۱۳۹۳ مرداد ۱۹, یکشنبه

"شرخر"های مدرن


در ایران وقتی کسی چک بی محل می کشد، یک عده از طلبکاران هستند که به جای افتادن در مسیر قانونی برای زنده کردن پولشان که پردردسر است و در ضمن معلوم هم نیست واقعا چقدر پول آنها را برگرداند، آن چک را با درصدی پایین تر از مبلغ اسمیش به افرادی به نام "شرخر" می فروشند. شرخر می تواند یک آدم هیکلی و چاقوکش حرفه ای به همراه هفت برادرش باشد یا یک نفر که او و هفت برادرش را استخدام می کند و سعی می کند آن چک را با قیمت بالاتری از آن چه خریده، نقد کند و سود ببرد. حالا اما فکر نکنید که این مدل کسب و کار فقط مختص ایران یا کشورهایی شبیه ایران است. در اقتصادهای مدرن نیز شرخرهایی مدرن وجود دارند. نمونه داغ این روزها هم دعوای بدهی های آرژانتین با یکی از همین شرخرها در نیویورک به نام NML Capital است که منجر به ورشکستگی آرژانتین برای دومین بار در طی 13 سال شد.
داستان از این قرار است که در زمانی که آرژانتین در حدود 15 سال پیش با بحران مالی شدیدی روبرو شده بود، بدهی های آرژانتین به شدت کاهش ارزش پیدا می کنند و به همین دلیل برای شرکت NML Capital جذاب می شوند که تخصص در خرید اوراق بدهی ارزان قیمت کشورهای نزدیک به ورشکستگی دارد. این نوع مدل سرمایه گذاری به این شکل است که وقتی کشوری به مشکل مالی بر می خورد و در معرض ورشکستگی قرار می گیرد، اوراق قرضه این کشور به شدت افت ارزش پیدا می کنند از آن جهت که احتمال دارد در اثر ورشکستگی کشور صادرکننده، آن اوراق بدهی به کل سوخت شده و طلبکاران نتوانند پولشان را پس بگیرند. در این میان عده ای سعی در مذاکره با دولت بدهکار برای راحت شدن از دست بدهی های آن کشور با درصدی بخشش بدهی دارند و در عوض عده دیگری از شرکت ها نیز سعی می کنند که با مبالغ جذاب تری، آن اوراق قرضه را از طلبکاران دیگر خریداری کنند تا به امید روزی که شرایط اقتصادی آن کشور بهبود یابد و اوراق قرضه اش گرانتر شود و یا با مذاکره بهتر و سرسختانه تر، پول بیشتری از آن دولت بدهکار بگیرند. به همین دلیل است که من آنها را با شرخرها مقایسه می کنم. البته اسم انگلیسی آنها نیز چنان بهتر از نامگذاری من نیست. اسم این نوع صندوق ها Vulture Fund یا "صندوق سرمایه گذاری کرکس" است از آن جهت که آنها مثل کرکس می نشینند تا اوراق قرضه کشورهای در حال موت را شکار کنند. حالا دلیل عکس زیر را متوجه می شوید که چرا به جای عقاب که نماد آمریکاست، یک کرکس میان پرچم آمریکا قرار داده شده است.
 

البته این نوع شرخرها، آدم های هیکلی و چاقوکش های حرفه ای نیستند و در عوض در دفاتری شیک در شهرهایی همچون نیویورک و لندن اقامت دارند و روسایشان احتمالا از دوستان نزدیک اهالی سیاست و حکومت هستند (مثلا موسس شرکت مادر NML Capital یعنی پاول سینگر، سفیر دوستی جورج بوش در جشن 60 سالگی تاسیس اسراییل بوده است و مواردی از این دست). اما با این حال کارکرد و رفتار این افراد با شرخرها در نهایت فرقی ندارد. فکر کنید که وزیر اقتصادی کشوری همچون آرژانتین سرافکنده به نیویورک برود که با طلبکارانش مذاکره کند که اصلا در مقام و سطح او نیستند و تنها قدرت آنها در طلبکار بودن آنهاست و در ضمن در مذاکرات برای کاهش بدهی، حتی رابطه آرژانتین و دیگر کشورها از جمله ایران بدلیل اتهام ایران در انفجار مرکز یهودی های آرژانتین نیز مطرح شود. یعنی گروکشی یک شرکت طلبکار از یک کشور بدهکاری همچون آرژانتین در مسایل سیاسی کاملا غیرمرتبط با بدهی. 
البته خرید دارایی های تحت استرس مالی بخصوص شرکت های در شرف ورشکستگی که اصطلاحا Distressed Company نامیده می شوند، بسیار مرسوم است ولی این شرخری نیست از آن جهت که کسی که شرکت در شرف ورشکستگی را می خرد، طلبکار بدهی دیگری نیست و معمولا با هنر خود در سازماندهی مجدد آن شرکت، تغییر مدیریت، تزریق نقدینگی و یا استفاده از ابزارهای مالی برای بازگرداندن آن شرکت به ریل و سوددهی، سعی در کسب سود دارد. دقیقا این مدل کسب و کار مانند کسی است که ماشینی دست دوم یا خانه ای کثیف و مخروبه را می خرد و دستی به سر و گوشش می کشد و آن را گرانتر می فروشد.
اما کسی که بدهی کشورهای تحت استرس (Distressed Debt) را می خرد، تلاش خاصی برای بازسازی بدهی های (Debt Restructuring) آن کشور نمی کند و اساسا این توانایی را هم ندارد اما دقیقا مانند یک شرخر، طلبی را به قیمت پایین تر می خرد به این امید که بتواند از بدهکار اصلی، پول بیشتری بگیرد. البته به هر حال این افراد نیز متخصص هستند. متخصص بررسی اقتصادی و سیاسی کشورها تا مطمئن شوند که احتمال بازگشت پولشان و قدرت چانه زنی سیاسیشان زیاد است و این تخصص کم ارزش و بی زحمتی نیست. می توانم بگویم که این متخصصان بدهی های کشورها، از هوشمندترین و با تجربه ترین آدم های روی زمین در حوزه اقتصاد، مالی و سیاست هستند و شاید تفاوت این شرخرها با نوع شرخرهای بی کلاس وطنی همین مشخصه دانش و تخصص فنی آنهاست.
اما با همه این تفاسیر، آرژانتین هم مظلوم این نظام بی رحم سرمایه داری نیست. آرژانتین در حقیقت پول برای بازگرداندن بدهی های خود دارد، اما از قصد سعی دارد چانه بزند تا شاید میزان بدهی های خود را کاهش دهد و در ضمن راه را برای چانه زنی با طلبکاران دیگر نیز باز کند و ذخایر ارزی خود را بیشتر برای آینده نگه دارد. دقیقا مثل کسی که می تواند چک خود را پاس کند اما پولش را در حساب دیگری نگه داشته شاید بتواند با تهدید به سوخت شدن کل پول طلبکاران، آنها را راضی کند تا از حق خود بگذرند. افتادن در مسیر مصادره اموال یک کشور هم از طریق دادگاه کار ساده ای نیست که بتوان گفت بی دردسر و بی هزینه سیاسی بخصوص برای کشوری چون آمریکا باشد. آرژانتین هم این را می داند و به همین دلیل فکر می کرد که در مذاکرات برای کاهش بدهی هایش دست بالا را دارد. این رفتار آرژانتین اگرچه شبیه کرکس نیست اما احتمالا شبیه روباه مکارانه است. به هر حال شرکت NML Capital سرسختانه حکم ورشکستگی آرژانتین را از دادگاه گرفت تا راه را برای مصادره اموال آرژانتین در آمریکا برای بازپرداخت بدهی های این کشور فراهم کند.
.
بله! دنیای قشنگی نیست و حالا از این مورد و موارد مشابه متوجه می شوید که چرا اینقدر داد اخلاقیات در تجارت، چند سالی است که بلند شده است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر