۱۳۹۵ تیر ۱۰, پنجشنبه

برگزیت و اقتصاد ایران

سرمقاله من در دنیای اقتصاد در مورد برگزیت (لینک)
.
.
.
روز جمعه، لحظاتی پس از اعلام نتیجه همه پرسی خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، بر خلاف انتظار بسیاری از دولتمردان، صاحبان کسب و کارها و رسانه ها، خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا را رقم خورد و همین خبر کافی بود تا شوکی تمامی بازارها را دربرگیرد. سقوط شدید ارزش پوند انگلیس در برابر دلار، سقوط ارزش یورو در برابر دلار، افزایش قیمت طلا، کاهش قیمت نفت، تقویت ین ژاپن و فرانک سوییس، سقوط چند درصدی بازارهای سهام در آسیا و اروپا و آمریکا و سقوط بعضا بیش از 20 درصدی ارزش سهام بانک ها، فقط بخشی از سونامی مالی خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا در بازارهای سهام و ارز بود. اینکه چه میزان از این واکنش واقعی و چه میزان از روی هیجانات پس از این شوک بوده است، مساله ای است که در روزهای آتی می توان در مورد آن قضاوت کرد اما در کل تاثیر خروج بریتانیا بر سرنوشت اتحادیه اروپا و نیز آینده واحد پولی یورو و همچنین بر بخش بانکی غیر قابل انکار است. حال با این اوصاف، تبعات اقتصادی خروج بریتانیا بر اقتصاد ایران چیست؟   
پر واضح است که اقتصاد ایران ارتباط چندانی با دنیا به معنای چیزی فراتر از واردات و صادرات کالاها ندارد و لذا از این منظر نیز انتظار نمی رود که مانند آنچه روز جمعه در بسیاری از کشورها اثراتش را نشان داد، شوک خروج بریتانیا بر ایران چندان اثرات مستقیم و سریعی داشته باشد. واکنش خنثای بورس در روز شنبه خود گویای این حقیقت است. البته سال ها و دهه هاست که انزوای ایران از بازارهای مالی و اقتصادی دنیا، هم فرصت های بیشمار رشد را از ایران گرفته و هم آن را به طور مستقیم در برابر بحران های جهانی به ظاهر مصون کرده است. به ظاهر مصون کرده است زیرا در عمل به طور غیرمستقیم اثرات بحران های اقتصادی جهانی در قالب قیمت کالاهایی همچون نفت و یا تغییرات ارزش دلار بر اقتصاد ایران اثرگذار بوده اند. با این وجود در مورد اثرات اقتصادی خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا بر اقتصاد ایران به موارد ذیل می توان اشاره کرد:

1- فروپاشی احتمالی اتحادیه اروپا و به دنبال آن واحد پولی یورو
هدف شکلگیری اتحادیه اروپا در ابتدا نزدیکی کشورهای اروپایی پس از جنگ جهانی دوم و عدم بازگشت به جنگی دوباره بود. ابزار این نزدیکی نیز تفاهمات اقتصادی بوده است. پس از بحران سال 2008 در آمریکا و به دنبال آن بحران بدهی های کشورهای اروپایی، به نظر می رسد که دقیقا همین مسایل اقتصادی باعث شده اند که گروه های راستگرای موافق خروج از اتحادیه اروپا و یورو قدرت بگیرند. حال اولین خروج نه از جانب کشور بدهکاری مانند یونان، بلکه اقتصاد مهمی در اتحادیه اروپا به نام بریتانیا اتفاق افتاده است. این می تواند الگویی برای کشورهای دیگری شود که از بحران و رکود اقتصادی خسته شده اند و راه حل را در جدایی از اتحادیه اروپا و واحد پولی یورو می بینند. اما برای ایران که با آمریکا مشکلات بنیادی سیاسی دارد و روی اروپا به عنوان وزنه متعادل کننده نگاه می کند، مشخصا اروپای ضعیف و از هم گسیخته تاثیر اقتصادی منفی دارد. در ضمن ایران بسیاری از تبادلات مالی خود را به یورو تبدیل کرده است و به نظر نمی رسد بعد از یورو، ایران ارز باثبات دیگری به جز دلار برای تبادلات خود داشته باشد. با تضعیف اتحادیه اروپا، فروپاشی یورو نیز دور از ذهن نیست و این می تواند ضربه سختی به ارز تبادلات ایران وارد نماید. به نظر می رسد که در بلندمدت ایران باید یا مساله استفاده از دلار را حل نماید یا خود را برای سناریوی دیگری در دنیای بدون یورو آماده نماید.

2- تداوم رکود اقتصادی و کاهش قیمت نفت
این روزها که بازار نفت با رقابت تولیدکنندگان بر سر مشتریان و به تبع آن افزایش تولید دچار مازاد عرضه است، بدترین خبر برای تولیدکنندگان نفت می تواند تداوم رکود اقتصادی دنیا و یا به عبارتی کاهش تقاضا برای نفت باشد. البته اقتصاد انگلیس در ابعاد جهانی مانند دهه های قبل نقش ندارد و رکود در این کشور نمی تواند همانند آمریکا و یا چین، تاثیر چندانی بر رکود اقتصاد دنیا داشته باشد. اما اگر اثرات بد این خروج به اتفاقات مشابه در کشورهای اروپایی دیگر و تعمیق رکود در این قاره منتهی شود، آن موقع اثر رکود اقتصادی اتحادیه اروپا مسلما بر اقتصاد دنیا قابل صرف نظر کردن نیست که این خود می تواند تقاضای نفت را کاهش داده و سبب افت قیمت نفت شود. پرواضح است که کاهش قیمت نفت تا چه حد اثرات رکود تورمی بر اقتصاد ایران خواهد داشت.

3- اثر منفی بر صنعت بانک ها

بریتانیا و به طور خاص لندن مرکز مهم مالی دنیا و بانک های بین المللی بوده و هست. از یک طرف لندن در اتحادیه اروپا قرار داشت و از طرف دیگر روابط آن با نیویورک در آن سوی اقیانوس اطلس به این شهر موقعیت خاصی برای فعالیت های مالی داده بود. حالا با خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا، این کشور جذابیت خود را برای بانک ها و موسسات مالی بین المللی از دست خواهد داد و یا حداقل مانند گذشته جذاب نخواهد بود. سقوط بعضا بیش از 20 درصدی سهام بانک ها خود گویای اثر شدید این اتفاق بر صنعت بانکداری است. در حال حاضر و پیش از این همه پرسی، بانک های تراز اول بین المللی که اتفاقا مرکز اکثر آنها یا در لندن بوده و یا جای پایی در این شهر دارند، بدلیل ترس از جریمه های احتمالی آمریکا با ایران همکاری نمی کردند. می توان انتظار داشت که این بانک ها با این شوک و اثرات بد مالی آن، بیش از پیش تحت فشار مالی قرار گرفته و در رفتارهای خود محافظه کارتر شوند که این می تواند در همکاری با ایران نیز محدودیت ایجاد نماید. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر