۱۳۹۵ دی ۱۲, یکشنبه

افزایش اخیر نرخ ارز چقدر برای اقتصاد مثبت است؟

مقاله من در تجارت فردای شماره 206 در خصوص تبعات اقتصادی افزایش نرخ ارز در بازار آزاد که به نظر اینجانب تبعات منفی آن بیش از تاثیرات مثبت آن است. 
.
.
.
در هفته های اخیر، بر خلاف سیگنال های دولت و بانک مرکزی در تک نرخی کردن ارز و حتی کاهش نرخ ارز در بازار آزاد، نرخ بازار آزاد صعود شدیدی را تجربه کرد و در عرض کمتر از یک ماه، ریال (یا تومان؟) در برابر دلار بیش از ده درصد از ارزش خود را در بازار آزاد از دست داد. البته مدتی طولانی بود که افراد دلسوز اقتصاد ایران به دولت پیشنهاد افزایش نرخ ارز را داده بودند تا هم تورم انباشته سال های قبل خارج شود و هم تولید در رکود داخلی تقویت شود. به نظر می رسد که به این ترتیب، افزایش نرخ ارز اخیر، خبر خوبی برای اقتصاد ایران باشد. اما افزایش نرخ ارز فقط برای نرخ ارز آزاد بوده است و افزایش مشابهی برای نرخ ارز مبادله ای اتفاق نیفتاده است و دولت با قدرت تمام و تمام قد از نرخ های پایینی دفاع می کند که در بازار آزاد تقریبا به تاریخ پیوسته اند. حالا اختلاف ارز بازار آزاد و ارز مبادله ای بیش از 700 تومان شده است.
مجموعه­ای از تحلیل­های مختلف در رسانه­ها و مردم، گاه عوامانه و ساده انگارانه و گاه علمی، دهان به دهان می چرخد. البته از مجموعه متولی بازار ارز در دولت یازدهم، انتظار رفتاری حرفه ای می رفت تا در مورد بازار شفاف سازی کند. اما متاسفانه رفتار متولیان امر، یادآور اتفاقات مدیریت نادرست و ضعیف بازار ارز در سال­های بحرانی 1390 تا 1392 است. مدیریتی که جز اتلاف منابع، ایجاد رانت و فساد، بی اعتباری مجموعه بانک مرکزی و سلب اعتماد عمومی از دولت، نتیجه دیگری نداشت. حال اما وضعیت این روزها، از منظر سیاسی، با آن روزها قابل قیاس نیست. اگرچه سوال مهم این است که چرا متولیان امر برای مدیریت بازار اینچنین منفعلانه عمل کرده و ابزاری جز همان ابزارهای سنتی ناکارآمد و سلب کننده اعتماد عمومی ندارند، اما این موضوع مساله این مقاله نیست. در این مقاله کوتاه نگارنده به این مساله خواهد پرداخت که اثرات این افزایش نرخ ارز چیست و آیا آنچنان که به نظر می رسد مثبت است.  در ادامه افزایش کنونی نرخ ارز از دو منظر بررسی شده است.
1- افزایش نرخ ارز یا به عبارتی کاهش ارزش پول ملی اگر مدیریت شده باشد، می تواند به بهبود تراز تجاری کشور کمک کند. به زبان ساده وقتی نرخ ارز افزایش می یابد، از یک سو واردات گران شده و کالاهای وارداتی بخشی از بازار خود را از دست می دهند. در حقیقت مشتری ایرانی اگر در برابر گرانی کالاهای وارداتی ناتوان از پرداخت باشد، دو رفتار دارد. یک اینکه آن را با کالای ایرانی جایگزین کند. یا اگر کیفیت کالای ایرانی بالا نیست و در ضمن، آن کالا نیز کالای ضروری به حساب نمی آید، مشتری ایرانی ممکن است که کلا قید خرید آن کالای بخصوص را بزند. در هر دو تصمیم، واردات کاهش می یابد.
از سوی دیگر، افزایش نرخ ارز سبب جذابیت صادرات می شود. پر واضح است که صادرکننده ایرانی نسبت به یک ماه پیش که نرخ ارز در حوالی 3700 تومان بود، امروز که نرخ ارز 4100 تومان است، روی همان کالاها با همان کیفیت و قیمت دلاری، بیش از ده درصد سود ریالی (تومانی؟) دارد. همین سود بیشتر، سبب تمایل بیشتر به صادرات می شود. بنابراین مجموعه واردات کمتر در عین صادرات بیشتر تراز تجاری کشور را تقویت می کند. این مسلما به نفع تولیدکننده داخلی و صادرکننده است.
علیرغم این تحلیل، اما نباید خیلی به اثرات مثبت افزایش نرخ ارز اخیر در وضعیت فعلی خوش بین بود. افزایش روزهای اخیر نرخ ارز در بازار آزاد یک روی سکه است. روی دیگر سکه، سوءمدیریت کلان اقتصادی کشور و به­هم­ریختگی بازار ارز است. در حقیقت افزایش نرخ ارز زمانی می تواند به رشد و تقویت تولید داخلی و صادرات منجر شود که در کنار آن برنامه مدونی برای تولید داخلی و صادرات وجود داشته باشد.
در ضمن باید افزایش نرخ ارز مدیریت شده باشد. متاسفانه بدلیل برنامه های کلان اقتصادی اشتباه در دهه های گذشته، رقابت پذیری صنایع داخلی به شدت کاهش یافته است. عدم بهره وری در اقتصاد ایران حیرت انگیز است و کشور را در تولید کالاهای دارای مزیت مثلا در صنایع انرژی بر نیز مقهور تولیدات کشورهای دیگر کرده است. تحریم­های یک دهه اخیر و رکود اقتصادی سال­های اخیر نیز مزید بر علت شده اند. حال سوال این است که آیا در این شرایط، افزایش نرخ ارز درمان بلندمدتی برای اقتصاد ایران و تولید داخلی است؟ یا بیشتر شبیه تنفسی مصنوعی و کوتاه مدت برای بیماری در حال احتضار است؟ قبل از آنکه برنامه ای اصلا برای تولید داخلی و رقابت پذیری وجود داشته باشد، آیا افزایش نرخ ارز آن هم در شرایط دو نرخی بودن، بیشتر به نفع تولیدکنندگان داخلی است و یا برعکس، به نفع سفته بازان و رانت خواران؟
همین مساله در مورد تقویت صادرات نیز مطرح است. درست است که افزایش نرخ ارز صادرات را تقویت می کند، اما این به شرطی است که برنامه مدون و بلندمدتی برای صادرات وجود داشته باشد. صادرات به شرطی تقویت می شود که تولید داخلی پیشاپیش تقویت شده باشد. در ضمن رشد بازار صادرات یک شبه و در حالیکه مسئولین بانک مرکزی در حال تهدید بازار ارز برای کاهش نرخ ارز هستند، شکل نمی گیرد. بنابراین، افزایش نرخ ارز در بازار آزاد به شکل فعلی فقط سود ناخواسته ای را در کوتاه مدت در جیب صادرکنندگان موجود می کند. اما آیا صادرکنندگان این سود مازاد را صرف افزایش و توسعه ظرفیت صادراتی می کنند؟ یا در این اوضاع رکود و بلاتکلیفی اقتصادی، صادرکننده ترجیح می دهد که پول خود را تبدیل به دارایی های غیرمولد اما کم ریسک کند؟   
2-  افزایش نرخ ارز به معنایی که امروز مطرح است، مربوط به نرخ بازار آزاد است و نه نرخ ارز دولتی. همین نکته سبب می شود که اثرات مثبت احتمالی افزایش نرخ ارز چندان که باید شیرین نباشد. در حقیقت در طی دهه­های متمادی و در سال­های اخیر، آنقدر دو نرخی و بعضا چند نرخی بودن ارز در اقتصاد ایران تداوم داشته است که تبدیل به یک عرف و شرایط معمولی در اقتصاد کشور شده است. تجارت­های بسیاری حول همین دو یا چند نرخی بودن شکل گرفته است. رانت دسترسی به ارز دولتی و فروش آن ارز به نرخ بازار آزاد شکل سنتی و محدود تجارت ناسالم در سیستم دو نرخی بودن ارز است. تجارت وسیع تر و به ظاهر قانونی، بازار خرده فروشی کالاهای وارداتی است. در حقیقت، بعید است که خریدار معمولی در مغازه ای کنار خیابان بداند که قیمت دقیق ارزی واردات ماشین لباسشویی، اجاق گاز، کامپیوتر، مانتو و دیگر اقلام وارداتی چقدر است. بنابراین عمده خریداران نمی دانند که این کالاها با نرخ دلار بازار آزاد به پای آنها حساب می شود و یا به نرخ ارز دولتی! البته سخت نیست که پی برده شود که خرده فروش محترم با کدام ارز با مشتری حساب می کند. این روزها سری به بازار لوازم خانگی بزنید و خواهید دید که جنس های وارداتی چند درصدی گران شده است در حالیکه نرخ ارز دولتی تقریبا ثابت مانده است. بنابراین یک پیامد کناری افزایش نرخ ارز در بازار آزاد، افزایش تورم است.
متاسفانه فساد و تجارت حول دو نرخی بودن ارز آنقدر شیرین است که به هم زدن آن مقاومت جدی را ایجاد می کند. به این دلیل و نیز بدلیل احتمال افزایش تورم، افزایش فاصله بین نرخ ارز دولتی و بازار آزاد، فقط سیاست تک نرخی کردن ارز را سخت تر می کند. در عرصه سیاسی بین المللی نیز ظهور ترامپ، آینده خیلی از مسایل در دنیا را از جمله توافق هسته ای ایران و قدرت های بزرگ را در هاله ای از ابهام قرار داده است. مساله ای که می تواند تبعات جدی برای بازار ارز ایران داشته باشد.


در پایان، جمع بندی نگارنده این است که این افزایش نرخ در کوتاه مدت اثرات منفی بیشتر از مثبت خواهد داشت. یک احتمال افزایش نرخ ارز در هفته های اخیر، تلاش برای تک نرخی کردن ارز در نرخ های فعلی بازار آزاد بوده است. امید که این احتمال واقعیت داشته باشد. در غیراینصورت مانند همه دولت های قبلی، این دولت نیز در بازار ارز خسارتی جبران ناپذیر به منافع عمومی و اعتماد عمومی وارد کرده است.