۱۳۹۶ مرداد ۳, سه‌شنبه

جنگ و بازارها

مقاله من در مورد جنگ و بازارها در هفته نامه تجارت فردا (لینک
.
.
.

جنگ پدیده تلخ و مصیب باری است. تلفات انسانی، از هم پاشیده شدن خانواده ها، ویرانی شهرها و زیرساخت ها، و مسایل دامنه دار افرادی است که از جنگ تاثیر پذیرفته اند . سال ها طول می کشد تا زیرساخت ها دوباره ساخته شوند، شهرها آباد شوند و خانواده ها سامان یابند. البته برخی از جنبه های تلخ جنگ مانند از دست رفتن عزیزان شاید تا هیچ وقت قابل جبران نباشد. علیرغم اینکه به نظر می رسد در دنیای متمدنی به سر می بریم که ممکن است مانند گذشته شاهد وقوع جنگ نباشیم، اما در حقیقت جنگ های طولانی و پر تلفاتی در همین زمان معاصر رخ داده است. جنگ افغانستان و عراق بدون پایان مشخصی سالهاست که هنوز ادامه دارند و هر روز شاهد انفجارها و تلفات عظیم این جنگ­ها هستیم. سوریه درگیر جنگ پیچیده داخلی است که به فجایع انسانی و تخریب میراث بشری در این کشور منتهی شده است. ظهور داعش بخش تاریک دیگر این درگیری است. چه قتل عام ها و چه ویرانی هایی که داعش به بار نیاورده است. اما داعش به مرزهای عراق و شام محدود نماند و موج ترورها و عملیات های او جان انسان های بی گناهی را در سراسر دنیا گرفته است. لذا در همین دنیای به ظاهر متمدن امروز، جنگ پدیده کاملا محتملی است.
علاوه بر جنگ های جاری، دنیای امروز را وقوع جنگ های دیگری تهدید می کند. وقوع جنگ در خاورمیانه با محوریت اختلافات مذهبی و قومیتی یکی از احتمالات است. همین الآن در خاورمیانه درگیری های زیادی در جریان است. مساله عراق، مساله سوریه و یمن از این جمله هستند. در حالیکه به نظر می رسید که این جنگ ها درگیری نیابتی ایران به عنوان قدرتی شیعی و عربستان به عنوان قدرتی وهابی مسلک است و حالتی مذهبی دارد، محاصره قطر ابعاد قومیتی تضادها در خاورمیانه را بیش از پیش نمایان کرده است. تندروی های هیات حاکمه جدید عربستان در کنار دخالت های غیرسازنده ترکیه و ائتلاف پشت پرده آنها با هم در کنار اسراییل بر علیه ایران، منطقه را آبستن درگیری سراسری کرده است. این در حالی است که مساله درگیری های طولانی مدت اسراییل با فلسطینیان و دیگر کشورهای عرب منطقه، به نوعی به حاشیه رفته است.
اما در بطن درگیری های خاورمیانه، تمایل قدرت های بزرگ بخصوص غرب، به دامن زدن به این درگیری های خاورمیانه نیز دیده می شود. به طور سنتی تامین امنیت خاورمیانه برای غرب جهت تامین امنیت عرضه نفت و نیز تامین امنیت اسراییل مهم بوده است. وگرنه هیچ علاقه ای بین دولت های عرب افراطی منطقه که با پول بادآورده نفت به ثروت های افسانه ای رسیده اند با اروپایی ها و آمریکایی هایی که نفت را خریده اند، وجود ندارد. حال با توسعه نفت شیل و زمزمه های استقلال کامل غرب از منابع انرژی خاورمیانه، دیگر مساله نفت اولویت نیست. ضمنا هر چقدر کشورهای منطقه درگیر باشند، هم بازار بیشتری برای نفت آمریکا وجود خواهد داشت و هم اسراییل شرایط بهتری را سپری خواهد کرد. سفر اخیر ترامپ به منطقه همین تمایل به افزایش تنش ها بخصوص با ایران را نمایان کرد. البته تنش هایی که به هزینه خود کشورهای منطقه باشد. در حقیقت، آمریکا و شرکایش پیشاپیش با انعقاد قراردادهای نجومی فروش اسلحه، درآمد خود را از جنگ عظیم رخ نداده در خاورمیانه کسب کرده اند. این درستی همان گفته ای است که همیشه جنگ در دنیا به نفع کشورهای قدرتمند بوده است. چرخ کارخانجات اسلحه سازی این کشورها با جنگ می چرخد. لذا مساله نفت شیل و نیز فروش اسلحه اقتصاد جنگ در خاورمیانه را برجسته می کند. هیچوقت اقتصاد از جنگ جدا نبوده است.
احتمال درگیری دیگر در دنیای امروز در آسیای میانه با محوریت تقابل روسیه با اروپا و آمریکا است. پس از فروپاشی شوروی، روسیه دیگر قدرت گذشته را نداشت و بسیاری از کشورهای جدیدالتاسیس این منطقه به نوعی تبدیل به حیاط خلوت غرب شده اند. با قدرت گیری مجدد روسیه تحت ریاست جمهوری پوتین، روسیه در پی بازپس گیری مجدد قدرت نفوذ خود است. الحاق کریمه به روسیه و درگیری های اوکراین بخشی از این برخوردها بوده است. اما در کانون این درگیری ها نیز مساله انرژی همیشه مطرح بوده است. روسیه تامین کننده اول گاز اروپاست و از این به عنوان اهرم فشار بر اروپا استفاده می کند. اما آمریکا به عنوان متحد استراتژیک اروپا نمی تواند شاهد فشار این قاره توسط روسیه باشد. ضمن آنکه آمریکا در نظر دارد خود به جای روسیه صادرات گاز شیل را به اروپا آغاز کند. اگرچه درگیری های اوکراین فروکش کرده است، اما تقابل آمریکا و روسیه فراتر از آن است که بتوان به پایان آن امید داشت.
احتمال درگیری سوم نیز از در آسیای شرقی با محوریت موضوع کره شمالی است. ترامپ از ابتدای شروع ریاست جمهوری خود سیاست تندورانه تری را در قبال کره شمالی در پیش گرفته است. کره شمالی نیز با آزمایشات موشکی مکرر، سعی کرده است دولت فعلی آمریکا را به چالش بکشد. اگرچه استدلال می شود که آمریکا با کره شمالی دارای سلاح اتمی درگیر نخواهد شد، در واقعیت دنیای بی منطق امروز هر اتفاقی ممکن است.
اما همانطور که اشاره شد هر جنگی یک جنبه اقتصادی نیز دارد. بنابراین اثرات آن بر بازارها اجتناب ناپذیر است. با این اوصاف وضعیت بازارها در صورت وقوع جنگ چیست؟ در صورت وقوع جنگ باید کشورها را به دو دسته کشورهای درگیر و غیردرگیر مستقیم در جنگ قسمت کنیم. بیشترین مصیبت اجتماعی و اقتصادی نصیب مردم کشورهای درگیر جنگ خواهد شد. اما تخریب زیرساخت ها و شهرها و هزینه های انسانی حاکی از آن است که دغدغه کسب و کارها، سرمایه گذاری و رشد تجارت نخواهد بود. این به معنای رکود بازار سرمایه و نیز کسب و کارهای تولیدی است. با رکود تولیدات داخلی، نیازهای جامعه باید از طریق واردات تامین شود. در این زمان واسطه گری برای تامین مایحتاج مردم، یکی از پررونق ترین کسب و کارهاست. متاسفانه در این زمان رفتارهای غیراخلاقی از جمله احتکار برای گران کردن و افزایش سود، بسیار رخ می دهد.
بازار پررونق دیگر در زمان جنگ، بازارهای کم ریسک از جمله ارزهای خارجی و بازار طلا هستند. بخصوص کشور درگیر جنگ کمبود منابع ارزی خواهد داشت. تجربه ایران در زمان جنگ نشان داد که این کمبود منابع در کنار مدیریت ناصحیح بازار ارز، رانت های بسیاری را بوجود خواهد آورد. به هر حال برخی از کشورها، زنانشان در کارخانه کار می کردند تا مردانشان در میدان بجنگند. اما در برخی از کشورها در حالیکه عده ای مخلصانه برای کشور می جنگند، عده ای دیگر در حال بازی با دلار و احتکار دارو و مایحتاج مردم برای افزایش سود خود هستند. رفتار مردمان کشورها در این شرایط با یکدیگر متفاوت است.
اما جنگ بر کشورهای غیردرگیر نیز از نظر اقتصادی تاثیرگذار است. البته این بستگی به این دارد که رابطه کشورهای غیردرگیر با کشورهای درگیر جنگ بر چه اساسی بنا شده باشد. اگر رابطه بر اساس تجارت است، این تجارت بدلیل کاهش درآمدهای کشورهای درگیر جنگ آسیب خواهد دید. اما این کشورها، بخصوص کشورهای همسایه ممکن است که شاهد فرار صنایع و نیز سرمایه از کشورهای درگیر جنگ به سمت خود باشند. به عبارتی ویرانی همسایه، موجب آبادانی دیگران می شود. در خاورمیانه به خصوص این موضوع بسیار برجسته است. بسیاری از کشورهای خاورمیانه رقبای تجاری هم هستند. درگیر شدن و خروج یکی از کشورها از بازار، به نفع آنهاست. همین اتفاق در زمان جنگ ایران و عراق افتاد. بازار نفت این دو کشور به شدت آسیب دید و فضایی را برای تصاحب بازار نفت توسط دیگر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس فراهم کرد. بخش دیگر کشورهای غیردرگیر در جنگ احتمالی، فروشندگان اسلحه هستند. گاه خود کشورهای عمده تولیدکننده اسلحه، مانند آمریکا، تحت لابی فروشندگان اسلحه وارد جنگ می شوند. تا زمانی که جنگ به مرزهای این کشورها نرسیده است، فروش اسلحه و افزایش مخارج دولت به اقتصاد این کشورها رونق می دهد.
جنگ گاه می تواند جابجایی قدرت سیاسی و  اقتصادی در دنیا را نیز رقم می زند. نمونه آمریکا جالب است. آمریکا به معنای غول سیاسی و اقتصادی امروز از ویرانه های جنگ جهانی دوم بیرون آمد. در حالیکه کشورهای اروپایی در جنگ دوم ویرانه شده بودند، آمریکا در جزیره ای، دور از جنگ، از اثرات مستقیم ویرانگر آن مصون مانده بود. همین سبب فرار سرمایه، نیروی انسانی و تکنولوژی از اروپا به آمریکا و تغییر جغرافیای قدرت سیاسی و اقتصادی دنیا شد که قبل از آن در اروپا قرار داشت.

به هر حال جنگ می تواند تبعات متفاوت برای بازیگران متفاوت باشد. برای مردم درگیر جنگ بدترین اثرات و تبعات و برای کاسبان جنگ بهترین درآمدها را به دنبال خواهد داشت. 

۱۳۹۶ تیر ۳۰, جمعه

بورس و مماشات با تخلفات

در یک همایشی در رابطه با ثبت شرکت ها در بورس لندن شرکت کرده بودم. یکی از سخنرانان که وکیلی انگلیسی بود بیان می کرد که خیلی ها فکر می کنند که ثبت شدن شرکت آنها در بورس لندن یک کالای لوکس است و برای آنها و احتمالا خانواده اشان اقامت انگلیس را فراهم خواهد کرد. اما می گفت تقریبا آنقدر مسئولیت های مدیران شرکت در قبال سهامداران سخت و تخطی ناپذیر است که ثبت شرکت در بورس لندن مساوی استرس شبانه روزی در اجرای تعهدات است. استرس از پیروی درست از قوانین کشور و افشای درست و دقیق اطلاعات. می گفت بارها اتفاق افتاده که عضو هیات مدیره آمده لندن و بعد از پیاده شدن از هواپیما دستگیر شده و به اتهاماتی ساده مثلا عدم افشای به موقع اطلاعات و یا خرید سهام با اطلاعات داخلی سال ها به زندان افتاده است! چیزی که احتمالا در کشورهای خودشان به نوعی عرف است. اما آنجا مجازات حبس دارد.
این را با بورس خودمان قیاس کنید. دو نمونه که خودم در مجامع شرکت های آنها امسال حاضر بودم، جالب هستند. در مورد اول که حتما تخلف بارز است، شرکتی دعوای مالیاتی خود را تا 6 ماه افشا نکرده و به ناگهان در نزدیکی مجمع آن را در صورت های مالیش اظهار کرده است. با ذخیره گرفتن برای مالیات، سود شرکت نزدیک به بیش از 20 درصد افت کرده است. مسلما سهامدارن متضرر شده اند. نماینده بورس فقط خواهش و تمنا کرد که شرکت و مدیرانش، به قوانین افشای به موقع اطلاعات احترام بگذارند. همین!
در مورد دیگر هیات مدیره در کدال اعلام کرده بود که سود 392 تومان خواهد بود. اما در مجمع ناگهان سود 465 تومان تقسیم شد. کاملا واضح است که اعلام این تغییر تا چه حد می توانست قیمت سهام را قبل از مجمع تغییر دهد. اما باز نماینده سازمان بورس فقط از مدیران خواهش کرد که دفعه بعدی همان چیزی که قرار است تقسیم شود، به مردم اعلام گردد. همین!
اما به راستی چه از دست سازمان بورس بر می آید؟ آیا شرکت را از بورس اخراج کنند تا همین میزان اندک شفافیت هم از بین برود؟ آیا مدیرانش را زندانی کنند؟ وقتی با تخلفات بزرگتر با مماشات برخورد می شود، آیا برای این تخلفات باید مدیری را از کار برکنار یا زندانی کرد؟ با برخی از مدیران که پشتشان هم گرم است، اصولا مگر می شود برخورد کرد؟  

ما تا اجرای آنچه در دنیای واقعی در جریان است فاصله داریم و متاسفانه سعی هم نمی کنیم به آن استانداردها نزدیک شویم. شاید بیست سال دیگر هم بورس ایران را نگاه کنیم، همین مشکلات در حال تکرار هستند. چنانچه در گذشته هم بوده اند و تا امروز تکرار شده اند. برای همین است که خیلی چیزها داریم ولی در عمل آنها را آن طور که باید و شاید نداریم. بورس داریم، اما شفافیت و پاسخگویی مدیران و بازخواست آنها را نداریم. چیزهایی که اولین هدف تشکیل بورس و پایه ایجاد اعتماد در سرمایه گذاران بوده اند.

۱۳۹۶ تیر ۱۸, یکشنبه

هزینه پنهان بحران خلیج فارس برای قطر

قطر یکی از معدود اقتصادهای جهان است که نرخ تبدیل ارز ثابت دارد. (معرفی رژیم های پولی را در این لینک بخوانید). یک دلار آمریکا معادل 3.64 ریال قطر است و حکومت قطر خود را ملزم به حفظ این نرخ می داند. اما واضح است که در زمان بحرانی مانند این بحران اخیر، قطر با فرار سرمایه مواجه خواهد شد. این به معنای این است که عده زیادی ریال قطر خود را می دهند تا ارزهای دیگر دریافت کنند. در این موقع یا ریال قطر باید کاهش ارزش داشته باشد که به معنای آبروریزی و شکستی بزرگی برای قطر است یا قطر باید با استفاده از ذخایر عظیم ارزی خود، از این نرخ ثابت دفاع کند. حتی اگر قطر موفق شود تا پایان بحران، نرخ ریال خود را در برابر دلار ثابت نگه دارد، مجبور خواهد بود تا میلیاردها دلار از ذخایر ارزی خود را صرف دفاع از نرخ ریال خود کند. کاری که تا همین الان هم حتما میلیاردها دلار خرج روی دست قطر گذاشته است.

اما این کار تا ابد ادامه نمی تواند پیدا کند. اگر بحران ادامه دار باشد احتمالا قطر دیگر قادر نخواهد بود که این نرخ را حفظ کند و آن وقت خسارت آن قابل محاسبه نیست. هم نرخ ثابت ریال قطر از بین رفته و هم میلیاردها دلار بی نتیجه صرف حفظ این نرخ ثابت از بین رفته شده است.


حوادث بازار ارز ایران در چند سال پیش و در اوج تحریم ها را به یاد آورید....

۱۳۹۶ تیر ۱۴, چهارشنبه

از حاجی بازار تا قرارداد توتال

یک حاجی بازار را تصور کنید که سی سال آبرومند تجارت کرده است. حالا در سال سی ام یک چگ برگشتی داشته باشد. جه اتفاقی می افتد؟ کل اعتبار سی ساله او زیر سوال می رود. حتی اگر عده ای اندک بدانند که این قصور او نه ناشی از خود او بلکه ناشی از شریک نامرد و یا کمی بدشانسی بوده باشد، باعث نمی شود که طلبکاران از طلب خود بگذرند. او اعتبار خود را از دست داده است حتی اگر به ناحق این اتفاق افتاده باشد. حالا باید مدت ها وقت بگذارد که اعتبار خود را باز یابد.
حالا ایران بعد از تحریم ها مثل همان حاجی بازار است که اعتبار خود را از دست داده. مهم نیست که ما حق داشتیم و طرف مقابل زیاده خواهی کرده است. مهم این است که بی سیاستی داخلی ها کار را به جایی رساند که چک ایران برگشت خورد. حالا که کار به اینجا رسید، سال ها طول می کشد تا اعتماد به جای اول بازگردد. شاید اولین نشانه بازگشت، همین قرارداد فاز 11 با شرکت توتال و دو شریکش باشد. اتفاق بسیار خوبی است اما تا همین جا بیش از 10 سال وقت از دست رفته است. نه تنها پارس جنوبی بلکه بسیاری از پروژه های دیگر در این تلاطم بیش از ده سال تاخیر خورده اند و آنها که انجام شدند کم هزینه های چندبرابری به واسطه و دلال داده نشد که راه بیفتند. در این مدت دنیا هم منتظر ما نمانده است. کار خودش را کرده است. برای همین بسیاری از بازارها، دیگر اشباع شده اند و جایی برای ما نیست. حالا ما چه می خواهیم بگوییم؟ کلی هزینه کرده ایم که تازه به این نتیجه برسیم توجیه اقتصادی ندارد؟ 
گذشته ها گذشته! ای کاش آینده مثل گذشته نباشد. شرکت ملی نفت ایران احتمالا توتال نخواهد شد اما ای کاش روزی برسد که شرکت ملی نفت ایران مانند پتروناس مالزی و مثل همین شریک چینی مشارکت در فاز 11 روزی بتواند سری در سرها شود تا آنجا که دیگران محتاج سرمایه و تکنولوژی آن باشند. ای کاش دلواپس ها به جای آنکه دنبال آن باشند که توتال چقدر سود برد، بپرسند که شریک ایرانی چه چیزی یاد گرفت؟ به جای اینکه دنبال این باشند که چرا شرکت توتال آمد، بپرسند که چرا شرکت ملی نفت ایران و یا پتروپارس در خارج از ایران پروژه نمی گیرند؟ آن موقع خیلی چیزها عوض می شود. سیاست ایران نیازمند آدم های رشدیافته و دنبال منافع ملی است.

ای کاش آینده ما مثل زمان از دست رفته گذشته نباشد...

جبر جغرافیا

یک سوال همیشه این بوده که سوییس چرا اینقدر ثروتمند است و رفاه دارد؟ راست می گویند! یک دلیل، جایی است که سوییس در آن قرار گرفته. همسایه هایش را نگاه کنید: فرانسه، آلمان، اتریش و ایتالیا. هر کدام سری در سرها هستند.
حالا همسایه های ایران را نگاه کنید! نمی خواهم افغانستان و عراق درگیر جنگ را مثال بزنم. فقط کافی است به همین کشورهای ثروتمند حاشیه خلیج فارس نگاه کنید. کشوری از جنس و مذهب خودشان را محاصره اقتصادی کرده اند. یکی از بهانه هایشان این است که چرا با همسایه دیگر یعنی ایران رابطه داری!! بعد آن کشور محاصره شده آخر شعور و فهمش این است که جواب داده که همه ایرانی ها را اخراج خواهد کرد به شرطی که همه کشورهای دیگر عرب خلیج فارس نیز همه ایرانی ها را اخراج کنند!!!
خودتان حالا وضعیت جغرافیای ایران و سوییس را مقایسه کنید....

۱۳۹۶ تیر ۱۱, یکشنبه

فرصت محدود برای اصلاح محدود

وزیر صنعت ، معدن و تجارت گفته است که قیمت گذاری پژو 2008 دولتی نخواهد بود و بر اساس عرضه و تقاضا انجام خواهد شد.
اما "عرضه و تقاضا" در بازاری انحصاری با تعرفه های بالا و شبکه توزیع غیرشفاف که آدم های زیادی از بازی با قیمتها در آن ارتزاق می کنند، چه معنایی دارد؟ ما تا کی می خواهیم با این روش های منسوخ و بدوی، اقتصاد و تولید را مدیریت کنيم؟

ای کاش فرصت چهارساله بعدی، حداقل صرف اصلاح بازار خودرو شود. انتظار معجزه و انقلاب فکری در همه عرصه ها نیست. ولی اصلاح نگرش و ساختار بازاری محدود مثل خودرو اصلا انتظار زيادي نیست.