۱۳۹۵ شهریور ۱۱, پنجشنبه

قراردادهای جدید نفتی و منافع ملی

سرمقاله من در روزنامه دنیای اقتصاد در خصوص قراردادهای جدید نفتی (لینک)
.
.
.
کثرت در متولیان "تصمیم سازی" امری پسندیده و مورد تاکید است از آن جهت که در دنیای پیچیده امروز، حل مسایل و تصمیم گیری نیازمند نگاه از زوایای مختلف است. اما کثرت در متولیان "تصمیم گیری" موجب اتلاف وقت و منابع و فقدان مسئولیت پذیری می شود. متاسفانه به نظر می رسد که ایران در بسیاری از مسایل خود دچار آفت کثرت در متولیان تصمیم گیری است. قراردادهای جدید نفتی یکی از نمونه های بارز این مشکل و بلاتکلیفی بر سر یک موضوع ملی است.
از ابتدای شروع مذاکرات پیرامون مساله هسته ای، تلاش وزیر محترم نفت جذب سرمایه گذاری خارجی بوده است. جذب سرمایه خارجی در حوزه نفت از دو جهت حائز اهمیت است. یک اینکه صنعت نفت و گاز ایران جذابیت ویژه ای از منظر سودآوری و اقتصادی بودن پروژه برای سرمایه گذاران خارجی دارد که البته بخشی مهمی از این جذابیت موهبت و نعمت خدادادی است. به همین دلیل این بخش راحت تر از بخش های دیگر، به تنهایی می تواند سرمایه چند ده میلیارد دلاری را جذب کشور نماید. البته این به شرطی است که سوءمدیریت و سوءتدبیر داخلی این فرصت طلایی را در این برهه زمانی مهم، برای ایران از بین نبرد. دوم اینکه بدلیل عدم سرمایه گذاری مناسب و بکارگیری تکنولوژی های به روز در سال ها و دهه های گذشته، وضعیت برداشت از میدان ها، بخصوص میدان های مشترک و میدان های با عمر بالا مناسب نیست و ایران نیازمند سرمایه و تکنولوژی روز دنیا برای بهبود وضعیت تولید نفت خود در مقایسه با رقباست.
اما بعد از حدود دو سال از شروع بحث قراردادهای جدیدی نفتی که می تواند موفقیت دیگری برای برجام باشد و بازگشت از این توافق را برای طرف های مقابل ایران پرهزینه کند، هنوز مشاهده می شود که مخالفین، فراتر از انتقاد و اظهار نظر، به هر دستاویزی متوسل می شوند که حرف خود را به کرسی نشانده تا این قراردادها به سرانجام نرسند. اجازه دهید کاملا خوش بین باشیم و انتقادات را نه از سر سیاسی کاری و ناکام گذاشتن برجام، بلکه از سر دلسوزی برای منافع ملی بدانیم. در این صورت سوال اساسی این است که با توجه به تغییرات اعمال شده در متن پیش نویس قراردادها، تصویب در هیت محترم دولت و تامین نظر اکثریت نمایندگان محترم مجلس، انتقادات و سنگ اندازی یک اقلیت در مسیر مذاکرات و انعقاد قراردادهای جدید نفتی چه تبعات منفی برای منافع ملی می تواند داشته باشد؟ به نظر نگارنده موارد ذیل قابل اشاره هستند:
1- در حالی که ما در داخل بر سر این قراردادها به توافق نرسیده ایم و زمان را از دست می دهیم، دنیا و بخصوص رقبای منطقه ای ما بیکار ننشسته اند. برداشت کشورهای نه چندان دوست ایران از میدان های مشترک، بخشی از زیان اتلاف وقت ماست. در حقیقت تحولات جدیدی در بازار نفت در حال رخ دادن است. سفر اخیر شاهزاده سعودی برای جلب نظر چینی ها و ژاپنی ها برای خرید بخشی از سهام آرامکو در راستای تامین امنیت تقاضا برای بازار نفت عربستان است. این در حالی است که در ایران هنوز مخالفت با سرمایه گذاران خارجی و شرکت های نفتی بین المللی با ادبیات زمان ملی شدن نفت مطرح می شود. درس مهم این روزهای بازار نفت این است که اگر ایران تغییر نکند و انعطاف لازم را نداشته باشد، از گردونه بازارهای جهانی حذف خواهد شد و دنیا منتظر ایران نخواهد ماند. ایران حتی شاید نیاز داشته باشد که برخلاف زمان ملی کردن صنعت نفت، دوباره خارجی ها را در شرکت ملی نفت سهیم کند تا بتواند جایگاه خود را در این صنعت حفظ و یا آن را به جایگاهی بالاتر ارتقا دهد. هدف افزایش منافع ملی ایران است و این اقدامات و سیاست ها، ابزار هستند. لازم به ذکر است که ایران در میدان رام (Rhum) انگلستان در دریای شمال و نیز در میدان شاهدنیز کشور آذربایجان طی قراردادهای مشارکت در تولید (Product Sharing) دارای سهم است. آیا وجود این قراردادها نشانه وطن فروشی حاکمان انگلیس و آذربایجان و یا غارت اموال ملی این کشورها توسط ایران است؟ مهم ماهیت قرارداد نیست. مهم نحوه نگارش و مفاد قرارداد در جهت افزایش منافع ملی است.
2- از بدیهات است که سرمایه گذاری خارجی کشورها در مرزهای یکدیگر، منافع ملی آنها را در دنیای پرتنش امروز راحت تر محافظت می کند و ایران نیز از این امر مستثنی نیست. نمونه سهم ایران در همین میدان رام (Rhum) در انگلستان جالب است. در سال 2010 که تحریم های ظالمانه بر علیه ایران شدت گرفت، بدلیل تحریم ها فعالیت ایران در میدان رام متوقف شد. اما با توجه به وابستگی انگلستان به گاز این میدان و نیز منافع شرکت BP که شریک ایران در برداشت از این میدان است، مذاکرات وسیعی صورت گرفت تا فعالیت ایران در این میدان از تحریم ها مستثنی شود و در نهایت مقرر شد که میدان فعالیت کند و سهم ایران در حسابی تا پایان تحریم ها نگهداری شود. بحث های درونی در انگلیس و اتحادیه اروپا بر سر این مساله نشان داد که اگر پایگاه ایران در اقتصاد این کشورها بیشتر بود و یا این کشورها منافع اقتصادی بیشتری در ارتباط با ایران داشتند، چنین تحریم های بی سابقه و ظالمانه ای برعلیه ایران به راحتی قابل اعمال نبود. مخالفت های احساسی با سرمایه گذاری خارجی، چیزی جز انزوا برای ایران به ارمغان نمی آورد و انزوا سبب می شود که ایران هدف راحت تری برای تحریم های بعدی باشد.  
3- چند صدایی در مقوله قراردادهای نفتی مسلما مذاکره کنندگان با شرکت های خارجی را در موضع ضعف قرار خواهد داد و آنها را مجبور خواهد کرد که برای جلب رضایت طرف های مختلف، نرمش بیشتری نشان دهند. هیچ چیز برای یک مذاکره کننده بدتر از موضع ضعیف در تصمیم گیری نیست.  
4- اینکه گروهی اقلیت فکر کنند که نظر آنها درست مطلق است و با هر وسیله ای دیگران را مجبور به پیروی از آن کنند، نتیجه ای جز بی اثر کردن دموکراسی و اتلاف منافع ملی ایران نخواهد داشت. متاسفانه در سال های گذشته قراردادهایی به همین طریق و با به کرسی نشاندن نظرات شخصی و به بهانه های مختلف از جمله مبارزه با فساد ملغی و یا معطل شدند در حالیکه مبارزه با فساد با انعقاد و پیشبرد این قراردادها منافات نداشت. گذشت زمان نیز نشان داد که در این پرونده ها آنچه در نهایت قربانی شد منافع ملی ایران بود. جالب آنکه برخی از افرادی که شعار مبارزه با فساد و دفاع از منافع ملی را در این قراردادها سر می دادند، در برابر فسادهای مشابه و حراج ثروت ملی ایران به کاسبان تحریم سکوت کردند و یا خود سال ها بعد به جرم فساد مالی به زندان افتادند.

متاسفانه سیاست زدگی در کنار نگاه های بسته در حوزه مسایل بین المللی در ایران، نگاه تخصصی را به حاشیه رانده و صدمات جبران ناپذیری را به منافع ملی ایران در طی سال ها و دهه های اخیر وارد کرده است. امید که این روند باطل، روزی پایان یابد. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر