۱۳۹۳ مهر ۱۰, پنجشنبه

از کرزی تا اشرف غنی

قدیم تر ها که ایده آل ها برایم مهمتر بودند، کرزی همیشه برای من نماد "ریاکاری" بود. مردی که سال ها در آمریکا زندگی کرده و نه مثل خیلی های دیگر درگیر تحولات افغانستان بوده، بعد ناگهان بعد از سقوط طالبان به صورت هلی کوپتری به قله سیاست افغانستان آورده شد، با یک لباس سنتی خاص افغان ها که معلوم بود بیشتر ظاهرسازی است، یک تیک عصبی در صورتش که انگار عمل کرد و حل شد و محافظینی آمریکایی دور و برش که ناگزیر بودند اما انگار بیشتر منتظر بودند کرزی دست از پا خطا کند تا او را با تروریست ها تنهایش بگذارند.
حالا اما بعد از سال ها که واقعیت ها برایم مهمتر شده اند، او به نظرم در نهایت رهبر خوبی برای کشوری چند پاره با مصائب داخلی و دخالت های خارجی بی پایان بود و ریاکاری و ظاهر سازی او پاسخ کاملا درستی به رفتار و طرز تفکر مردمانی است که عمده آنها عامی و ناآگاه، دهن بین و ظاهر بین هستند و اگر ظاهر و زبان کسی به دل آنها ننشیند، او را حذف خواهند کرد حتی اگر به قیمت نابودی خودشان نیز تمام شود. البته که افغانستان تنها کشور مبتلا به این درد نیست. کشورهای خاورمیانه را ورق بزنید و نمونه های زیادی از آنگونه مردمان عامی و ظاهربین و اینگونه رهبران ریاکار می بینید.  
مصاحبه زیر با بی بی سی به برخی از این مسایل پرداخته است که جالب است. 


.
.
.
 دقت کرده اید که آقای اشرف غنی احمدزی، رییس جمهور جدید افغانستان که مرتب با لباس سنتی اینور و آنور می رود سال های سال در آمریکا تحصیل، کار و زندگی کرده است. در عوض آقای عبدالله که کراوات از او جدا نمی شود، در رزومه اش اصلا تحصیل و زندگی در اروپا و آمریکا ندیدم و جزو نیروهای جهادی شاه مسعود بوده است؟ خوبی آقای اشرف غنی این است که لااقل می داند به کجا پا گذاشته و در این بزم چه لباسی باید بپوشد...



هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر