۱۳۹۳ اسفند ۲۴, یکشنبه

کتاب "جنگ های ارزی" به بازار آمد...


کتاب جنگ های ارزی نوشته جیمز ریکاردز و با ترجمه اینجانب توسط انتشارات دنیای اقتصاد چاپ شده است و بازار آمده است. با توجه به اینکه این کتاب به تازگی توزیع شده است ممکن است که هنوز در کتابفروشی های انقلاب قابل خریدن نباشد. اما می توانید آن را از کتابفروشی دنیای اقتصاد واقع در خیابان مطهری (تخت طاووس) خریداری نمایید. تبلیغ دنیای اقتصاد را درباره این کتاب در زیر می توانید بخوانید. (لینک)
.
.
.
سقوط دلار می‌تواند یا فقط فاجعه‌ ای مربوط به خودش باشد، یا اینکه به عنوان بخشی از سقوط تمدن رخ دهد. سقوط دلار ممکن است راه بازگشتی از پول کاغذی باشد که زیاده از حد چاپ شده است و یا می‌تواند نشان‌ دهنده فاصله ناچیز ما با نابودی و نیستی باشد. هیچ‌ کدام از اینها اجتناب‌ نا‌پذیر نیستند و رخ دادن همه سناریوها نیز ممکن است.  هیچ‌ گاه برای دور شدن از لبه پرتگاه این سقوط فاجعه آمیز دیر نیست. «پیچیدگی» به عنوان دوست شروع می‌شود و به عنوان دشمن خاتمه می‌یابد. همین‌که پیچیدگی و ابعاد بزرگ سیستم به عنوان خطر دیده شدند، راه‌حل کاهش خطر، ترکیبی از کاهش اندازه سیستم، تقسیم آن به قطعات کوچک‌تر و ساده‌سازی است. به همین دلیل است که یک کشتی که محفظه داخلی آن چند قسمت شده باشد، کمتر از یک کشتی که محفظه داخلی‌اش یک تکه است، احتمال غرق شدن دارد.
هر نجاری با این شعار کار می‌کند: «ابزار درست برای کار درست». اقتصاددانان نباید کمتر از نجارها در انتخاب ابزارهای درست برای کارهایشان باشند.  همانطور که در مورد بازارهای سرمایه و ارز اعمال شده است، رویکرد درست در مورد بانک‌ ها، خرد کردن بانک ‌های بزرگ به چند بانک کوچک ‌تر و محدود کردن فعالیت‌ های آنها به سپرده‌ پذیری، اعطای وام‌ های تجاری و مصرفی، تامین مالی کسب‌ و‌کارها، ارائه خدمات پرداخت، اعتبارات اسنادی و تعدادی خدمات مفید دیگر است. خرید و فروش‌ املاک، تعهد پذیره ‌نویسی و معامله‌ گری باید در نظام بانکی ممنوع شده و به شرکت ‌های سرمایه ‌گذاری و کارگزاران مالی محدود شود. این طرز تفکر که «بانک‌ های بزرگی نیاز است تا معاملات بزرگ را انجام دهند»، بی‌ معنی است. گروه ‌های مالی حرفه‌ ای دنیا دقیقا برای همین منظور ایجاد شده‌ اند که اتفاقا در مدیریت کردن ریسک نیز مهارت بیشتری دارند. معاملات مشتقات مالی باید فقط به بازار «معاملات استاندارد آتی» آن هم در قبال وثیقه ‌های مطمئن و در کنار اتاق پایاپایی با سرمایه کافی محدود شود. مشتقات مالی، ریسک را بین افراد و شرکت‌ های مختلف پخش نمی‌ کنند بلکه آن را چندبرابر کرده و آن را در دست چند موجود که به ظاهر بزرگ‌ تر از آن چیزی هستند که ورشکسته شوند، قرار می‌ دهند. مشتقات مالی به مشتریان واقعی خدمت ‌رسانی نمی ‌کنند. در حقیقت مشتقات مالی به بانک‌ ها و کارگزاران خدمت می‌ رسانند که هزینه‌ های زیادی بابت آنها می‌ گیرند و شرایط قراردادی آنها آنقدر پیچیده است که توسط مشتریانشان درک نمی ‌شوند. مدل‌ های ریاضی که برای مدیریت ریسک مشتقات مالی به‌کار رفته‌ اند، جواب نمی ‌دهند و جواب هم نخواهند داد از آن جهت که روی خالص ریسک به جای مقدار ناخالص آن تمرکز می ‌کنند. استاندارد طلای منعطفی باید اتخاذ شود تا تردید های مربوط به ریسک تورم، نرخ بهره و نرخ تبدیل ارزها را کاهش دهد. کسب‌ وکارها و سرمایه‌ گذاران، آنگاه می ‌توانند ریسک‌ پذیری بیشتری در سرمایه‌ گذاری‌ های خود نشان دهند که اطمینان بیشتری به اقتصاد داشته باشند. بدون لحاظ کردن تورم، تورم منفی، تغییرات نرخ بهره و نرخ تبدیل ارزها، به اندازه کافی تزلزل و ریسک در مسیر کارآفرینی و نوآوری وجود دارد. در چند دهه ‌ای که آمریکا، طلا را در سیستم پولی کنار گذاشته است، اقتصاد آمریکا به این شکلی که توسط فدرال رزرو اداره می ‌شود، به‌ طور مداوم شاهد تشکیل حباب دارایی‌ ها، سقوط‌ ها، بحران ‌ها، رونق ‌ها و رکود ها بوده است. زمان آن فرا رسیده است که نقش امور مالی کاهش داده شده و در مقابل نقش واقعی کسب‌ و کارها برجسته شود. در این راه، طلا به‌ طور تاریخی بیشترین ثبات را در قیمت‌ ها و ارزش دارایی ‌ها ایجاد کرده و بنابراین بیشترین قدرت دید را برای سرمایه ‌گذاران فراهم می‌ کند
قانون تیلور، که نامش را از اقتصاددان وضع‌ کننده آن یعنی جان تیلور گرفته است، باید سیاست‌ های پولی را هدایت کند. این قانون در حالی ‌که موجد سادگی و شفافیت است، بازخوردهای مثبت و تقویت ‌کننده تورم واقعی را در معادلاتش به‌کار می‌ گیرد. مدل تیلور، مدل کاملی نیست اما به قول چرچیل «بهتر از همه چیزهای بد دیگر است». ترکیب قانون تیلور و استاندارد طلای منعطف، کار بانکداری مرکزی را کاری کسل‌ کننده‌ می‌ کند. این دقیقا نکته اصلی است. هر قدر که بشود نقش بانک مرکزی را کم کرد، اطمینان بیشتری برای کارآفرینان فراهم خواهد شد که منابع اصلی ایجاد کار و تولید ثروت در جامعه هستند.  پیشنهادات دیگر برای از بین بردن اثر پیچیدگی در اقتصاد، شامل کاهش مالیات بر درآمد شرکت‌ ها، ساده‌ سازی ساختار مالیات افراد و کاهش مخارج دولت است. مخالفت با دولتی که اندازه آن از هر زمانی بزرگ ‌تر شده است، مخالفتی ایدئولوژیک و عقیدتی نیست. فقط مخالفتی از سر دلسوزی است. مشخص است آن چیزی که کوچک‌ تر است، امن ‌تر است.  نقطه مشترک تمام پیشنهادات فوق این است که تمامی آنها، سیستم مالی را کوچک یا ساده می ‌کنند و یا مثلا در مورد طلا، موانعی در برابر سقوط آن ایجاد می‌ کنند. منتقدان این پیشنهادها ممکن است بگویند بسیاری از این پیشنهادات، نوعی عقبگرد به زمانی است که نقش دولت، و میزان پیچیدگی در نظام بانکی و سیاست‌های پولی و مالی کمتر بود. حق با این افراد است و دقیقا نکته اصلی هم همین ‌جاست. وقتی بازدهی پیچیدگی سیستم مالی، منفی شده است، عقبگرد از این مسیر کار درستی است زیرا باعث می ‌شود جامعه کارآتر و در برابر فجایع، مقاوم ‌تر باشد. اگر سیاست‌ های اصلاحی به سرعت اتخاذ نشوند و اتفاقات از دایره کنترل خارج شوند، آن موقع از نیروی نظامی خواسته خواهد شد تا نظمی را که فدرال رزرو و خزانه‌داری آمریکا قادر به ایجاد آن نبوده ‌اند، تامین کنند. تهدیداتی که در «مسابقه جنگ مالی» سال 2009 توسط پنتاگون به تصویر کشیده شده است، در حال به حقیقت پیوستن هستند. رابرت گیتس، وزیر دفاع وقت آمریکا، وقتی که گزارش مسابقه جنگ مالی را خواند، گفت که این «تجربه ‌ای بود که چشم ‌ها را باز می ‌کند» و «نشان‌ دهنده نقص‌ هایی در توانایی بخش‌ هایی از بدنه دولت آمریکا برای مبادله اطلاعات است». گیتس از وزارت خزانه ‌داری آمریکا نام نبرد اما تجربه من این است که وزارت خزانه‌داری و فدرال رزرو باید به دیگر بخش‌ های امنیتی، نزدیک ‌تر شوند تا به آمریکا کمک کنند برای اتفاقات آتی آماده شود

کتابی که در مورد جنگ ارزی نوشته می ‌شود، لاجرم کتابی درباره دلار و سرنوشت آن خواهد بود. دلار با تمامی نقص ‌ها و ضعف ‌هایش، محور اصلی تمام سیستم جهانی ارزها، بازارهای سرمایه، اوراق قرضه، مشتقات مالی و هر نوع سرمایه‌گذاری است. درحالی‌که طبق تعریف، همه پول ‌ها نوعی «مخزن ارزش بودن» را نشان می‌ دهند، دلار وضعیت متفاوتی دارد. دلار مخزن ارزش اقتصادی ملتی است که ارزهایش به‌ طور تاریخی استثنایی هستند. کاهش جایگاه دلار بدون از بین بردن این ارزش‌ ها نمی ‌تواند صورت بگیرد. این کتاب سعی داشته است یک هشدار منصفانه از مخاطرات پیش روی دلار را ارائه کند و راهی برای بازگشتن از این مسیر پرخطر را نشان دهد. سقوط ‌های مالی و اجتماعی به دفعات زیاد اتفاق افتاده ‌اند اما به سادگی نادیده گرفته شده یا فراموش شده‌ اند. ولی نه تاریخ فراموشکار است و نه سیستم‌ های پیچیده از رفتاری که باید انجام دهند، سر باز می‌ زنند. بازارهای سرمایه و ارزها، سیستم ‌های پیچیده‌ ای هستند و در پایان سقوط خواهند کرد مگر اینکه مهار شوند، به قسمت‌ های کوچک‌ تری شکسته شده و اندازه ا‌شان کاهش یابد. جنگ ‌های ارزی در نهایت جنگی بر سر نقش و ارزش دلارند. با وجود این، به‌ دلیل معرفی مشتقات مالی، اهرم مالی بالا، چاپ بی رویه پول و تضعیف طلا، دلار ماهیت تازه ‌ای پیدا کرده است. حالا زمان سابق نیست که دلار را نجات دهند و زمان برای نجات دلار در حال کوتاه شدن است.

۱۳۹۳ اسفند ۱۹, سه‌شنبه

مصائب کاربر ایرانی


مصائب کاربر ایرانی یکی فیلتر داخلی است و دیگری تحریم خارجی. تا همین چند وقت پیش سایت آمازون آلمان در ایران فیلتر بود! حالا که رفع فیلتر شده است خود جناب آمازون بدلیل تحریم پرداخت، کاربر ایرانی را تحریم کرده است. این در حالی است که آدرس تحویل بسته و بانک پرداخت همه در سوییس بودند و فقط کشور متصل شونده به وبسایت، ایران بود... موضوع با یک فیلترشکن ختم به خیر شد!!
تا کنون نوک پیکان انتقادات همیشه به برادران فیلترچی داخلی بوده است، اما در این چند سال به نظرم نقاب ریاکاری خیلی ها که سنگ مردم ایران را به سینه می زدند، کنار رفته است و آبرویی برایشان نمانده است. یاد آنهایی می افتم که فقط بدلیل ایرانی بودن حساب بانکیشان بسته شد که خود من هم در سوییس یکی از آنها بودم و یا کلی آدم دیگر که در ایران از ساده ترین امکانات از جمله دارو و یا دسترسی به وبسایت ها از جمله ایمیل یاهو محروم شدند. خنده دار برای من گفته های اریک اشمیت بود که خبر از دور زدن دولت ها برای رساندن اطلاعات آزاد به مردم جهان می داد در حالیکه برخی سرویس های گوگل به روی ایرانی ها بسته شده بود....

اقتصاد دنیا در سال 2014 و پیش بینی هایی برای سال 2015

مقاله من برای شماره دیماه و بهمن ماه مجله "بازار و سرمایه". مقاله در دی ماه نوشته شده است و بنابراین برخی اتفاقات مانند QE در اروپا و تداوم تقویت دلار اتفاق افتاده اند. مهمترین اتفاق باقی مانده به نظر من در سال 2015 سقوط بازار سهام آمریکاست. 
.
.
.
اقتصاد دنیا در مرحله حساسی به سر می ­برد به این دلیل که به نظر می ­رسد پس لرزه­ های بحران مالی سال 2008 آمریکا، هنوز در حال رخنمایی در نقاط دیگر دنیا از جمله اروپا و بازارهای نوظهور است. به همین دلیل در سال 2014، اتفاقات مهم زیادی افتادند که روند آتی اقتصاد جهانی را پس از بحران مالی سال 2008، مشخص ­تر کردند. در این مقاله به اهم این اتفاقات اقتصادی پرداخته شده است و پس از آن، پیش­ بینی ­هایی برای سال 2015 با توجه به انتظار بانک­های بزرگ ارائه شده است. اگرچه دنیا پیچیده ­تر از آن چیزی است که به طور قطعی پیش ­بینی ­پذیر باشد، اما دانستن این روندها و انتظارات می­ تواند به سرمایه ­گذاران در هدفگذاری­ های آتی آنها کمک رساند.

اقتصاد دنیا در سالی که گذشت
سال 2014، تقریبا دو نیم سال کاملا متفاوت را به خود دید به طوریکه روند قیمت­ها و شاخص­های بسیاری در نیم سال اول و دوم، در جهت کاملا معکوس هم حرکت کردند. با این مقدمه، اهم اتفاقات اقتصادی سال 2014 در ادامه بررسی شده­ اند.

1) دلار در سال 2014: نیمه اول، سقوط و نیمه دوم، پادشاهی
سال 2013 سال مهمی برای دلار بود. در این سال، بسیاری از تصورات و انتظارات بد در مورد اقتصاد آمریکا که پس از بحران مالی سال 2008 شکل گرفته بود، از بین رفت. حتی تعطیلی دولت آمریکا در دعوای بین اوباما و کنگره بر سر کسری بودجه در این سال نیز نتوانست تاثیر بد چندانی بر اقتصاد آمریکا داشته باشد. به همین دلیل، برای سرمایه­گذاران مسجل شد که روند دلار در سال 2014 صعودی است.
اما آغاز سال 2014 با سرمای شدیدی در آمریکا همراه شد که رشد اقتصادی این کشور را تا چند ماه تحت تاثیر قرار داد و به پایین ­تر از حد انتظار بازار کشاند. همین اتفاق سبب شد که دلار آمریکا در نیمه اول سال 2014 روند نزولی داشته باشد. حتی کاهش آمار بیکاری آمریکا و به دنبال آن کاهش برنامه خرید اوراق قرضه توسط فدرال رزرو نیز نتوانست دلار را تقویت کند. اما در ادامه سال 2014، اقتصاد آمریکا نه تنها این عقب­ افتادگی را جبران کرد، بلکه حتی در برابر رقبای خود از جمله اروپا نیز توانست عملکرد بهتری داشته باشد.
مجموع این اتفاقات، سبب دو نمایش متفاوت از دلار در سال 2014 شد. در نیمه اول سال دلار مقهور یورو و دیگر ارزها بود و شاخص دلار به شدت سقوط کرد. اما در نیمه دوم سال، این یورو و دیگر ارزها بودند که مقهور دلار شدند و شاخص دلار از کف­ قیمتی چند ساله، به ناگهان به بیشترین حد خود در چند سال اخیر دست یافت.

2) یورو: سقوطی آزاد پس از صعودی نافرجام
دقیقا در جهت معکوس حرکت دلار، یورو نیمه اول سال 2014 را با قدرت آغاز کرد. ارزش یورو در برابر دلار تا مرز 1.4 نیز بالا رفت که بالاترین قیمت خود در سه سال قبل از آن بود. اما افزایش ارزش یورو، چندان به مذاق اروپایی ­ها خوش نیامد. اقتصاد اروپا هنوز از بیکاری بالا رنج می­ برد و یوروی قوی نیز سم مهلکی برای دستاوردهای اندک اقتصادی کشورهای این حوزه به شمار می ­رفت. اما افت اقتصاد آمریکا در اثر سرمای شدید و نیز آمارهای خوب تورم و تولیدات صنعتی اروپا در ابتدای سال 2014، بهتر از آن چیزی بودند که یورو را متوقف کنند.
اما همانند دلار، یورو در نیمه دوم سال چهره متفاوتی از خود نشان داد. عملکرد بهتر اقتصاد آمریکا و نیز از همه مهمتر، تورم به شدت پایین و در مرز خطر حوزه یورو، بلای جان یورو شد. بخصوص تورم به شدت پایین حوزه یورو این انتظار را تقویت کرد که بانک مرکزی اروپا برای مقابله با این مشکلات، باید برنامه­ های تسهیل کمی از جنس اقدامات فدرال رزرو آمریکا، بانک مرکزی ژاپن و بانک مرکزی انگلیس را در پیش بگیرد. بنابراین، یورو آهسته آهسته سقوط کرد و مرزهای مقاومت چند ساله را شکست. یورو در حالیکه ابتدای سال 2014 را در برابر دلار با حدود 1.35 شروع کرده بود و حتی به نرخ 1.4 نیز نزدیک شد، سال 2014 را با نرخی نزدیک به 1.19 به پایان برد که کف قیمتی چندین ساله یورو در برابر دلار به حساب می­ آمد.

3) سکته نفت
از اتفاقات عجیب در سال 2014، مقاومت نفت در برابر تنش­ های نظامی بخصوص ظهور داعش در عراق بود. به طور معمول تنش­ های نظامی سبب نگرانی از عدم تامین به موقع نفت و در ادامه افزایش قیمت نفت می­ شد. اما در سال 2014 نه بحران اوکراین و سرنگونی هواپیمای مسافربری مالزی بر فراز مناطق روس تبار اوکراین، نه جنگ غزه و نه ظهور و تسخیر ناگهانی بخش­های وسیعی از عراق توسط داعش نتوانستند که نفت را با شوک قیمتی مواجه کنند. در مقابل قیمت نفت ناامیدانه در نیمه دوم سال سقوط کرد.
در واقع، انقلاب نفت شیل و رقابت برای سهم بازار نفت، خانواده سعودی را به تکاپو انداخت تا قدرت خود را در بازار و سیاست به هر طریقی، حتی شکستن قیمت نفت حفظ کنند. اینکه واقعا دلیل اصلی خانواده سعودی و دیگر همراهان آنها از کشورهای حاشیه خلیج فارس از شکستن قیمت نفت، حفظ سهم بازار خود است و یا فشار به کشورهای دیگر از جمله به روسیه و ایران، معلوم نیست. اما می­ توان گفت که عربستان، با کاهش قیمت نفت یک تیر و چند نشان کرده است. عربستان با نفت ارزان هم سهم بازار خود را حفظ کرده است و رقبای تازه وارد از جمله نفت شیل را تحت فشار گذاشته است، قدرت چانه ­زنی ایران را در مذاکرات هسته­ای پایین آورده است، روسیه را در برابر غرب خلع سلاح کرده است و البته بابت این همه هدف، در حال پرداخت هزینه بالای مالی نیز هست.   

4) مساله هسته­ای ایران: گره­ای که باز نشد
در سال 2014 گره هسته­ ای ایران باز نشد. اثرات اقتصادی این اتفاق بیشتر جنبه داخلی دارد. عدم توافق هسته­ ای، تداوم تحریم­ ها و همزمانی این اتفاقات با کاهش قیمت نفت، درآمدهای نفتی ایران را بیش از پیش کاهش می­ دهد و این اتفاق ردیف هزینه­ های عمرانی در بودجه را کاهش خواهد داد که سبب رکود می ­شود. در ضمن بدلیل کسری بودجه و احتمال پوشش آن از طریق چاپ پول و همچنین افزایش نرخ ارز، تورم نیز روند صعودی به خود خواهد گرفت. مجموع این اتفاقات مساله رکود تورمی ایران را تشدید خواهد کرد.
با توجه به ارزان شدن نفت، برداشته شدن تحریم­ های ایران دیگر در اولویت نخواهد بود و در ضمن ایران نیز قدرت چانه ­زنی کمتری در مذاکرات خواهد داشت زیرا که وارد شدن نفت ایران به بازار نیز فقط نفت را با سقوط بیشتر مواجه خواهد کرد. اما سپری شدن زمان نیز به نفع مذاکرات نیست. به قدرت رسیدن جمهوری خواهان در سنای آمریکا در سال 2014 نیز به مسائل­ هسته ­ای ایران افزود.

5) طلا: مقاومت در برابر سقوط
طلا در سال 2014، بر خلاف سال 2013، کاهش چندانی را تجربه نکرد و در نهایت با %1.5- درصد بازدهی در مقایسه با ارزها، بهترین بازدهی را در برابر دلار آمریکا داشته است. اما آن چه در مورد طلا در سال 2014 آشکار بود این مساله بود که طلا در برابر تنش ­های بین­ المللی بی­ تفاوت شده است. در اوج بحران اوکراین و یا ظهور داعش، طلا افزایش­ های بی ­رمقی را تجربه کرد و سپس دوباره در مدار نزول قرار گرفت. البته دلیل آن مشخص بود. کاهش سیاست­های انبساطی فدرال رزرو همزمان با صعود بازار سهام آمریکا، قوی­تر از آن چیزی بود که طلا بتواند در برابر آن عرض اندام کند. به هر حال گذر زمان و نیز بازگشت تقاضا به بازار طلا برای پوشش ریسک، حمایت خوبی را از طلا انجام داد و سبب شد که فلز زرد سقوط­ هایی از جنس سال 2013 را تجربه نکند.

6) بازارهای نوظهور در برزخ
بعد از بحران مالی سال 2008 در آمریکا، یکی از برندگان اصلی این بحران، بازارهای نوظهور بودند به این دلیل که سرمایه­ های وحشت زده و نیز در جستجوی سودهای بالاتر، از کشورهای توسعه یافته به اقتصادهای نوظهور سرازیر شدند. سرازیر شدن این پول­های داغ به اقتصادهای نوظهور میزان سرمایه ­گذاری را در این کشورها افزایش داد که به همین دلیل این کشورها توانستند رشدهای خیره­ کننده­ای را تجربه کنند. این در حالی بود که بخش­های عمده ­ای از دنیا در رکود اقتصادی فرو رفته بودند. اما حالا مهمانی به پایان رسیده است و با بهبود اقتصاد آمریکا، جریان این پول­ها از سال 2013 معکوس شده است. تدابیر شدید این کشورها برای کنترل سرمایه و نیز افزایش سود بانکی برای نگهداشتن سرمایه در این کشورها، فقط از وخامت اوضاع جلوگیری کرده است اما آن را برطرف نکرده است. به همین دلیل سقوط ارزهای بازارهای نوظهور در سال 2014 ادامه یافت.
اما یک مساله در سال 2014، سایه بحران شرق آسیا را زنده نگه داشت و آن مساله روسیه بود. در بحران شرق آسیا در دهه نود، بحران پولی تایلند به تمام اقتصادهای نوظهور شرق آسیا سرایت کرد و سپس دامن روسیه را هم گرفت و این کشور را به ورشکستگی کشاند. اما حالا قضیه برعکس به نظر می­ رسد. در اثر فشار تحریم­ ها بر روسیه، روبل به شدت سقوط کرد و در ضمن روسیه در معرض نکول در بدهی­های خود قرار گرفت. مجموعه این اتفاقات سبب شد که ترس از تکرار بحران شرق آسیا بر سر اقتصاد دنیا باشد.  

پیش بینی­ هایی برای سال 2015
اتفاقات عمده سال 2015 بیشتر تداوم یک سری از روندها از سال 2014 هستند. این موارد در ادامه اشاره شده ­اند.

1) تکمیل پادشاهی دلار در میانه احتمال سقوط بازار سهام
با توجه به اینکه سال 2015 سال افزایش نرخ بهره در آمریکاست و در ضمن با توجه به چشم انداز اقتصاد کشورهای دیگر از جمله حوزه یورو، انتظار می­ رود که دلار باز هم در سال 2015 تقویت شود. البته بخشی از این انتظار در سال 2014 برآورده شده است و بنابراین تقویت دلار در این سال محدودتر خواهد بود. اما دلار گران مطلوب اقتصاد آمریکا نیست و به آرامی در سال 2015 نشانه­ های تخریب آن به چشم خواهد آمد. در ضمن با افزایش نرخ بهره، بعید نیست که حرکت اصلاحی قیمت بازار سهام آمریکا و به دنبال آن دنیا آغاز شود. در این صورت دوباره رشد دلار محدود خواهد شد.

2) طلا در مسابقه طناب­ کشی
با توجه به پیش­ بینی دلار قوی در سال 2015، پیش ­بینی می ­شود که در این سال، طلا دوباره افت کند. اما این افت مانند سال 2013 نخواهد بود. در حقیقت پارامترهایی در بازار وجود دارند که ممکن است که افت طلا را مانند سال 2014 محدود کنند. ریسک سقوط بازار سهام در آمریکا و دنیا و نیز اجرای برنامه تسهیل کمی در اروپا ممکن است که سبب شوند که بخشی از دارایی­های سرمایه­ گذاران به طلا تبدیل شود. بنابراین به نظر می­رسد که طلا درگیر یک مسابقه طناب کشی باشد. از طرفی دلار قوی آن را به پایین می ­برد و از طرف دیگر ریسک بازارها و جستجوی دارایی امن آن را به بالا می­ راند. به همین دلیل است که دو پیش بینی متفاوت در مورد طلا وجود دارد. در کل اکثر بانک ­های بزرگ ثبات قیمتی یا کاهش قیمت طلا را پیش ­بینی کرده اند. مثلا Deutch Bank میانگین قیمتی 1225 دلار در هر انس و بانک HSBC میانگین 1234 دلار در هر انس را در سال 2015 پیش بینی کرده است. اما بانک Goldman Sachs انتظار رسیدن قیمت به 1050 دلار را نیز دارد.

3) نفت: دوران پس از شوک
به نظر می­رسد که سقوط نفت با آن شدت در نیم سال دوم سال 2014، به پایان رسیده باشد اما تا زمانی که جنگ نفتی اوپک و مازاد عرضه وجود دارد، نفت در سراشیبی قرار خواهد داشت. اما پیش­ بینی ­ها حاکی از خاتمه این مسیر تا انتهای سال 2015 است. از جمله پیش­بینی بانک Goldman Sachs،  برای قیمت نفت برنت 42 دلار در سه ماهه، 43 دلار در شش ماهه و 70 دلار در یکساله است که حاکی از انتظار این بانک برای بازگشت محدود قیمت نفت تا پایان سال 2015 است.

4) یوروی ضعیف
انتشار آمار ضعیف تورم حوزه یورو در ابتدای سال 2015، نشان از روند آتی یورو در این سال دارد. تورم پایین و در مرز خطر، در کنار آمار بیکاری بالای این حوزه پولی دلایلی هستند که گمانه­ زنی برای شروع برنامه تسهیل کمی(QE) را در اروپا بیش از پیش تقویت­ کرده ­اند. در این صورت باید شاهد یک دوره یک تا دو ساله سقوط یورو در برابر ارزهای دیگر بخصوص دلار باشیم. پیش ­بینی میزان سقوط یورو متفاوت است. مثلا بانک Barclay برابری یورو به دلار را تا پایان سال 1.1 می بیند در حالیکه بانک Goldman Sachs آن را 1.15 و بانک HSBC آن را 1.19 پیش­ بینی کرده است.

5) احتمال سقوط بازارهای نوظهور و تداعی بحران دهه 90 آسیا
تا مادامی که نرخ بهره در آمریکا افزایش نیابد و تا زمانی که تعادل در ورود و خروج سرمایه از بازارهای نوظهور به تعادل نرسد، نمی ­توان انتظار داشت که مصائب بازارهای نوظهور پایان یابد. با اضافه شدن بحران در روسیه و نیز فرود اقتصاد چین، ممکن است که سال 2015، سال سقوط سریالی اقتصادهای بازارهای نوظهور باشد. در این صورت اقتصاد دنیا وارد فاز رکودی جدیدی خواهد شد که تبعات آن محدود به اقتصادهای نوظهور باقی نخواهد ماند.