهای وارداتی و لوازم خانگی به مراتب ارقام بالاتری دارند و همین مساله در مورد آنها هم رخ داده است.

ای کاش از گذشته نه چندان دور که سوءمدیریت بازار ارز عده ای را از فرش به عرش رساند استفاده کنیم و گذشته را تکرار نکنیم. تا کی می خواهیم  بدون محدودیت جیب عده ای قلیل و رانتخوار را از اموال عمومی پر کرده و حسرت و نفرت را در بخش دیگر جامعه پمپاژ کنیم؟

۱۳۹۷ تیر ۱, جمعه

مقصر کیست؟

حدود یک ماه و نيم پیش نسبت به رانت موجود در طرح پیش فروش سکه بعد از تعطیلات عید، بخصوص طرح یک ماهه، هشدار دادم و در مقاله ای نيز دلایل را توضیح دادم. حالا که سکه ها از هضم چهارم و پنجم خریداران رد شده، تازه مسئولان نظارتی به صرافت افتاده اند که مبادا پای فساد و رانت در میان بوده.
به راستی اگر کسی 38000 سکه خرید، مقصر کیست؟ مقصر اقتصاد فشل و غیرشفاف و رانتی است یا کسی که موج سواري بر سومديريت مسئولان و تلاطم های سياسي را خوب یاد گرفته است؟
مقاله ام را در این لینک می توانید ملاحظه فرمایید.  

بحران اعتماد!


این روزها نوشته آقای ناظران در خصوص فساد در تخصیص ارز پتروشیمی ها در کانال ها دست به دست می چرخد و خنده دار که برخی کانال ها از کپی نوشته جنجالی ایشان برای تبلیغ و جذب مخاطب استفاده کرده اند.
با توجه به آشنایی خودم با بخش پتروشیمی و مقررات بانک مرکزی در خصوص فروش ارز پتروشیمی ها در سامانه نیما باید بگويم که این نوشته بر اساس اطلاعات غلط نوشته شده است و صحیح نيست. تخصیص ارز دست بانک مرکزی است نه پتروشیمی ها. البته که در صنعت پتروشيمي مثل جای جای اقتصاد ايران، فساد وجود دارد و ارقام فساد آن هم کم نیست، اما این مورد ادعایی صحیح نمی باشد.
متاسفانه در ایران، یک بحران اعتماد داریم. بسیاری مردم فکر می کنند که دیگران بردند و خوردند و چاپيدند. بيراه هم نیست! در مورد تشدید تحریم های قبلی در سال های 90 تا 92، اختلاس 3000 میلیاردی را داشتیم و بعد فرار آقای خاوری که علاوه بر تشریک در فساد، مخزن اطلاعات دور زدن تحریم های مالی بود. بعد هم که ماجرای حیرت انگيز اقای زنجانی بدون حتی مواخذه یک مسئول!
فاجعه بارترین اتفاق در تحریم های پیش رو، تکرار این حوادث تلخ گذشته است. در این صورت، فاجعه تخریب اعتماد افکار عمومی ایران به حاکميت را خواهیم داشت که قویتر از اثرات مستقیم تحریم هاست. لذا فکر می کنم که لازم است مسئولان در این چند وقت بیشتر حساسیت به خرج دهند تا بی آبرویی جدیدی به بار نيايد!

۱۳۹۷ خرداد ۲۶, شنبه

استفاده از نرخ بهره در روسیه


پیرو پست قبلی، افزایش نرخ بهره در روسیه در میانه تحریم ها را در نمودار مشاهده می کنید. نرخ بهره در سال 2014 حتی به نزدیک سه برابر افزایش یافت. پس از کنترل شرایط، نرخ بهره نیز به تدریج کاهش را تجربه کرد.



ابزار اقتصادی به نام نرخ بهره یا همان سود!


یکی از ابزارهای مهم برای کنترل اقتصادی که داغ شده و نقدینگی در آن، در جستجوی سود بیشتر هر بار به بازاری حمله می کند، افزایش نرخ بهره یا به اصطلاح رایج در ایران، نرخ سود است. افزایش نرخ سود می تواند بخشی از نقدینگی سرگردان را جذب کرده و التهاب فعلی را برای مدتی آرام کند تا سیاستگذار بتواند در این مدت راهکاری های دیگری را آماده اجرا کند. متاسفانه در ایران نگرش دستوری و مذهبی به نرخ سود سبب شده است که کارکرهای نرخ سود برای رسیدن به اهداف اقتصادی ممکن نباشد. تصور کنید که نرخ سود 16 درصد بشود 25 یا 30 درصد؟ چه بلوایی به پا خواهد شد! اما این نرخ سود، موهومی و حباب نیست! واقعیت اقتصاد ایران است! واقعیت اقتصادی که با پمپاژ مداوم و سرسام آور پول و افزایش نقدینگی مواجه است. آنهایی که سال پیش خانه خریدند، ماشین خریدند، سکه خریدند، ارز خریدند همگی دارایی هایشان تقریبا در این یکسال دو برابر شده است. یعنی 100 درصد سود در یک سال. آن وقت چگونه می توان گفت که نرخ سود بانکی 25 درصد در این شرایط اقتصادی، حباب و غیرواقعی است؟
تنها مشکل سود بالا متاسفانه وضعیت وخیم نظام بانکی است.  نظام بانکی ایران همین حالا هم در معرض ورشکستگی است و تامین سود بالا خود جای سوال دارد.
.
.
.
بعضی اوقات فکر می کنم واقعا اقتصاد ایران در کلافی سردرگم گیر افتاده است که هر گره آن را که می خواهی باز کنی، چند گره دیگر به آن اضافه می شود. به هر حال وضعیت مملکت داری و اقتصادگردانی گعده ای ما در طی دهه های گذشته، ثمره بهتر از این هم نمی توانست داشته باشد. امید که از این گردنه خطرناک عبور کنیم و البته این بار اگر به سلامت گذشتیم، درد اصلاح را به جان بخریم و به قواعد اقتصادی احترام بگذاریم. اگر چه متاسفانه بارها از گردنه هایی عبور کرده ایم و به جای آموختن، حماقت های گذشته را تکرار کرده ایم.

۱۳۹۷ خرداد ۱۴, دوشنبه

خوش باوری...

از روز پنجشنبه هفته پیش تا دوشنبه هفته دیگه، ارتباط تجاری و اداری رسمی بخش مهمی از اقتصاد ما با بخش مهمی از دنیا تقریبا قطع است. روزهای کاری آنها ما تعطیل بوده ایم و روزهای کاری ما، آنها تعطیلند
هر جوری با خودم فکر می کنم می بینم کشوری که دنبال جایگاه بالایی در دنياست باید دنبال بهانه ای برای کار و تلاش برای اثبات خود به دنيا باشد و نه دنبال بهانه ای برای تعطیلی

خوش باوری است اگر فکر کنیم با این سیستم ناکارآمد به جایی خواهیم رسید.

۱۳۹۷ خرداد ۱۳, یکشنبه

دو نکته در آستانه تحریم ها


چندی قبل به عنوان کارشناس در جلسه هم اندیشی بازار ارز در فرماندهی پلیس آگاهی دعوت شده بودم. در این جلسه که با حضور نمایندگان صرافان، نظام بانکی و نیز مرکز پژوهش های مجلس برگزار شده بود نکات بسیاری مطرح شد. در این جلسه اینجانب نیز بر دو  نکته تاکید کردم:

1-  مورد اول برگرفته از نکته ای بود که دوست عزیزم جناب آقای دکتر قنبری اشاره کرده بود با این مضمون که ما زیاد در مورد این صحبت می کنیم که دولت یا بانک مرکزی باید چه کار اقتصادی و اخلاقی را در بازار ارز پیاده کند، اما تقریبا به این مساله نمی پردازیم که مردم و فعالان اقتصادی باید چه کار درستی را انجام دهند؟! در حقیقت شرایط فعلی ما این است که درگیر یک جنگ اقتصادی تمام عیار هستیم اما به جای آنکه در این شرایط سخت در کنار هم باشیم، هر کسی به دنبال آباد کردن خانه خویش از ویرانی های اقتصادی بحران اخیر است. جالب که حرص و ولع آنها که بیشتر دارند، از همگان بیشتر است!! متاسفانه بسیاری از مردم منتظر هستند که خبر جدیدی شود تا قیمت املاک و اجاره خانه هایشان و نیز ارزش دارایی هایشان از جمله دلار و سکه بیشتر شود و اصلا اهمیت نمی دهند که این منفعت به چه هزینه ای به دست می آید و چه کسانی هزینه کمرشکن آن را می پردازند؟ عده ای هم که عقب مانده اند، در حسرت به سر می برند. این منفعت طلبی شخصی همچون سلاحی، تاثیر تحریم ها را دو چندان می کند. متاسفانه صداسیما و رسانه ها و دیگر نهادهای فرهنگ سازی در این خصوص در سکوت محض به سر می برند. گویی پذیرفته شده است که در این شرایط بحرانی که ناشی از تقابل آرمان های حکومت ما با دنیاست، عده ای باید دنیای خویش را آباد کنند که این اتفاقا اثرات بحران را وخیم تر می کند. 
2- اگر ما حتی نیمی از این توان موشکی و نظامی فعلی را داشته باشیم، شاید مورد تجاوز نظامی واقع نشویم. آنچه به عقیده من دشمنان ایران به دنبال آن هستند و سلاح موثرتری از حمله نظامی است،  "سقوط از درون" است. افزایش تورم ناشی از تحریم ها در کنار مساله لجام گسیخته فساد و در عین بیکاری بالای جوانان، می تواند موج هایی را ایجاد کند که از درون، ایران را به زانو درآورد. مهمترین اقدام برای خنثی کردن این توطئه، رسیدگی به اقشاری است که بخصوص در رکود اقتصادی، افزایش نرخ ارز و تورم مسکن روز به روز بیشتر تحت فشار قرار می گیرند. این افراد نیازمند حمایت مالی و خدماتی بیشتری هستند. جای بسی تعجب است که حتی با وجود گذر از انتخابات، دولت در اصلاح یارانه ها و اختصاص مبلغ بیشتر به اقشار آسیب پذیر و کاهش و حذف یارانه اقشار با درامد بالاتر تعلل می کند. گویی هنوز تعارف دارد که به عده ای بگوید در این شرایط بحرانی کشور، عده ای باید به خاطر اقشار آسیب پذیر و نیازمند تر ایثار کنند. البته با وجود فساد و نیز منفعت طلبی شخصی گروه های سیاسی، صحبت از ایثار کردن واقعا سخت است.

متاسفانه رویه دولت نشان نمی دهد که برنامه خاصی برای جبران کاهش قدرت خرید اقشار آسیب پذیر در این شرایط داشته باشد. رویه مخالفان دولت نیز فقط این است که بگویند آنها درست می گفته اند و به جای ارائه برنامه برای حل مشکلات، خود را برای مصادره قدرت آماده می کنند. در این شرایط آینده روشنی پیش روی بازارها و اقتصاد کشور نیست.