۱۳۹۴ اردیبهشت ۱, سه‌شنبه

طلا اسیر نرخ بهره

مقاله من در هفته نامه تجارت فردای هفته گذشته (لینک)
.
.
با شروع بحران مالی در سال 2008 و اتخاذ سیاست های انبساطی پس از آن، از جمله خرید اوراق قرضه و یا نگهداشتن نرخ بهره در سطح بسیار پایین، طلا ناگزیر در پاسخ به بی ارزش شدن دلار و خطر افزایش تورم، رکوردهای تاریخی را ثبت کرد. اما این انتظار بازار در ابتدای سال 2013 عوض شد. اقتصاد آمریکا رو به بهبودی بود و دیگر نیازی به پمپاژ دلار در بازار مانند گذشته نبود و انتظار می رفت که روند سیاست های انبساطی معکوس شود. بنابراین موضوع اصلی طلا در سال 2013 و نیمه اول سال 2014، کاهش میزان خرید اوراق قرضه توسط فدرال رزرو بود. با خاتمه یافتن موضوع خرید اوراق قرضه، مساله مهم بعدی افزایش نرخ بهره است.  اما تبعات افزایش نرخ بهره چیست؟
افزایش نرخ بهره به معنای کشیدن ترمز اقتصاد است. افزایش نرخ بهره برای شرکت ها به معنای افزایش هزینه مالی و کاهش تمایل آنها به وام گیری و توسعه کسب و کار است. افزایش نرخ بهره برای دولت به معنای افزایش هزینه استقراض و نیز کاهش ارزش اوراق قرضه موجود است. برای اقتصادی به طور کلی نیز افزایش نرخ بهره یعنی مهار رشد اقتصادی، تمایل به کاهش تورم، افزایش بیکاری و از همه مهمتر افزایش ارزش پول کشور است. در مورد آمریکا بدلیل اینکه دلار این کشور ارز ذخیره دنیاست، تبعات افزایش نرخ بهره این کشور، فراتر از مرزهای این کشور است و بخصوص روی طلا اثرات جدی خواهد داشت.
افزایش نرخ بهره نیروی کاهشی برای قیمت طلا است. اثر کاهشی قیمت طلا در اثر افزایش نرخ بهره بر طلا، قطعی است. دلیل این است که افزایش نرخ بهره درآمریکا تقویت دلار را در پی خواهد داشت و تقویت دلار به طور سنتی با قیمت کالاها از جمله طلا و نفت رابطه معکوس دارد یعنی اگر دلار تقویت شود باید قیمت طلا کاهش یابد. با توجه به "انتظار افزایش نرخ بهره" و نیز فاصله گرفتن اقتصاد آمریکا از اروپا به عنوان مهمترین شریک تجاریش، شاخص دلار در یک سال گذشته تقریبا 20 درصد افزایش داشته است. رخداد واقعی افزایش نرخ بهره در کنار مشکلات حوزه یورو، می تواند به معنای تقویت بیشتر شاخص دلار و نیروی کاهشی بیشتر بر قیمت طلا باشد. اما تقویت دلار در خود مکانیزم خود-تعادلی دارد به این معنا که تقویت دلار سبب تخریب اقتصادی می شود و این انتظارات افزایش نرخ بهره را از بین می برد. بنابراین می توان انتظار داشت که شاخص های اقتصاد آمریکا تا مدتی تحت تاثیر تقویت دلار، بدتر از حد انتظار باشد که همین موضوع می تواند ترمز تقویت بیشتر دلار باشد. همین اتفاق هم در ماه اخیر افتاد وقتی که آمارهای مربوط به اشتغالزایی امریکا کمتر از انتظار بود که دلیل آن هم تقویت دلار بوده است. این خبر کاهش ارزش شاخص دلار و افزایش قیمت طلا را در پی داشت.
در عین حال افزایش نرخ بهره به معنای شروع سیاست های انقباضی و کاهش انتظارات تورمی است. تورم آمریکا همین الآن نیز در جای خوبی قرار ندارد و افزایش نرخ بهره مساله آن را جدی تر خواهد کرد. اما فارغ از این مشکل در تورم آمریکا، افزایش نرخ بهره دوباره به طور غیرمستقیم یکی از کارکردهای طلا به عنوان پوشش مخاطرات تورم را از بین می برد و از جذابیت آن می کاهد. پس علاوه بر افزایش ارزش دلار، نرخ بهره از طریق کاهش تورم نیز سبب کاهش قیمت طلا می شود.
اما با وجود این تحلیل ها قیمت طلا کاهش چندانی را در ماه های اخیر تجربه نکرده است. چرا؟
یک دلیل این است که طلا پیشاپیش از سال 2013 به اتفاقات آتی در کاهش سیاست های انبساطی پاسخ داده است. سقوط های تاریخی طلا در سال 2013 خود بیانگر پیش بینی بازار برای این کاهش بوده است و بازار مسلما منتظر نمی ماند تا اتفاقات اقتصادی رخ دهند و سپس خود را با آن هماهنگ کند. بخش عمده قیمت ها با انتظارات شکل می گیرند. در ضمن اگرچه شاخص دلار و تورم آمریکا نیروهای کاهشی هستند اما در عین حال نیروهای افزایشی برای قیمت طلا نیز در بازار وجود دارد و مهمترین آن افزایش تقاضا و نگرانی از سقوط بازار سهام است.
بنابر آمار انجمن طلا، تقاضای جهانی در آخرین فصل سال 2014 رشد داشته است. اما مهمترین تقاضا در سال 2014، افزایش چشمگیر خرید طلا توسط بانک های مرکزی بوده است. در میان بانک های مرکزی روسیه بیشترین تقاضا را داشته است که با توجه به اتفاقات اوکراین و تحریم های بین المللی طبیعی به نظر می رسد. در ضمن با توجه به سیاست های انبساطی در اروپا و شروع برنامه تسهیل کمی در این حوزه پولی، می توان انتظار داشت که تقاضای طلا در اروپا تقویت شود. البته این تقاضا خیلی شدید نخواهد بود زیرا به طور سنتی مردم اروپا به دنبال خرید طلای مصرفی مانند مردم آسیا نیستند و بنابراین بی ارزش شدن یورو، تاثیر شگرفی در تقاضای مصرفی اروپا نخواهد داشت.
در مورد نگرانی از سقوط بازار سهام نیز باید اشاره شود که افزایش نرخ بهره خبر خوبی برای شرکت ها نیست و بنیه مالی و چشم انداز توسعه کسب و کار آنها را تحت تاثیر قرار می دهد. با توجه به اینکه در حال حاضر بازار سهام در بالاترین زمان های خودش به سر می برد، سقوط بازار سهام دور از انتطار نیست. سقوط بازار سهام نیز به معنای ریسک بالای بازار خواهد بود که این اتفاق تقاضا برای طلا را افزایش می دهد.
بنابراین طلا هنوز تحت نیروی شدید کاهشی افزایش نرخ بهره است، اما در کنار رشد تقاضا و نیز خطر سقوط بازار سهام در حال مقاومت در برابر افت بیشتر است.
بازار داخلی
سه پارامتر بازار داخلی را متاثر می کنند. یکی قیمت جهانی طلا به دلار، دوم قیمت دلار در بازار آزاد و سوم نیز عرضه و تقاضا. در حال حاضر بازار جهانی طلا در وضعیت رکود به سر می برد و قیمت طلا نیز نتوانسته است که در برابر موج افزایش نرخ بهره افزایش یابد اگرچه به دلایل گفته شده نیز کاهش محسوسی را تجربه نکرده است. به هر حال بازار جهانی طلا حاکی از این است که در این بازار افزایش قیمتی معنادار مهمی در کوتاه مدت رخ نخواهد داد.
بازار ارز داخلی نیز متاثر از توافق هسته ای است. توافق سوییس در شب سیزدهم فروردین در لوزان سوییس، نشان داد که گام های مهمی در توافق هسته ای برداشته شده است و به همین دلیل، انتظار تشدید تحریم ها و یا تداوم آنها مانند گذشته وجود ندارد و این خبر خوبی برای محتکران دلار نیست. بسیاری که دلار را در زمان های اوج قیمتی خریداری کرده اند، حالا با این مساله روبرو خواهند شد که دلار نه تنها رشد قیمتی نخواهد داشت بلکه ممکن است که افت بیشتری را تجربه کند. این برداشت سبب عرضه دلارهای مردم به بازار خواهد شد که در کنار آزادسازی ذخایر ارزی ایران در خارج از کشور، می توان پیش بینی کاملا کاهشی را برای دلار داشت. اما یک احتمال هم دخالت بانک مرکزی برای عدم کاهش بیشتر قیمت دلار است. به هر حال دلار در بازار داخل ثابت و یا رو به کاهش خواهد بود.
هیجان تقاضای سکه در ایران نیز همزمان با هیجان رشد قیمت طلا در بازار جهانی یا دلار در داخل است که هر دوی این بازارها بازدهی مناسبی حتی به نسبت سود بانکی نخواهند داشت و جذابیتی ندارند. پس می توان تصور کرد که تقاضای سکه نیز حالت عادی داشته و از هیجان به دور باشد.

با این اوصاف قیمت سکه تمام در سال 94، نوسان در محدوده فعلی و با تمایل به کاهش بیشتر پیش بینی می شود. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر