۱۳۹۶ آذر ۱۰, جمعه

وظیفه بانک مرکزی، شکست حباب سکه نیست!

مصاحبه با هفته نامه تجارت فردا در خصوص حباب بازار سکه و تحولات اخیر این بازار. (لینک مصاحبه)

1-    برخی ها معتقدند که در حال حاضر حباب سکه افزایش یافته است، علت حبابی شدن سکه در هفته های اخیر چیست؟
قبل از هر چیز باید دید که اصولا وضعیت فعلی را می توان حباب نامید یا خیر. در حقیقت در ایران سرمایه گذاری در طلا سه روش دارد. یک بخش سرمایه گذاری، بخصوص خانوارها، در جواهرات است. بسیاری از خانواده ها انواع طلای ساخته شده را هم به عنوان هدیه و هم به عنوان پشتوانه روز مبادا خرید می کنند. بخش دوم سرمایه گذاری در طلا در انواع سکه های ضرب شده توسط بانک های مرکزی و یا بانک های معتبر است. این سکه ها معمولا دارای نقش خاصی مثلا تصویر امام هستند. بخش سوم سرمایه گذاری طلا در شمش طلاست. یعنی یک تکه طلای خالص که به صورت مکعب مستطیل ضرب شده و در بسته بندی و بدون نقش و نگار خاصی به فروش می رسد.
در ایران بخش عمده سرمایه گذاری خانوارها در جواهرآلات است. یک دلیل آن ریشه در عقاید مذهبی دارد. زیرا بسیاری اعتقاد دارند که جواهرات را می توان استفاده کرد و به همین دلیل به آن خمس تعلق نمی گیرد. اما خرید جواهرات مستلزم پرداخت اجرت ساخت آن است که همین باعث می شود که فروش مجدد آن پرهزینه باشد. این هزینه در شرایط فعلی گاه بیش از بیست درصد ارزش واقعی طلایی است که جواهرات با آن ساخته شده است. البته در مورد جواهرات خاص گاه فقط قیمت آن بیان می شود و اصولا قیمت گذاری آنها با میزان طلای آن تناسب ندارد. بیشتر زیبایی و ظرافت آن مطرح است. پس حالا وقتی قیمت جواهرات ممکن است که خیلی بالاتر از ارزش ذاتی طلای آن باشد، آیا می توان نام حباب روی آن گذاشت؟ جواب منفی است. زیرا همانطور که اشاره کردم این مازاد پرداختی جهت اجرت ساخت است. بنا به ظرافت و زیبایی نیز اجرت ساخت می تواند زیاد یا کم باشد. این مساله خیلی استاندارد نیست. اما توصیه برای کسی که قصد سرمایه گذاری در طلا از طریق جواهرآلات را دارند این است که جواهری با کمترین اجرت ساخت بگیرند. حتی شاید جواهرآلات دست دوم که معمولا اجرت ساخت آن بسیار پایین محاسبه می شود، برای این منظور مناسب تر باشد.
بخش مهم دیگر سرمایه گذاری در طلا در ایران از طریق سکه های ضرب شده توسط بانک مرکزی و نیز بانک های دیگر از جمله ملی و پارسیان صورت می پذیرد. البته به طور سنتی مردم و سرمایه گذاران، سکه های بانک مرکزی را ترجیح می دهند و سکه های متفرقه ضرب شده توسط بانک ها نتوانسته است آنچنان که باید بازار خود را داشته باشند. مهمترین خصیصه سکه های طلای ضرب شده، استاندارد بودن آنها، نقدشوندگی بالا و نیز هزینه جابجایی پایین در هنگام خرید و فروش است. یعنی اگر سکه ای را خریدید و همان زمان منصرف شدید، می توانید با یک ضرر اندک که گاه زیر یک درصد است، آن را دوباره بفروشید. در حالیکه در فروش جواهرآلات، اجرت ساخت کسر می شود که می تواند هزینه زیادی را به فرد تحمیل کند. اما مشکل افراد مذهبی با سرمایه گذاری در سکه این است که اگر هدیه نباشد، به آن خمس تعلق می گیرد.
بخش دیگر سرمایه گذاری در طلا بر اساس خرید شمش طلاست که بدلیل عدم وجود متولی خاص برای ضرب شمش طلا در ایران تقریبا بازار چندانی برای سرمایه گذاری عموم مردم ندارد. مهمترین تفاوت سکه طلا و شمش طلا در ارزش کلکسیونی سکه طلاست. در حقیقت عرف خرید و فروش سکه در دنیا بر اساس این است که سکه باید خاص بوده و ارزش کلکسیونی داشته باشد. این به معنای آن است که سکه هایی به مناسبت های خاص توسط بانک ها و دیگر نهادها به صورت محدود ضرب شده و در اختیار سرمایه گذاران قرار می گیرد. همین محدود بودن عرضه سکه یکی از دلایل جذابیت آن در مقایسه با شمش طلاست. به همین دلیل گاه سکه های ضرب شده در دنیا قیمت بسیار بالاتری به نسبت ارزش ذاتی طلای آنها دارند. این فاصله قیمتی بسته به تاریخی بودن سکه گاه به صددرصد و بیشتر هم می رسد.
در ایران بدلیل نبود شمش طلا، سکه های ضرب شده توسط بانک مرکزی نقش شمش را به عهده گرفته اند یعنی نامحدود عرضه می شوند و ارزش کلکسیونی و تاریخی خاصی ندارند. البته منظور سکه های ضرب شده اخیر است که همگی سال 1386 را دارند. اما مثلا سکه های ضرب شده در رژیم گذشته که تحت عنوان سکه پهلوی شناخته می شود، مطمئنا ارزش تاریخی و کلکسیونی دارند.
بنابراین با این توضیحات جای تعجب نداشت که در دهه هشتاد شمسی که بازار ارز و طلا آرام بود، قیمت سکه همانند شمش طلا، به ارزش ذاتی طلای آن بسیار نزدیک بوده است. بعد از گسترش تحریم ها و به هم ریختگی بازار ارز و طلا، قیمت سکه از ارزش ذاتی آن فاصله گرفته است. این فاصله در مورد ربع سکه و سکه گرمی گاه بیش از 20 درصد بوده است و برای مدت طولانی تداوم داشته است. کمترین میزان تفاوت در مورد سکه تمام بوده است که در مقاطعی که بازار آرام بوده است گاه به زیر دو درصد هم می رسید. اما پس از رشد ناگهانی قیمت ارز در سال گذشته و سپس در این اواخر، حتی تفاوت قیمت سکه تمام و ارزش ذاتی طلای آن نیز ارقام بیش از 20 درصد را تجربه کرد.
تمامی این موارد را بیان کردم تا بگویم با توجه به روند تاریخی و نیز ماهیت شمش گونه سکه های ضرب شده در ایران، من موافقم که این تفاوت را حباب بنامیم. یعنی غیرعادی و غیرمعمول است. البته دلیل آن انتظار رشد قیمت در آینده و سفته بازی در عین سکوت بانک مرکزی به عنوان عرضه کننده اصلی سکه است. این رفتار بازار و عکس العمل بانک مرکزی مسبوق به سابقه است.

2-    برای تخلیه حباب سکه آیا حراج راهکار مناسبی است؟‌ ورود بانک مرکزی با حراج سکه چه معنایی دارد؟ آیا مداخله در شرایط کنونی به صلاح است؟
البته من موافق تخلیه حباب سکه نیستم! سکه طلا یک کالای سرمایه گذاری است که حیات و ممات مردم به آن وابسته نیست و همگان نیز متقاضی آن نیستند. حالا قیمت چنین کالایی به شدت رشد کرده و بالاتر از ارزش ذاتی آن قرار گرفته است. یک عده هم حاضرند که این پول را برای آن بپردازند. خوب این کار را بکنند!! چه ایرادی دارد؟! مگر کسی مجبورشان کرده که این کار را بکنند؟! خودشان می دانند که ارزش ذاتی سکه این نیست اما دارند می خرند! خوب بخرند! اگر سود بردند برای خودشان. اگر نبردند که باز به اختیار خودشان ضرر داده اند!
ممکن است که استدلال شود که مردم ضرر می کنند! اما این استدلال نیز پذیرفتنی نیست! آن عده که دارنده سکه هستند از این موضوع سود می برند. ضمنا اگر مردم عادی می خواهند سرمایه گذاری کنند، کسی مجبورشان نکرده سراغ سکه با این شرایط بروند. کسی وظیفه ندارد موقعیت سرمایه گذاری امن و بی خطر با تضمین سود  برای مردم در بازار سکه ایجاد کند! وظیفه بانک مرکزی اتخاذ سیاست های پولی مناسب برای رسیدن به اهداف تورمی و رشد اقتصادی است. نه دنبال سفته بازان سکه دویدن تا مردم عادی بتوانند سکه را به قیمت مناسب بخرند. وظیفه بانک مرکزی این نیست که برای دل خوش کردن یک عده و چند رسانه، اموال مردم ایران را به حراج بگذارد. اگر عده ای حاضرند برای سکه دو برابر ارزش طلای آن پول بدهند، نوش جان مردم ایران! بانک مرکزی باید سکه های طلا را که دارایی مردم ایران است تا حد امکان گران بفروشد.
علاوه بر این، آیه نازل نشده که مردم به هم سکه طلا هدیه دهند و یا مهریه همسرشان را سکه طلا قرار دهند! سوییس یکی از خزانه های طلای دنیا محسوب می شود اما مردم سوییس یکی از کمترین تقاضاهای دنیا برای خرید طلا به صورت سرمایه گذاری چه جواهرات و چه سکه را دارند. ژاپن هم همین وضعیت را دارد. چون دودوتا چهارتای اقتصادی کرده اند و دیده اند که این کار به صرفه نیست. حالا مردم ایران هم باید خودشان حسابگری کنند. اگر خرید سکه ریسک بالایی دارد، خوب نخرند. لذا من مخالف شکستن حباب قیمت سکه آن هم توسط بانک مرکزی هستم.
اما همزمان هم مخالف رفتار فعلی بانک مرکزی و مجموعه اثرگذار بر آن هستم. مجموعه اثرگذار از آن جهت می گویم که بانک مرکزی ایران مجموعه مستقلی نیست و نهادها و ارگان های مختلف، سیاست های آن را تعیین و یا تحت تاثیر قرار می دهند. سخن من این است که بانک مرکزی یا اصولا نباید در تعیین قیمت سکه به شکل حراج فعلی دخالت کند. اگر قصد دخالت دارد از ابتدا نباید به شکل گیری حباب چراغ سبز نشان دهد و بعد یک باره مانند رابین هود به بازار بیاید که من آمده ام حباب سکه را به نفع مردم بشکنم! بانک مرکزی باید یک مسیر مشخص و شفاف را دنبال کند. خود بانک مرکزی نباید با بازار بازی کند. این کار ایجادکننده رانت و فساد است.
  
3-     آیا نمونه مشابهی از این قضیه در دیگر کشورها نیز وجود دارد؟
در اقتصادهای پیشرفته مساله جلوگیری از حباب مهم است. اما حباب در بازارهای مهم مثل مسکن و یا بازار سرمایه. چون ابعاد این بازارها بزرگ است و بر زندگی روزمره و شرایط اقتصادی بسیار تاثیرگذارند. اما در مورد طلا اینگونه نیست. بازار طلا، بازار بسیار مهم و اثرگذاری در شرایط اقتصادی فعلی دنیا نیست. قبلا بوده است. اما دیگر نیست.
اما در ایران دقیقا برعکس است. مثلا بازار مسکن ایران، بازاری تقریبا نه کاملا- رها شده است. دولت و بانک مرکزی با سیاست های نادرست معمولا قیمت مسکن را با رشدهای انفجاری مواجه کرده اند. در زمان بحران نیز توان مدیریت اوضاع را نداشته اند. در نهایت دود اصلی این سوءمدیریت اقتصادی نیز به چشم مستاجران رفته و شکاف طبقاتی را روز به روز بیشتر کرده است. آنها که ملک زیاد داشته اند به ثروت های افسانه ای رسیده اند و آنها که ملکی نداشته اند و مستاجر بوده اند، به خاک سیاه نشسته اند.
در مورد بازار سهام نیز شرایط مشابه است. در ایران افزایش شاخص بورس یعنی عملکرد خوب مدیران اقتصادی کشور. بنابراین تلاش اصلی مدیران اقتصادی برای رشد شاخص است. البته همگان می دانند که بخشی از رشد قیمت ها، عددسازی (یا همان شاخص سازی) به کمک خصولتی ها و حقوقی هاست. اما این مهم نیست! مهم عکس یادگاری گرفتن با رشد شاخص است. مهم تامین سود بالاتر از تورم برای سرمایه گذاران بورس است تا مبادا صدای اعتراض آنها درآید. اما تا کی می توان به این بازی ادامه داد؟

4-    در روزهای اخیر شاهد سفته بازی در بازار آتی سکه بوده که باعث افزایش نوسانات سکه شده است، زمینه های پیدایش این سفته بازی چیست؟
بازار آتی سکه بازاری تعریف شده روی سکه است. لذا می توان انتظار داشت که تحولات بازار سکه، این بازار را نیز درگیر کند. همین باعث شده است که حجم معاملات آتی سکه چندین برابر شود. خصوصیت جذاب دیگر بازار آتی سکه، استفاده از اهرم است که می تواند سود و زیان را چند برابر کند. ریسک بالایی دارد. اما به هر حال برای سرمایه گذاران ریسک پذیر، وسوسه انگیز است.

5-    اثر نوسانات قیمت طلای جهانی و نیز نرخ دلار در بازار طلا به چه شکل بوده، آیا انتظار بر این است که نوسانات در ماه های آتی نیز تداوم یابد؟‌
قیمت طلای جهانی اخیرا افزایش قابل توجهی نداشته است. برای چند ماه آتی، بعد از تعیین تکلیف رییس جدید فدرال رزرو، تصویر بهتری از آینده نرخ بهره در آمریکا و اثرات آن بر طلا خواهیم داشت. اما در میان مدت و بلندمدت طلا صعودی خواهد بود.
دلار در بازار ارز داخلی رشد را تجربه کرده است. رشد دلار در چند ماه اخیر با دفعات قبلی متفاوت بوده است. مشخص است که بانک مرکزی برای اینکه صدای اعتراضی شنیده نشود، دلار را با شیب آرام افزایش می دهد. البته از قبل اتفاق نظر وجود داشت که دلار تا پایان سال زیر 4000 تومان نمی ماند. لذا وقتی شیب ملایم افزایشی شروع شد، بسیاری از بازارها پیشاپیش خود را با دلار 4000 تومان و بالاتر هماهنگ کرده اند. در بازار سکه هم این تصور برای افزایش بیشتر دلار سبب تقاضای بیشتر شده است.

6-     تحلیل شما از آینده کوتاه مدت و بلندمدت سکه در بازار داخل چیست؟
هم در کوتاه مدت و هم در بلندمدت سکه افزایشی است. اما این به معنای بازدهی بیشتر سکه نسبت به بازارهای دیگر نیست. سکه رشد خود را کرده و تا پایان سال رشد قابل توجه دیگری نخواهد داشت. اما در بلندمدت، هم نرخ دلار بالاتر خواهد رفت و هم طلای جهانی صعود خواهد داشت. ترکیب این دو، بازار سکه را رو به صعود نگه خواهد داشت.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر