۱۳۹۶ مهر ۲۹, شنبه

آبروداری بس است!

بعد از نوشته آخر در مورد آبروریزی وضعیت بازار ارز در روزهای هیجانی منتهی به سخنان ترامپ، واقعا بانک مرکزی به هر زحمتی که بود توانست تقاضای شدید ناشی از تصمیم ترامپ را مدیریت کند. مطمئنا کار ساده ای نبوده است. حالا هیجان اولیه ناشی از سخنرانی ترامپ رد شده است و همگان متفق القول هستند که حرف های هفته پیش ترامپ هنوز خروجی عملی نداشته است. اما این به معنای اتمام کار نیست.
 در عالم سیاست آمریکا، مثل همه جای دنیا، سیاستمداران حقوق می گیرند تا پرونده هایی مثل پرونده ایران را دنبال کنند. حالا به این حقوق بگیران، سیاستمداران حقوق بگیر و لابی های اسراییل و عربستان را نیز باید اضافه کرد. کار این جماعت این است که پرونده ایران را مدام رو بیاورند تا مبادا فراموش شده و فشار بر ایران کم شود. لذا اینکه در این چند روزه خروجی عملی از حرف های ترامپ وجود نداشته است، مبنی بر این نیست که این وضعیت تداوم خواهد داشت.
 در زمانی نه چندان دور، یک عده می گفتند مگر می توانند نفت ایران را تحریم کنند؟ اگر نفت ایران تحریم شود، نفت می شود 200 دلار و حتی بالاتر! این فرض اشتباه و خوش خیالی، هزینه های زیادی را به کشور تحمیل کرد. خرد حکم می کند که از گذشته درس بگیریم و دچار خوش باوری و خوش خیالی نباشیم. از الان باید طوری شرایط را مدیریت کنیم که حتی برای بدترین سناریو آماده باشیم. یکی از مهمترین اقدامات در این رابطه، افزایش نرخ ارز به شکل مدیریت شده است تا در زمان بحران نیروی کمتری برای دفاع از ارزش پول ملی نیاز باشد.
 بهتر است متولیان امر بازار ارز تا قدرت مدیریت بازار ارز را دارند و قبل از آنکه ترامپ از آن سر دنیا بیاید و تکلیف بازار ارز ایران را مشخص کند، آن را در جهت درست مدیریت کنند. کاری که متاسفانه تا کنون در سیستم پیچیده و سیاسی مدیریت بازار ارز ایران انجام نشده است.  

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر