۱۳۹۳ آبان ۵, دوشنبه

بدون شرح

هفته پیش ارائه ای در دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف داشتم در رابطه با بحران مالی سال 2008 و تبعات آن بر بازار ارزهای عمده. در این جلسه که حدود 10 نفری از بچه های MBA و اقتصاد شریف حاضر بودند دو نکته برایم جالب بود
1) هیچکدام از حاضرین نمی دانستند مشتقات مالی (Derivatives) یعنی چه! نمی دانستند اختیار (Option) چه نوع قراردادی است
2) هیچکدام تا به حال در FOREX معامله نکرده بودند و بنابراین با مفاهیمی همچون اهرم (Leverage) و فراخوان افزایش مارجین (Margin call) آشنا نبودند
همین!

بازگشت پادشاهی دلار

مقاله دو هفته پیش من در دنیای تجارت راجع به افزایش ارزش دلار (+). 
.
.
به طور کلی مقایسه روند تغییرات ارزها را نسبت به هم می توان از دو منظر، بررسی کرد. نخستین عامل اثر گذار در قیمت ارز، نرخ بهره هر کشور است. البته نرخ بهره ای که هر روزه با آن کسب و کارها وام می گیرند و اوراق قرضه مبادله می شوند و نه فقط نرخ بهره وام های بین بانکی که توسط بانک های مرکزی تعیین می شوند و برای مدتی ممکن است ثابت بمانند. نرخ بهره هم آیینه عملکرد اقتصاد هر کشوری است که خود را از طریق تغییرات در شاخص های مهم اقتصادی هر کشور نشان می دهد. از این منظر، تقویت دلار آمریکا در روزهای اخیر را نمی توان یک اتفاق غیر قابل پیش بینی تصور کرد. از ابتدای سال 2013، فعالان بازار ارز ، به دلیل «بهبود شاخص های اقتصادی آمریکا» روند افزایشی قیمت دلار را پیش بینی می کردند از آن جهت که این آمارهای خوب به معنای کاهش خرید اوراق قرضه توسط فدرال رزرو و در ادامه افزایش نرخ بهره در آمریکا بود. در این بین،  روند کاهشی و مستمر«آمار بیکاری آمریکا» مهمترین عاملی بود که وضعیت رو به بهبود اقتصاد این کشور را مسجل کرد که این روند تا کنون نیز ادامه داشته است. «سقوط بهای طلا جهانی» و «افت شدید قیمت بازار اوراق قرضه آمریکا» نیز دو نشانه مهمی هستند که حاکی از انتظارات بازار برای تقویت دلار در سال 2013 بودند.
اما در کنار عامل نخست، وضعیت نرخ بهره و شرایط اقتصادی کشورهای دیگر نیز در روند تقویت دلار موثر بوده است. آمارها نشان می دهند که در ماه های گذشته روند بهبود شاخص های اقتصادی آمریکا در مقایسه با اقتصاد های مشابه آن بخصوص در حوزه یورو ، به مراتب از سرعت بیشتری برخوردار بوده است. از این رو تقویت دلار آمریکا در مقایسه با یورو دور از ذهن نبوده است و از این منظر می توان سقوط ارزش یورو در مقایسه با دلار را نیز توجیه کرد.
اگرچه دلار آمریکا بر خلاف انتظارات در ابتدای سال 2014، بدلیل سرمای شدید و افت ناگهانی رشد اقتصادی این کشور، دچار افت شد اما در ادامه از منظر همین دو دلیل توانست با قدرت به صحنه بازگردد. یک اینکه آمارهای خوب اقتصادی آمریکا از جمله بیکاری و رشد اقتصادی منتشر شدند و این سبب تقویت کلی دلار در برابر ارزهای دیگر شد و از طرف دیگر آمارهای ناامیدکننده حوزه یورو بخصوص در مورد تورم و بیکاری سبب شد که تقویت دلار در برابر یورو مضاعف  باشد. 
در کنار عوامل ذکر شده در فوق در تقویت ارزش دلار، می توان به پررنگ شدن دوباره نقش دلار به عنوان « ارز ذخیره» نیز اشاره کرد. در سال های گذشته مجموع عوامل متعددی مانند «شرایط نامناسب اقتصادی آمریکا پس از بحران سال 2008»، «اتخاذ سیاست های انبساطی و چاپ بی رویه دلار طی این مدت» و «مشکلات سیاسی آمریکا در تعیین سقف کسری بودجه»، باعث شده بود، نقش دلار به عنوان یک ارز ذخیره کمرنگتر شود. مدت طولانی است که کشورها به دنبال جایگزینی برای دلار به عنوان ارز ذخیره خود هستند. اما خوش شانسی دلار در آن مقطع زمانی این موضوع بود که یورو به عنوان جدی ترین رقیب دلار، به دلیل وضعیت نامناسب اقتصادی نتوانست این بار را به دوش بکشد و در ضمن یوآن چین نیز آمادگی بازی کردن این نقش را نداشت و هنوز نیز این آمادگی را ندارد. در هفته های اخیر با توجه به بازگشت اقتصاد آمریکا به مسیر بهبودی و با توجه به اینکه تمامی بازارهایی که کشور ها می توانستند به عنوان یک ذخیره معتبر در نظر بگیرند، از جمله بازار طلا افت کرده اند، به نظر می رسد که این روزها دوباره روزگار پادشاهی دلار است. این موضوع باعث شده که تقاضا برای دلار به  عنوان یک ذخیره ارزی مناسب افزایش یابد، که این موضوع می تواند تقویت دلار در مقابل ارزی مانند پوند را توجیه کند. بنابراین می توان این سه عامل را به عنوان عوامل اصلی تقویت دلار در ماه های اخیر نام برد.
اما در کنار ریشه یابی  عوامل موثر بر تقویت دلار، یکی از مهمترین موضوعات مورد بررسی، چشم انداز تاثیر روند صعودی بهای دلار در سایر بازارها مانند بازار کالا و سهام خواهد بود. به طور کلی با تقویت دلار، تغییرات قابل توجهی در بازار کالاها  به چشم می خورد. در حقیقت دلار قوی، سم بازار کالاهاست از آن جهت که قیمت اکثر کالاها بر اساس دلار قیمت گذاری می شوند و هنگامی که دلار تقویت می شود، قیمت دلاری آن کالاهای کاسته می شود. در این بین، «طلا» و «نفت» مهمترین بازارهایی هستند که از تقویت دلار در جهت کاهش قیمتی تاثیر می پذیرند و می توان مشاهده کرد که شاخص این دو بازار طی هفته های اخیر با افت کم سابقه ای روبرو بوده است. البته که در تعیین قیمت این بازارها، عوامل متعددی دخیل هستند اما تقویت دلار نیز نقش پررنگی در افت قیمتی آنها داشته است.
کاهش قیمت کالاها در کوتاه مدت، خبر خوبی برای مصرف کنندگان و خبر بدی برای تولیدکنندگان محسوب می شود. به عبارت دیگر، پیامد کاهش قیمت طلا و سایر فلزات مهم، افت  عرضه این کالاها خواهد بود. در مورد نفت نیز، به طور طبیعی با افت قیمت نفت، از سطح تولید  بخش عمده ای از چاه های قدیمی و نیز روش های جدید تولید نفت مانند نفت شیل به دلیل کاهش قیمت و عدم سودآوری کاسته خواهد شد. مثلا برخی از تولید کنندگان «نفت شل آمریکا» که اخیرا بخش قابل توجهی از تقاضای آسیا را تصاحب کرده بودند، به دلیل هزینه بالای تولید نفت شیل(در حدود 80 دلار در هر بشکه) در مقایسه با بهای جهانی هر بشکه نفت ( قیمت هر بشکه «نفت برنت» حدود 91 دلار و «نفت وست تگزاس اینترمدیت» حدود 89 دلار) مجبور به کاهش مقدار تولید خود خواهند شد. اما در بلندمدت می توان انتظار داشت قیمت بازار پس از برخورد به کف قیمتی و خروج عرضه کنندگانی که تولیدشان به صرفه نبوده است، به مسیر افزایشی محدود باز گردد. بنابراین در صورت تداوم حضور دلار قوی در بازار، در کوتاه مدت می توان کاهش قیمت کالاها را انتظار داشت. اما پس از آن قیمت حرکت افزایشی اصلاحی اما محدود را تجربه خواهد کرد.
در کنار بررسی اثرات افزایش تقویت دلار، بر بازار کالاها می توان اثر گذاری آن را در بخش بازار سهام نیز در نظر گرفت. البته تاثیر تقویت دلار بر بازار سهام در کشورهای مختلف  متفاوت خواهد بود. به طور طبیعی با تقویت دلار ، می توان انتظار داشت که صادرات آمریکا به کشورهای دیگر گرانتر و واردات به آمریکا ارزان تر شود. این سبب خواهد شد که در بلند مدت بازار کالاهای آمریکایی به نفع دیگر کشورها از دست برود که تاثیر مثبتی بر بازار سهام و اقتصاد آمریکا نخواهد داشت. بنابراین در بلندمدت  تقویت دلار، اثر کاهشی بر بازار سهام آمریکا و اثر افزایشی بر بازار سهام سایر کشورها (بازار سهام کشورهایی که ارزشان در مقابل دلار آمریکا تضعیف شده) داشته باشد. اما این پیش بینی در حالتی معتبر است که سایر عوامل تاثیر گذار بر بازار سهام ثابت در نظر گرفته شوند. مثلا در کوتاه مدت عوامل متعددی تاثیر گذار هستند و نمی توان روند مشخصی برای جهت گیری بازار سهام در نظر گرفت بخصوص اینکه یکی از دلایل اقبال به دلار، تقاضا برای سرمایه گذاری بر دارایی ها و بازار سهام آمریکاست که ممکن است که همین تقاضا، تا مدتی دلار قوی را نادیده بگیرد.
اما نکته آخر، بررسی مسیر تقویت دلار بر اقتصاد ایران است. در ماه های گذشته به دلیل وجود تحریم ها از سطح صادرات نفت ایران کاسته شده است و در حال حاضر آمارها نشان می دهد که صادرات نفت ایران روزانه به حدود یک میلیون بشکه در روز رسیده است. بنابراین با تقویت قیمت دلار و کاهش بهای نفت، از سطح درآمد فروش نفت ایران بیش از پیش کاسته خواهد شد. روند مذکور، خبر خوشایندی برای اقتصاد ایران که در تلاش برای خروج از رکودست، نیست. علاوه براین، تقویت دلار آمریکا، بر روی قیمت دلار در بازار آزاد ارز ایران نیز اثر گذار است. اگرچه مذاکرات پارامتر مهمی در تعیین قیمت ارز است، اما می توان انتظار داشت که به دلیل تقویت دلار در مقابل سایر ارزها و کاهش بهای نفت در بازارهای جهانی، قیمت دلار در مقابل ریال نیز افزایش یابد که شاید حتی تقویت این روزهای دلار در بازار داخل را نیز بتوان به این مساله مرتبط دانست. 

۱۳۹۳ مهر ۱۰, پنجشنبه

از کرزی تا اشرف غنی

قدیم تر ها که ایده آل ها برایم مهمتر بودند، کرزی همیشه برای من نماد "ریاکاری" بود. مردی که سال ها در آمریکا زندگی کرده و نه مثل خیلی های دیگر درگیر تحولات افغانستان بوده، بعد ناگهان بعد از سقوط طالبان به صورت هلی کوپتری به قله سیاست افغانستان آورده شد، با یک لباس سنتی خاص افغان ها که معلوم بود بیشتر ظاهرسازی است، یک تیک عصبی در صورتش که انگار عمل کرد و حل شد و محافظینی آمریکایی دور و برش که ناگزیر بودند اما انگار بیشتر منتظر بودند کرزی دست از پا خطا کند تا او را با تروریست ها تنهایش بگذارند.
حالا اما بعد از سال ها که واقعیت ها برایم مهمتر شده اند، او به نظرم در نهایت رهبر خوبی برای کشوری چند پاره با مصائب داخلی و دخالت های خارجی بی پایان بود و ریاکاری و ظاهر سازی او پاسخ کاملا درستی به رفتار و طرز تفکر مردمانی است که عمده آنها عامی و ناآگاه، دهن بین و ظاهر بین هستند و اگر ظاهر و زبان کسی به دل آنها ننشیند، او را حذف خواهند کرد حتی اگر به قیمت نابودی خودشان نیز تمام شود. البته که افغانستان تنها کشور مبتلا به این درد نیست. کشورهای خاورمیانه را ورق بزنید و نمونه های زیادی از آنگونه مردمان عامی و ظاهربین و اینگونه رهبران ریاکار می بینید.  
مصاحبه زیر با بی بی سی به برخی از این مسایل پرداخته است که جالب است. 


.
.
.
 دقت کرده اید که آقای اشرف غنی احمدزی، رییس جمهور جدید افغانستان که مرتب با لباس سنتی اینور و آنور می رود سال های سال در آمریکا تحصیل، کار و زندگی کرده است. در عوض آقای عبدالله که کراوات از او جدا نمی شود، در رزومه اش اصلا تحصیل و زندگی در اروپا و آمریکا ندیدم و جزو نیروهای جهادی شاه مسعود بوده است؟ خوبی آقای اشرف غنی این است که لااقل می داند به کجا پا گذاشته و در این بزم چه لباسی باید بپوشد...