۱۳۹۷ فروردین ۲۰, دوشنبه

درمان ضربتی


در کتاب "به طور قابل پیش بینی غیرمنطقی" یا  Predictably Irrational، نویسنده مثالی را بیان می کند. می گوید فرض کنید که قرار است چسبی از روی زخم بیمار برداشته شود. راحتی بیمار در کدام است: این کار آرام و آهسته انجام شود و یا برعکس، یک دفعه و با قدرت چسب کنده شود؟ بر خلاف نظر عامه مردم، اگر قرار است که چسبی را از روی زخم بکنند، بهتر نیست که پرستار این کار را آرام آرام انجام دهد!! اینگونه بیمار شاید درد کمتری بکشد اما به نوعی زجرکش می شود. به طور تجربی ثابت شده است که دقیقا برعکس، بهتر است که چسب یک دفعه و با سرعت برداشته شود. درد ایجاد شده زیاد هست اما زود تمام می شود.

در اصلاحات اقتصادی نیز بهتر است که اصلاح در زمان کوتاه و با شوک انجام شود و بعد از شوک، سریع سیستم به تعادل رسانده شود. اعتراضاتی خواهد شد اما این اعتراضات لااقل تمام می شوند و بعد از مدتی، وضعیت جدید، وضعیت عادی می شود.
نمونه بارز چند سال اخیر این داستان، بانک مرکزی سوییس بود. بانک مرکزی سوییس در ژانویه سال 2015، با یک اعلامیه کوتاه، سیاست تضعیف اجباری فرانک سوییس در برابر یورو را خاتمه داد. این اعلامیه کوتاه به طوفانی در بازارهای مالی دنیا و سوییس بدل شد. در کمتر از یک دقیقه فرانک سوییس در بازارهای جهانی بیش از 20 درصد نوسان داشت که در تاریخ معاصر سوییس بی سابقه بود. بورس سوییس در چند دقیقه 100 میلیارد فرانک سوییس (معادل 120 میلیارد دلار) از ارزش خود را از دست داد. تا چند روز همگان در سوییس، به معنای واقعی کلمه، به بانک مرکزی سوییس دشنام می دادند. اما بانک مرکزی سوییس کم آورده بود و شکست خورده بود! ادامه شکست یعنی شکست بیشتر! بازگشت پله ای از شکست نیز یعنی رانت مسلم برای یک عده! پس اگر قرار بود که اشتباه اصلاح شود، باید ضربتی و یک دفعه انجام می شد. تا یک ماه بعد از این شوک، اقتصاد سوییس و کسب و کارها ملتهب بودند اما کم کم مسیر تعادلی مشخص شد. اعتراضات خاموش شد. 
حالا وضعیت این روزهای بازار ارز ما وضعیت مشابهی دارد. کاملا مشخص است که کاهش قیمت نفت، هزینه های سرسام آور کشورداری و تهدیدات ترامپ دیر یا زود باعث می شد که ذخایر ارزی ما دچار مشکل شود. این روزها به زبان ساده، بانک مرکزی ایران کم آورده است. اگر این اعتراف را شش ماه پیش انجام داده بود و در یک حرکت سریع دلار را به بالای 5000 تومان رسانده بود این گونه نمی شد که ماه ها بازار ارز در التهاب و بلاتکلیفی باشد و اتفاقا تقاضای کاذب سفته بازی را تقویت کند که خود دلیل دیگری برای سختی مدیریت بازار در این روزها باشد. 
به راستی در این کشور کسی هست بگوید که این دلارهای با چند نرخ در این چند ماهه به دست چه کسانی رسید؟ یا دعوای اصلی فشار برای تعویض شهردار و فیلتر تلگرام است؟ آیا پایان دادن به این رانت ها، جزو برنامه ها و اولویت های کسی در این کشور هست؟

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر