۱۳۹۶ مهر ۲۳, یکشنبه

طلا در طناب کشی ترامپ و یلن

مقاله من در هفته نامه تجارت فردا در خصوص قیمت طلا (لینک
.
.
.
طلا قبل و بعد از ظهور ترامپ دو فضای متفاوت را تجربه کرد. قبل از به قدرت رسیدن ترامپ، سخنان او دلالت به تمایل او به افزایش نرخ بهره دلار آمریکا داشت. وی حتی در سخنانی بی سابقه و مداخله جویانه در کار تخصصی فدرال رزرو آمریکا (بانک مرکزی آمریکا)، این بانک را متهم به دستکاری نرخ بهره و پایین نگه داشتن مصنوعی آن کرد. این سخنان البته با واکنش شدید فدرال رزرو مواجه شد تا مبادا کسی به خود اجازه دهد که در کار تخصصی این نهاد دخالت کرده و استقلال آن را زیر سوال ببرد. البته در آن زمان به ذهن منفی­نگرترین افراد نیز خطور نمی کرد که در واقعیت ترامپ بتواند رای آورده و رییس جمهور آمریکا شود. اما این اتفاق افتاد و بسیاری را در شوک فرو برد.
در ابتدای روی کار آمدن ترامپ او سیگنال های متناقضی را به بازار ارسال می کرد. در حقیقت رفتار و گفتار او در واقعیت همخوانی نداشتند. وی از یک طرف به دنبال افزایش تولید در آمریکا بود و از طرف دیگر مدام بر طبل تقویت دلار می کوبید. اما مشخص است که دلار قوی نمی تواند صادرات آمریکا را تقویت کند و این اهداف با همدیگر همخوانی ندارند. بنابراین بی دلیل نبود که در روزهای نخستین حضور او در کاخ سفید دلار تقویت شد که اگرچه ماندگار نبود. اما ارزش دلار یکی از عوامل موثر بر قیمت طلا است و رابطه این دو معکوس یکدیگر است. به عبارت دیگر می توان گفت هر زمان که دلار تقویت شود، طلا افت می کند و برعکس هر زمان که دلار تضعیف شود، قیمت طلا افزایش می یابد.
علاوه بر ارزش دلار، یک پارامتر مهم دیگر موثر بر قیمت طلا، ریسک است. طلا یک پناهگاه امن برای سرمایه گذاران است تا در زمان افزایش مخاطرات سیاسی و یا اقتصادی به آن پناه ببرند. درست است که ترامپ سخنانی را بر لب می آورد که حاکی از تقویت دلار و در نتیجه کاهش قیمت طلا می بود، اما از طرف دیگر با بی تجربگی و در عین حال ریسک پذیری بسیار او در عرصه سیاست، در حال تزریق مقدار زیادی ریسک به اقتصاد و سیاست جهانی بود. همین سبب شد که طلا در برابر ریسک ترامپ نتواند مقاومت کند و بر خلاف دلار، از ابتدای حضور او در کاخ سفید روند صعودی به خود بگیرد.
اما ریسک ترامپ ناشی از چیست؟ ترامپ در ابتدا به عنوان فردی اهل معامله دیده می شد. اما درست است که او به اصطلاح بیزینس­من است اما حتی در صورت درست بودن این ادعا، او از نوع ریسک پذیر آن است. او حتی اگرچه در دنیای سیاست دستی نداشته و خیلی از مسایل و روابط سیاسی را به درستی درک نمی کند، اما با اعتماد به نفس در برابر مسایل سیاسی اعلام موضع کرده و حتی سعی می کند که نقش رهبری موضوع را به دست بگیرد و هر کس که در این راه با او کمترین اختلاف را داشته باشد، از قطار دوستان و دولت او پیاده می شود. تلاطم های دولت او در همین مدت کوتاه خود موید این ادعاست.
در همین راستا افزایش تنش های آمریکا با کره شمالی در زمان ترامپ توجیه پذیر است. او از ابتدا خواستار رویکرد محکم­تری از جانب آمریکا در قبال کره شمالی بود. اما به نظر می رسد او ساده انگارانه قدرت آمریکا و از همه مهمتر خود را در سمت ریاست جمهوری بینهایت فرض کرده است و اصلا تصور نمی کرد که فردی مانند رهبر کره شمالی بتواند در مقابل او ایستادگی کرده و همپای او شروع به تهدید نماید. در چنین حالتی، ترامپ یا باید در بازی دعوای لفظی که خود آغاز کرده عقب نشینی کند که از نظر شخصیتی فردی نیست که چنین کار کند و یا با سرعت بیشتری در مسیر نامشخص افزایش تنش ها با کره شمالی به پیش رود که تا کنون دقیقا همین کار را کرده است. این سیاست ریسک پذیری ترامپ به خوبی نقش خود را در بازارهای جهانی ایفا کرده و قیمت طلا را بالا برده است. در حقیقت ریسک درگیری اتمی با کره شمالی در حال حاضر غالب ترین نیرو در افزایش قیمت طلاست چنانچه در ماه ها اخیر هر بار تنش با کره شمالی اوج گرفته، قیمت طلا افزایشی شده است و هر بار که احتمال جنگ از بین رفته است، قیمت طلا افت کرده است.
خصلت ریسک پذیری ترامپ فقط محدود به کره شمالی نیست. او در حال تدارک برنامه جدی برای خروج از برجام نیز هست. در حالیکه به نظر می رسد که برجام برای طرفین، حتی آمریکا، نیز مزایایی دارد، پاره کردن برجام توسط آمریکا، آنطور که ترامپ دوست دارد بیان کند، افق نامشخصی را در برابر تعامل این کشور با ایران قرار می دهد. اما به نظر می رسد که ترامپ به چیزی جز به کرسی نشاندن حرف های بی پشتوانه خود فکر نمی کند. افزایش تنش ها با ایران، به راحتی منطقه خاورمیانه را که در حال حاضر به میزان زیادی درگیر جنگ است، در معرض ریسک جنگ دیگر قرار خواهد داد. منطقه ای که شاهراه ارتباط زمینی دو سوی دنیاست و همینطور بخش عمده نفت جهان را تامین و حمل می کند. منطقه ای که به راحتی درگیری­های آن رنگ و بوی دینی و مذهبی گرفته و به سرعت به کل دنیا منتشر می شود و ترکش های آن حتی دامن آمریکا را خواهد گرفت. به هر حال باید منتظر بود و سیاست های جدید ترامپ در قبال برجام را مشاهده کرد.
در میان غوغای هر روزه ترامپ در عالم سیاست که در حال تزریق مقادیر متنابهی ریسک به دنیاست، اما سخنان اخیر یلن، رییس فدرال رزرو، حاکی از آن بود که بانک مرکزی آمریکا به سنت دو سال گذشته، ممکن است که در اواخر سال جاری نرخ بهره را افزایش دهد. همین کافی بود که آب سردی به داغی قیمت طلا ریخته شود و قیمت طلا از اوج چند ماهه خود کاهش را تجربه کند. هر چقدر برای بازار بیشتر مسجل شود که حرکت فدرال رزرو در کاهش نرخ بهره قطعی است، طلا کاهش ملموس تری را تجربه خواهد کرد. اما در شرایط فعلی، با توجه به فاکتور ترامپ، قیمت طلا در یک مسابقه طناب کشی است. از یک طرف ترامپ با ریسک، قیمت آن را به بالا می کشد و از طرف دیگر یلن با افزایش نرخ بهره در حال کاهش قیمت آن است. با توجه به رفتار طلا در سه ساله اخیر و در زمان های منتهی به افزایش نرخ بهره، می توان انتظار داشت که قیمت طلا روند کاهشی خود را تا افزایش نرخ بهره ادامه دهد. اما پس از آن با قدرت روند صعودی خود را در پیش گیرد.
سکه در حال مقاومت
بازار سکه از پاییز سال قبل که دلار افزایش ناگهانی را تجربه کرد، افزایش حبابی را تجربه کرد. منظور از حباب تفاوت قیمت ارزش ذاتی طلای سکه با قیمت بازار آن است. در حقیقت سکه در مواقعی، بیش از 100 هزار تومان بالاتر از ارزش ذاتی خود معامله شده است. رفتار سکه در این مدت نشان داده است که معامله گران از کاهش قیمت سکه، حتی اگر قیمت جهانی به شدت سقوط کرده باشد، استقبال نمی کنند و به این طریق قیمت سکه دچار چسبندگی شده است. در حال حاضر در حالیکه قیمت ارزش ذاتی طلای سکه در حدود 1.2 میلیون تومان است، قیمت سکه در 1.245 میلیون تومان در نوسان است. گاه حتی قیمت دلار به نحوی تنظیم می شود که از افت قیمت سکه جلوگیری نماید.
دلیل این اتفاق این است که معامله گران، آینده بازار ارز و طلا را افزایش می بینند و انتظارشان این است که در آینده نزدیک یا دولت نرخ ارز را افزایش دهد و یا ترامپ دست به کار احمقانه ای بزند که اثرات آینده رفع تحریم ها را در محاق ببرد. با این اوصاف نمی توان انتظار کاهش معنادار قیمت سکه تا پایان سال را داشت.  

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر