۱۳۹۵ آذر ۲۵, پنجشنبه

آنالیز عوامل موثر بر رشد دلار

متن مصاحبه من با مجله تجارت فردای شماره 203 در خصوص افزایش نرخ ارز (لینک)
.
.
·         در حال حاضر آمارها نشان می دهد که نرخ ارز در بازار آزاد با جهش های قابل توجه به بیشترین مقدار طی 4 سال اخیر رسیده است، از نظر شما مهمترین دلیل افزایش نوسان  در هفته های اخیر چیست و در مقابل واکنش سیاستگذار ارزی چگونه خواهد بود؟
اجازه دهید قبل از این که بخواهیم به دلایل افزایش فعلی نوسانات بازار ارز اشاره کنم، تصویری از وضعیت فعلی بازار ارز در ایران ارائه دهم.  در حال حاضر بازار ارز ایران، بر خلاف چند سال پیش و در اوج تحریم­ها ، کاملا مقهور نیروی دولت است. بنابراین اگر مجموعه دولت و بانک مرکزی قصد داشته باشند که بازار را کنترل کنند، می توان مشاهده کرد که تقریبا نیروی دیگری وجود ندارد که توان مقابله با خواسته آنها را داشته باشد. البته شرایط بازار ارز ایران، در سال های 91 و 92، به دلیل شرایط تحریم ها به نحوی بود که نقش دولت به شدت در بازار ضعیف شده بود، بنابراین اگر در این مدت نوسانی نیز صورت می گرفت، به دلیل عدم توانایی دولت در اداره بازار بوده است. اما شرایط دولت در حال حاضر و چشم انداز آینده آن متفاوت از سال های گذشته است و از نظر دسترسی به دلارهای نفتی و همچنین در پی افزایش قیمت نفت در پی توافق اخیر اوپک، وضعیت نسبتا مطلوبی دارد.
بنابراین به نظر من اگر چنین تغییراتی شدیدی و به طور ناگهانی در بازار ارز رخ می دهد، مسلما با چراغ سبز بانک مرکزی صورت گرفته است. رئیس کل بانک مرکزی نیز در پیامش معتقد بود که بازار ارز تحت کنترل  قرار دارد. البته دلایل بعدی ایشان نظیر تقاضا برای مراسم اربعین یا تقاضای انتهای سال از شدتی برخوردار نیست که در برابر نیروی دولت برای کنترل بازار مقاومت کند. بنابراین به نظر من یک تمایلی در دولت و بانک مرکزی برای افزایش نرخ ارز وجود دارد. این اتفاق عجیبی نیست. نرخ ارز در بودجه 10 درصد رشد داشته است و حتی می توان افزایش اخیر را در همین راستا نیز توجیه کرد. .
مساله دیگر به نظر من در افزایش اخیر این است که بانک مرکزی در نظر دارد افکار عمومی را برای افزایش نرخ ارز آماده کند، به نحوی که نزدیکی و حتی عبور نرخ ارز از سطح 4 هزار تومانی برای بازار عجیب نباشد و از نظر روانی آماده پذیرش نرخ های جدید باشد. البته امیدوارم که هدف دولت واقعا این نرخ­ها باشد و دست از سرکوب نرخ ارز بردارد.
·         اگر این سیاستی است که با خواست بانک مرکزی صورت گرفته است، آیا به نظر شما شیوه افزایش نرخ ارز به چنین شکلی مناسب است؟ آیا نباید نرخ ارز به شکل مداوم با سرعت مشخص رشد کند؟
در کل من موافق افزایش نرخ ارز هستم. تورم­های نسبی انباشته شده از گذشته، رقابت پذیری تولید داخلی را پایین آورده است. حالا با این توجه، این افزایش باید سریع باشد و یا آهسته و پیوسته؟  به نظر من وقتی کار به جایی می رسد که افزایش ده درصدی نرخ ارز در برنامه است، سیاست افزایش یکباره صحیح است. زیرا طولانی شدن فرایند افزایش قیمت، سبب التهاب بیشتر و حتی رانت می شود.
اجازه دهید این دو موضوع را بیشتر توضیح دهم. وقتی فرآیند افزایش نرخ ارز طولانی می­شود، از نظر مردم این فرآیند آزار دهنده خواهد بود. در نتیجه از نظر جامعه، سیاستگذار ارزی دچار سوءمدیریت است و کنترلی بر بازار ندارد.  اما اگر این افزایش قیمت به شکل دفعتی باشد و پس از آن مدیریت شود، این التهاب ارزی نیز در مدت کوتاهی فروکش خواهد کرد. در حال حاضر نیز به نظرم بانک مرکزی قدرت لازم را برای کنترل التهابات بازار دارد.
علاو بر این اگر قرار باشد که این فرآیند به شکل آرام طی شود، در این صورت یک تقاضای مازاد برای نرخ ارز شکل می گیرد به این شکل که در میانه راه افزایش نرخ ارز، تقاضا وارد بازار شده تا از ادامه روند افزایشی کسب سود کند. به طور مثال، اگر قرار باشد به طور پله ای تا 10 درصد به قیمت ارز افزوده شود، در سطح 5 درصد افرادی وارد بازار می شوند تا از 5 درصد باقی مانده منفعت ببرند و این شرایط بازار را پیچیده تر و ملتهب تر خواهد کرد.
بنابراین اگر سیاستگذار تصمیم گرفته نرخ ارز به هر دلیلی تعدیل شود و به سطح 3900 یا 4 هزار تومان برسد، روش صحیح این است که این تغییرات یک دفعه رخ دهد. مطمئنا یک شوک به بازار وارد می شود، اما پس از مدت کوتاهی این شوک هضم خواهد شد.

·         آیا این روش پیش بینی پذیری را در اقتصاد برای فعالان اقتصادی کاهش نمی دهد؟
در حال حاضر پیش بینی پذیری برای هیچ ارز معتبری در دنیا به شکل قابل توجهی وجود ندارد.  ارزهایی مانند دلار آمریکا، یورو و فرانک سوییس امکان دارد با تغییر یک سیاست به میزان قابل توجهی تغییر کنند. نرخ معمول نوسان در حد یک درصد است، اما حتی در برخی مواقع این نوسان طی یک روز به چهار تا پنج درصد نیز می رسد. قبول دارم که با ابزارهای مالی این نوسانات قابل مدیریت است اما به هر حال ریسک وجود دارد و مدیریت آن هزینه بر است.

·         در هفته اخیر قیمت نفت به واسطه توافق که در کشورهای اوپک برای فریز نفتی صورت گرفت باعث شد که قیمت این کالای استراتژیک در بازارهای جهانی روند صعودی به خود بگیرد، از سوی دیگر به نظر می رسد که این عامل تحولات بازار ارز در کشور را نیز تحت تاثیر قرار می دهد. مکانیزم این اثر گذاری چیست و چشم انداز افزایش نفت چه تاثیری در بازار دلار داخل خواهد گذاشت؟
عوامل متعددی بر روی نرخ ارز اثر گذار هستند. برخی از این پارامترها، کم اثر هستند و برخی دیگر، اثرگذاری بیشتری دارند.  ذخایر ارزی یک کشور نیز از پارامترهای مهم در تعیین نرخ ارز است.  بنابراین هنگامی که بهای نفت افزایش پیدا می کند و درآمدهای نفتی ایران رشد می کند، در نتیجه اقتصاد کشور از ذخایر ارزی مناسبی بهره مند خواهد شد. در این شرایط بازار نیز این برداشت را خواهد داشت که هیچ کمبودی برای عرضه و مدیریت ارز از سوی بانک مرکزی وجود ندارد. بنابراین تمایل به انباشت و احتکار ارز کاهش پیدا می کند. بانک مرکزی نیز این اختیار را دارد که در هنگام لزوم، عرضه ارز را در بازار افزایش دهد تا عنان بازار را در اختیار گیرد.
پس افزایش بهای نفت این انتظار را به وجود می آورد که نرخ ارز در بازار آزاد روند نزولی طی کند یا حداقل از ثبات برخوردار باشد. چون در این شرایط بازار این برداشت را دارد که مجموعه بانک مرکزی و دولت توانایی کنترل بازار ارز را دارند. اما باید توجه داشته باشید که این تنها عامل اثرگذار در بازار ارز نیست و این ممکن است که خطای سیاستگذار ارزی را موجب شود که به پشتوانه دلارهای نفتی، نرخ را به اجبار پایین نگه دارد. چیزی که ما سرکوب نرخ ارز می گوییم. درست است که درآمدهای نفتی در کشور بالا است، اما تورم نیز یکی از پارامترهای مهم تعیین نرخ ارز است. حالا حدود 9 درصد است و در سال های گذشته نیز  دو رقمی بوده است. و همانطور که عنوان شد اگر بخواهیم  صادرات کشور در مقابل رقبای خارجی حفظ شود، باید نرخ ارز را حداقل به اندازه نسبت تورم داخل و خارج افزایش دهیم.
در مجموع از نظر من افزایش قیمت نفت، قدرت مدیریت دولت را در بازار ارز افزایش می دهد و سبب ثبات در بازار ارز می شود، اما دولت نباید این نگاه را داشته باشد که با دسترسی به دلارهای بیشتر، امکان کاهش قیمت دلار وجود دارد. این سیاست غلطی است  که در دهه های گذشته در اقتصاد ایران اجرا شد و  بسیار شکننده بود. در نهایت نتوانست از افزایش انفجاری نرخ ارز به وقت بحران جلوگیری کند.
·         یکی دیگر از عواملی که به نظر می رسد در افزایش نرخ دلار موثر بوده است، تقویت قیمت جهانی دلار در مقابل سایر اسعار بوده است و شاخص جهانی دلار به بیشترین میزان طی 4 سال اخیر رسیده است. به نظر شما آیا حرکت قیمت در بازار داخل از حرکت جهانی دلار اثر می پذیرد؟
ببنید اگر در این خصوص رژیم پولی ریال را شناور در نظر بگیرم، این عامل 100 درصد اثرگذار خواهد بود و باعث تضعیف ریال شود. به خصوص این که ارزش پول ملی برخی از کشورهایی که رئیس جمهوری منتخب آمریکا در خصوص آنها، موضع گیری های تندی داشت، مانند مکزیک، پس از انتخابات کاهش قابل توجهی داشت. اگر نرخ ارز ایران شناور بود هم افزایش ارزش دلار و هم تهدیدهای ناشی از رییس جمهور جدید می­توانست نرخ ارز را بالا ببرد. اما به دلیل این که نظام ارزی کشور، شناور مدیریت شده است و دولت تصمیمی برای واکنش به نوسانات دلار در دنیا ندارد، در نتیجه نمی توان گفت تقویت دلار در بازار جهانی به همان میزان نیز در بازار داخل اثرگذار خواهد بود. ببینید حرف من این است که دولت در ایران، الآن توانایی مدیریت بازار را بر اساس دلخواه خود دارد. حالا اینکه تصمیمات دولت در کنترل بازار ارز درست یا غلط است، مساله دیگری است.
·         شما به رژیم ارزی شناور مدیریت شده اشاره کردید که بازار ایران نیز از آن تبعیت می کند، آیا به نظر شما این رژیم با توجه به ریسک های سیاسی و مختصات اقتصادی کشور بهترین گزینه برای سیاست گذار محسوب می شود؟
در حال حاضر سه رژیم ارزی در دنیا وجود دارد: «رژیم ثابت ارزی»، «رژیم شناور مدیریت شده» و «رژیم شناور». رژیم ثابت نیاز به منابع عظیم ارزی است و با توجه به شرایط خاص آن، کشور دارای این رژیم پولی باید وضعیت اقتصادی و سیاسی باثباتی داشته باشد. کشورهای دمکراتی که انتخابات متعدد دارند و سیاست­های کشور ممکن است که چهارسال یکبار یا هشت سال یکبار عوض شود، این سیستم پولی مناسبی برای آنها محسوب نمی شود. زیرا تلاطم های اقتصادی در این کشورها به نسبت زیاد است و وقتی که نرخ ارز ثابت باشد، مهمترین ابزار اقتصادی از دولت گرفته می شود. بنابراین برخی از کشورهای کوچک مانند امارات، قطر و کویت که به نوعی یک کشور دیکتاتوری محسوب می شوند و ذخایر ارزی بالایی دارند می توانند از این سیستم بهره ببرند. این سیستم در خصوص اقتصاد کشور ما پاسخگو نیست. اگر این سیستم مطلوب بود، در کشورهای اروپایی یا آمریکا نیز از آن استفاده می شد.
از سوی دیگر سیستم ارزی شناور نیاز به شرایط پیچیده  مدیریت بازار دارد. نکته مهم این است که  شناور بودن نرخ ارز به معنای رها بود بازار نیست، بلکه به معنی مدیریت بازار با ابزارهای مناسب است. به همین خاطر باید بررسی کرد که آیا اقتصاد ایران ابزار مناسب برای مدیریت بازار ارز را دارا است و یا تنها ابزار کنترل بازار روش دستوری است؟ اگر ابزار مناسب در دسترس نباشد، آن وقت نرخ ارز از کنترل خارج خواهد شد. از نظر اینجانب، مجموعه دولت و بانک مرکزی در شرایط کنونی در موقعیتی نیستند که بتوانند با ابزارها بازار ارز را مدیریت کنند. ابزارهای موجود نیز  نظیر نرخ سود بانکی عمدتا به شکل دستوری تعیین می شوند و کارکرد طبیعی خود را در بازار ارز ندارند. بنابراین ایران اگر بخواهد وارد سیستم پولی شناور بشود، بیشتر سبب بحران و رها شدگی بازار می شود، تا سبب تعادل نرخ ارز.
در شرایط فعلی و با توجه به ابزارهای محدود و بدنه مدیریتی که در دولت و بانک مرکزی وجود دارد، نرخ شناور مدیریت شده رژیم پولی مناسب ایران است. تنها نکته ای که باید در این رژیم پولی رعایت شود، عدم سرکوب نرخ ارز است. اگر این نکته رعایت شود می تواند یک رژیم کاملا موفقی برای ایران محسوب شود، کما این که کشور چین نیز توانسته با همین رژیم پولی، از تولید خود حمایت کند و سیطره اقتصادی به دنیا پیدا کند.
·         البته به نظر می رسد که در مقایسه ایران و چین برای انتخاب رژیم ارزی در حمایت از تولید باید توجه داشت که چین علاوه بر این کار زمینه مناسب را برای تولید بنگاه ها نیز به وجود می آورد.
بله منظور من هم در واقع این است که در شرایط کنونی انتخاب مناسب این رژیم می تواند زمینه را برای بهبود تولید و رشد اقتصادی ایجاد کند و این موضوع به این معنا نیست که حتما و تنها با انتخاب این رژیم ارزی و حتی مدیریت دست آن می توان به رشد اقتصادی بالا دست یافت. در واقع مجموعه ای از سیاست ها باید در نظر گرفته شود و در زمینه ارز، به نظر می رسد مناسب ترین گزینه رژیم ارزی شناور مدیریت شده ولی بدون سرکوب نرخ ارز است.
·         بحث بعدی که به نظر می رسد که سیاستگذار اقتصادی قصد دارد در نظام ارزی پیاده کند، بحث یکسان سازی نرخ ارز، البته با توجه به جهش اخیر بازار ارز فاصله نرخ ارز رسمی و غیر رسمی به حدود 700 تومان رسیده است، آیا با توجه به شکاف به وجود آمده، امکان یکسان سازی نرخ ارز در شرایط کنونی وجود دارد؟
همانطور که عرض کردم با توجه به شرایط فعلی، مجموعه دولت و بانک مرکزی قدرت لازم برای اجرای سیاست های خود را دارد.
·         حتی یکسان سازی نرخ ارز؟
بله، اما باید دو مساله را باید در نرخ ارز در نظر گرفت: نخست آن که آیا هدف ما در بحث یکسان سازی نرخ ارز، یک هدف کوتاه مدت است، یا این که به دنبال این هستیم که به یک نرخ پایدار دست پیدا کنیم. به نظر من حتی با وجود نتیجه غیر منتظره انتخابات آمریکا، در حال حاضر نیز شرایط برای تک نرخی شدن ارز مهیا است، زیر از یک سو قیمت نفت در مسیر صعودی حرکت می کند و شرایط اقتصادی پس  از لغو تحریم ها نیز بهبود یافته و از سوی دیگر، نرخ تورم نیز در سطح مناسبی قرار دارد. این شرایط طلایی شاید در آینده وجود نداشته باشد.
·         بحث دیگری که در هر سال در خصوص نرخ ارز مطرح می شود این است که برخی معتقدند افزایش نرخ ارز به دلیل پوشش کسری بودجه سال آینده است، با توجه به این که نرخ بودجه نیز 3 هزار و 300 تومان تصویب شده، این ادعا تا چه حد می تواند صحت داشته باشد؟‌
در این خصوص شفافیت خاصی وجود ندارد که بتوان بر اساس ارقام منتشر شده، این موضوع را رد یا تایید کرد، زیرا افزایش نرخ ارز هم می تواند درآمد دولت را افزایش داده و از سوی دیگر می­تواند هزینه ها را نیز افزایش دهد.
بنابراین باید مشاهده کرد که تعادل این موضوع به چی شکلی است و آیا افزایش نرخ ارز، باعث می شود که تنها درآمدهای دولت افزایش کند؟ با توجه به این که در حال حاضر، تنها نرخ ارز در بازار آزاد افزایش پیدا کرده  و نرخ مبادلاتی تقریبا ثابت بوده است، می توان این برداشت را داشت که افزایش نرخ ارز، برای پوشش هزینه های دولت بوده است. البته باید این موضوع را با استناد به آمار، تایید یا رد کرد. در هر حال در بازار غیرشفاف، هر حرفی را می­توان زد.
·         به نظر شما آینده باز ارز پس از این تحولات به چه شکل خواهد بود؟‌ آیا با توجه به قدرت بانک مرکزی، بازارساز می تواند جهت بازار را کنترل کند یا این که افزایش نرخ ارز به کانال بالاتر  ادامه خواهد یافت؟
پاسخ به این سوال به راحتی ممکن نیست، زیرا در ایران نهادهای مختلف در تصمیم گیری های نرخ ارز مداخله می کنند و در این خصوص مجموعه دولت و بانک مرکزی از استقلال کافی برخوردار نیستند. وقتی نرخ ارز افزایش پیدا می کند، فشارهای از سوی سایر نهادها مانند مجلس به دولت وارد می شود که نرخ ارز را مدیریت کند. بخشی از این فشار نیز سیاسی خواهد بود، به این شکل که فارغ از این که این تصمیم به نفع یا ضرر اقتصاد است، ممکن است این تحولات را به ضعف مدیریت بازار مرتبط کنند و با توجه به نزدیکی انتخابات ریاست جمهوری این موضوع دستاویزی برای نقد دولت باشد. به نظر من این افزایش نرخ ارز حتی تا 4100 نیز امکان پذیر است و این یک رویداد مثبتی برای اقتصاد خواهد بود. اما این احتمال نیز وجود دارد که ملاحظات  سیاسی باعث شود که دولت نرخ ارز را کاهش دهد. در شرایط فعلی و بنا به تورم سال های قبل ارقام زیر 3700 تومان برای شرایط اقتصادی کشور در سال آینده مناسب نیست.

۱۳۹۵ آذر ۱۲, جمعه

ریال ایران: عرصه قدرتنمایی دولت یا بازار آزاد؟

مقاله تحلیلی آموزشی اینجانب در هفته نامه تجارت فردا شماره 201 در خصوص میزان دخالت دولت در ایران در تعیین نرخ ارز (لینک)
.
.
.
یکی از داستان های دنباله دار اقتصاد ایران مساله نرخ ارز است و این که بالاخره در ایران نرخ ارز را بانک مرکزی تعیین می کند و یا بازار آزاد؟ هرچند وقت یکبار این مباحث به دلیلی شروع می شود و در جواب گاه صحبت هایی متناقض مطرح می شود. مثلا صادرکنندگان می گویند نرخ ارز به طور مصنوعی پایین است و بالا نگه داشتن مصنوعی پولی ملی و عدم کاهش آن متناسب با تورم، سیاستی ضد تولید و ضد صادرات است. در پاسخ مجموعه دولت و بانک مرکزی ادعا می کنند که نرخ ارز در بازار تعیین می شود و این یکی از اصول تخطی ناپذیر هر اقتصاد سالمی است و نمی توان با دستور نرخ ارز را بالا برد! در عوض وقتی که بحران ارزی بوجود می آید و نرخ ارز به شدت بالا می رود، مجموعه های دیگر از جمله مجلس ایراد می گیرند که دولت بازار را رها کرده و آن را به دلال ها (یعنی همان نمایندگان بازار آزاد در ایران) سپرده و باید با مداخله، نرخ ارز را مدیریت نماید. در این موقع معمولا دولت و بانک مرکزی بر عکس ادعای قبلی، بازار ارز را کاملا تحت مدیریت و کنترل خود اعلام می کنند. اما شواهدی وجود دارد که بازار ارز ایران نه آن است که دولت همه کاره آن باشد که شاهد آن نرخ ارز در سال های اخیر بوده است و نه آن است که همه چیز آن به دست نامرئی بازار آزاد سپرده شده باشد. 
قبل از تحلیل میزان دخالت و قدرت دولت و بانک مرکزی در بازار ارز ایران، لازم است که بدانیم در دنیا سه نوع رژیم پولی وجود دارد. این سه رژیم پولی عبارتند از:
1- رژیم پولی نرخ تبدیل ثابت (Fixed  یا Pegged)
2- نرخ تبدیل شناور (Float)
3-نرخ تبدیل شناور مدیریت شده (Managed Float)
تفاوت رویکرد در این سه نوع رژیم پولی به میزان تعهد مجموعه دولت و بانک مرکزی برای دفاع از یک نرخ ارز خاص و دخالت در بازار ارز برای این منظور است. مثلا در رژیم پولی نرخ تبدیل ثابت، دولت یک نرخ ارز مشخص را تعیین کرده و تعهد می کند که این نرخ ارز ثابت در طول زمان تغییر نکند و علاوه بر این تعهد می کند که هر اتفاقی که رخ دهد، دولت از این نرخ دفاع خواهد کرد. پر واضح است که این رژیم پولی چقدر غیرمنعطف بوده و به شدت به توانایی دولت در کنترل شرایط بستگی دارد. بدلیل سختی مدیریت و پیش بینی بلندمدت شرایط اقتصادی، این رژیم پولی در سیستم اقتصادی دنیا به طور محدود به کار می رود و عمده آن نیز در کشورهای نفت خیز حاشیه خلیج فارس است که درآمدهای نفتی زیاد در کنار اندوخته چند صد میلیارد دلاری برای حمایت از بازار ارز خود دارند. 
روش دقیقا متضاد رژیم پولی اول، رژیم پولی کاملا شناور یا float است. در روش شناور، نرخ ارز کاملا شناور بوده و این بازار است که تعیین می کند که نرخ ارز چه میزان باید باشد. اکثر اقتصادهای پیشرفته و اقتصادهای نوظهور این رژیم پولی را اتخاذ کرده اند. مثلا دلار، یورو، ین ژاپن، و حتی لیر ترکیه از این دسته اند. البته شناوری این رژیم پولی به معنای رهاشدگی بازار ارز نیست! بلکه مجموعه ابزارهای بانک مرکزی از جمله نرخ بهره هستند که نرخ ارز را کنترل می کند. مثلا درست است که نرخ دلار آمریکا به ارزهای عمده شناور است و بازار است که نرخ دلار را تعیین می کند اما وقتی در پی بحران مالی که از سال های 2007 شروع شد و در سال  2008 اوج گرفت، سیاست های پولی به شدت انبساطی اتخاذ شد و این امر سبب سقوط شدید ارزش دلار شد. در حقیقت بازار در رژیم پولی شناور، در زمین دولت و بانک مرکزی بازی می کند. اما دولت و بانک مرکزی تا حد امکان سعی می کند که نرخ های بازار را با ابزارها کنترل کند و نه با دستورها. با این وجود مواقع بحرانی وجود دارد که بانک مرکزی به طور مستقیم وارد شده و سعی می کند که بحران را از طریق دخالت مستقیم و یا به اصطلاح دستکاری نرخ ارز حل نماید. نمونه آن بانک مرکزی سوییس است که در پی تقویت شدید فرانک سوییس، از سال 2011 به طور مستقیم در بازار ارز و تبدلات فرانک سوییس دخالت کرد و با خرید ارزهای دیگر در برابر فرانک سوییس، سعی نمود که فرانک را به طور مصنوعی تضعیف کند. این سیاست البته در ابتدای سال 2015 با شکست مواجه شد و شوک شدیدی را به بازار ارزهای بین المللی وارد کرد. این خود می تواند نمونه ای از شکست مقابله با بازار باشد و نشان دهد که دولت حتی اگر دولت سوییس باشد، نمی تواند بر خلاف بازار رفتار کند.
رژیم پولی سوم که رژیم پولی حاکم بر ایران نیز هست، روشی میانه این دو رژیم پولی قبلی است. در نرخ تبدیل شناور مدیریت شده، دولت نرخ ارزی را در هر مقطع زمانی به عنوان نرخ پایه تعیین می کند که این نرخ می تواند در طول زمان زیاد یا کم شود. علاوه بر این، در هر برهه از زمان و بعد از اعلام نرخ رسمی، دولت خود را موظف به دفاع از آن می داند. البته در این رژیم پولی، نوسان محدود روزانه حول نرخ پایه ارز قابل تحمل است اما اگر این نوسان از حدی بالاتر برود، دولت و بانک مرکزی وارد بازار شده و نرخ ارز در بازار آزاد را به نرخ رسمی خود نزدیک می کنند. این رژیم پولی یکی از محبوب ترین رژیم های پولی دنیاست و بسیاری از کشورها مانند چین، ایران، مالزی و بسیاری از کشورهای دیگر دارای این سیستم پولی هستند. دلیل محبوبیت این رژیم پولی این است که در آن به نسبت رژیم پولی اول، یعنی نرخ تبدیل ثابت ارز، انعطاف بیشتری وجود دارد و بدنه دولت می تواند به صلاحدید و اقتضای زمان، نرخ ارز را در جهت منافع اقتصادی کشور تغییر دهد. اما هنوز یک مشکل اساسی دارد و آن میزان بالای دخالت دولت در تعیین نرخ ارز است.  
در حقیقت درست است که در محدوده ای به بازار اجازه اعمال نظر داده شده است، اما پرواضح است که در شرایط عادی و صلح، این بازار است که دنباله روی دولت و بانک مرکزی است و نه برعکس. در دهه 80 شمسی در ایران و قبل از شروع و تشدید تحریم ها، گاهی اوقات دلار را می شد تا چند تومانی ارزانتر از نرخ اعلامی ارز بانک مرکزی در بازار آزاد خرید از آن جهت که بازار آزاد می دانست منفعتی در بازی با قیمت و درافتادن با نرخ دولت ندارد. دولت مالک میلیاردها دلار ذخیره ارزی است که در صورت لزوم بخش کوچکی از آنها برای مدیریت بازار کافی است. برای همین هدف واسطه خرید و فروش سریع و سودبردن روی مبادله بود. در تمامی این زمان ها بازار ارز بسیار آرام بود. ولی یک واقعیت اقتصادی در این زمان درست نبود و آن اینکه دولت با قدرت و تشخیص نادرست خود، نرخ ارز را متناسب با تورم کاهش نداده و به همین دلیل بالا بودن مصنوعی ارزش پولی ملی سبب تقویت شدید واردات و صدمه جبران ناپذیر به تولید داخلی شد.
در ادامه اما با شروع تحریم ها و عدم توانایی دولت برای مدیریت بازاری که خود نیز در سوءمدیریت آن نقش داشت، بازار آزاد دست بالا را گرفت و سبب شد که شکاف قیمت اعلامی و مورد نظر دولت با بازار آزاد زیاد شود و دولت نیز نه می خواست و نه می توانست که این دو نرخ را به هم نزدیک کند. در نهایت پدیده دو یا چند نرخی ارز محصول همین زمان است که هنوز نیز به یادگار باقی مانده است.  
لذا وقتی در مورد بازار ارز ایران صحبت می کنیم با موجودیتی طرف هستیم که بدلیل ماهیتش شناور نیست که به هر سمتی بازار آن را حرکت دهد. علاوه بر این در دوران آرامش و صلح، کاملا مقهور قدرت دولت است و نمی توان بر خلاف نظر دولت نرخی را تعیین کند. در زمان بحران هم بنا به قدرت دولت، بازار آزاد قدرتنمایی خواهد کرد. اما با این وجود تصمیمات دولت هنوز در مهار آن و جلوگیری از افزایش لجام گسیخته نرخ ارز دخالت دارد.
در کل دستورات دولت هنوز در بازار ارز ایران حاکم است. گاهی کم وگاهی زیاد!