۱۳۹۳ مرداد ۱۰, جمعه

خلاصه کتاب پادشاهان نفت (The oil kings)

خلاصه ای کوتاه از کتاب پادشاهان نفت[1]
تاریخ رابطه آمریکا با ایران و عربستان 
و نقش نفت در این روابط در ده سال منتهی به انقلاب اسلامی ایران


روایت کتاب پادشاهان نفت، با ماه عسل روابط ایران و آمریکا در سایه حضور نیکسون در کاخ سفید و کیسینجر در وزارت امور خارجه شروع می شود. اما در کمتر از چند سال، این روزهای خوش تبدیل به تنش و بی اعتمادی بین دو طرف می شود و آن توافقات پنهانی و اتفاقات اولیه، دقیقا در جهت معکوس حرکت کرده تا آنجا که آمریکا برای رسیدن به مقصود خود، یعنی پایان دادن به افزایش قیمت نفت و شکست انحصار اوپک که تحت مدیریت محمدرضا شاه بود، با حمایت عربستان، اتحاد کشورهای عضو اپک و قیمت نفت را می شکند و به این ترتیب زیرپای شاه را که از خرید تجهیزات نظامی آمریکا به شدت به درآمد نفت وابسته بود، خالی می کند و همین اتفاق، آغاز رابطه ای استراتژیک بین آمریکا و عربستان است که تا امروز پا برجا مانده است.
در حقیقت، قبل از نیکسون، رابطه شاه با آمریکا تحت تاثیر کودتای 28 مرداد بود و اینکه شاه در پی هویت سازی مستقل برای خود بود تا شاید بتواند از این عقبه خود که تحت حمایت یک قدرت خارجی و با کودتا به قدرت رسیده است، رهایی یابد. یک سیاست شاه، تقویت قدرت نظامی خود بود تا شاید بتواند با تکیه به آن، روی پای خود بایستد تا به قول خود دیگر مرداد 1332 تکرار نشود. این سیاست شاه، خود را به صورت خرید تسلیحات پیشرفته از ایالات متحده نشان داد به طوریکه خریدهای نظامی شاه در طول دهه 60 هیچگاه کمتر از 25 درصد کل بودجه کشور نبود. نگرانی از ولخرجی شاه در خرید اسلحه، سبب شد که دولت جانسون با قرار دادن دکترین ویچل[2]، سعی کند که عطش شاه برای خرید تسلیحات نظامی را کنترل کند. دکترین ویچل این بود که برنامه خرید تسلیحاتی شاه باید متناسب با برنامه های آموزشی باشد و تنها تجهیزاتی می توانند به ایران بیایند که خود ایرانی ها بتوانند آنها را استفاده و نگهداری کنند. البته گذاشتن این مانع بر سر ولخرجی شاه دو دلیل داشت. یک دلیل این بود که از این طریق، جریان تسلیحات به ایران کنترل می شد و دوم اینکه دولت جانسون اعتقاد داشت که پرداخت های زیاده از حد بر سر برنامه های نظامی سبب عدم توسعه یافتگی متوازن در ایران می شود و همین زمینه نارضایتی مردم را فراهم خواهد کرد که با توجه به موقعیت شاه در برابر جبهه شوروی به عنوان متحد آمریکا، هرگونه بی ثباتی در ایران مطلوب آمریکا نبود.
اما این موضوع مورد رضایت محمدرضاشاه نبود و به همین دلیل، شاه همیشه دنبال راهی برای خروج از این موانع بود. این اتفاق میسر نشد تا در یکی از جلسات خصوصی که اردشیر زاهدی با نیکسون برای تجارت داشت، زاهدی از قصد نیکسون برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، مطلع می شود. همین سرآغاز بخش مهمی از تاریخ ایران در یک دهه منتهی به انقلاب ایران است. زاهدی این موضوع را با شاه در میان می گذارد و شاه نیز نیکسون را به ایران دعوت کرد تا شاید قماری بر سر انتخابات پیش روی آمریکا داشته باشد و از هم اکنون با نیکسون که جمهوری خواه بود، روابط نزدیکتری را ایجاد کند. نیکسون به دعوت شاه به صورت شخصی به ایران آمد و در جلسات خود با شاه متوجه نقاط مشترک فراوانی با هم شدند که بعدها تاثیرات عمیقی بر اقتصاد ایران و جهان و آینده رابطه ایران با آمریکا داشت.
یک نقطه مشترک شاه و نیکسون این بود که نیکسون اعتقاد داشت که دموکراسی و آزادی بسته به خواست مردم هر کشوری است و آمریکا نباید منافع خود را صرف این شعارها و فشار بر دولت ها بخصوص متحدین خود کند. مردم عربستان و ایران با دیکتاتوری راضیند و مردم آمریکا با دموکراسی. هر کسی مدل حکومتی مطلوب خود را دارد و اگر این مدل جواب می دهد نباید برای تغییر آن، به این کشورها فشار آورد. این برای شاه که به شدت برای اصلاحات اجتماعی تحت فشار آمریکا در حکومت دموکرات ها بود، مایه خوشحالی بود. دومین مورد اشتراک شاه و نیکسون، بر سر برداشتن دکترین ویچل بود که مانع از آن می شد که شاه ایران بتواند بدون محدودیت، تسلیحات نظامی از آمریکا خرید کند. قمار شاه جواب داد و نیکسون در سال 1968 به ریاست جمهوری آمریکا رسید.
پس از پیروزی نیکسون، شاه از اولین مهمانان او در آمریکا بود. از اینجا به بعد رابطه ایران با آمریکا بر پاشنه وزیر امورخارجه وقت آمریکا یعنی "کیسینجر" به عنوان طرفدار اصلی جبهه ایران و شاه در آمریکا خواهد چرخید. بعدها با مشکلات ایجاد شده با شاه بر سر افزایش قیمت نفت، جبهه دومی با محوریت رابطه با عربستان با حمایت وزیر خزانه داری یعنی "سایمون" ایجاد می شود که همین جبهه نقش کلیدی در شکست اوپک در سال 1977 و جایگزینی عربستان به جای ایران در سیاست خارجی آمریکا در منطقه دارد.
با حمایت نیکسون و اجرای کیسینجر، توافقات پنهانی بین شاه و آمریکا صورت می گیرد که علیرغم اینکه در ابتدای امر کاملا حاکی از ماه عسل روابط ایران و آمریکاست اما در نهایت همه این اتفاقات به تنش و موضوع دعوای بین شاه و آمریکا ختم می شوند. با لابی موفق سیاسی عربستان در آمریکا همزمان با سرسختی محمدرضاشاه، آمریکا به سمت عربستان برای مهار شاه هدایت می شود. اهم این توافقات و سرنوشت آنها در ادامه در پنج مورد اصلی ذکر می شوند: 

1- چراغ سبز نیکسون برای افزایش قیمت نفت توسط شاه برای تامین خریدهای نظامی از آمریکا
در دیدار با شاه، نیکسون به دلیل رابطه خوب با شاه، به شدت از طرف اطرافیانش تحت کنترل بود تا مبادا به دلیل دوستی با شاه به او وعده هایی بدهد که قابل انجام نباشد. با این وجود تا حدودی این اتفاق افتاد. شاه از نیکسون قول گرفت که دکترین ویچل را کنار بگذارد و از همه مهمتر در وعده ای قابل تامل، نیکسون به شاه برای افزایش قیمت نفت چراغ سبز نشان می دهد تا شاه از این طریق بتواند پول لازم برای خرید تسلیحات نظامی آمریکا را فراهم کند. نیکسون و کیسینجر دو دلیل برای این کار داشتند. یکی اینکه برداشت آن ها این بود که این افزایش قیمت نفت وقتی قرار باشد که خرج خرید تسلیحات از آمریکا شود،در نهایت به نفع اقتصاد آمریکا خواهد بود و به نوعی از یک جیب به جیب دیگر است. دومین دلیل هم دکترین نیکسون[3] بود. بعد از جنگ ویتنام و تبعات اقتصادی و اجتماعی سنگین این جنگ برای آمریکا، نیکسون تصمیم گرفت که در سیاست آمریکا برای دخالت نظامی در نقاط مختلف دنیا تجدید نظر کند. دکترین او این بود که به جای لشکرکشی به نقاط مختلف، آمریکا باید متحدینی را در نقاط مختلف دنیا درست کند تا آنها نقش آمریکا را در برخورد نظامی با مخالفان به خصوص در جبهه جنگ سرد با شوروی بازی کنند. شاه از بهترین گزینه های آمریکا برای این سیاست در خاورمیانه و آسیا بود. با فروش اسلحه به ایران، ایران دقیقا به پلیس و یا به عبارتی گلادیاتور آمریکا در منطقه تبدیل می شد و نکته بهتر این بود که ایران هزینه این کار را از پول نفت خود می پرداخت و نیازی به کمک مالی و هزینه توسط آمریکا نداشت.
بعد از این توافق بود که لیستی از درخواست های شاه از تسلیحات نظامی به نیکسون رسید که شامل جدیدترین و پیشرفته ترین جنگنده های آمریکایی بود که بعضی از آنها هنوز در حد طراحی و مدل بوده و به تولید نرسیده بودند. اما شاه آنها را پیشاپیش سفارش داده بود. در ابتدا این موضوع به مذاق بعضی از دولتمردان آمریکایی خوش نیامد و بحث های زیادی را پیرامون توانایی ایران برای پرداخت پول این تسلیحات و نیز مسایل امنیتی حواشی آن ایجاد کرد. اما بعدا بدلیل روابط دیگری که شاه با آمریکا ایجاد کرد، توانست مخالفت ها را از بین ببرد.
با این توافق، ایران موفق شد که به نفت به عنوان یک محل درآمد جدی نگاه کند. در بین سال های 1970 تا 1972 تولید نفت ایران از 3.82 میلیون بشکه در روز به 5.02 بشکه در روز و درآمد شاه از 1.12 میلیارد دلار به 2.39 میلیارد دلار رسید.  شاه با این تفاسیر به اسدالله علم گفته بود که زمان اینکه کسی بتواند شاه ایران را براندازد به سر آمده و دوباره مرداد 1332 تکرار نخواهد شد. بخش عمده این پول ها هم صرف خرید تجهیزات نظامی می شد. یک گزارش محرمانه CIA نشان می داد که در سال 1971، دارایی های طلا و ارزهای خارجی ایران به پایین ترین حد در 6 سال گذشته رسیده بوده به طوریکه فقط برای دو ماه هزینه های جاری دولت کفاف می داده است.
البته همین توافق، یعنی افزایش قیمت نفت در برابر خرید اسلحه و تجهیزات نظامی، به بزرگترین کابوس اقتصاد جهانی و در ادامه تنش روابط شاه و آمریکا نیز منتهی شد. در حقیقت چیزی که آمریکایی ها در این چراغ سبز خود محاسبه نکرده بودند تاثیرات افزایش قیمت نفت بر اقتصاد جهانی بود. اقتصاد جهانی تا آن زمان کم کم به نفت وابستگی شدید و پنهانی پیدا کرده بود. افزایش قیمت نفت که با کاهش شدید عرضه بدلیل تحریم اعراب بر علیه اسراییل و کشورهای حامیش همراه شده بود، راه را برای رسیدن به اهداف شاه در افزایش قیمت نفت باز کرد و البته در مقابل اقتصاد جهانی و بخصوص اقتصاد کشورهای پیشرفته را در رکود و بی ثباتی فرو برد. نارضایتی عمومی از کمبود و گرانی سوخت، تعطیلی کارخانه ها و افزایش بیکاری و کسری بودجه شدید دولت ها ناشی از افزایش جهانی نفت، بسیاری از دولت ها را ساقط و آنها را در دامن کمونیست انداخت.
نگرانی سیاستمداران آمریکایی از ابعاد این اتفاقات که ناشی از اشتباه محاسباتی خودشان بود، با مقاومت و لجاجت شاه برای افزایش بیشتر قیمت نفت، رابطه شاه و آمریکا را وارد فاز جدیدی کرد. در این فاز، رابطه دوستانه بین آمریکا و شاه به عنوان متحد، تبدیل به رابطه آمریکا و فردی لجوج و خودسر شد که متهم بود می خواهد امپراطوری فارس را دوباره تشکیل دهد و به جای متحد آمریکا در منطقه می خواهد رقیب آن باشد و به این دلیل باید با ابزارهای مختلف آن را مهار کرد.
یک ابزار مهار شاه در موضوع قیمت نفت، عربستان بود که نفت سنگین زیادی مشابه نفت ایران برای عرضه به بازار داشت و می توانست بازار نفت را بشکند. البته خانواده سعودی به طور محرمانه بعد از شرکت در تحریم نفتی اعراب، به آمریکا گفته بود که حاضر است برای نشان دادن حسن نیت خود این تحریم ها را بشکند و حتی فراتر از آن، با افزایش شدید تولید، مانع از افزایش بیشتر قیمت نفت به نفع کشورهای مصرف کننده غربی شود. در نهایت جرالد فورد، جانشین نیکسون بعد از استعفای او به دلیل رسوایی واترگیت، بعد از ناامیدی از همراهی شاه، تصمیم گرفت که با کمک عربستان اوپک و بازار نفت را بشکند که تبعات آن برای اقتصاد کاملا وابسته به نفت ایران به شدت جدی بود و سبب رکود اقتصادی عمیقی در ایران در دو سال منتهی به انقلاب اسلامی سال 57 شد.

2- برنامه جاسوسی آمریکا از شوروی از خاک ایران
در کنار مساله افزایش قیمت نفت در برابر خرید تجهیزات نظامی، مسایل دیگری نیز بین شاه و آمریکا مطرح شدند که به نوعی تسهیل کننده شکل گیری روابط مستحکم نظامی شاه با آمریکا بودند. یکی از آنها، موافقت شاه برای احداث سیستم رادار جاسوسی سری بود که قرار بود آزمایشات موشکی شوروی را از شمال ایران تحت نظر بگیرد. این کار البته بر خلاف توافق شاه با شوروی بود که طی آن شاه متعهد شده بود که خاک ایران را در اختیار دشمنان شوروی قرار ندهد. در حقیقت این پروژه نقش کلیدی در از بین بردن انتقادات درون آمریکا بر علیه خریدهای نظامی شاه داشت و آنها را متقاعد کرد که شاه به عنوان یک شریک و متحد استراتژیک باید به تمامی خواسته های نظامی خود برسد. البته همه نوع سلاحی به جز سلاح اتمی. اما واضح بود که شاه نه توان استفاده از آن تجهیزات را دارد و نه قادر به تامین پول خرید آنهاست. همین ایران را به شدت به زیر بدهی فرو می برد و البته شاه را برای چانه زنی بر سر افزایش قیمت نفت با آمریکایی ها جسورتر می کرد.
اما بعدها همین پروژه نیز یکی از دلایل ایجاد شکاف بر سر رابطه شاه و آمریکا شد. در حقیقت بعد از لجاجت شاه برای افزایش دوباره قیمت نفت وقتی بیکاری و رکود در کشورهای غربی به حد بحران رسیده بود، ناگهان حملات رسانه ای در کشورهای غربی بر علیه او شروع شد. شاه که روزی دوست غرب بود، به ناگهان تبدیل به دیکتاتوری منفور شده بود که رویاهای بی پایان و جاه طلبانه ای برای ایجاد دوباره امپراطوری فارس داشت. در این میان، یک افشاگری درباره نقش ساواک در آمریکا صورت گرفت که طی آن افشا شد که ماموران ساواک در حال فعالیت بر علیه مخالفان شاه بخصوص فعالان دانشجویی در داخل خاک آمریکا بودند. این ادعا منجر به تحقیق دولت آمریکا شد اما جواب شاه به آنها تند بود. شاه به آنها گفت که از میان همه آمریکایی های در ایران نیز همه تکنسین نیستند و عده ای نیز جاسوس هستند و ما آنها را می شناسیم، اما تحمل می کنیم. در ضمن به طور ضمنی وجود سیستم رادار مخفی را به آمریکایی ها یادآوری کرد که در آمریکا به نوعی باجگیری شاه بر سر مساله فعالیت های ساواک در آمریکا تلقی شد و به نگرش منفی نسبت به شاه در دولت آمریکا دامن زد. بعد از این اتفاقات دید غالب در آمریکا این شد که شاه نه به عنوان متحد، بلکه برای باجگیری بوده است که در مقاطعی به شکل وسیع به آمریکا خدمات سری داده است.

3- برنامه اقتضایی برای اشغال کویت و عربستان
توافق مهم دیگر شاه با آمریکا برای بازی کردن نقش پلیس و ژاندارم منطقه، برنامه اقتضایی بود. طبق این برنامه شاه به آمریکا پیشنهاد داده بود که در صورت تصرف عربستان و دیگر کشورهای نفت خیز حوزه خلیج فارس توسط تندروها، شاه برای حفظ امنیت انرژی وارد عربستان و این کشورها شده و آنها را برای تامین امنیت انرژی، اشغال کند. این برنامه بعدها توسط خود شاه به عربستانی ها گفته شد و سبب بی آبرویی و دلگیری آمریکایی ها از شاه شد.

4- حمایت نظامی شاه از کردهای عراق
مساله دیگر بین ایران و آمریکا در این سال ها، مساله کردهای عراق بود. کردها رابطه خوبی با آمریکا داشتند تا آنجا که بارزانی گفته بود که اگر آمریکا برای استقلال به آنها کمک کند،کردها حاضرند که ایالت 51ام آمریکا شوند. آمریکابا ایران توافق کرده بود که شاه برای کردهای شورشی در برابر صدام حسین، سلاح و تجهیزات فراهم کند. آمریکا از این کار به جز حمایت از کردها به عنوان متحد خود، هدف دیگری نیز داشت و آن اینکه صدام حسین را سرگرم شمال عراق کند تا از عملیات در کشورهای نفت خیز جنوبی و از همه مهمتر تهدید بر علیه اسراییل باز دارد. همین دوباره مساله ای بود که بعدا تبدیل به تنش در رابطه شاه و آمریکا و حتی اسراییل شد. در حقیقت شاه بر خلاف توافق با آمریکایی ها برای حمایت از کردها، بر سر اروندرود با صدام حسین، توافق الجزیره را در سال 1975 امضا کرد و برای همین، کردها را به نوعی طی این توافق معامله کرد و تنها گذاشت. کردها در اثر این اتفاق به شدت سرکوب شدند. زیرپا گذاشتن توافق قبلی با آمریکا توسط شاه، ناراحتی آمریکا و بخصوص اسراییلی ها را به دنبال داشت. حتی ناراحتی اسراییلی ها از این موضوع بیش از آمریکا بود تا جایی که تعجب آمریکایی ها را برانگیخته بود.

5- حضور نیروهای نظامی آمریکا در ایران
شاه در پی خریدهای نظامی کلان برنامه حضور متخصصان و نیروهای آمریکایی را در دستور کار قرار داد. حضور آمریکایی های متخصص برای آموزش های دستگاه های نظامی توجیه پذیر بود اما تعداد متخصصین درخواستی شاه چیزی بیش از نیازهای آموزشی بود. این تعداد آنقدر زیاد بود که بحث هایی را در خود آمریکا ایجاد کرد که با اعزام این تعداد وابسته نظامی به ایران، مراکز نظامی خود آمریکا از نیروهای زبده خالی خواهد ماند. با چانه زنی های شاه این کار تا حدود زیادی صورت پذیرفت و در یک مقطع زمانی در حدود 20هزار آمریکایی در ایران زندگی می کردند. اما این کار علاوه بر افزایش حساسیت داخلی در برابر حضور آنها که با فرهنگ دینی و سنتی ایران بیگانه بودند، بعد از تنش با شاه، در آمریکا نیز این مساله کم کم حساسیت برانگیز شد. در حقیقت حضور آمریکایی ها در ایران، برنامه شاه برای ایجاد یک دلیل برای توجیه دخالت آمریکا در ایران برای حفظ جان شهروندانش و همچنین حفظ او در قدرت بود. اما در نهایت این موضوع به تنش داخلی مردم با شاه و در نهایت بدگمانی آمریکایی ها از این سیاست شاه انجامید. در ایران آمریکایی ها به عنوان نیروی سرکوب و وحشت مردم شناخته می شدند و در آمریکا نیز آنها گروگان های شاه به حساب می آمدند.

این پنج مورد خلاصه کوتاهی از داستان طولانی رابطه با آمریکا در یک دهه پایانی حکومت پهلوی ها در زمانی است که نفت، آمریکا و عربستان نقش مهمی را در زندگی ایرانیان بازی کردند و هنوز بعد از گذشت چهل سال این نقش ها پابرجا هستند و وضعیت زندگی ایرانیان و درآمدهای نفتی ایران هنوز در این مثلث تعیین می شود.





[1]کتاب تحت عنوان لاتین "The Oil kings"در سال 2011 منتشر شده و شامل 12 فصل و 397 صفحه متن و حدود 100 صفحه منابع و ارجاعات است. کتاب بر اساس اسناد تازه انتشار یافته محرمانه از مکالمات و نامه نگاری های کاخ سفید و بخصوص روسای جمهور و وزیر امورخارجه آمریکا در آن زمان یعنی نیکسون، جرالد فورد و کیسینجر نوشته شده است. این اسناد طبق قانون مربوط به انتشار اطلاعات امنیت ملی طبقه بندی شده بعد از 25 سال، منتشر شده اند.

[2]Twitchell Doctrine
[3]Nixon Doctrine

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر