۱۳۹۶ تیر ۱۴, چهارشنبه

از حاجی بازار تا قرارداد توتال

یک حاجی بازار را تصور کنید که سی سال آبرومند تجارت کرده است. حالا در سال سی ام یک چگ برگشتی داشته باشد. جه اتفاقی می افتد؟ کل اعتبار سی ساله او زیر سوال می رود. حتی اگر عده ای اندک بدانند که این قصور او نه ناشی از خود او بلکه ناشی از شریک نامرد و یا کمی بدشانسی بوده باشد، باعث نمی شود که طلبکاران از طلب خود بگذرند. او اعتبار خود را از دست داده است حتی اگر به ناحق این اتفاق افتاده باشد. حالا باید مدت ها وقت بگذارد که اعتبار خود را باز یابد.
حالا ایران بعد از تحریم ها مثل همان حاجی بازار است که اعتبار خود را از دست داده. مهم نیست که ما حق داشتیم و طرف مقابل زیاده خواهی کرده است. مهم این است که بی سیاستی داخلی ها کار را به جایی رساند که چک ایران برگشت خورد. حالا که کار به اینجا رسید، سال ها طول می کشد تا اعتماد به جای اول بازگردد. شاید اولین نشانه بازگشت، همین قرارداد فاز 11 با شرکت توتال و دو شریکش باشد. اتفاق بسیار خوبی است اما تا همین جا بیش از 10 سال وقت از دست رفته است. نه تنها پارس جنوبی بلکه بسیاری از پروژه های دیگر در این تلاطم بیش از ده سال تاخیر خورده اند و آنها که انجام شدند کم هزینه های چندبرابری به واسطه و دلال داده نشد که راه بیفتند. در این مدت دنیا هم منتظر ما نمانده است. کار خودش را کرده است. برای همین بسیاری از بازارها، دیگر اشباع شده اند و جایی برای ما نیست. حالا ما چه می خواهیم بگوییم؟ کلی هزینه کرده ایم که تازه به این نتیجه برسیم توجیه اقتصادی ندارد؟ 
گذشته ها گذشته! ای کاش آینده مثل گذشته نباشد. شرکت ملی نفت ایران احتمالا توتال نخواهد شد اما ای کاش روزی برسد که شرکت ملی نفت ایران مانند پتروناس مالزی و مثل همین شریک چینی مشارکت در فاز 11 روزی بتواند سری در سرها شود تا آنجا که دیگران محتاج سرمایه و تکنولوژی آن باشند. ای کاش دلواپس ها به جای آنکه دنبال آن باشند که توتال چقدر سود برد، بپرسند که شریک ایرانی چه چیزی یاد گرفت؟ به جای اینکه دنبال این باشند که چرا شرکت توتال آمد، بپرسند که چرا شرکت ملی نفت ایران و یا پتروپارس در خارج از ایران پروژه نمی گیرند؟ آن موقع خیلی چیزها عوض می شود. سیاست ایران نیازمند آدم های رشدیافته و دنبال منافع ملی است.

ای کاش آینده ما مثل زمان از دست رفته گذشته نباشد...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر