۱۳۹۳ اسفند ۵, سه‌شنبه

رمزگشایی از رفتار نفتی عربستان

سرمقاله حدود یک ماه پیش من در دنیای اقتصاد (لینک)
.
.
.
پای صحبت‌های زکی یمانی، وزیر سابق نفت عربستان در خلال سال‌های 1962 تا 1986 که بنشینید، حرف‌های یک ضدغرب را خواهید شنید. او مدام از دستکاری قیمت نفت توسط شرکت‌های بزرگ نفتی غربی، استعمار کشورهای نفت‌ خیز توسط آنها و از زیاده ‌خواهی و زورگویی کشورهای غربی شکایت می‌ کند، اما او تنها عضو خانواده سعودی نیست که این‌گونه سخن می‌ گوید. حدود 70 سال قبل هم ابن‌سعود، اولین پادشاه سعودی، در ملاقات خود با روزولت روی ناو کوینسی، این حرف را به او زده بود که اگر به یهودی ‌ها در آلمان و اروپا ظلم شده است، باید به آنها جایی در همان ممالک داده شود. یا در سال 1973 این کشور همراه دیگر کشورهای عربی صادرکننده نفت، در پاسخ به شکست مصر و سوریه در جنگ یوم کیپور و در حمایت از فلسطین، دست به تحریم نفتی غرب زدند و ملک فیصل، پادشاه وقت عربستان نیز از این موضوع به شدت دفاع کرد؛ اما اسناد تاریخی در دهه 70 میلادی که به خوبی در کتاب پادشاهان نفت مدون شده است، روایت دیگری از این ظاهر غرب ستیز خانواده سعودی ارائه می‌ کند.
در حقیقت در دهه هفتاد میلادی، ایران طبق توافقی پنهانی با نیکسون، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، شروع به افزایش قیمت نفت کرد. تحریم نفتی اعراب در سال 1973 نیز آتش قیمت نفت را شعله‌ورتر کرد، اما این شوک قیمتی نفت، سبب رکود اقتصاد جهانی شد و به همین دلیل آمریکا نظرش را در مورد افزایش قیمت نفت عوض کرد و سعی کرد که ایران را نیز متقاعد کند که قیمت نفت را کاهش دهد؛ اما ایران بنا به توافق قبلی و نیز به‌دلیل پیشاپیش خرج کردن دلارهای نفتی، از این موضوع سر باز زد. عربستان نیز که تقابل نفتی ایران و آمریکا را فرصتی تاریخی برای گسترش روابط خود با آمریکا می ‌دید، از آن بهره جست و آرمان آزادی فلسطین، انتقام حقارت اعراب در جنگ با اسرائیل و تحریم کشورهای حامی اسرائیل را به کل کنار گذاشت تا پایه ‌های رابطه‌ ای استراتژیک را با آمریکا بنا کند که تا امروز پابرجاست. 
البته همیشه عربستان برای شکستن قیمت نفت، بهانه ‌های معقولی هم داشته است. مثلا مورد سال 1976 جالب است. در این سال وقتی که شاه ایران دوباره اصرار به افزایش بیش از ده درصدی قیمت نفت می‌کند و درخواست آمریکایی‌ ها را برای کاهش قیمت نفت نادیده می‌ گیرد، عربستان به کمک آمریکا می‌ آید و با افزایش عرضه نفت در بازار، مانع افزایش قیمت نفت تا سطح موردنظر ایران می ‌شود؛ اگرچه عربستان در آن زمان قیمت نفت را کاهش نمی‌دهد. در جلسات اوپک در آن زمان، دلیل زکی یمانی برای افزایش عرضه و ممانعت از افزایش شدید قیمت نفت، نگرانی از عمیق شدن رکود اقتصادی در بازارهای مصرف بوده است و اینکه اگر اقتصاد دنیا بیش از این در رکود بماند، بخشی از بازار نفت از بین می ‌رود. اگرچه ظاهر صحبت عربستان درست است، اما اسناد تاریخی از طبقه‌بندی خارج شده نشان می‌ دهد که در پشت این ماجرا، آنها در حال شکل‌دهی رابطه خود با آمریکا و گرفتن جای ایران به عنوان متحد آمریکا در منطقه بوده‌ اند و نفت در کانون این سیاست قرار داشته است.
عربستان همین رفتار را در سال 1986 تکرار می‌کند. در حقیقت در اثر شوک‌ های نفتی دهه 70 میلادی، قیمت نفت به قله‌ های تاریخی رسید و قیمت بالای نفت سبب شد که استخراج نفت از برخی مناطق که قبلا صرفه اقتصادی نداشته است، به صرفه شود و عرضه نفت به یکباره افزایش یابد. نفت دریای شمال از جمله این نفت ‌های جدید بوده است. البته که افزایش تولیدات دریای شمال و مناطق دیگر یک ‌شبه اتفاق نیفتادند، اما عربستان یک‌ شبه اعلام کرد که برای حفظ سهم خود در بازار و مبارزه با رقبای جدید، عرضه به بازار را افزایش خواهد داد و به این طریق قیمت نفت تگزاس از متوسط حدود 22 دلار در هر بشکه، درعرض چند ماه به 11 دلار در هر بشکه رسید و برای سه سال نیز در میانگین زیر 20 دلار در هر ماه باقی ماند. اگرچه دوباره دلیل اعلام شده توسط عربستان، حفظ سهم بازار نفتش بود؛ اما تبعات این تصمیم عربستان این بود که ایران در جنگ با عراق به شدت تحت فشار مالی قرار گرفت. شوروی نیز که به شدت به درآمدهای نفتی وابسته بود، در همین دوره چند ساله کاهش قیمت نفت، از هم فروپاشید. نه اینکه سقوط قیمت نفت تنها عامل این اتفاق بوده است، اما مسلما تاثیر مهمی داشته است. 
حالا گویی تاریخ دوباره تکرار شده است. عربستان عرضه نفت را با کمک کشورهای حاشیه خلیج ‌فارس در اوپک ثابت نگه داشته است و این در حالی است که بازار نفت اشباع شده است و به این طریق قیمت نفت را شکسته تا سهم بازار خود را در برابر رقبای جدید حفظ کند، اما تا چه حد این دلیل درست است؟ 
در شرایط فعلی، عربستان وانمود می ‌کند که نگران سهم بازار نفتش است که قابل‌ قبول جلوه می‌کند. استخراج نفت به روش ‌های غیرمتداول مهم ‌ترین تهدید بازار نفت کشورهای صادرکننده از جمله عربستان است. مثلا نفت شیل دو خصوصیت دارد که بیش از همه عربستان را می‌ ترساند. یک مساله اینکه نفت شیل، نفت سبکی است که به مشخصات نفت عربستان نزدیک است و می‌تواند وارد بازار نفت این کشور شود. دومین خصوصیت نفت شیل این است که ذخایر عظیم آن در کشورهایی است که مشتریان فعلی نفت عربستان به حساب می ‌آیند و افزایش تولید آنها به معنای کاهش خرید آنها از عربستان است. مهم ‌ترین مشتری عربستان با این خصوصیت، آمریکا است. واضح است که استقلال نفتی آمریکا به معنای کاهش اهرم قدرت عربستان در سیاست ایالات ‌متحده به‌خصوص در خاورمیانه است. 
اما نفت شیل یک‌شبه و یک ماهه شکل نگرفته است و اگر عربستان قصد جدی برای برخورد با آن را داشت باید مدت‌ها قبل دست به کار می‌شد. مثلا حدود ماه جولای سال 2013، خالد بن ولید، میلیاردر سعودی، هشدار داد که نفت شیل خطری جدی برای آینده خانواده سعودی است. جالب آنکه در آن زمان نه تنها آقای النعیمی، وزیر نفت عربستان، بلکه وزیران نفت کشورهای دیگر حوزه خلیج فارس از جمله امارات، این تهدید را رد کردند و نفت شیل را رقیب جدی ندانستند. در ضمن در جلسه اوپک در ماه دسامبر 2013، وقتی که آقای زنگنه، وزیر نفت ایران، در اجلاس اوپک گفت که ایران سهم چهار میلیون بشکه‌ای خود از تولید نفت را به دست خواهد آورد، حتی اگر نفت 20 دلار شود، واکنش آقای النعیمی «تعجب» بود. او در ادامه گفت که با این کار، بسیاری از تولیدکنندگان نفت از بازار خارج خواهند شد. هر دوی این اتفاقات نشان می‌ دهد که تا همین اواخر، انقلاب نفت شیل و نفت ارزان حتی برای خود سعودی ‌ها نیز گزینه جدی نبوده است. اما پس چه شد که حالا نفت ارزان مهم‌ ترین استراتژی سعودی ‌ها شده است؟ 
رفتار سعودی‌ ها در دهه ‌های اخیر نشان داده است که آنها استاد استفاده از فرصت ‌ها برای حفظ سهم خود در ساختار قدرت آمریکا و حفظ رابطه استراتژیک خود با این کشور هستند. شاید حتی بتوان گفت برای سعودی ‌ها، مهم‌ تر از حفظ سهم بازار نفت، حفظ رابطه‌ استراتژیک آنها با آمریکا است. تا همین اواخر آنها بیش از نفت شیل و سهم بازارشان، نگران توافق هسته‌ای ایران با آمریکا بودند. کارشکنی آشکار آنها در مساله هسته‌ای ایران، نشان‌ دهنده نگرانی آنها از شکل ‌گیری رابطه ایران و آمریکاست که قدرت آنها را کاهش می‌ دهد. بی‌ دلیل نیست که در آخرین دور مذاکرات، وزیر امور خارجه عربستان شخصا به وین رفت تا در دیداری با وزیر امورخارجه آمریکا تاثیری بر روند مذاکرات داشته باشد. تاریخ شاید دهه ‌ها بعد بگوید که در آن جلسه چه گذشت؛ ولی هر چه که هست، مسلما ایران، قیمت نفت و قدرت چانه ‌زنی ایران در مذاکرات هسته‌ای، محور این دیدار بوده است. 
در کل به نظر می‌رسد عربستان برای خود معادله‌ای دارد که خروجی آن حفظ رابطه استراتژیک با آمریکاست. جواب این معادله کاهش قیمت نفت است. دلیل موجه کاهش قیمت نفت، حفظ سهم بازار است. تبعات آن برای ایران و روسیه هم فشار مالی در شرایط تحریم با هدف کاهش دادن قدرت چانه‌زنی آنها در برابر آمریکا است. در مجموع یعنی نفت ارزان، یک تیر و چند نشان برای عربستان است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر