۱۳۹۴ تیر ۲۳, سه‌شنبه

ما و یونان...


امروز روز سرنوشت سازی برای ما ایرانی ها بود. درباره این موضوع بعدا خواهم نوشت اما چیزی که برای من امروز جالب بود این بود که تقریبا اکثر شبکه های خبری دو موضوع مهم داشتند: مذاکرات هسته ای ایران و مذاکرات بر سر بدهی های یونان. البته هر دو کشور، تاریخ قبلی به نتیجه رسیدن مذاکرات را، یعنی 30 ژوئن را رد کرده بودند. طنز تاریخ است که دو امپراطوری گذشته دنیا در پیچ و تاب سیاست و اقتصاد دنیای جدید و در برابر امپراطورهای جدید دنیا گیر کرده اند و البته دنیا هنوز توجهش معطوف به آنهاست، حتی وقتی به ظاهر شیر پیری ضعیف هستند: شکست در مذاکرات هسته ای ایران می توانست به تهدید جدی برای دنیا و جنگی بدون پایان منتهی شود و شکست در مذاکرات یونان می تواند به شکست یورو و فروپاشی این حوزه پولی منجر شود.
دوست دارم در این نوشته بیشتر به یونان بپردازم.
دو بار به یونان رفته ام. یکبار در سال 2008، دو سه ماهی قبل از سقوط بانک لمن برادرز که شروع اصلی بحران مالی دنیا از آنجا بود. همین بحران مالی در آمریکا، جرقه آغاز بحران بدهی های یونان نیز به حساب می آمد. در آن زمان دنیا هنوز به دردهای آینده اش دچار نشده بود و یونان مملکت گل و بلبل بود. دقیقا نکته عجیب برای من این بود که چرا اینقدر مردم آتن به نوعی الاف و سر خود خوشحال هستند. همیشه فکر می کردم که کشوری اروپایی باید مردمش کاری تر و پرانرژی تر باشند. این فکر من هم درست درآمد وقتی که بحران مالی شروع شد و معلوم شد که هر کس چقدر مشتش خالی است. یونان مشتش باز شد: مجموعه ای از وام گیری بیش از حد و عددسازی برای خوب جلوه دادن اوضاع. معلوم شد که آن رفاه یونان چیزی جز یک مشت رفاه قرضی بی پشتوانه نبوده که سال ها بعد نیز بهای آن را با تحقیر شدن و بیکاری و فقر همه مردم یونان پرداختند.
البته که این اتفاقات از فضا به یونان تحمیل نشده است. یونان مثل همه کشورهایی که زمانی برای خودشان تمدنی بوده اند  از جمله ایران و مصر، مشکلات عجیب و پیچیده ای دارد. در یونان هم هر کس بگوید پول مفت به مردم می دهم، رای می آورد. مردم سوال نمی کنند که این پول مفت قرار است از کجا و به چه قیمتی بیاید. مردم فکر می کنند که عده ای در حال چپاول ثروت یونان هستند و بنابراین هر کس هر چه که بتواند مفت از دولت بگیرد، حقش را گرفته است و اگر آن را نگیرد از کفش می رود. اما در برابر این قشر وسیع عامی، یونان یک عده نخبه و به قولی چیز فهم دارد. دقیقا یونان مثل ایران هنوز رگه هایی از طلا درونش هست. این قشر چیز فهم اگر در داخل یونان است از دست عوام در حال زجر کشیدن است. به همین دلیل این قشر معمولا در خارج از یونان زندگی می کنند. یک عده تحصیل کرده که در خارج از یونان پله های ترقی را بالا رفته اند. دوست دارند برای یونان کاری کنند اما در برابر حماقت دسته جمعی مردم یونان، آنها عددی به حساب نمی آیند. صدایشان به جایی نمی رسد. 
با این وجود یونان برای ما ایرانی ها کشور خاصی است. یونان را تنها کشور اروپایی دیدم که در آن می توانی به ایرانی بودن خودت ببالی و از اینکه رییس جمهور کشورت احمدی نژاد است خوشحال باشی! هم در سال 2008 و هم در سال 2014 افرادی به من گفتند که از رییس جمهورتان خوشمان می آید، چون ضد آمریکاست! اگر چه در سال 2014 به آن طرف یادآوری کردم که آن بنده خدایی که دو آتشه بود، رفته و ما هم خوشحالیم که رفته! در حقیقت، یونانی ها نیز به شدت احساسات ضد غرب پیشرفته (غرب در معنای عام اشتباه است. در معنای غرب حتی خود یونان نیز می گنجد) بخصوص آمریکا را دارند. آنها نیز به طور مداوم تحت سیطره دیگران و زخم خورده نیرنگ ها و فریب های آنها در طول چند صد سال اخیر هستند. بسیاری از آثار باستانی آنها به تاراج انگلیس و فرانسه رفته و آدرس آنها در موزه های لندن و یا لوور فرانسه است. البته خود یونانی ها آثار باستانیشان را بهتر از ما نگهداری می کنند چون همین ها تنها محل درآمد آنها از طریق توریست است.   
به نظرم این همه شباهت در این دو امپراطوری گذشته جهان و مشکلات آنها بی دلیل نیست. هم ما ایرانی ها و هم یونانی ها به عنوان دو تمدنی تاریخی، هنوز با واقعیت های دنیای جدید کنار نیامده ایم و هنوز زبان آدم هایی که از ما زور بیشتری را دارند را نفهمیده ایم. در سر ما هنوز خاطره روزهای پرغرور دوران امپراطوریمان است. طرف های مقابل ما هم البته زبان پرمدعای ما را در عین ضعف های بسیارمان نمی فهمند. اما سوال مهمی است: آیا واقعا ایران و یونان ضعیف هستند؟ نمی شود نه ما و نه یونان را ضعیف نامید. هر دوی ما جانانه دنیا را به چالش کشیده ایم. مگر چند کشور هستند که می توانند این چنین یک نفره در برابر چندین قدرت بزرگ به مذاکره بنشینند و دست طرف مقابل هم اینچنین بسته باشد؟
.
.
.
جزیره های یونان مثل خوابند!

۱ نظر: