۱۳۹۷ اردیبهشت ۶, پنجشنبه

انتقال رانت از صرافی به بانک‌


متن مصاحبه من در خصوص تصمیم بانک مرکزی برای ممنوعیت معاملات صرافان و آینده این صنف (لینک مصاحبه)
.
.
.
1- با توجه به سیاست‌های جدید بانک مرکزی مبنی بر تغییر روش تامین نیازهای ارزی، تزریق ارز به صرافی‌ها متوقف شد به نظر می‌رسد سیاستگذار پولی در راستای حذف صرافی‌ها گام برداشته است. ارزیابی شما از این اقدام بانک مرکزی چیست؟
قبل از هر چیز باید اشاره کنم که با گذر زمان بیشتر مشخص می شود که در اقدامات بانک مرکزی شتابزدگی، تکرار مسیر اشتباه گذشته و به نوعی بازگشت به عقب دیده می شود. بدترین بازگشت به عقب این است که به جای حذف رانت ارز ارزان، شکل ارائه آن و محل عرضه رانت را عوض کرده است. همه می دانستند که تعدادی از صراف ها، خودشان ذینفع ارزهای تزریقی ارزان قیمت بودند. اما حتی ورود پلیس در مقطعی نیز نتوانست به مدیریت صف های ارزی و تخصیص بهینه ارز کمک کند. چون فقط مشکل صراف ها نیستند! مشکل اصلی کسی است که بستر رانت را فراهم کرده است. مثلی هست که می گوید "مالتو سفت بچسب، همسایه رو دزد نکن!". در واقعیت وقتی در سطح کلان مدیریت اقتصاد کشور رانت ایجاد شده است، طبیعی است که یک عده از این فضا سوءاستفاده کنند. فرقی نمی کند که متولی عرضه ارز ارزان قیمت صرافی خصوصی باشد یا صرافی بانک، بانک تجاری باشد و یا حتی خود بانک مرکزی! وقتی رانت هست، حلقه های فساد و رانتجو مسیر خود را پیدا خواهند کرد.
در مورد حذف صرافی ها باید بگویم که رییس بانک مرکزی صراحتا اعلام کرد که هدف بخشنامه های اخیر این بانک، حذف صرافی ها نیست و در کل هم بعید است این اتفاق بیفتد. صرافی ها در سراسر دنیا کم و بیش وجود دارند و نقش "صرافی گری" نقشی پذیرفته شده در تمامی اقتصادهای دنیاست. در ایران نیز، تا زمانی که تحریم های بانکی بین المللی سر جایش هست، صرافی ها حذف ناشدنی هستند. می توان تزریق ارز را به آنها نسپرد. اما نقش "صرافی­گری" آن ها حذف کردنی نیست. یعنی هیچ وقت حذف کردنی نخواهد بود.  
خاطره ای بگویم. در زمان ارز تک نرخی در قبل از سال 90 که آن زمان رویایی الان به خاطره ها پیوسته است، برای خرید ارز به میدان فردوسی رفتم. بازار ارز در آنها زمان ها آرام بود و تقریبا هر ارزی را برای هر کاری می شد از صرافی تامین کرد. از رانت و صف خبری نبود. با این وجود هنوز یک عده دلال کنار خیابان، ارز خرید و فروش می کردند. به طعنه به یکی از آنها گفتم که با وجود اینهمه صرافی و ارز در دسترس، شما کارتان چیست؟ گفت به هر حال ما کار خودمان را داریم. قیمت بهتر داریم. بعد در نهایت حرف جالبی زد. گفت که "امروز آرام را نبین. این مملکت متلاطمه!". راست می گفت. روزهای متلاطم اقتصاد کشور رسیده و آنها در این دوران، نقش خود را بازی کردند و ثروت های زیادی را اندوختند.
به عقیده من تا زمانی که عرصه سیاست خارجی کشور تنش آلود است، کارها ناگزیر از کانال غیررسمی انجام می شود و به همین دلیل واسطه هایی از جمله صراف ها قابل حذف نیستند. البته وجود واسطه، فضا را برای رانت و فساد مهیا می کند. دقیقا اتفاقی که در دهه ها اخیر و به خصوص در سال های اخیر گریبانگیر اقتصاد ایران بوده است.  

2- هزینه و فایده حذف صرافی‌ها برای اقتصاد ایران چیست؟
صرافی یک بنگاه اقتصادی است که بنا به سود و منفعت اقتصادی باید کار کند. در برخی از کشورها که بانک ها نقش کلیدی در معاملات ارزی، حتی در مبالغ خرد، دارند، تعداد صرافی ها کمتر است اما با این حال صرافی هایی وجود دارند. در این کشورها، صرافی ها بیشتر برای انتقال پول های خرد با هزینه کمتر و سرعت انتقال بالاتر از نظام بانکی شکل گرفته اند. اما در کشورهای دیگر مثل ایران، بدلیل تمایل به اقتصاد زیرزمینی و فرار از نظام بانکی، صرافی گری رواج بیشتری داشته و دارد.
اما در کل، تحریم ها برای صرافان یک نعمت بود! تحریم ها عملا باعث شد که تبادلات ارزی کشور به طور رسمی به دست صراف ها و شرکت های تراستی مرتبط با آنها سپرده شود. صراف ها در این زمینه کمک زیادی به کشور کردند اما خوب پاداش خوبی هم گرفته اند. این کارها را مفت و برای رضای خدا انجام ندادند.

3- آیا با توقف تزریق ارز به صرافی‌ها، رانت‌هایی که در این عرصه توزیع می شد، پایان می یابد؟
وقتی رانت هست، فرقی نمی کند کجاست. رانتجوها و حلقه های فساد به آن خواهند رسید. وقتی ارز به طور محدود عرضه می شود، حتما نرخ دومی در قالب بازار آزاد شکل خواهد گرفت. زیرا مثلا کسی که برای سفر بیش از 1000 یورو اسکناس نیاز دارد، این ارز را از کجا تامین کند؟ مساله تقاضای قاچاق کالا و حتی تقاضای ناشی از دارایی امن نیز مطرح است. در این شرایط حتما یک عده دنبال سندسازی و استفاده از روابط و فساد برای دسترسی به ارز ارزان و فروش آن به قیمت آزاد خواهند بود. بنابراین فرقی نمی کند چه کسی متولی عرضه ارز ارزان تر به نسبت قیمت بازار آزاد باشد. رانت قبلا برای صرافی های خصوصی بود، حالا رانت به بانک ها و صرافی آنها منتقل می شود.
البته ممکن است که استدلال شود که بانک ها یا دولتی هستند و یا خصوصی و منافع شخصی مانند صرافی های خصوصی در میان نخواهد بود. اما بالعکس! نگاهی به معوقات بانکی که در اثر فساد و سهل انگاری نهاد نظارتی در نظام بانکی شکل گرفته است، خود می تواند نشاندهنده ریسک های مدیریت نظام بانکی بر بازار ارز فعلی باشد که دسترسی به ارز در آن یک مزیت ویژه و رانت به حساب می آید. صرافی خصوصی در جهت منافع مالکش که مشخص است و احتمالا یک یا دو فرد هستند حرکت می کند. اما متاسفانه نظام بانکی، نظام عریض و طویلی است که به راحتی تحت تاثیر فشار گروه های سیاسی و رانتجو قرار دارد. لذا می توان انتظار داشت که همانطور که بانک ها در تقسیم منابع بانکی دچار مشکل عدم تخصیص بهینه بوده اند، تخصیص ارز توسط آنها نیز خالی از بحث و مشکل نباشد.

4- آیا این اقدام سیاستگذار بر کنترل تقاضای ارزی برای قاچاق ارز و جلوگیری از پولشویی در بازار ارز اثر گذارست؟ در این زمینه هم  رئیس کانون صرافان با دعوت صرافان به صبوری گفته نمی توان از تقاضای ارزی برای قاچاق کالا و ارز و نیز اقداماتی که پولشویی محسوب می شوند، چشم پوشی کرد و نیاز است پالایشی در تقاضاهای ارزی انجام شود. ارزیابی شما چیست؟
کلیت قضیه درست است. در شرایط تحریم فعلی نمی توان به هر تقاضای ارزی پاسخ داد. اما به هر حال  وقتی عرضه ارز محدود است، تقاضای مازاد ارز به شکلی دنبال راهی برای تامین مالی خود خواهد بود. همین محدودیت عرضه، سبب شکل گیری بازار آزادی هرچند غیررسمی و غیرقانونی خواهد شد. اما نکته اینجاست که وقتی در کشور قاچاق کالا با ارزش ده ها میلیارد دلاری تحمل شده است، به احتمال خیلی زیاد بازار غیررسمی ارز هم برای تامین مالی آن تحمل خواهد شد! مگر اینکه واقعا اتفاق خوبی در کشور افتاده باشد که متاسفانه من از آن مطلع نیستم!

5- ارزیابی شما از انتقال خرید و فروش حواله‌های ارزی به بانک‌ها چیست؟
تا مادامی که رابطه بانکی ایران با دنیا عادی نشود، نقل و انتقال عمده پول های کشور، تحت نظام حواله ای خواهد بود که توسط شرکت های واسطی به نام "تراستی" انجام خواهد شد. یعنی این شرکت ها که وابسته به صرافان خصوصی، بانک ها و حتی خود شرکت های صادرکننده هستند، با سندسازی و جابجایی نام فروشنده یا خریدار با نام یک شرکت خارجی، رد طرف ایرانی را از بین می برند و خرید و فروش را به نام یک غیرایرانی انجام می دهند. البته این کار را هم برای خدا و پیغمبر انجام نمی دهند! در بهترین حالت برای انجام این کار پورسانت می گیرند. در بدترین حالت نیز مالکان شرکت تراستی با پول مردم، غیبشان می زند!
حال با واگذاری کار به بانک ها و صرافی آنها، تحت شرایط فعلی بعید می دانم که نظام بانکی راه حل بهتری برای نقل و انتقال ارز داشته باشد. یعنی آیا قرار است که بانک ها طی یک رابطه کارگزاری بانکی رسمی، منابع ارزی را به اقصی نقاط دنیا انتقال دهند؟ یا بدلیل محدودیت ها، آنها نیز مانند صراف ها به یک سری شرکت های تراستی متوصل خواهند شد؟ در این صورت، شرکت های تراستی بانک ها و مدیران آنها بر اساس رابطه و رانت انتخاب می شوند و یا بر اساس حساسیت به اموال عمومی؟

6- با توجه به اینکه تا اطلاع ثانوی صرافی‌ها، مجاز به خرید و فروش اسکناس به صورت فیزیکی نیستند و هرگونه واردات که نیاز به تخصیص ارز دارد با ثبت سفارش انجام می شود، ارزیابی شما از آثاراقتصادی این نوع محدودیت‌ها چیست؟
این کار مسلما عرضه ارز را در کوتاه مدت محدود می کند و با مشکل تامین مالی واردات برخی از اقلام، می توان انتظار رشد قیمتی را داشت. اما در بلندمدت سوراخ های این طرح نیز کشف خواهد شد! مثلا یکی از مشکلات سیستم دو نرخی این بود که واردکنندگانی قیمت کالاهای وارداتی خود را بالاتر از نرخ واقعی اعلام می کردند. به این طریق ارز مازادی به نرخ مبادله ای دریافت می کردند. آنها سپس این ارزها را طی حوالجاتی با قیمت ارز آزاد، به فروش می رساندند. بعید می دانم الزام به ثبت سفارش کالا این مشکلات را حل کند.

7- چقدر ممکن است تشدید محدویت‌ها در اعمال مقررات به شکل گیری بازار سیاه و تقویت معاملات زیرزمینی دامن زند؟
به طور حتم وقتی بر ارائه ارز محدودیت وجود داشته باشد، بازار سیاه شکل خواهد گرفت. به هر حال کسی که می خواهد سفر برود و بیش از 1000 یورو نیاز دارد چه کند؟ کسی که هزینه ثبت نام دانشگاهش زیادتر از ارز تخصیصی است، چه کند؟ کسی که واقعا از کاهش ارزش ریال نگران است و می خواهد آن را به دارایی مطمئن دیگری تبدیل کند، چه کند؟ این تقاضاهای مازاد، بازار دومی را شکل خواهد داد.
البته این حرف که ارز مازاد همچون قاچاق و همچون مواد مخدر است خیلی اثر ندارد. دلار گرانتر از 4200 تومان دیگر از خود مواد مخدر که غیرقانونی تر نیست! همین الان در سطح شهر مواد مخدر در حال معامله و در برخی از محله ها به راحتی در دسترس است! بنابراین پیش بینی من این است که بازار سیاه شکل خواهد گرفت تا به نیازهای مازاد که در قالب دستوری جواب داده نمی شوند، پاسخ دهد. این بازار تحمل خواهد شد. بازار مواد مخدر با آن همه زیان و آسیب اجتماعی تحمل شده است! بالاخره واقعا معتاد محتاج به مواد چه کند؟ با این اوصاف، بازار آزاد ارز که جای خود دارد!

8- با توجه به بالا بودن تعداد صرافی‌ها و عدم موفقیت بانک مرکزی در سالهای اخیر برای ساماندهی صرافی‌ها و حذف صرافی‌ها غیرمجاز تا چه میزان سیاستگذار پولی می توان صرافی ها را پایبند به رعایت مقررات و سیاست‌های جدید کند؟
شما در سوال، جواب خودتان را دادید! وقتی قبلا موفق نبوده اند حالا چه دلیل دارد که موفق شوند؟ متاسفانه تا زمانی که وضعیت سیستم مالی کشور در شرایط به "استضعاف کشیده" کنونی است و در دستگاه های نظارتی و قضایی نه توان و نه عزم جدی مقابله دیده می شود، می توان انتظار داشت که نوعی ضابطه گریزی و منفعت طلبی فردی و گروهی بر این سیستم حاکم شود. اگر می خواهید صراف ها به کار واقعی خود برسند و بساط رانت جمع شود، راهی جز بازگشت به شرایط قبل از تحریم و رابطه مستقیم بانکی با دنیا نداریم. تا آن زمان، به هزینه کل مردم ایران، پول به افراد خاصی خواهد رسید. یک موقع اسمش ب.ز. است، یک موقع فلان شرکت صرافی و تراستی وابسته به بانک و یک زمان دیگر صرافی خصوصی. 

9- به طورکلی کارکردها و وظایفی جدیدی که بانک مرکزی برای صرافی‌ها تعیین کرده است را چگونه ارزیابی می کنید؟ با این رویکرد بانک مرکزی چه سرنوشتی در انتظار صرافی‌هاست؟
تا الآن به نظر می رسد که نقش صراف ها کمتر از گذشته شده است اما این نقش حذف نشده و البته چنانچه گفتم حذف شدنی نیست. ولی برای نتیجه گیری میزان کاهش نقش صرافان کمی زود است. باید منتظر بود تا اقدامات بانک مرکزی نهایی شود. اما در کل تا زمانی که تنش سیاسی ایران با آمریکا حل نشده و تحریم های بانکی حذف نشوند، صرافان نقش کلیدی در تبادلات ارزی ایران خواهند داشت. ولی به هر حال کسب و کار صرافان، مثل هر کسب و کار دیگری، بالا و پایین خواهد داشت. وضعیت خوب یا بد در این کسب و کار، دائمی نیست. ضمنا فراموش نکنیم صنف صرافان از ثروتمندترین و قدرتمندترین اصناف کشور هستند. روابط خوبی با حلقه های قدرت دارند. حتی برخی از وابستگان حلقه های قدرت، بخصوص در سال های اخیر، خود صرافی زده اند و در این تجارت منافعی درست کرده اند. این قشر با صنف مظلوم و بی دفاعی مثل کارگران و یا معلمان فرق دارند. به هر حال با لابی می توانند آینده خود را تضمین کنند و از این بابت جای نگرانی برای این صنف نیست.

۱۳۹۷ فروردین ۲۹, چهارشنبه

چرایی اتمام یک رانت


عرضه پیش فروش سکه یک ماهه بعد از سه روز، بدون اعلام قبلی متوقف شد. سه احتمال وجود دارد:

احتمال اول) بانک مرکزی که بايد متولی صيانت از اموال عمومی باشد، در محاسباتش اشتباه کرده و حالا فهمیده که محترمانه چوب حراج به اموال عمومي زده بوده و از این کار اشتباه عقب نشینی کرده است.
احتمال دوم) یک دریچه رانت برای مدت محدودی باز شد و وقتی کار عده اي  خاص تمام شد، پیش فروش مذکور هم پایان یافت.
احتمال سوم) هر دو احتمال قبلی همزمان رخ داده است!

۱۳۹۷ فروردین ۲۳, پنجشنبه

اعضای تیم فوتبال ناهمگون


برای چندمین بار از آدم های اطرافم می شنوم که اعتقاد دارند برخی از مقامات و وابستگان آنها در این نوسانات اخیر و قبلی بازار ارز بار خود را بسته اند و کلی ارز از کشور خارج کرده اند برای روز مبادا! فارغ از اینکه آیا این شایعات درست است یا نه، به نظرم عدم اعتماد مردم به سران کشور در حال بحرانی شدن است که البته راست و چپ هم نمی شناسد. اگر زودتر این اعتماد ترمیم نشود، می تواند تبعات جبران ناپذیری برای کشور داشته باشد.
.
.
.
نظام حکومتی ایران شبیه تیمی فوتبالی شده است که خط حمله خوبی دارد. در عوض خط دفاعی اش ضعیف بوده و به نظر می رسد که اصلا دروازه بان ندارد!! مهم نیست که چقدر خط حمله قوی باشد. خط دفاع و دروازه بان ضعیف ممکن است که کل تیم را به شکست بکشاند.

۱۳۹۷ فروردین ۲۰, دوشنبه

درمان ضربتی


در کتاب "به طور قابل پیش بینی غیرمنطقی" یا  Predictably Irrational، نویسنده مثالی را بیان می کند. می گوید فرض کنید که قرار است چسبی از روی زخم بیمار برداشته شود. راحتی بیمار در کدام است: این کار آرام و آهسته انجام شود و یا برعکس، یک دفعه و با قدرت چسب کنده شود؟ بر خلاف نظر عامه مردم، اگر قرار است که چسبی را از روی زخم بکنند، بهتر نیست که پرستار این کار را آرام آرام انجام دهد!! اینگونه بیمار شاید درد کمتری بکشد اما به نوعی زجرکش می شود. به طور تجربی ثابت شده است که دقیقا برعکس، بهتر است که چسب یک دفعه و با سرعت برداشته شود. درد ایجاد شده زیاد هست اما زود تمام می شود.

در اصلاحات اقتصادی نیز بهتر است که اصلاح در زمان کوتاه و با شوک انجام شود و بعد از شوک، سریع سیستم به تعادل رسانده شود. اعتراضاتی خواهد شد اما این اعتراضات لااقل تمام می شوند و بعد از مدتی، وضعیت جدید، وضعیت عادی می شود.
نمونه بارز چند سال اخیر این داستان، بانک مرکزی سوییس بود. بانک مرکزی سوییس در ژانویه سال 2015، با یک اعلامیه کوتاه، سیاست تضعیف اجباری فرانک سوییس در برابر یورو را خاتمه داد. این اعلامیه کوتاه به طوفانی در بازارهای مالی دنیا و سوییس بدل شد. در کمتر از یک دقیقه فرانک سوییس در بازارهای جهانی بیش از 20 درصد نوسان داشت که در تاریخ معاصر سوییس بی سابقه بود. بورس سوییس در چند دقیقه 100 میلیارد فرانک سوییس (معادل 120 میلیارد دلار) از ارزش خود را از دست داد. تا چند روز همگان در سوییس، به معنای واقعی کلمه، به بانک مرکزی سوییس دشنام می دادند. اما بانک مرکزی سوییس کم آورده بود و شکست خورده بود! ادامه شکست یعنی شکست بیشتر! بازگشت پله ای از شکست نیز یعنی رانت مسلم برای یک عده! پس اگر قرار بود که اشتباه اصلاح شود، باید ضربتی و یک دفعه انجام می شد. تا یک ماه بعد از این شوک، اقتصاد سوییس و کسب و کارها ملتهب بودند اما کم کم مسیر تعادلی مشخص شد. اعتراضات خاموش شد. 
حالا وضعیت این روزهای بازار ارز ما وضعیت مشابهی دارد. کاملا مشخص است که کاهش قیمت نفت، هزینه های سرسام آور کشورداری و تهدیدات ترامپ دیر یا زود باعث می شد که ذخایر ارزی ما دچار مشکل شود. این روزها به زبان ساده، بانک مرکزی ایران کم آورده است. اگر این اعتراف را شش ماه پیش انجام داده بود و در یک حرکت سریع دلار را به بالای 5000 تومان رسانده بود این گونه نمی شد که ماه ها بازار ارز در التهاب و بلاتکلیفی باشد و اتفاقا تقاضای کاذب سفته بازی را تقویت کند که خود دلیل دیگری برای سختی مدیریت بازار در این روزها باشد. 
به راستی در این کشور کسی هست بگوید که این دلارهای با چند نرخ در این چند ماهه به دست چه کسانی رسید؟ یا دعوای اصلی فشار برای تعویض شهردار و فیلتر تلگرام است؟ آیا پایان دادن به این رانت ها، جزو برنامه ها و اولویت های کسی در این کشور هست؟