۱۳۹۳ شهریور ۲۹, شنبه

تقابل سیاست های انبساطی آمریکا و ریاضتی اروپا

سرمقاله روزنامه دنیای اقتصاد (+) راجع به فاصله گرفتن اقتصاد آمریکا و اروپا
.
.
.
مثلی هست که می گویند که "وقتی آمریکا عطسه می کند، اروپا ذات الریه می گیرد". این مثل، داستان واقعی اتفاقات بعد از بحران مالی سال 2008 آمریکا است که این روزها سالگرد شروع آن همزمان با سقوط بانک لمن برادرز است با این تفاوت که این بحران در آمریکا نه یک عطسه، که خود یک ذات الریه شدید برای اقتصاد آمریکا بود. تقریبا تا دو سال، مساله اصلی اقتصاد دنیا، نابودی تقاضا در آمریکا یعنی اقتصادی بود که مصرف در آن حرکت دهنده قطار مصرف در دنیا به حساب می آمد و به همین دلیل، سیاست های انبساطی در آمریکا بخصوص برنامه تسهیل کمی (Quantitative Easing) برای کاهش ارزش دلار و نیز مبارزه با تورم منفی برای تحریک تقاضا در دستور کار فدرال رزرو قرار گرفت. در مقابل اما وقتی موج های سونامی بحران از آمریکا به اروپا رسید و وقتی بحران بدهی های خارجی کشورهایی مانند یونان واحد پولی یورو را حتی به مرز نابودی کشاند، بانک مرکزی اروپا سیاست کاملا متفاوتی با آمریکا مبتنی بر سیاست های ریاضتی را در پی گرفت. البته بخشی از این تفاوت در سیاست ها قابل درک بود. دلار پول یک کشور واحد با سیاست های مالی متمرکز بود در حالیکه یورو واحد پولی کشورهایی با سیاست های مالی غیرمتمرکز اما با بانک مرکزی متمرکز بود و همین باعث می شد که مثلا آن چه درمان اقتصاد یونان است خود دلیل بیماری اقتصاد آلمان باشد و با توجه به قدرت آلمان در بانک مرکزی اروپا، مشخص است که سیاست های این بانک در جهت منافع آلمان و سیاست های ریاضتی قرار گیرد.

اما نتیجه این سیاست های متفاوت چه شد؟ اگرچه به لحاظ تئوری می توان نقاط مثبتی در هر دو سیاست با توجه به اقتضائات در حالت کلی دید اما گذر زمان و اتخاذ این دو سیاست متفاوت در آمریکا و اروپا نشان داد که آمریکا عملکرد بهتری هم در خروج از رکود و هم کاهش آمار بیکاری داشته است. بخصوص مورد کاهش آمار بیکاری از آن جهت مهم است که اشتغال و درآمد خانوارها موتور محرک تقاضا در اقتصادهای هر دو ناحیه است که به شدت از کاهش مصرف رنج می برند. در این مدت آمار بیکاری آمریکا از حداکثر حدود نه درصد در اوج بحران به طور پیوسته کاهش یافت تا به رقم 6.1 درصد رسید در حالیکه آمار بیکاری اروپا در این مدت افزایش یافت و برای مدت طولانی در محدوده 11 تا 12 درصد باقی مانده است. در ضمن از همه مهمتر همگرایی اقتصادهای واحد یورو بود به طوریکه حالا آلمان نیز در شرایط اقتصادی خاصی قرار گرفته که نیاز به درمان از جنس سیاست های تسهیل کمی آمریکا در اروپا به طرز محسوسی احساس می شود. به نظر می رسد این روزها، روزهای خوبی برای موافقان سیاست های ریاضت اقتصادی نیست. 

۱ نظر:

  1. سلام
    به نظر شما با توجه به کاهش ارزش دلار و شاخص سهام وال استریت و قیمت نفت و افزایش نیافتن نرخ بهره فدرال رزرو روند اونس به چه صورت خواهد بود؟

    پاسخحذف