۱۳۹۶ تیر ۶, سه‌شنبه

سیگنال های غلط اقتصادی سیاستمداران

چند وقت پیش برای خرید قطعه ای کامپیوتری به بازار مراجعه کردم و موقع خرید طبق معمول گفتم که البته تخفیف نیز در نظر بگیرید. مغازه دار محترم شروع کرد به صغری و کبری چیدن که به خدا برای ما سود نداره، ما به قیمت خرید داریم می فروشیم، و از همه مهمتر اینکه رکوده.  بعد تعریف کرد که در زمان احمدی نژاد اوضاع خیلی خوب بود. می گفت ظرف دو سه سال هم خونه خریده، همین مغازه و هم ماشین! اما دقیقا در چهار پنج سال گذشته کلا درجا زده. انقدر اوضاع خرابه که می گفت اصلا شاید مغازه را اجاره بدهد و خودش اجاره بگیرد یا حتی برود دنبال کارمندی! یعنی حتی کارمندی بهتر از مغازه داریه.
گفتم درسته که رکود هست اما مگر آن موقع که رونق اقتصادی هست شما رفتار دیگری دارید و تخفیف می دهید و هوای مشتری را دارید؟ الان اوضاع خراب شده اما آن موقع که اوضاع خوب بوده و به قول خودت سه ساله ره صد ساله را رفته ای، مگر می گفتی که ای دولت و مردم! ما سود زیادی داریم می بریم، خواهشا ترمز را بکشید؟ خواهشا از ما مالیات زیادی بگیرید؟ سود را گرفته ای و برده ای. بیشتر هم می دادند، می بردی! مالیات هم خدا داند که داده ای یا نه!
بعد دیدم مقصر ایشون نیست. مقصر سیاستگذاری است که با سیگنال های اشتباهش تصورات و توقعات اشتباه ایجاد می کند. همه انتظار دارند که مثل آن زمان های رویایی، دست به هر چه می زنند سریع طلا شود. مغازه بزنند و دو سه ساله بارشان را ببندند. خانه بسازند و تمام نشده قیمتش دو برابر شود. حالا که نمی شود احتمالا دولت بی عرضه است! منکر رکود اقتصادی خیلی از بخش ها نیستم و در عین حال انتقادات به مدیریت اقتصادی دولت وارد است. اما بهتر است بپذیریم که سودهای زیاد سال های گذشته، غیرواقعی بوده اند و نمی توانسته اند تا ابد ادامه پیدا کنند. تکرار دوباره آن، شاید منافع کوتاه مدت یک عده را برآورده کند اما در نهایت به ضرر کل جامعه تمام می شود.

در کل اما چه رونق باشد و چه رکود، اکثر جماعت کاسب دست از ناله و شکایت بر نمی دارند.  فروش برای آنها سود زیادی ندارد و اوضاع خراب است. :)

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر