۱۳۹۴ فروردین ۱۶, یکشنبه

در انتظارات خود از سال 94، واقع بین باشیم!

مقاله من در شماره اسفندماه ماهنامه بازار و سرمایه پیرامون پیش بینی اتفاقات سال 94. من پیش بینی کردم که توافق هسته ای انجام خواهد شد که مهمترین گام آن در این چند روزه برداشته شده است. پیش بینی بعدی من صعود بورس در اثر این اتفاق بود که آن هم رخ داد. سقوط دلار بود که رخ نداد هم بدلیل سیاست بانک مرکزی و هم اینکه تا توافق نهایی راه چندماهه ای باقی مانده است. 

اما حرف آخر من این است که ایران از سوءمدیریت اقتصادی و سیاسی رنج می برد و با عدم بازگشت عقلانیت به عرصه اقتصاد و سیاست، چه تحریم باشیم چه نباشیم در احوال کلان اقتصاد ما تاثیری نخواهد داشت. فقط با توافق سیاسی فشار کمتر خواهد بود اما از رویاپردازی باید جلوگیری کرد که ما به قله های پیشرفت اقتصادی برسیم.  
.
.
.
مهمترین اتفاق قابل پیش بینی در سال 94، انجام "توافق هسته ای" است. مدت طولانی است که سرنوشت اقتصاد ایران و مسایل آن به مذاکرات هسته ای و نوع توافق حاصل از آن گره خورده است. تغییر روند نزولی بازار بورس، راه حل رکود اقتصادی فعلی ایران و نیز مسایل دیگر، به درست و یا غلط، منوط به نتیجه مذاکرات هسته ای شده اند. علیرغم جبهه گیری های منفی دو طرف مذاکره که شاید بیشتر حالت امتیازگیری داشتنه باشد تا واقعیت، تا کنون از میز مذاکرات و حواشی آن اخبار خوبی بیرون آمده است. حمایت همه جانبه مقام معظم رهبری از تیم مذاکره کننده، شکسته شدن تابوهایی از جمله ملاقات خصوصی وزرای امورخارجه ایران و آمریکا، ملاقات آقای صالحی با وزیر انرژی آمریکا، همگی خوش­بینی­های زیادی را شکل داده اند که مذاکرات به نتیجه خواهد رسید و درهای جدیدی به روی اقتصاد ایران در سال 94 باز خواهد شد.
با وجود این خوش بینی ها، اما باید واقع­بین بود! سرمایه گذاران و صاحبان کسب و کارها باید از دو نظر توقعات بیش از حد از تفاهم سیاسی ایران با کشورهای 5+1 بخصوص آمریکا نداشته باشند. یک جنبه واقع­بینی از نظر شکل و محتوای این تفاهم سیاسی خواهد بود و جنبه واقع بینی بعدی، درک توانایی­های داخلی برای بهره بردن از این فرصت سیاسی در تجارت بدون مانع با دنیا خواهد بود. هر دو مورد در ادامه توضیح داده شده اند.  
1) واقع بینی در محتوا و آینده تفاهم سیاسی بخصوص با آمریکا: واضح است که بخش عمده مذاکرات مربوط به بی اعتمادی ایران و آمریکا و دهه ها تنش در روابط دو کشور است. بدون حل بنیادی این مشکل، اعتماد و تکیه به کشورهای دیگر از جمله چین، روسیه و اروپا آزمون خود را پس داده و نشان داده شده است که در عمل فقط باجگیری این کشورها از ایران را به دنبال خواهد داشت. بنابراین باید نسبت به مذاکرات واقع بین بود و انتظار نداشت که یک شبه با یک توافق سیاسی، تمامی مشکلات سیاسی دو طرف ایران و آمریکا حل شوند. بخصوص اینکه در هر توافقی بعید است که تحریم ها به یکباره برداشته شوند و رابطه تجاری ایران و دنیا به سرعت به زمان قبل از تحریم­ها بازگردد.
نمونه تاریخی این مساله نیز شکل گیری و بهبود رابطه سیاسی چین با آمریکاست. پس از سفر نیکسون به چین در دهه هفتاد میلادی، تقریبا رابطه چین با آمریکا به دلایل مختلف از جمله فشار گروه­ های تندروی داخلی تا ابتدای قرن بیست و یکم پرتنش باقی ماند. تنها به مدد حادثه 11 سپتامبر و استفاده چین از این حادثه برای نزدیکی با آمریکا بود که رابطه دو کشور بهبود یافت و آمریکا نیز در برابر چراغ سبز چین، پذیرفت بسیاری از اهرم های فشار بر چین از جمله مساله حقوق بشر را فراموش کند. در مورد تنش رابطه ایران با آمریکا نیز به احتمال زیاد مساله به همین شکل خواهد بود. مسلما این توافق، مخالفان تندرویی در هر دو طرف و حتی کشورهای ثالثی چون عربستان و اسراییل دارد. علاوه بر این، منافع اقتصادی زیادی پیرامون تنش بین دو کشور شکل گرفته است که نمی­ توان به سادگی همگی آنها را یک شبه از بین برد و رابطه جدیدی را ایجاد کرد. راحت نخواهد بود که دست چین و روسیه و شرکای داخلی آنها در ایران از تجارت ایران کوتاه شود. علاوه بر این زیاده خواهی آمریکا در کنترل ایران را نیز باید در نظر گرفت. رابطه ی جدید، بی دغدغه و بر اساس احترام متقابل بین ایران و آمریکا، نیاز به سال ها و شاید دهه ها تمرین و گذر از منافع سیاسی و اقتصادی گروه ها و کشورهای مختلف دارد.  
2) واقع بینی در شرایط داخلی ایران از منظر زیرساخت های اقتصادی و مدیریتی: با وجود همه امیدها و نگاه ها به نتیجه مذاکرات، بعید است که ما خود ندانیم که ایران از ضعفی ساختاری در اقتصاد و مدیریت رنج می برد. سال ها تحریم ها در ایران به این شدت نبود و تورم ایران زیر 10 درصد را تجربه نکرد. بیکاری به شکل سینوسی بالا و پایین رفت اما به زیر 9.5 درصد نرسید. بودجه ایران و نقدینگی سال به سال متورم شدند و اقتصاد ایران سال به سال به نفت وابسته تر شده است. علیرغم شعارهای خودکفایی و استقلال، صنایع ایران در برابر صنایع مشابه خارجی، حتی کالاهای بی کیفیت چینی، به زور تعرفه و حمایت و سوبسید سرپا هستند. قاچاق آنقدر ارقامش وحشتناک است که حتی رهبر معظم انقلاب نیز به آن انتقاد کرده اند. تمامی این موارد حاکی از آن است که در داخل ما از نوعی سوءمدیریت و خودتحریمی رنج می بریم که این مساله فارغ از توافق در سیاست خارجی ایران است و به تفاهم سیاسی و اقتصادی نخبگان ایران نیاز دارد. حتی می توان گفت که این تحریم داخلی، از تحریم­های آمریکا جدی تر است. هرگونه تفاهم سیاسی خارجی بدون این تفاهم داخلی نخبگان، اقتصاد ایران را به جایی نخواهد رساند. نمونه بارز این نمونه هم کشورهایی هستند که درجه بالای آزادی تجارت با دنیا را دارند اما در مرز ورشکستگی قرار دارند و با مشکلات اقتصادی فراوانی دست و پنجه نرم می کنند. آرژانتین، یونان و یا کشوری مثل ونزوئلا از این جمله اند.
اما موقعیت بازارها پس از تحریم ها چگونه خواهد بود؟ مسلما فارغ از این که ما چقدر بتوانیم خوش بینی و واقع بینی خود را کنترل کنیم، توافق هسته ای فارغ از شکل و محتوای آن، فارغ از افت و خیزهای قابل پیش­ بینی در اجرای آن و فارغ از کارشکنی تندروها و کاسبان تحریم، خبر بسیار خوبی برای اقتصاد ایران خواهد بود. اگر مساله صادرات نفت، آزادسازی دارایی­های بلوکه شده ایران و نیز رابطه بانکی ایران با سیستم بانکی دنیا حل شود، می توان انتظار داشت که اقتصاد ایران، پس از یک دوره سوءمدیریت داخلی و تحریم شدید خارجی، نفسی تازه بکشد. می توان پیش بینی کرد که پروژه های عمرانی جان تازه ای بگیرند و این به معنای رونق شرکت های پیمانکاری و بازرگانی خواهد بود. به این ترتیب می توان انتظار داشت که بورس از افت فعلی خود بازگردد. اما بازار مسکن درگیر نقدینگی خریداران خواهد بود که در طی این سال ها قدرت خریدشان به شدت کاهش یافته است. مسکن احتمالا بعد از تاخیری یک ساله بتواند رونق جدی پیدا کند البته این باز بستگی به سیاست های کلان دولت برای این بخش دارد . بازار ارز و سکه بدلیل تفاهم سیاسی آرام خواهد بود و بازدهی کمتری نسبت به بازارهای دیگر خواهد داشت که همین موضوع جذابیت آن را از بین خواهد برد. به هر حال سال 94 سال توافق سیاسی و آغاز دوره ای خوب خواهد بود البته اگر وضعیت سیاسی و اقتصادی داخلی نیز توانایی حمایت آن را داشته باشد.   

اما تمامی این موارد کوتاه مدت هستند. توافق سیاسی در مساله هسته ای، سوءمدیریت ها و ساده انگاری های اقتصادی در ایران را حل نخواهد کرد و در بلندمدت، بدون اصلاحات جدی اقتصادی بخصوص در نگاه و انتظارات سیاستمداران ایرانی و مردم ایران، ما نمی توانیم گام های بلند توسعه اقتصادی را برداریم. 

۲ نظر:

  1. سلام،از تحللتون لذت بردم،در مورد بورس ایا شما پیشنهاد مشخصی دارید که در صورت توافق سود مناسبتری نسبت به بقیه سهمها داشته باشه؟ممنون

    پاسخحذف
  2. سلام. بانکی ها به نظر می رسد از بقیه بهتر عمل کنند.

    پاسخحذف