۱۳۹۴ تیر ۱۵, دوشنبه

صعود متزلزل نفت

مقاله مندر مورد بازگشت نفت به کانال 60 دلار حدود یک ماه پیش که در شماره اخیر مجله بازار و سرمایه چاپ شده است. اما این صعود متزلزل بود چنانچه به قیمت های 55 دلار نیز بازگشته است. 
.
.
.

بازار نفت علاوه بر تمامي پارامترهايي كه قيمت آن را به صورت بنیادین تعيين مي كنند، بازاري دچار دستكاري آشكار و رسمي است. وجود کارتلی به نام اوپك، نمود بارز اين دستكاري در قيمت نفت است. به همين دليل شايد قواعد پيش بيني قيمت نفت مانند بازارهاي ديگر نباشد. در پی همین خصوصیت بازار نفت، بر خلاف انتظارات در سال گذشته وقتی قیمت نفت برنت 120 دلار بود، به طور ناگهانی، قيمت طلای سیاه در سراشیبی سقوط قرار گرفت و به حدود 40 دلار در هر بشکه نیز رسید. دليل عمده این سقوط قیمتی نیز تلاش فعالانه عربستان و ديگر كشورهاي عرب حاشيه خليج فارس براي افزایش عرضه نفت و ارائه تخفیف به مشتریانشان بود. در راس همه این عربستان بود که با این توجیه که بازار نفت در حال چرخش به سمت تولیدکنندگان جدید و غیرمتعارف نفت است، روي محموله هاي خود تخفيف داد و اوپک نیز با مقاومت در برابر کاهش تولید، قیمت نفت را با كاهش بيشتري روبرو كرد.
اينكه واقعا دعوای عربستان و دیگر کشورهای همسو با آن بر سر مشتري و بازار بوده است و يا به نوعي تحت فشار قرار دادن ايران و روسيه، مساله اي است كه تاريخ قضاوت خواهد كرد. اما اگر این کار آنها هم مساله اي سياسي باشد، اتفاق عجيبي نيست و قبلا نيز رخ داده است. اتحاد آمريكا با كشورهاي ديگر بخصوص عربستان براي رسيدن به اهدافشان از طریق کاهش قیمت نفت، امري مسبوق به سابقه است.
اما دوباره بر خلاف روند کاهشی شدید قیمت نفت، قیمت طلای سیاه در هفته های گذشته دوباره افزایش یافته است. البته پیش بینی ها، پایان قیمت نفت در محدوده 60 تا 70 دلار در سال 2015 بوده است اما به نظر می رسد که زودتر از موعد قیمت نفت به این محدوده وارد شده است. اما دلیل این اتفاق چه بوده است؟
مهمترين عامل افزايش قيمت نفت، كاهش ذخاير استراتژيك آمريكا در هفته های اخیر، عقب نشيني توليدكنندگان شيل از بازار نفت و کاهش عرضه آنها و نیز کاهش شاخص دلار آمریکا بوده است. علاوه بر این، عربستان نیز نظام تخفيف هاي خود را متوقف کرده و در چند مقطع، قيمت نفت خود را افزايش داده است.
دو مورد اول در جهت سیاست اعلامی عربستان بود که به نظر می رسد جنگ قیمتی عربستان و همپیمانش جواب داده است و نوعی تعادل جدید در عرضه و تقاضا در بازار ایجاد شده است. در ضمن آمارهای اقتصادی اخیر آمریکا کمی ناامیدکننده بوده اند و همین سبب کشیده شدن ترمز افزایش بی رویه شاخص دلار شد به طوریکه شاخص دلار از 100.4 به 94 عقب نشینی کرده است که همین نیروی افزایشی قیمت کالا از جمله طلا و نفت بوده است.
اما متوقف کردن نظام تخفیف ها در عربستان می تواند نه ناشی از موفقیت عربستان در سیاست جنگ قیمتی خود در بازار نفت که به دلیل کسری بودجه این کشور باشد. آمارها نشان مي دهند كه عربستان در حال استفاده شديد از منابع ذخيره ارزي خود است تا كاهش درآمدهاي نفتي را بپوشاند. هزينه هاي جنگ يمن نيز عامل ديگري است كه اين روند را سرعت بخشيده است. بنا به آمار، عربستان تنها در ماه فوریه (قبل از آغاز درگیری نظامی در یمن)، 20 میلیارد دلار از ذخایر خود را خرج کرده است که در 15 سال گذشته بی سابقه بوده است. می توان تصور کرد که جاه طلبی های منطقه ای این کشور چه فشار مضاعفی بر بودجه این کشور وارد خواهد کرد. در اين شرايط تمایل عربستان بیش از پیش به افزایش قیمت نفت خواهد بود تا کمی این هزینه ها را جبران کند و با توجه به موفقیت سیاست کاهش قیمت نفت، افزایش محدود آن چندان برای سیاست کلان عربستان مضر نخواهد بود.  
اما هنوز نیروهای کاهشی وارد به قیمت نفت قوی هستند و بازار نفت را متاثر خواهند کرد. مهمترین مساله در افزایش عرضه هم، افزایش عرضه از طرف اعضای اوپک و هم غیراوپک است. همين الآن اوپك در حال فروش 31 میلیون بشکه در روز است که حدود  1.5 ميليون بشكه از این میزان، مازاد بر نياز بازار است كه با توجه به عرضه شدید نفت در بازار توسط تولیدکنندگان غیراوپکی، کاهش آن نیز امکان پذیر نیست مگر به قیمت از دست دادن بازار به رقبا. بخش عمده این مازاد تولید را عربستان و عراق به عهده دارند و در عوض ايران كاهش فروش داشته است.
عراق در این میان مورد جالبي است. صادرات نفت عراق در ماه آوریل به 3.1 ميليون بشكه در روز رسيد كه از سال 1990 تا كنون بي سابقه است و اين در حالي است كه درگيري ها پيرامون موضوع داعش به نظر مي رسيد تهديد كننده توسعه صنعت نفت اين كشور باشد. اما در عمل خلاف اين مساله رخ داده است و صنعت نفت عراق با قرارداشتن در مناطق شیعه نشین جنوب و کردنشین شمال به نوعی از این درگیری ها مصون مانده و علاوه بر این، در حال رسیدن به سطوح بی سابقه ای در دهه های اخیر است.
علاوه بر اين، بدليل كاهش قيمت نفت، فروش بیشتر نفت براي تامين كسري بودجه كشورهای وابسته به دلارهای نفتی بيشتر مي شود. حالا کشورها براي جبران كاهش قيمت نفت، افزايش درآمد را در فروش بيشتر مي بينند و به هر كسي كه بتوانند نفت مي فروشند. اين كار تعادل را بيشتر به ضرر صادرکنندگان محدود نفت  مثل ایران بر هم مي زند.
مساله رفع تحريم هاي ايران نيز چالش بعدي قیمت نفت در اثر افزايش عرضه است. ايران بعد از مدت ها تحريم و از دست دادن بازارهاي نفت خود، مهمترين دغدغه اش بازگشت به بازار و كسب جايگاه قبلي خود است. واضح است كه ايران نه مي تواند و نه بايد كه عرضه نفت خود را به دلیل كاهش قيمت نفت، پايين نگه دارد. به اين ترتيب مي توان افت بيشتر قيمت نفت را بدليل حضور نفت ايران در بازار پيش بيني كرد. البته این به سیاست های ایران برای جذب مشتریان قدیمی از دست رفته و مشتریان جدید بستگی دارد. قیمت گذاری نفت در ایران به آزادی کشورهای دیکتاتوری عربی مانند عربستان و امارات و کویت نیست. هرگونه تصمیم گیری در مورد تخفیف نفت در ایران، پروسه ای دارد که ممکن است که در این شرایط که جنگی بر سر جذب مشتری ها در جریان است، دست و پای بازاریابی نفت ایران را از طریق جنگ قیمتی ببندد. قراردادهای جدید نفتی که قرار است در لندن رونمایی شود می تواند انعطاف بیشتری برای این صنعت و فروش نفت ایران فراهم کند.     
مساله بعدي افزايش عرضه نفت، مربوط به توليدكنندگان نفت شيل است كه از ابتدا متهم اصلي كاهش قيمت نفت معرفي مي شدند. هرگونه افزايش معنادار قيمت نفت، بازگشت آنها به بازار و افزايش توليد آنها را در پي خواهد داشت و همين سبب خواهد شد كه عرضه نفت افزايش يافته و قيمت كاهش يابد.

با این تفاسیر به نظر می رسد که افزایش خزنده چند هفته گذشته قیمت نفت، پایدار نیست. قیمت نفت هنوز با تهدیدهای جدی کاهشی روبروست. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر