۱۳۹۵ شهریور ۱۰, چهارشنبه

آینده بازار طلا

مقاله من در تجارت فردای شماره 190 در خصوص بازار طلا (لینک)
.
.
.
بازار طلا در  سال های اخیر دچار تلاطم های شدیدی شده است به نحوی که در پی سقوط های سال های قبل، حتی صعود قیمت طلا در سال اخیر میلادی نیز نتوانسته است که اعتماد را به سرمایه گذاران باز گرداند. در این نوشته سعی می شود که جغرافیای قیمت طلا و سکه بررسی شود و از این منظر پیش بینی آتی قیمت ها صورت پذیرد.
 طلا: از سقوط تا صعود
قیمت طلا در سال های اخیر متاثر از تحولات اقتصاد جهانی پس از بحران مالی سال 2008، بخصوص تحولات اقتصاد آمریکا بوده است. صعود های تاریخی قیمت طلا تا مرز 2000 دلار در هر انس در سال 2011 مرهون چاپ بی رویه دلار تحت برنامه تسهیل کمی بوده است. در این سال اما نشانه های بهبود کم کم ظاهر شدند و با بهبود شرایط اقتصادی امریکا، انتظار چاپ دلار بیشتر نیز منتفی شد و همین سبب شد که قیمت طلا که در اثر انتظارات به شدت تقویت شده بود، به تدریج افت کند. اوج کاهش قیمت طلا در سال 2013 بود که مقارن بود با زمانی که بازارها ایمان آوردند که اقتصاد آمریکا به ریل بازگشته و دیگر نیاز به نگهداشتن طلا نیست. زیرا که طلا را معمولا به دو هدف پوشش ریسک و یا پوشش تورم نگهداری می کنند که با از بین رفتن خطر تورمی ناشی از چاپ بی رویه دلار، نیازمندی به نگهداشتن طلا نیز از بین می رفت. سقوط طلا در سال 2015 با شدت بیشتری ادامه یافت زیرا که انتظارات برای دنده معکوس فدرال رزرو برای افزایش نرخ بهره به شدت تقویت شده بود. این اتفاق بالاخره در اواخر سال 2015 افتاد و فدرال رزرو در اقدامی تاریخی بعد از حدود 8 سال برای اولین بار نرخ بهره را افزایش داد.  طلا تا مرز 1000 دلار سقوط کرد اما بر خلاف انتظارات بسیاری که طلا به 800 یا حتی 700 دلار در هر انس سقوط خواهد کرد، طلا در سال 2016 روند صعودی به خود گرفت.
البته اگرچه واضح بود که طلا از میانگین قیمت تولید خود، یعنی حدود 1100 دلار در هر انس نمی تواند خیلی پایین تر برود، اما صعود بیش از 25 درصدی طلا در سال 2016 نیز دور از انتظار به نظر می رسید. اما دلیل چه بود؟ در حقیقت یکی از دلایل اقبال به طلا همیشه فرار از "ریسک" بوده است زیرا که طلا یک دارایی امن است. ریسک معانی مختلفی می تواند داشته باشد. می تواند درگیری های منطقه ای و بروز جنگ باشد و یا می تواند سقوط بازار سهام کشورهای مهمی مانند آمریکا و یا چین. از این منظر، ریسک سقوط بازار سهام بخصوص در اقتصادهای برتری از جمله چین که بخصوص بحث کاهش رشد اقتصاد آن به شدت در جریان است، می تواند تاثیر مستقیمی بر افزایش قیمت طلا داشته باشد و از این منظر سال 2016 با ریسک آغاز شد. در ابتدای سال 2016 بازار سهام چین سقوط های شدیدی را تجربه کرد.
اقتصاد چین یک مشکل عمده دارد. مشکل اقتصاد چین در رشدهای پوشالی خیره کننده سال های قبل است یعنی زمانی که کشورهای بسیاری در رکود اقتصادی بوده اند. در حقیقت رشد اقتصادی چین در دهه های اخیر مبتنی بر بدهی بوده است. این نوع رشد اقتصادی در کوتاه مدت که سرمایه گذاری ها انجام می شود، سبب رشد اقتصادی می شود. اما وقتی زمان بهره برداری و فروش محصولات این سرمایه گذاری ها فرا برسد ولی مشتری برای این خروجی ها وجود نداشته و این وام ها باز نگردند، سبب ورشکستگی و بحران اقتصادی خواهد شد. سقوط بازار سهام چین نیز در همین راستا اتفاق افتاد. تبعات بحران در چین بدلیل وسعت اثرات آن، دقیقا قابل پیش بینی نیست. اما می توان پیش بینی کرد که وقتی چین موتور محرک اقتصاد دنیا بوده است، خاموش شدن این موتور چه تبعاتی می تواند برای اقتصاد دنیا داشته باشد که در نقاهت به سر می برد. همین اتفاق می تواند سبب شود که بسیاری از کشورها سیاست های انبساطی خود را که منجر به سقوط ارزش ارزهایشان می شود ادامه دهند.
در ادامه تحولات مختلف اقتصادی، برگزیت رخ داد. برگزیت به واقع یکی از مهمترین تحولات سیاسی رخ داده در سال 2016 بوده است. تنها اتفاقی که می تواند جای این شوک را بگیرد، انتخاب ترامپ به عنوان رییس جمهور در آمریکا خواهد بود. برگزیت از چند جنبه حاثز اهمیت بوده است. اولین نکته این که این اتفاق بر خلاف خواست نخبگان سیاسی حاکم انگلیس و بسیاری از حاکمان قدرتمند دنیا از جمله رییس جمهور آمریکا و دیگر رهبران اروپایی رخ داد. به نظر می رسید که بدیهی است که با این همه درخواست بین المللی و تهدید به از دست رفتن منافع ملی، مردم انگلیس به حضور در اتحادیه اروپا رای می دادند اما دقیقا بر خلاف این انتظار عمومی نتیجه آرا، جدایی از اتحادیه اروپا بود. شوک بعد از اعلام آرا بیشتر شبیه سونامی در بازارهای مالی بود. سقوط حدود 10 درصدی پوند در همان دقایق اولیه و صعود حدود 60 دلاری طلا بخش هایی از واکنش شدید بازارها به این شوک بودند. اما افزایش ارزش دلار خود به نوعی مهارکننده قیمت طلا شد و سبب شد که افزایش تقاضا برای طلا با افزایش ارزش دلار آمریکا جبران شود و طلا نتواند افسارگسیخته رشد کند. اما چرا اثر برگزیت اینقدر بر اقتصاد دنیا مهم است در حالیکه اقتصاد انگلیس اگرچه اقتصاد توسعه یافته ای است اما در اقتصاد جهانی نقش عمده ای ندارد؟
در حقیقت مهمترین عامل و اثر منفی برگزیت در ابعاد جهانی نه ناشی از اثرات منفی آن بر اقتصاد انگلیس بلکه، اثرات منفی آن بر اتحادیه اروپا بوده است. اتحادیه اروپا و واحد پولی یورو در این اتحادیه، بعد از بحران بدهی های کشورهای اروپایی در سال 2011 به شدت دچار آسیب شد. همیشه جدا شدن از این اتحادیه هم از نظر ناسیونالیستی و هم از نظر اقتصادی در سال های گذشته مطرح بوده است. عمده طرح این مساله نیز نه از جانب اقتصادهای برتر بلکه از جانب اقتصادهای بدهکاری همچون یونان بوده است. مشکل جدایی یک کشور از اتحادیه اروپا این است که ممکن است که دومینو وار سبب جدایی کشورهای دیگر این اتحادیه شود. حال در همه پرسی انگلیس نه کشوری ضعیف مانند یونان بلکه کشوری قدرتمند و اقتصادی توسعه یافته به نام انگلیس آن را ترک می کرد. پرواضح است که تبعات سیاسی این اتفاق تا چه حد می توانست و می تواند برای اتحادیه اروپا سنگین باشد. البته که اثرات این تصمیم بر اقتصاد خود انگلیس پیش از همه آشکار گردید. به عنوان مثال همیشه لندن به عنوان مرکز مالی دنیا حتی برتر از نیویورک شناخته می شد به طوریکه دروازه مالی اروپا به حساب می آمد و بهترین مسیر برای ارتباط بین دو طرف اقیانوس بود. اما با این تصمیم به شدت صنعت مالی و در راس آن صنعت بانکداری صدمه دید. سقوط های بیش از 20 درصدی سهام بانک های حاضر در لندن خود گویای اثرات خروج انگلیس بر صنعت بانکداری بود که به امید بهبود عملیات بانکی دفاتر و عملیات خود را در لندن مستقر کرده بودند. علاوه بر این اثرات برگزیت در عرصه پولی انگلیس نیز به سرعت خود را نشان داد به طوریکه بانک مرکزی انگلیس نرخ بهره را به 0.25 درصد کاهش داد که کمترین میزان در سه قرن گذشته بوده است. تمامی این موارد دال بر محبوبیت نسبی طلا در این میانه دارد.
البته در ادامه فشارهای سیاسی و آشکار شدن زوایای شدید اقتصادی برگزیت، سبب شد که نظر سیاسیون حاکم این باشد که برگزیت رخ خواهد داد اما این اتفاق به گونه ای خواهد بود که کمترین تبعات اقتصادی را برای انگلیس داشته باشد. این به معنای این است که آن انتظارات شدید و منفی اولیه از بین رفته و ریسک کاهش یافته است. کاهش ریسک تبعات اقتصادی برگزیت نیز نیروی کاهشی بر قیمت طلاست.
در سال 2016 نیز آمارهای گاه متضادی از اقتصاد آمریکا به عنوان محرک اصلی بازار طلا بیرون آمده است. مسلما تقویت دلار در ماه های اخیر به معنای کاهش رشد اقتصادی و دیگر شاخص های اقتصادی آمریکا می توانست باشد که همین مساله نیز در سال 2016 به اثبات رسید. اما آمارها همگی در جهت کاهش رشد اقتصادی نبودند. در حقیقت آمار رشد اقتصادی تعدیل شده است و کمتر از انتظارات بوده است. اما برعکس آمار بیکاری مانند روند دو سه سال گذشته به خوبی پیش رفته است که حاکی از استخدام بیشتر افراد در اقتصاد آمریکا است که می تواند نشانه ای مثبت برای رشد اقتصادی و افزایش اعتماد و امید به اقتصاد در آینده باشد. در حال حاضر کلیت تصویر اقتصاد آمریکا به شکلی نیست که بتوان ادعا کرد افزایش دوم نرخ بهره در آمریکا در چشم انداز است. همین اتفاق سبب نوسانات قیمت طلا و حساسیت شدید آن به اینگونه خبرهای بعضا متناقض از اقتصاد آمریکا شده است.
به هر حال سال 2016 سالی است که با ریسک های مختلفی شروع شده است. ریسک بازار چین، ریسک رشد اقتصاد جهانی، برگزیت و آینده یورو و همه این موارد سبب حمایت از بازار طلا شده است و طلا توانسته که تا کنون نزدیک 30 درصد از ابتدای سال 2016 تا کنون بازدهی داشته باشد. اما صعودهای بالاتر از این در شرایطی که بازار در مورد افزایش نرخ بهره هنوز تصویر محکمی ندارد، نیازمند نیرویی قوی مانند سقوط بازارهای سهام است که تا پایان سال 2016 بعید به نظر می رسد. اما در کل با توجه به تحولات رخ داده، آینده طلای جهانی مثبت است اگرچه ریسک افت بدلیل افزایش نرخ بهره در آمریکا منتفی نیست.  
وضعیت بازار سکه داخل
بازار سکه داخلی هم از وضعیت طلای جهانی تاثیر می پذیرد که قبلا مبسوط بررسی شد و هم به نرخ ارز بستگی دارد. نرخ ارز یکی از مهمترین پارامترهای اقتصادی است که در ایران به دلایل مختلف در سال های اخیر دچار تلاطم های شدید و سپس سرکوب های شدید شده است. در حقیقت نرخ ارز در اثر تحریم ها و عدم دسترسی دولت به منابع ارزی دچار سفته بازی و افزایش شدید قیمت شد. با روی کار آمدن دولت اعتدال و پیگیری مسایل مرتبط با برجام، مساله تحریم ها تا حد زیادی مرتفع گردید و امکان دسترسی ایران به منابع ارزیش فراهم شد. به همین دلیل و به دلیل انتظار بازار به قدرت دولت در کنترل بازار ارز، سبب شد که جو آرامی در بازار ارز حاکم شود. اما متاسفانه این جو آرام خود را در کسوت سیاست های قبلی دولت های گذشته در سرکوب نرخ ارز نیز نمایان کرد. در سال های اخیر علیرغم تورم های شدید 40 درصدی نرخ ارز آن طور که باید رشد نکرده است و در ضمن سیاست ارز دو نرخی حتی تا همین الان هم که وضعت سیاسی و دسترسی به منابع ارزی به مراتب بهتر است نیز سیاست رسمی دولت است.
تا کنون 5 ماه از سال گذشته است و انتظار می رفت که از اوایل تابستان بر اساس وعده های بانک مرکزی و دولت، تک نرخی شدن ارز عملیاتی شده باشد. اما اجرای این سیاست که بخشی از آن فنی و بخشی دیگر سیاسی است به تاخیر افتاده است. در حقیقت درست است که تحریم ها تا حدود زیادی برداشته شده است اما روابط بانکی به دلایل فنی و سیاسی ناشی از فشارهای آمریکا آنطور که باید برقرار نشده است. به همین دلیل محدودیت های دسترسی تا حدودی وجود دارد و مجموعه این اتفاقات تداوم دو نرخی بودن ارز را به دنبال داشته است. اما گذر زمان مسلما به نفع تک نرخی شدن ارز نیست. زیرا مسایل سیاسی پیرامون مساله ارز همیشه به سرکوب نرخ ارز تمایل داشته است و وقتی که زمان می گذرد فشار بر بازار ارز آزاد بیشتر شده و فاصله آن از نرخ دولتی بیشتر می شود. به همین دلیل و با سیاست سرکوب نرخ ارز، نمی توان انتظار جهش شدیدی در قیمت ارز داشت و به همین دلیل دولت و بانک مرکزی باید نیروی زیادی را صرف مقابله با تقاضای انباشته در بازار کند که ممکن است نتوانند در اجرای این سیاست در بلندمدت موفق باشند و حتی اکر هم موفق شوند، این اتفاقات یادآور سال های دهه 80 است که سرکوب نرخ ارز سبب سقوط شدید در اثر تحریم ها شد. در ضمن پرواضح است که این تلاطم ها و سرکوب نرخ ارز تا چه حد برای تولیدات داخلی زیانبار بوده است.
لذا پیش بینی می شود که هرچه چقدر اجرای سیاست  تک نرخی کردن به درازا بیانجامد، تبعات آن و احتمال شکست آن بدلیل تمایل به سرکوب نرخ ارز افزایش یابد. اما در هر صورت سیاست تک نرخی کردن موفق باید منجر به افزایش نرخ ارز دولتی و همگام با ارزش ارز در بازار آزاد فعلی شود. در این صورت تقاضای ارز دولتی به دلیل افزایش قیمت کاهش یافته و در ضمن بازار آزاد نیز بدلیل تعادل قبلی، تقاضایش سرجای خود باقی می ماند. در این صورت می توان انتظار داشت که تعادل نسبی برقرار گردد.
با این تفاسیر تاثیر نرخ ارز بر قیمت سکه تا پایان سال 2016 یعنی دیماه سال شمسی به نظر خنثی است و آنچه که قیمت سکه را در بازار داخلی رقم خواهد زد، حداقل تا پایان سال میلادی، قیمت جهانی طلا خواهد بود. بعد از آن مساله قیمت ارز در سال بعد مطرح می شود که هر چه باشد مسلما متناسب با تورم باید افزایش یابد و این افزایش می تواند در قیمت سکه نیز علاوه بر قیمت جهانی خود را نشان دهد.


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر