۱۳۹۳ شهریور ۶, پنجشنبه

چرا درگیری های نظامی قیمت طلا را بالا نبرد؟

مقاله من در دنیای اقتصاد (لینک)
.
.

یکی از کاربردهای طلا، پوشش مخاطرات، بخصوص ریسک درگیری های سیاسی و تنش های منطقه ای است به این معنا که هر گاه جنگ و درگیری نظامی در ابعادی قابل توجه در نقاط مهم دنیا مثلا خاورمیانه صورت می گیرد، احتمال کاهش ارزش دلار، توقف عرضه برخی کالاهای حیاتی بخصوص نفت و سقوط بازارهای سهام کشورهای مختلف زیاد می شود و در این زمان، طلا به عنوان یک دارایی امن مورد اقبال قرار می گیرد. این روزها، با توجه به درگیری های نظامی مختلف در دنیا بخصوص بین ابرقدرت ها در کشورهای نفت خیز و گازخیز، دنیا بیش از این نمی توانست از نقطه نظر درگیری های منطقه ای، وضعیتی متزلزل و در شرف انفجار داشته باشد.
در حقیقت، سه درگیری و تنش مهم منطقه ای و نظامی در دنیا وجود دارد. مهمترین تنش، مساله اوکراین است از آن جهت که درگیری اوکراین، درگیری ابرقدرت ها یعنی روسیه در یک سمت و اتحادیه اروپا و آمریکا در سمت دیگر است. این درگیری که ریشه در سال های قبل دارد، در چند ماه اخیر با جداسازی کریمه از اوکراین و الحاق آن به روسیه و در ادامه تحریم های آمریکا و اروپا بر علیه افراد و بانک های کلیدی در روسیه ابعاد تازه تری یافته است. این تحریم ها و درگیری ها و یا به عبارتی "جنگ سرد جدید"، پس از منهدم شدن هواپیمای مسافربری خطوط هوایی مالزی در شرق اوکراین وارد فاز جدیدی شد و حتی احتمال رویارویی نظامی بین دو طرف را کاملا محتمل کرد، اگرچه تاکنون، این اتفاق رخ نداده است. علاوه بر ریسک درگیری های نظامی، افزایش تحریم ها، اگرچه هدفش به زانو درآوردن روسیه است اما تجارت اروپا را نیز به شدت تهدید می کند و در ضمن تامین بخشی از گاز طبیعی شرق این قاره را نیز با شروع فصل سرما با مشکل روبرو خواهد کرد و همین علاوه بر بازار سهام روسیه، بازارهای سهام اروپا را نیز با تهدید مواجه می کند. اما مساله اوکراین در حال حاضر تبدیل به یک معما شده است زیرا بعید است که در این مرحله، یک طرف حاضر شود از مواضع خود عقب نشینی کند بخصوص که حالا عقب نشینی روسیه به معنای سرکوب روس تبارهای مخالف اوکراین در شرق این کشور و افتادن اوکراین در آغوش غرب و احتمالا ناتو خواهد بود و کوتاه آمدن اروپا و آمریکا نیز به معنای جدا شدن بخش های بیشتری از اوکراین و احتمالا تسری این مدل به دیگر کشورهای شوروی سابق است. به همین دلیل حل موضوع اوکراین به عنوان یک تهدید جدی اقتصاد و امنیت دنیا، هنوز چشم انداز روشنی در آینده ندارد.
درگیری مهم بعدی، گروه های تندروی تکفیری در مناطق مختلف از سوریه و عراق گرفته تا لیبی هستند. اگر تندروهای لیبی را فراموش کنیم که مدت هاست اثر خود را در بازار نشان داده اند و اثر بیشتری برای آنها نمی توان متصور بود، این تندرو ها بخصوص داعش در عراق، در این اندازه نبوده اند که بتوانند نگرانی بین المللی از جنس درگیری اوکراین ایجاد کنند. اما خشونت بی حد آنها در مناطقی که ارتش ضعیفی دارد و در ضمن حمایت گروه ها و قبایل ناراضی از آنها، سبب پیشروی سریع و غافلگیرانه آنها در مناطقی استراتژیک و نفت خیزی چون عراق شده است که می توانند تامین انرژی و نفت را تهدید کنند. جبهه درگیری بعدی نیز جنگ در غزه بود که دنیا را از نظر سیاسی در حدود دو ماه گذشته متلاطم کرد و حاصل آن هزاران کشته در همین مدت کوتاه بود.
شاید اگر چند سال پیش، از این جنس درگیری ها رخ داده بود، طلا، صعودهای چند درصدی را تجربه می کرد. اما طلا در این مدت بعد از صعودهای ضعیف، حتی روند نزولی به خود گرفته و گویا قصد ندارد در برابر اینهمه ریسک و مخاطرات، واکنش جدی نشان دهد. اما دلیل این رفتار غیرمتعارف طلا چیست؟
کوتاه جواب آن است که عوامل بنیادین تعیین کننده قیمت طلا مرتبط با ریسک درگیری های بین المللی بر بازارهای جهانی در چند سال اخیر تغییر کرده است. در حقیقت در گذشته طلا در درگیری های مهم، از آن جهت مورد اقبال قرار می گرفت که احتمال تسری اثرات درگیری های نظامی به دیگر نقاط دنیا و بازارها به طور مستقیم از طریق جنگ و غیرمسقیم از طریق کمبود کالاهای استراتژیک و مهمی مثل نفت وجود داشت. بخصوص اخلال در حمل و نقل و تامین نفت حتی شاید به نوعی مهمترین دلیل افزایش ریسک و اقبال به طلا در این زمان ها بوده است. اما انقلاب نفت و گاز شیل (Shale Oil and Gas)، استقلال انرژی آمریکا و احتمال شروع صادرات گاز طبیعی و نفت این کشور بخصوص به اروپا، در حال به هم زدن معادلات در بازار انرژی است و به همین دلیل است که در اوج بحران اوکراین، عراق و لیبی، قیمت نفت و گاز طبیعی به کمترین سطوح در یک سال اخیر رسیده اند زیرا که مازاد تولید آمریکا و البته عربستان توانایی آن را دارد که توقف و کاهش عرضه های نفت و گاز مناطق درگیر از جمله اوکراین و عراق را تامین کنند. علاوه بر این در عراق، عمده پیشروی داعش در مناطق سنی نشین بوده است که نفت خیز نیستند و در مواردی که داعش مراکز نفتی را تهدید کرده، هدفش بیشتر دسترسی به نفت برای فروش و کسب درآمد بوده است تا ویرانی و خراب کردن تاسیسات نفتی. به همین دلیل پیشروی داعش اثر مخرب چندانی در کل بر عرضه نفت عراق نداشته است. بحران غزه نیز بر بازارها در کل اثری نداشت از آن جهت که اعراب و کشورهای صادرکننده نفت یا میلی به تحریم نفتی کشورهای حامی اسراییل مانند چند دهه قبل نداشتند و یا حتی پشتیبان این حملات برای تضعیف حماس بودند. در نهایت هم که در همین دو سه روز پیش آتش بس اعلام شد و به همین دلیل اثرات این درگیری نیز فقط در حد یک فاجعه انسانی باقی ماند. همه این موارد نشان می دهند که تنش های نظامی مذکور یا قدرت اثرگذاری بر بازارها را ندارند و یا اگر به طور سنتی در گذشته اثر داشته اند، با تحولات جدید بخصوص در حوزه انرژی، آن توانایی اثرگذاری گذشته خود را از دست داده اند و قیمت طلا در برابر این ریسک ها مقاوم تر شده است.
با وجود ثبات نسبی قیمت طلا، یک نکته را نیز باید اشاره کرد و آن اینکه درست است که قیمت طلا در این مدت با نوسان کمی همراه بوده اما در حقیقت مقاومت آن در سطوح فعلی نیز مدیون همین ریسک درگیری های منطقه ای و ریسک های دیگر در بازارهای جهان است. در حقیقت قیمت طلا در جدالی شبیه یک مسابقه طناب بازی است که از یک طرف ریسک درگیری های منطقه ای و نیز ریسک اصلاح قیمتی بازارهای سهام آن را به بالا می کشد و از طرف دیگر توقف سیاست های انبساطی و افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو در آینده نزدیک، قیمت آن را به پایین متمایل می کند. به همین دلیل با فرض نبود درگیری های منطقه ای، در اثر کاهش تدریجی برنامه خرید اوراق قرضه توسط فدرال رزرو و چشم انداز افزایش نرخ بهره آمریکا در سال 2015، قیمت طلا باید کاهش می یافت اما صعود آن از سطح 1200 دلار در هر انس و نوسان آن در کانال 1300 دلار در هر انس، خود بدلیل ریسک هایی از نوع تنش های اوکراین بوده است. کاهش آن در روزهای اخیر نیز غلبه انتظارات کاهش نرخ بهره بر ریسک تنش های نظامی و حرکت اصلاحی بازارها بخصوص بازار سهام آمریکا است.

اما در نهایت سوال این است که اگر تنش های منطقه ای نتوانسته اند قیمت طلا را به طرز معناداری بالا ببرند، طلا به چه عاملی برای جهش قیمتی نیاز دارد؟ اگر ابعاد بحران اوکراین و دیگر بحران های منطقه ای افزایش نیابد، مهمترین عامل در حال حاضر، به نظر می رسد، ریسک ریزش بازارهای سهام در آمریکا، اروپا و بازارهای نوظهور است. در حقیقت بازارهای سهام بخصوص شاخص های بازار سهام آمریکا قله های تاریخی را تجربه کرده اند در حالیکه سوددهی شرکت ها تغییر چندانی نکرده است و یا در اروپا بازار سهام به شدت در ترس تحولات اوکراین به سر می برد. به همین دلیل، بسیاری از فعالان بازار نسبت به ترکیدن حباب شکل گرفته یا در حال شکل گیری در بازار سهام و اصلاح قیمتی شدید آن در آمریکا و برخی مناطق دیگر از جمله بازارهای نوظهور هشدار می دهند و بسیاری از مدیران صندوق های پوششی (Hedge Fund) به دسته افراد بدبین به حرکت اصلاحی بازار سهام پیوسته و میزان دارایی های پوشش ریسک ناشی از ریزش بازارهای سهام خود را افزایش داده اند. همین ریسک، بسته به ابعادش می تواند نیروی افزایشی و شاید جهشی برای قیمت طلا باشد. در غیر اینصورت بازار طلا با توجه به انتظار افزایش نرخ بهره در آمریکا در وضعیت فعلی بی انگیزه خواهد ماند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر