۱۳۹۷ دی ۵, چهارشنبه

با نرخ ارز بازی نکنیم!


پس از یک مدت کوتاه آرامش، در روزهای اخیر نرخ ارز نزدیک به 20 درصد افزایش یافته است. اینکه دقیقا در این چند روز چه اتفاقی افتاد که بانک مرکزی افزایش قیمت را پذیرفته است، مشخص نیست. اما هر چه هست، افکار عمومی بیش از اندازه به مجموعه مدیریت بازار ارز کشور بی اعتماد است و قیمت ها بیش از اندازه به افزایش نرخ ارز حساس هستند. در چنین شرایطی، اساسا بانک مرکزی یا نباید وارد بازی کاهش نرخ ارز می شده، یا حالا که این کار را کرده است، باید فعالانه نرخ هایی که خودش در بازار ایجاد کرده را حفظ کند تا بتواند در بازار اعتمادسازی نماید.

تداوم افزایش نرخ ارز در روزهای آتی، سیگنال خوبی نیست. اگر نرخ ارز در روزهای آتی به طور مداوم افزایش یابد، آن وقت باید انتظار داشت که بانک مرکزی میزان ارزی که در این چند وقت به بازار تزریق کرده را به همراه لیست افرادی که به میزان کلان به این ارز ارزان دسترسی داشته اند منتشر کند تا مشخص شود که در این فصل جدید از رانت سازی، چقدر منابع ارزی کشور هدر شده و چه کسانی بهره برده اند.
.
.
.
ای کاش روزی بازی با نرخ ارز پایان یابد. نرخ بالای ارز و با ثبات، بهتر از نرخ ارز پایین ولی بی ثبات و رانت زاست.

۱۳۹۷ دی ۴, سه‌شنبه

چه بگوییم؟!!


به طرف چینی گفتیم که اینجوری که نمیشه!! شما باید نماینده ما در چین باشید تا شرایط در کشورتان به نفع ما عوض بشه. الان چین به نظر کاملا تابع تحریم هاست و مسیرهای مالی را کاملا بسته است. گفت اگر شما می خواهید کسی برای شما لابی کنه و شرایطتان عوض بشه، وضعیت سفیر کشورتان در چین را مشخص کنید!
بنده خدا راست میگه! از زمانی که آقای همتی به جای رفتن به سفارت ایران در چین، به یکباره به بانک مرکزی رفت، سفارت ایران در چین برای چند ماه در مهمترین دوران تحریم ها بدون سفیر بود و به تازگی گویا فردی به عنوان سفیر معرفی شده است. احتمالا فرد مناسب پیدا نکردند و یا اصولا چین کشور مهمی، آن هم در میانه تحریم ها به حساب نمی آمده!
.
.
وقتی ما خودمان برای کار خودمان دلمان نمی سوزد، از دیگران چه توقعی داریم؟!

۱۳۹۷ دی ۱, شنبه

ارزشگذاری های به اصطلاح کارشناسان!!


فردی که به او سلطان قیر اطلاق می شد، به جرم "افساد فی الارض با تشکیل شبکه کلاهبرداری، رشا و ارتشا" امروز اعدام شد. صحبت من در مورد این نیست که بگویم آیا او واقعا مستحق اعدام بوده است یا نه و یا اینکه آیا او به تنهایی مقصر بوده و یا بخش عمده تقصیر، ناشی از ساختار اقتصادی و مدیریتی است که محیط رشد فساد را ایجاد کرده است. صحبت من در مورد بخشی از اتهام این فرد است که در زیر آن را اشاره می کنم:
"وی با همدستی مرتبطین خود و با پرداخت رشوه و تبانی با کارشناسان، املاک را به چند برابر قیمت واقعی ارزش‌گذاری و به بانک ارائه می‌داد، از جمله ملکی که حدود ۴۰۰ میلیارد ریال ارزش داشته با پرداخت رشوه و تبانی به ۱۲۶۹ میلیارد ریال ارزش‌گذاری و در رهن شرکت نفت جی قرار داد."

در این مورد باید بگویم بدلیل اینکه کارم سالهاست مرتبط با سرمایه گذاری و ارزیابی سرمایه گذاران بوده، بارها و بارها با مدارکی روبرو شده ام که بعضا توسط کارشناسان رسمی، بخصوص در حوزه ارزش گذاری املاک، تهیه شده اند اما به طرز آشکاری مشخص است که این گزارشات بر اساس عددسازی و افزایش مصنوعی قیمت املاک آماده شده اند. قطعا آن کارشناس رسمی محترم برای کمک به تولید داخلی و یا راه افتادن کار یک هموطن این عددسازی ها را انجام نمی دهد!

دقیقا بدترین ضربه به نظام اقتصادی را کسانی می زنند که امین نهادهایی مثل بانک ها، نظام قضایی و سرمایه گذاران به حساب می آیند و قرار است که گزارشات حرفه ای و تخصصی آنها ملاک عمل و تصمیم گیری های کلان اقتصادی باشد، اما بتوان با پول، این افراد را تطمیع کرد و گزارشات غیرواقعی از آنها گرفت. ضمن احترام به کارشناسان خبره وظیفه شناس و درستکار، متاسفانه باید بگویم که اکثر گزارشات ارزشگذاری کارشناسان رسمی که به دستم رسیده است، فاقد ارزش علمی و تخصصی بوده اند. گزارشاتی یک طرفه که با بررسی های میدانی جهتدار به اعداد مطلوب رسیده اند و به راحتی اکثر آنها را باید تقسیم بر دو یا سه کرد تا به رقم واقعی ارزش آن ملک رسید!!

متاسفانه یکی از مشکلات اقتصادی ما این است که نمونه های فساد آنقدر زیاد شده اند که انگار همگان بی خیال شده اند و پذیرفته اند که نمی توان سیستم را اصلاح کرد. اما اصلاح برخی از امور می تواند تاثیر زیادی در کنترل فساد داشته باشد. به نظرم  اگر مسئولین کشور، گزارشات اعتبارسنجی و ارزشگذاری کارشناسان رسمی را از فساد خالی کنند، سرچشمه خیلی از فسادها در کشور بخصوص در سیستم مالی و نظام بانکی خواهد خشکید.

۱۳۹۷ آذر ۱۷, شنبه

صورت حساب های دلاری!


یکی از مسایلی که اخیرا زیاد مطرح شده است این است که چرا با وجود کاهش قیمت دلار در بازار، نه تنها قیمت ها کاهش نیافته بلکه قیمت برخی از اقلام هنوز رو به صعود است. یکی از دلایلی که به ذهن من می رسد ناشی از صورتحساب هایی است که همه ما، از جمله کسبه محترم، نه به ریال بلکه به دلار در حال صادر کردن برای دیگران هستیم! حالا منظور از صورتحساب های دلاری چیست؟
 به زبان ساده منظور این است که همه ما اعم از کارمند، مغازه دار، تولیدکننده و تاجر ، مدام در حال مقایسه درآمد فعلی خود با گذشته به دلار هستیم و نگاه می کنیم که درآمد ما به دلار چقدر کاهش یافته است. کارمند می گوید درآمد من سال پیش 1000 دلار بود. اما حالا با کاهش ارزش ریال به ناگهان شده 300 دلار! شاید کارمند بدلیل قرارداد کاری تا پایان سال، دستش به جایی نرسد که بخواهد سر حقوق خود چانه بزند و درآمد خود به دلار را بالا ببرد. اما کسب و کارها دستشان بازتر است و قیمت ها را بالا می برند تا کاهش درآمدشان به دلار جبران شود. بنابراین وقتی دلار آزاد از 4000 تومان به 12000 تومان رسیده و حداقل سه برابر شده است،  کسبه محترم فارغ از اینکه چقدر واقعا هزینه هایشان دلاری است، به ثبات و حتی افزایش درآمد دلاری خود فکر می کنند. لذا هدف بسیاری از آنها افزایش سه برابری قیمت ها است!
با توجه به اینکه در چند ماه گذشته، قیمت ها نمی توانسته اند با سرعتی که ارز افزایش یافته، افزایش یابند، حالا به نوعی با تاخیر در حال افزایش هستند تا عقب ماندگی خود را جبران کنند. لذا می توان پیش بینی کرد که قیمت برخی کالاها که در چند ماه گذشته متناسب با افزایش قیمت ارز بالا نرفته است، تمایل کسبه و آن صنف دقیقا افزایش قیمت ها برای جبران افت ارزش ریال است. هر چقدر قیمت ارز بالاتر برود، تمایل به افزایش رقم صورتحساب های آنها برای مصرف کنندگان نیز بیشتر می شود.

۱۳۹۷ آبان ۲۶, شنبه

در باب کاهش اخیر نرخ ارز در بازار آزاد


دو عامل مهم تعیین کننده مسیر بازار ارز در ايران عبارتند از:
1- خواست دولت
2- توانستن دولت
خواسته دولت و حاکمیت به طور کلی در ایران، کاهش نرخ ارز است. اما دولت همیشه قادر نیست که به این هدف برسد. مثلا در اثر تحریم ها ممکن است دولت نتواند بازار را کنترل کند.
کاهش اخیر نرخ ارز، در راستای خواست دولت و حاکمیت برای تقویت ريال است. با توجه به شدید نبودن تحریم های آمریکا بر اساس آنچه که تبلیغ و پیش بيني می شد، حالا این اقدام ممکن تر و شدنی تر از دفعات قبل به نظر می رسد. اما باز همه چیز بستگي به نحوه پیاده سازی این سياست و شرایط سياسي دارد.
حالا بدترین سناریو این است که دولت وسط اجرای این کار کم بیاورد و دوباره ارز صعودی شود. تصور کنید که کلی ارز برای کنترل بازار صرف شده باشد و در صورت شکست برنامه دولت، بازیگران ارز جسورتر و مردم بی اعتماد تر شوند. این اتفاق متاسفانه مسبوق به سابقه است.

فعلا جز دعا برای دولت کاری از دستمان بر نمی آید  :)

۱۳۹۷ آبان ۱۶, چهارشنبه

دو روایت از خوددرگیری ما!


روایت اول)  با نماینده یکی از بزرگترین شرکت های فایننسور چینی صحبت می کردم. داستانی را از حدود ده سال پیش تعریف کرد به این شکل که برای پیشنهاد فاینانس یکی از فازهای پارس جنوبی به ایران آمده بودند. می گفت آن زمان ما پیشنهاد چند میلیارد دلار فاینانس داشتیم که نرخ بهره پیشنهادی ما 3 درصد بود. طرف ایرانی مدام می گفت که ما قبلا با نرخ های کمتر فاینانس کردیم و این نرخ را قبول نداریم. می گفت ما توضیح دادیم که آن زمان گذشته و در وضعیت جدید دنیا که بحران مالی هست، به خاطر ریسک، اصلا منابع مالی وجود ندارد و شما بهتر است همین منابع ما را هم سریع بگیرید. ضمنا کاملا منطقی بود که ایران باید این میدان مشترک را هرچه زودتر به بهره برداری می رساند. لذا وقت چانه زدن روی چند دهم درصد بهره نبود. با این وجود طرف ایرانی روی حرف خودش بود. ولی می گفت در انتها فهمیدیم که طرف ایرانی چند صدایی است. یکی از ایرانی ها در نهایت به ما گفت که نرخ شما خوب است! اما از ترس مسئولیت و بازخواست شدن است که مدیران طفره می روند و نرخ را قبول نمی کنند.  
همان زمان می گفت طرف قطری به ما پیشنهاد می داد که چرا شما به ایران رفته اید؟! می گفت قطری ها حاضر بودند حتی نرخ بالاتری از آنچه ما به ایران پیشنهاد دادیم، آنها بدهند با این شرط که ما اصلا با ایران کار نکنیم! می گفت مسئول قطری به ما گفت: این میدان مال ماست! هر چه در توان داریم باید برای برداشت از آن بگذاریم. برای ما مهم نیست که شما هم سود بیشتری ببرید....

روایت دوم) بعد از برجام که بحث ورود شرکت های خارجی بالا گرفت، عده ای شروع به قیل و قال کردند که اصولا ایران با این همه ثروت و پول، به خارجی ها چه نیازی دارد؟ مثلا در مورد قراردادهای نفتی به یکی از نهادهای ثروتمند کشور اشاره می کردند که پول دارد و می تواند پروژه انجام بدهد و تا آنها هستند، نیازی نیست که دستمان را جلوی خارجی ها دراز کنیم. برای اهل فن و تخصص، واضح است که نهادی که ملک و املاک دارد، قرار نیست که ملک و املاکش را بفروشد و پروژه نفتی اجرا کند اما به هر حال آن افراد سعی داشتند به جامعه این مساله را القا کنند که این اتفاق می افتد. در همان زمان ها با دوستی که با هم در دانشگاه شریف هم دوره بودیم و در همان نهاد  مشغول به کار بود، صحبت می کردم. مدیر پروژه تهیه کاغذ با تکنولوژی خاصی از فرانسه بود. گفت بابت فاینانس این پروژه در حال مذاکره با صندوق توسعه ملی هستند که وام بگیرند! گفتم لااقل منابع صندوق را در راه بهتری خرج کنید! مثلا در راه همین پروژه های نفتی! گفت بابت پروژه های نفتی، همکاران در حال مذاکره با چینی ها هستند!! یاد آن بنده خدایی افتادم که گلویش را پاره می کرد که بگوید این نهاد پول دارد، پس به توتال و امثالهم چه نیازی داریم!! جالب آنکه این روزها که آن عزیزان به آرزویشان رسیدند و برجام پاره شد و امثال توتال رفتند، دیگر هیچ صدایی از آنها در نمی آید!!
.
.
.
مساله تحریم هم اگر حل شود، با خوددرگیری داخلی چه کنیم؟!

۱۳۹۷ آبان ۶, یکشنبه

در اهمیت نرخ ارز در بازار آزاد


سرمقاله امروز من در دنیای اقتصاد در خصوص اهمیت نرخ بازار آزاد. بر خلاف ادعاها و حرف های مسئولین در روزهای اخیر، نرخ بازار آزاد مهم است. فاصله بیشتر بین نرخ ارز دولتی و نرخ ارز آزاد به معنای فساد بیشتر و احتکار بیشتر است. (لینک)
.
.

تحولات بازار ارز در ماه‌های اخیر آنقدر سریع و حیرت‌انگیز بوده که این سوال را مطرح کرده است که چرا به‌رغم اینکه مسوولان دولت تمایل زیادی به زیر سوال بردن عملکرد اسلاف خود دارند، اما در نهایت، کارنامه‌ای شبیه یکدیگر و در مواردی حتی بدتر نسبت به اسلاف خود دارند. پاسخ به این سوال، نیازمند مطالعه‌ای جامع در رفتارشناسی مسوولان در دوره‌های مختلف است.
اما به‌طور مختصر می‌توان اشاره کرد که یک دلیل این اتفاق این است که مسوولان، کارنامه اسلاف خود را صرفا از آن جهت نقد می‌کنند که به آن به‌ عنوان ابزاری سیاسی برای به قدرت رسیدن نگاه می‌کنند و نه وسیله‌ای برای یادگیری و بهبود امور کشورداری. به همین دلیل است که کمتر اتفاق می‌افتد که مسوولان از اشتباهات گذشته در مدیریت کشور، درس بگیرند و بنابراین اشتباهات گذشته را تکرار می‌کنند.
یکی از این نوع اشتباهات رایج مسوولان، «انکار واقعیات» است؛ زیرا امید دارند با انکار واقعیات و بدون راهکاری عملی برای حل مسائل، مشکلات خود به خود حل شوند. مورد اخیر از این نوع انکار واقعیات، مربوط به «نرخ ارز در بازار آزاد» بوده است. در حقیقت، علاوه‌بر دو نرخ ارز مصوب دولتی برای واردات اساسی و نرخ ارز ثانویه در سیستم نیما برای واردات اقلام مجاز دیگر، نرخ دیگری در بازار آزاد شکل گرفته است که نیازهای مازاد در این بازار پاسخ داده می‌شود. این نرخ، چند هفته قبل توانست رکوردهای تاریخی را به ثبت برساند تا اینکه آغاز برخی سیاست‌ها توانست کمی از التهابات بازار را از بین ببرد. این روزها اگرچه به‌نظر می‌رسد بازار آزاد ارز آرام است، اما نرخ‌های فعلی در این روزهای آرام بازار، تفاوت محسوسی با نرخ ارز ثانویه دارد.
بعد از این التهابات بود که مسوولان در یک گام رو به جلو نسبت به چند ماه قبل، پذیرفتند که قیمت بازار آزاد وجود دارد و نرخ‌های آن نیز به‌طور لجام گسیخته افزایش یافته است. اما بسیار شنیده شد که اعلام کردند نرخ بازار آزاد مهم نیست! استدلال آنها این بود که به‌دلیل اینکه قیمت کشف شده در بازار آزاد متعلق به بخش ناچیزی از مبادلات ارز است، این قیمت نمی‌تواند معیار خوبی برای سنجش وضعیت بازار ارز در کل باشد. بنابراین همگان را به پذیرش این نکته دعوت می‌کردند که نرخ بازار آزاد را جدی نگیرند! این استدلال از دو جهت قابل نقد و رد کردن است: یکی به‌دلیل اثر قیمت بازار آزاد در سمت عرضه و دیگری اثر آن در سمت تقاضا.
1-اثرات قیمت ارز در بازار آزاد در سمت عرضه
مهم‌ترین مشکلی که اقتصاد ایران در ماه‌های اخیر با آن دست و پنجه نرم کرده است، عقب‌نشینی عرضه‌کنندگان از بازار است. تنها عاملی که به این مساله دامن زده است، تفاوت محسوس نرخ ارز در بازار آزاد با دیگر نرخ‌های ارز است. در حقیقت تولید‌کننده، توزیع‌کننده یا حتی دلال، با مرور تاریخ بحران‌های ارزی در چند دهه قبل می‌داند که نرخ‌های دستوری ارز پایدار نیستند و به‌زودی نرخ‌های بازار آزاد، جای نرخ‌های دستوری قبلی را خواهند گرفت. این موضوع حتی در همین چند ماه اخیر هم رخ داده است! نرخ دلار بالای ۸ هزار تومان که زمانی غیرقانونی و مربوط به ارز قاچاق بود، در کمتر از چند ماه، تحت‌عنوان نرخ بازار ثانویه به رسمیت شناخته شد!
حال دور از ذهن نیست که با افزایش نرخ ارز در بازار آزاد، این انتظار مجددا شکل بگیرد که تاریخ تکرار خواهد شد و نرخ‌های بازار آزاد، به‌زودی جای نرخ ثانویه را خواهند گرفت و به رسمیت شناخته خواهند شد. شکل‌گیری چنین انتظاری، اثر تعویقی در رفتار آحاد اقتصادی دارد. در حقیقت عمده عرضه‌کنندگان، تا زمانی که مطمئن نباشند کالاهای خود را به ارز آزاد نمی‌توانند بفروشند، به احتمال زیاد آنها را دپو خواهند کرد تا در آینده‌ای نزدیک، کالاهایشان را بر این مبنا بفروشند.
2-اثرات قیمت بازار آزاد در سمت تقاضا
نرخ ارز مصوب دولتی برای واردات اساسی و نیز نرخ ارز ثانویه، فقط در دسترس عده‌ای محدود است و به همین دلیل، عموم مردم به این نرخ‌ها توجه چندانی ندارند. در واقع، اینکه وارد‌کننده‌ای مجهول‌الهویه و ناشناس برای جامعه، به نرخ ارز ثانویه برای واردات کالایی نامشخص دسترسی پیدا کرده است، نتیجه خاصی برای افکار عمومی جامعه ندارد. مردم نه تنها ارز را با قیمت آزاد می‌خرند، بلکه فروشندگان کالاها و خدمات نیز به آنها ثابت کرده‌اند که قیمت کالاهایشان نه با نرخ ارز ثانویه، بلکه با نرخ ارز آزاد تغییر می‌کند. بنابراین وقتی نرخ ارز در بازار آزاد بالا می‌رود، فارغ از اینکه در بازار ثانویه چه نرخی وجود دارد، قیمت کالاها رشد را تجربه می‌کند یا به‌دلیل احتکار، اصلا به‌طور کامل آن کالاها غیرقابل دسترس می‌شوند. بنابراین نگرانی از تبعات افزایش لجام گسیخته قیمت ارز در بازار آزاد، بحران تقاضا را دامن زده و تمایل به خرید مازاد و احتکار را حتی به سطح خانوارها می‌کشد.
بنابراین، بر خلاف استدلال مسوولان، نرخ ارز در بازار آزاد می‌تواند تبعاتی فراتر از آن داشته باشد که قابل صرف نظر کردن باشد. هنر تحریم‌کنندگان این بوده است که با اتکای به نخبگان دانشگاه و اتاق‌های فکر، سیستمی را طراحی کرده‌اند که پول ملی کشور را  کم ارزش کنند. متاسفانه باید پذیرفت که نقشه طراحان تحریم‌ها در کنار مدیریت ناصحیح و ناکارآمد داخلی که تنها مختص این دولت نیست، موفق عمل کرد و ریال ایران سقوط را تجربه کرد. سقوطی که با توجه به شرایط اقتصاد ایران و نیز ساختار تحریم‌ها، یک واقعیت است.
حال مسوولان کشور دو راه دارند. یا می‌توانند واقعیت افزایش نرخ ارز را بپذیرند و منابع ارزی کشور را حفظ کنند، یا با این باور اشتباه که می‌توانند تورم را کنترل کنند، واقعیت افزایش نرخ ارز را انکار کنند. اما در عمل با این کار، نه تنها تورم به اقتصاد تحمیل می‌شود، بلکه در فرآیندی فسادآمیز، منابع ارزی کشور نیز به هدر می‌رود. مسلما حل این چالش و ارائه راهکارهای جبران کاهش قدرت خرید مردم، نیازمند نیروی فکری قدرتمند برای تصمیم‌سازی در بدنه مدیریت کشور و نیز مدیریت قدرتمندی در حل بحران اقتصادی است. تجربه نشان نمی‌دهد در شوک‌های ارزی چند دهه گذشته، سیاست‌گذاران کارنامه موفقی داشته باشند. اما امید است که با انکار واقعیات، مشکلات را عمیق‌تر و پیچیده‌تر نکنند.

۱۳۹۷ مهر ۲۹, یکشنبه

آخرین اسلاید!


آینده ریال چه می شود؟این عکس،آخرین اسلاید ارائه دوره های ارز اینجانب در سالهای اخیر است.
ارزش ریال تا بیش از یک دهه آتی،کاهشی با احتمال سقوطهای ناگهانی خواهد بود.مانند آنچه تاکنون رخ داده.



۱۳۹۷ مهر ۱۸, چهارشنبه

چاپ چهارم کتاب جنگ های ارزی


چاپ چهارم کتاب جنگ های ارزی توسط انتشارات دنیای اقتصاد به بازار آمده است.مطالعه این کتاب را به دوستانی که علاقمند به دانستن نقش "پول" در روابط اقتصادی و سیاسی بین کشورها هستند، توصیه می کنم.



۱۳۹۷ مهر ۸, یکشنبه

اعتماد از دست رفته!


جای بسی تاسف است که بسیاری از مردم، ارزهای خود را در صندوق امانات بانک ها نگه می دارند اما در حساب ارزی در بانک نمی گذارند! حتی برخی به همین صندوق های امانات هم اعتمادی ندارند! همه این بی اعتمادی در بحران قبلی ایجاد شد وقتی که حساب های ارزی با نرخ دولتی تبدیل و به زور به سپرده گذاران داده شد. حالا اعتماد از دست رفته دیگر باز نمی گردد حتی اگر آقای پورابراهیمی بگوید که مردم مطمئن باشند که اتفاقات گذشته نمی افتد. اما مشکل اینجاست که آن زمان این که اتفاقات افتاد، مگر قرار بود که اتفاق بیفتد؟ مگر کسی بابت تخریب اعتماد در آن زمان مواخذه شد؟ و این بار هم اگر اتفاق بیفتد، مگر کسی مواخذه خواهد شد؟

خوب است که حتی در میانه بحران، به برخی اصول پایبند بمانیم و اعتماد را از بین نبریم. وجود این اعتماد خود می تواند کمکی برای حل بحران در آینده باشد. ناگفته پیداست که چه میزان از شدت بحران ارزی فعلی ناشی از عدم اعتماد مردم به مسئولین امر است.

۱۳۹۷ مهر ۶, جمعه

اطلاعیه دوره آموزشی تحلیل بازار ارز


دوستان زیادی پیگیر برگزاری دوره آموزشی تحلیل بازار ارز در مجموعه دنیای اقتصاد بودند که متاسفانه به دلیل مشغله کاری و عدم مشخص بودن برنامه اینجانب، چند ماهی است که متوقف مانده است. اما اینجانب تلاش دارم که در اسرع وقت دوره آموزشی بازار ارز را با محوریت تحلیل اتفاقات اخیر برگزار نمایم که در صورت نهایی شدن، از همین کانال، زمان و مکان آن اطلاع رسانی خواهد شد.

با تشکر
راهداری

۱۳۹۷ مهر ۴, چهارشنبه

فرصت سوخته صادرات


دیدن قیمت های این روزهای ارزها، چیزی شبیه خواب است و برای بسیاری به معنای کوچک تر شدن ارزش درآمدهای ریالی آنهاست که بسیار ناراحت کننده است. اما یک اتفاق خوبی که در حال افتادن است و به آن کمتر پرداخته شده است، جذابیت صادرات است. واقعا چه کسی فکر می کرد که در کشوری که همیشه کارت بازرگانی را برای واردات اجاره می کردند، دولت مجبور شود که اعلام کند اجاره کارت بازرگانی برای صادرات ممنوع است؟! چه کسی فکر می کرد که برخی از اقلام آنقدر برای صادرات جذاب شوند که از ترس کمبود در داخل، صادرات آنها ممنوع شود؟! بدیهی است! صادرات یعنی درآمد ارزی و با بی ارزش شدن ریال، صادرات جذاب شده است! وگرنه چه کسی فکر می کرد که حتی رب گوجه فرنگی ایران، اینقدر برای صادرات جذاب باشد؟

اگر سال ها پیش با برنامه ریزی درست، در کنار بی ارزش شدن منطقی ریال، روی توسعه برخی از بخش ها سرمایه گذاری کرده بودیم، الان عمده صادرات کشور نفت و برخی اقلام پتروشیمی و معدنی نبود. تنها صادرات غیرنفتی عمده ما، پسته و فرش نبود. الان شاید هزاران کارگاه و کارخانه شکل گرفته بود که هدف آنها صادرات بود و از رب گوجه فرنگی تا پوشاک و خیلی اقلام دیگر را می توانستند به کشورهای مختلف صادر کنند و در کنار این صادرات، آدم های زیادی به اشتغال و درآمد می رسیدند. ولی جای تاسف دارد که در فضای بحرانی کنونی، این جذابیت مقطعی صادرات ممکن است که به تولید و اشتغال بیشتر منجر نشود. بلکه برای مدتی که درهای صادرات بازند، فقط جیب یک عده  که توان صادرات دارند پر خواهد شد. آنها هم ارز صادراتی را با هر حیله ای که هست سعی می کنند در همان خارج از کشور نگه داری کنند. در حقیقت فرصتی که می توانست با مدیریت خلق و از آن استفاده شود، در شرایط بحرانی اقتصاد، از دست رفت و سوخت شد.
.
.
واقعا سیستم مدیریت خنده داری داریم! از یک طرف با دنیا گلاویز شده ایم و از طرف دیگر سیاست های اقتصادی ما در دهه های گذشته، مشوق واردات بوده است. مدیریتی داریم پر از تناقض های سیاستگذاری و رفتاری!

۱۳۹۷ مهر ۲, دوشنبه

اشخاص حقیقی مشکوک!


دو روز قبل رییس کل بانک مرکزی اعلام کرد که "ورود اسکناس به کشور توسط صرافی ها و سایر اشخاص حقیقی و حقوقی آغازشده و درحال افزایش است و در کنار آن بانک مرکزی هم باقیمانده نیاز را تأمین می کند." قبلا در مورد میزان موفقیت این برنامه صحبت کرده ام. اما در اینجا نکته ای که به نظرم جالب رسید ورود اسکناس به کشور توسط "اشخاص حقیقی" است!!
در حقیقت صرافی و شخص حقوقی از جمله صادرکنندگان در رابطه با این کار می توانند معنا داشته باشند، اما اشخاص حقیقی دقیقا معلوم نیست که چه کسانی هستند و دقیقا چه کاری می توانند برای بانک مرکزی ایران با آن همه دم و دستگاه انجام دهند؟ آنها اسکناس خودشان را به کشور می آورند یا پول های بانک مرکزی را چمدانی و قاچاقی به کشور می آورند؟ آیا این افراد با توصیه و رابطه انتخاب شده اند و یا مکانیزمی وجود دارد که صلاحیت آنها را تضمین کرده است؟
لازم دیدم که در همین خصوص به دو مورد اشاره کنم:
1- وقتی نام آقای زنجانی به رسانه ها کشیده شد بخشی از داستان ایشان در مورد موفقیت و ثروت افسانه ایش این بود که در زمان سربازی، راننده مرحوم نوربخش، رییس اسبق بانک مرکزی، بوده است و به همین دلیل مورد اعتماد قرار گرفته و عامل پخش دلار در بازار شده بوده است و به ازای هر دلار یک تومان می گرفته است! رشد او از همین عاملیت بانک مرکزی شروع شده است. اگر این روایت درست باشد (که البته ممکن است جعلی باشد اما موارد مشابه وجود دارند)، جای سوال است که یعنی بانک مرکزی اینقدر بی دست و پاست که مکانیزم بهتری برای توزیع دلار در بازار نداشته است؟ یا فساد محرک این انتخاب و رویه بوده است؟
2- در همین اواخر فردی را دستگیر کردند که به او نسبت "سلطان سکه" داده شد و اخیرا هم دادگاهی شده است. آقای اژه ای گفت که این فرد چند سال پیش هم دستگیر شده بوده است اما در آن زمان بانک مرکزی اعلام کرده است که او عامل توزیع دلار و سکه در بازار بوده و کار او با هماهنگی بانک مرکزی بوده و به همین دلیل آزاد شده است! سوال این است که واقعا عامل توزیع دلار و سکه بانک مرکزی بودن یعنی چه؟ آن هم تازه یک فرد حقیقی خارج از مجموعه بانک مرکزی؟!!
با این تفاسیر و با توجه به سابقه کار، می توان انتظار داشت که برخی از سلاطینی که تحت عنوان اخلالگر بازار با ثروت های افسانه ای در آینده دستگیر خواهند شد، احتمالا از همین عزیزانی هستند که در راستای سیاست های بانک مرکزی، به کار قاچاق و توزیع ارز و طلا به داخل مبادرت می ورزند.
.
.
سیستم اقتصاد ایران در کل به فساد و عدم شفافیت تمایل دارد، حالا تحریم ها هم مزید بر علت شده و به این مشکلات رسمیت بخشیده است. متاسفانه هم با وجود سال ها تجربه تحریم، تدابیر بهتری اتخاذ نشده است. در بر همان پاشنه قدیمی می چرخد.

۱۳۹۷ مهر ۱, یکشنبه

نذر رانت!


چند روز پیش نامه ای از وزیر صمت منتشر شد که به طور خلاصه بیان می کرد که عزیزانی که وام های ارزی گرفته اند، بدهی ارزی آنها به نرخ روز گشایش اعتبار به ریال تبدیل شده و بعد با نرخ سود 15 درصد  و طی 5 سال بازپرداخت شود. نکته جالب در این نامه، اشاره به وام های صندوق ذخیره ارزی بود که چون در چندین سال گذشته اصلا صندوق ذخیره ارزی وجود نداشته است، می توان حدس زد که خطاب این نامه به افرادی باز می گردد که حتی قبل از بحران های ارزی سال های 91 و 92 وام ارزی گرفته اند و اصلا معلوم نیست که چگونه تا الآن بازپرداخت آنها انجام نشده است.

تصور کنید که وامی گرفته اند که با آن تجهیزات وارد کرده اند. بعد ارزش این تجهیزات و محصولات تولیدی در این مدت حداقل ده برابر شده است. بدهی را هم نداده اند و یا نصفه نیمه داده اند و به جای مواخذه شدن بابت عدم پرداخت درست بدهی، قرار است باز هم به بدهکاران خاطی لطف کرده و بدهی ارزی آنها را به نرخ دلار حدود 1000 تومانی به ریال تبدیل کنند. در ضمن سود بازپرداخت هم 15 درصد لحاظ شده است در حالیکه نظام بانکی با حیله و ترفند به کمتر از 24 درصد سود راضی نیست. همه این حاتم بخشی ها هم تحت عنوان با مسمای "حمایت از واحدهای تولیدی بخش خصوصی" انجام می شود. حالا اینها دقیقا چه کسانی هستند و چه خروجی و ثمری برای مملکت دارند، خدا داند! جای تاسف که این حاتم بخشی های فله ای، بدهکاران را به عدم بازپرداخت به موقع بدهی هایشان ترغیب و آنها را جسورتر می کند.
.
.
بهشت یک عده کجا می تواند باشد وقتی در این مملکت گویی عده ای از مسئولین و مقامات نذر کرده اند که از جیب همه مردم، پول مفت  در جیب آنها کنند؟

۱۳۹۷ شهریور ۲۶, دوشنبه

شکست قابل پیش بینی!


چند وقت پیش اعلام شد که صرافی ها هم حق وارد کردن ارز به صورت فیزیکی داشته و می توانند ارز وارد کرده و آن را بفروشند. به این شکل بانک مرکزی قصد داشت که رابطه ای بین بازار ثانویه و بازار آزاد ایجاد کند تا شاید با پاسخگویی به تقاضای اسکناس، قیمت های بازار آزاد در داخل کاهش یابد. با این خبر موج کاهشی قیمت در بازار راه افتاد که البته یک روز هم بیشتر دوام نیاورد. در ادامه اما گویی شرایط بازار ارز با وجود این مجوز یا نبودش فرقی نکرده است.

راستش قابل پیش بینی بود!! مهمترین دلیل این است که صرافان از انجام این کار منفعتی نمی برند و به همین دلیل به هر بهانه ای متوسل خواهند شد که این کار را نکنند. واقعیت این است که وقتی جناب صراف می تواند ارز خود را در خارج از ایران احتکار کند و در آینده، آن را با قیمت بالاتر حواله نماید، چرا باید آن را به داخل کشور بیاورد و سبب کاهش قیمت ارز و در حقیقت، کاهش ارزش دارایی خود در داخل و خارج از ایران شود؟ آیا این کار غیر از این است که صراف کلی ریسک و زحمت به خود داده تا قیمت ارز را پایین بیاورد تا آقایان با آن عکس یادگاری بگیرند؟

در تحلیل سیاست های مشابه همیشه از خودتان بپرسید که متولی کاهش قیمت ارز کیست و علاوه بر این سوال که آیا او می تواند، باید بپرسید که آیا برای او می صرفد که این کار را بکند؟ اگر منفعت نداشت، بدانید که پیشاپیش شکست خورده است.

۱۳۹۷ شهریور ۲۰, سه‌شنبه

زمانی برای تغییر!


برای بسیاری از مردم ایران، سوییس بهشت برینی است که مردمانش ثروتمند هستند و در ناز و نعمت زندگی می کنند. اما در حقیقت به عنوان کسی که از نزدیک در این کشور زندگی کردم، می گویم که اینطور هم که ما رویاپردازی می کنیم، نیست. ثروتمند هستند، اما در عین حال بسیار صرفه جو و مقتصد هم هستند. در ناز و نعمت شاید باشند، اما برای این رفاه کار می کنند. رفاه و ثروت آنها، ثمره تنبلی و حیف و میل کردن منابع نیست. این وضعیت ثمره فکر کردن و زحمت دادن یک کشور به خود و اعتماد به نخبگان و شایسته سالاری، برای ساختن و جلو رفتن است. برای همین زندگی در سوییس، بر خلاف آرامش ظاهری، کاملا استرس دار و سخت است. چون باید بدوی تا مبادا عقب نیفتی. این چیزی است که شاید خیلی ها با ساده انگاری باور نکنند. 

برای همین در مقایسه با سوییس و خیلی از کشورهای توسعه یافته و حتی در حال توسعه دیگر که به ایران نگاه می کنیم، اکثر شاخص ها حاکی از آن است که منابع کشور، اعم از منابع انسانی، منابع مالی، منابع طبیعی، منابع فرهنگی، منابع دینی و سایر منابعی که کشور ایران می توانسته از آن برای پیشرفت و توسعه استفاده کند، به شکل کاملا بدی در حال مدیریت هستند. گاه در مواردی حتی، این منابع در اثر سوءمدیریت، تبدیل به تهدید شده اند. متاسفانه میراث این مدیریت ناصحیح تا دهه ها بر دوش کشور باقی خواهد ماند و اینگونه نیست که یک شبه و یک روزه درست شوند. نسل های بعد، هزینه های اشتباهات را خواهند پرداخت.

این روزها خیلی می گویند این چه وضع اقتصاد کشور است؟ این چه وضع بازار ارز است؟ راستش باید گفت مگر با شکلی که کشور ایران مدیریت شده و با شکلی که مردم ایران زندگی کرده اند، انتظار دیگری داشتیم؟ دقیقا در سال های آرامش و راحتی که فرصت اصلاح داشته ایم، ما، اعم از مسئولین و مردم، چه کاری کرده ایم که در جهت خلاف این نابسامانی های فعلی بوده باشد؟ و یا برعکس خود آتش زیر این خاکستر را پرورده ایم تا امروز که در شعله های آن اسیر شده ایم؟ 

این روزها اما می تواند برای مردم ما، غر زدن از شرایط و برای مسئولین ما، سردرگمی و فرافکنی باشد و یا می تواند شروعی باشد بر اینکه بدانیم به عنوان یک ملت، چقدر بی محتوا زندگی کرده ایم، چقدر در فرهنگ سازی و اخلاقیات ضعیف و عقب مانده بوده ایم، چقدر نعمات خدا را معطل گذاشته و یا اصراف کرده ایم، چقدر بی خیال به آینده کشور حرکت کرده ایم. اگر می خواهیم نسل های بعد راحت باشند، باید به خودمان سختی بدهیم و از امروز تغییر کنیم. ما از خیلی از کشورهای دیگر همرده خودمان، خونمان رنگین تر نیست. آنها سختی کشیدند تا تغییر کنند و بقا داشته باشند. ما هم باید تکبر و غرور را کنار بگذاریم و کاستی های زیادمان را بپذیریم و تغییر را شروع کنیم. عدم تغییر ما، دیر یا زود، منجر به نیستی خواهد شد که اگر نشود، جای تعجب دارد!!

۱۳۹۷ شهریور ۱, پنجشنبه

وام بگیرید البته هوشمندانه!


بسیار افراد عادی جامعه را می بینم که به خاطر سود بالای وام در ایران، از دریافت وام خودداری می کنند و مدام از وضعیت سود بالا نالان هستند. همیشه آنها را از اين کار منع کرده ام و برعکس، تشویق کرده ام که وام بگیرند!

دليل اينکه آنها را از شکایت از سود بالا منع می کنم این است که اگر سود وام در ایران بالاست، این مساله ناشی از تورم بالا و افزایش شديد نقدینگی در اقتصاد ايران است. اگر در کشورهای توسعه یافته نرخ بهره پایین است، این بدلیل شرایط اقتصادی خاص آنهاست. نه اینکه بانکهايشان خداشناسند و یا بدلیل رضایت مشتری این کار را کرده اند. بلکه آن سود پايين، نرخ تعادلی سود در  اقتصاد آنها با توجه به تورم پايين آنهاست.

بنابراین، در اقتصاد ایران که رشدهای نجومی نقدینگی و تورم دو رقمی داريم، کاهش سود وام بیش از آنکه به نفع مردم و تولیدکنندگان باشد، بیشتر به نفع دو دسته است. دسته اول کسانی هستند که به نوعی دلال وام هستند و پول مي گیرند تا وام جور کنند. اگر سود وام پایین باشد، تقاضا برای وام بیشتر خواهد شد، پس کار این افراد شیرین تر و حق الزحمه انها نیز بالاتر خواهد بود. دسته دوم کسانی هستند که با رانت یا پرداخت مبلغی به عزیزان مورد نظر، می توانند به وام با سود پایین و جذاب دسترسی پیدا کنند. عمده این دو دسته مردم عادی نیستند. پس شما به عنوان مخاطب این نوشته، اگر در سال حتی 50 میلیون تومان هم توانایی وام گرفتن ندارید، از سود بالا شکایت نکنید! منفعت شکایت و فشار افکار عمومی برای کاهش نرخ سود، در نهايت به جیب عده ای خاص خواهد رفت!!

ضمنا آنها را تشویق کرده ام که وام بگیرند حتی اگر سودش 30 درصد ساليانه است!!! البته هوشمندانه! یعنی در زمان مناسب وام بگیرید و ضمنا وام را صرف خرید دارایی از جمله مسکن، طلا و اقلام مشابه کنيد نه صرف خرید اسباب و لوازم مستهلک شونده خانه یا در مواردی حتی برای خرج سفر!! مثلا سال گذشته، قبل از انتخابات، بهترین زمان وام گرفتن و خرید دارایی های مختلف بود. حتی گرفتن وام با سود 30 درصدی هم می صرفيد. درست است که اين هزینه وام به نسبت خیلی از کشورها بالاست، اما منافع آن بالاترست! بالاتر از سود 30 درصدي. ملک از سال گذشته تا کنون در برخی مناطق دو برابر شده، سکه حدود 3.5 برابر، ارز 2.5 برابر، خودروی وارداتی حدود 2.5 تا  3 برابر. با این همه سود نجومی است که می گویم وام با سود 30 درصد در اقتصاد ایران می صرفد!

پس وام بگیرید و در زمان مناسب، دارایی مناسب بخرید! بسیاری از ثروتمندان ایرانی، استاد کاسبي با تورم هستند! یک روش مرسوم آنها دقیقا این است که کلی بدهی های نجومی ایجاد می کنند که با وجود تورم در طول سال ها آن بدهی ها هیچ می شوند. در عوض، ارزش دارایی هایشان با ارقام نجومی رشد می کند. به نوعی از هیچ به ثروت های افسانه ای می رسند.
حرف من اين نیست که شبیه آنها باشید، ولی حداقل کاری کنید تا از تورم عقب نمانید. مثلا وام بگیرید تا خانه دار شويد. نترسید اگر که در طی ده سال مجبور شوید دو برابر وام را پس دهید. با افزایش های شدید قیمت مسکن، حتی با آن وام با سود بالا، باز هم برنده هستید.
.
.
پینوشت: البته طوری وام بگیرید که بتوانید آن را باز گردانيد :)