۱۳۹۳ آذر ۱۵, شنبه

آیا اتفاقات دهه هشتاد آمریکا در مورد طلا در حال تکرار است؟

مقاله هفته پیش من در دنیای تجارت در مورد تشابه اتفاقات اقتصادی دهه هشتاد با این روزها بخصوص در مورد طلا (لینک)
.
دهه هفتاد در آمریکا و به طور کل اقتصاد دنیا، دهه نابسامانی در عرصه پولی و نیز بحران­های مختلف از جمله بحران قیمت نفت بود. در ابتدای دهه هفتاد نیکسون، رییس جمهور وقت آمریکا، رابطه دلار و طلا را به طور رسمی از بین برد و به این ترتیب سیستم پولی برتون-وودز که بعد از جنگ جهانی آغاز شده بود، به طور کامل از بین رفت و سیستم پولی مبتنی بر ارزهای شناور نسبت به هم شکل گرفت که تا امروز پا برجاست. در ضمن در دهه هفتاد دو بحران مهم در عرضه بازار نفت رخ دادند که سبب صعود بی سابقه قیمت نفت شدند: یکی شوک نفتی اول بدلیل تحریم نفتی اعراب بر علیه غرب بدلیل حمایت آنها از اسراییل در سال 1973 بود و شوک دیگر به قیمت نفت در سال 1979 همزمان با انقلاب ایران به وقوع پیوست. مجموع این اتفاقات بخصوص افزایش چند برابری قیمت نفت، اقتصاد غرب را دچار رکود تورمی شدیدی کرد. یعنی پدیده­ای که در آن رکود اقتصادی و شکست کسب و کارها همزمان با افزایش تورم رخ می­دهند و این همین دردی است که اقتصاد ایران این روزها در حال تجربه کردن آن است.
مجموع این اتفاقات باعث شد که در روزهای ابتدایی دهه هشتاد، قیمت طلا بتواند رکورد قیمتی 850 دلار در هر انس را ثبت کند. اما با به قدرت رسیدن ریگان به ریاست جمهوری در سال 1981، ورق برای طلا برگشت. در رابطه با کنترل تورم، وولکر، رییس وقت فدرال رزرو، شریان ایجاد آن را بست. او چند ماه بعد از به قدرت رسیدن ریگان، نرخ بهره سپرده‌های بانک‌ها نزد فدرال رزرو را تا سقف 20 درصد افزایش داد و این شوک‌درمانی او برای کنترل تورم جواب داد. با اقدامات رییس فدرال رزرو، تورم سالانه از 5/12 درصد از سال 1980 به 1/1 درصد در سال 1986 رسید. طلا نیز راه مشابهی را طی کرد و از میانگین قیمتی سالانه 56/612 دلار در هر اونس در سال 1980 به 26/317 دلار تا سال 1985 رسید. طلا حتی بعد از آن برای سال­ها در محدوده قیمتی 300 تا 400 دلار باقی ماند و حتی در ابتدای هزاره سوم در محدوده 250 دلار در هر انس قرار داشت. افت قیمت طلا، در حقیقت نتیجه دلار قوی بود و البته قیمت طلا هم تنها نشانه بازگشت پادشاهی دلار نبود. قیمت نفت و دیگر کالاها نیز در پاسخ به دلار قوی به شدت افت کردند.
اگرچه اقدامات فدرال رزرو در آن زمان قهرمانانه بود، اما دلیل کاهش تورم و افزایش قدرت دلار تنها ناشی از اقدامات او نبود. این اتفاقات ناشی از نرخ مالیات پایین و سیاست‌های مقررات‌زدایی دولت ریگان نیز بود. سیاست‌های سختگیرانه پولی وولکر در کنار سیاست کاهش مالیات ریگان کمک کرد که تولید ناخالص داخلی آمریکا، نرخ رشد واقعی تجمیعی 6/16 درصدی را در دوره‌ای سه ساله از 1983 تا 1985 تجربه کند. در ضمن بدلیل اتخاذ سیاست­های معافیت مالیاتی زمان ریگان، این دوران شاهد رونق اقتصادی و رشدهای بی سابقه بازار سهام نیز بود. یعنی دلار قوی مانع از رشد بازار سهام نشد. در حقیقت دلار قوی به هیچ وجه به رشد اقتصادی صدمه نزد و به نظر می‌رسید که وقتی با سیاست‌های دیگر حامی رشد اقتصادی همراه شود، برعکس به آن کمک هم خواهد کرد.
بسیاری از اتفاقات این روزهای اقتصاد آمریکا و دنیا تا حدود زیادی به دهه هشتاد شباهت دارد. ترکیبی از دلار قوی و رشد بازار سهام در کنار سقوط قیمت طلا سه نشانه­ای هستند که این ادعا را حمایت می­کنند. اما آیا واقعا این قیاس درست است و آیا باید منتظر سقوط بیشتر طلا و باقی ماندن آن در آن سطوح پایین برای مدت طولانی بود؟
در جواب باید گفت که درست است که بسیاری از اتفاقات امروز اقتصاد دنیا با دهه هشتاد شباهت دارد، اما سرچشمه­های آنها با دهه هشتاد متفاوت هستند. آنچه در دهه هفتاد رخ داده بود، شوک در بخش عرضه اقتصاد بود و سبب رکود تورمی اقتصاد شده بود. تورم هیزم به آتش قیمت طلا می­ریخت و بنابراین اتخاذ سیاست انقباضی شدید فدرال رزرو، سبب ترمز شدید قیمت طلا شد. اما مشکلات امروز اقتصاد دنیا، رکود اقتصادی است و برخلاف دهه هشتاد مشکل در نابودی بخش تقاضا است و به همین دلیل تورم در مرزهای نگران کننده پایینی دست و پا می­زند. افزایش قیمت طلا در سال­های اخیر بدلیل چاپ دلار و نگرانی از عدم توانایی کنترل تورم ناشی از آن بود. اما آنچه اقتصاد دنیا امروز با آن روبروست نه کاهش "تورم" مانند دهه هشتاد بلکه پایان "انتظارات تورمی" شدید ناشی از چاپ دلار در برنامه تسهیل کمی فدرال رزرو است. در ضمن امروز بر خلاف دهه هشتاد، نرخ بهره هنوز پایین است و افزایش آن در آینده نیز چندان شوک­آور نخواهد بود. علاوه بر این تفاوت­ها، رشد اقتصادی و بازار سهام در دهه هشتاد ناشی از دینامیک­های واقعی بازار بود در حالیکه این روزها بازار سهام به سبب داروی تقویتی تسهیل کمی رشد کرده است و زمزمه های ترکیدن حباب آن از گوشه و کنار به گوش می­رسد. بنابراین شرایط اقتصادی پیرامون اتفاقات در دهه هشتاد و امروز متفاوت است. اما با وجود این تفاوت­های ساختاری، به هر حال از منظر کاهش انتظارات تورمی و تقویت شاخص دلار، اتفاقات این روزها با دهه هشتاد شباهت دارد. اما پایان روزهای خوش دهه هشتاد چه شد؟
بر خلاف تمامی نشانه­های مثبت از دهه هشتاد، نرخ بیکاری در این دهه بسیار بالا باقی ماند. کسری تراز تجاری با آلمان و ژاپن در حال رشد بود، چون دلار قوی باعث شده بود که آمریکایی‌ها در پی خرید خودرو آلمانی و وسایل الکترونیکی ژاپنی در کنار وسایل دیگر باشند. بنابراین، اتحادیه‌های صنعتی که خواستار حفاظت از واردات بی رویه بودند و نیز آمریکایی‌هایی که به دنبال شغل بودند، شعار کاهش ارزش دلار را سر دادند تا صادرات را افزایش دهند و واردات به آمریکا را تضعیف کنند. بنابراین دلار کاهش ارزش یافت و تا چند سال شوک کاهش قیمت طلا و دیگر کالاها از جمله نفت، جای خود را به نوسانات قیمتی با شیب ملایم افزایشی داد.
با توجه به این درس تاریخی، دلار قوی امروز هم، دائمی نخواهد بود زیرا دلار قوی تمامی دستاوردهای اقتصادی آمریکا را از بین خواهد برد. در حقیقت بعد از بحران مالی سال 2008، اقتصاد­های برتر دنیا وارد یک بده بستان ارزی شده­اند که در آن کشورهای برتر اقتصادی متشکل از آمریکا، اروپا و ژاپن به صورت دوره­ای ارزهای خود را ارزان می­کنند تا بتوانند از مزایای صادرات بیشتر بهره برده و از رکود بیرون بیایند. بعد از مدت طولانی استفاده از موقعیت دلار ارزان، بخصوص در سال­های پس از بحران مالی سال 2008، حالا نوبت دیگر نقاط دنیا بخصوص اروپا و حوزه یورو است که از ارزهای ارزان برای تقویت صادرات و اقتصاد خود استفاده کنند. مسلما دلار قوی در بلند مدت صادرات آمریکا را تخریب خواهد کرد و به همین دلیل تداوم نخواهد یافت. کاهش ارزش دلار نیز نیروی افزایشی قیمت طلا و دیگر کالاها خواهد بود.
با این اوصاف پیش­بینی قیمت طلا چیست؟ قیمت طلا را از دو منظر کوتاه­مدت و بلندمدت می توان در نظر گرفت. در فاصله شش ماه تا یک ساله بدلیل انتظار افزایش نرخ بهره در آمریکا و نیز مشکلات اقتصادی در دیگر حوزه­های پولی از جمله یورو، انتظار می رود که دلار قوی بماند و طلا فشار کاهشی بیشتری را تحمل کند. کف قیمت طلا بنا بر نظر بسیاری از متخصصان تحلیل تکنیکال و حتی پروفسور روبینی مشهور می­تواند 1000 دلار در هر انس باشد. در مقابل عده­ای با توجه به همان اتفاقات دهه هشتاد، سقوط بیشتری را برای طلا پیش­بینی می­کنند و حتی کانال 800 دلار در هر انس را برای طلا محتمل می دانند. اما احتمال رخداد این اتفاق کمتر است از این جهت که به هر حال ترازنامه فدرال رزرو به شدت متورم شده است و اثر این دلارهای تازه چاپ شده در قیمت طلا و دیگر دارایی­ها قابل اغماض نیست.
در بلندمدت اما دلار قوی نمی­تواند ادامه یابد. با توجه به دوره­های رکود پیش رو، برای تحریک اقتصاد نیاز به سیاست­های انبساطی مجدد خواهد بود. در ضمن سقوط بازار سهام عامل دیگری است که سبب اقبال به طلا خواهد شد. بنابراین پیش بینی می شود طلا در بلندمدت یعنی در بازه زمانی یک تا دو ساله روند نزولیش خاتمه یابد و روند صعود قیمتی، هرچند ملایم را تجربه کند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر