۱۳۹۳ مرداد ۶, دوشنبه

معرفی کتاب: پادشاهان نفت (The Oil Kings)


مدت طولانی بود که دنبال کتابی بودم که اتفاقات دهه پایانی سلطنت محمدرضا شاه را روایت کند از آن جهت که می دانستم که نفت در این دوره قیمت های بالای تاریخی را ثبت کرده و به مدد این دلارهای نفتی محمدرضا شاه توانست دست به ولخرجی های زیادی بزند که البته در نهایت این ولخرجی ها سبب بدبینی مردم به او به دلیل خریدهای نظامی کلان از آمریکا و همچنین ایجاد بیماری هلندی در اقتصاد ایران شد. اما می دیدم سایه افکندن مسایل دینی و ایدئولوژیک بر تبیین انقلاب اسلامی ایران باعث شده که دیگر جنبه های این رخداد از جمله مسایل اقتصادی بخصوص مساله قیمت نفت در دهه 70 میلادی و اثرات آن بر اقتصاد ایران به فراموشی سپرده شوند.
در این جستجو به کتاب "پادشاهان نفت" نوشته "اندرو اسکات کوپر" رسیدم که تحقیق ایشان با استناد به مدارک از طبقه بندی خارج شده کاخ سفید و وزارت امورخارجه آمریکا مرتبط با دهه 70 میلادی و دقیقا در بهبهه صعودهای قیمت نفت و نیز اوج گرفتن انقلاب اسلامی در ایران بوده است. اعتراف می کنم که کتاب به مراتب فراتر از انتظار اولیه من بود بطوریکه علیرغم طولانی بودن کتاب، بی وقفه آن را تا انتها مثل یک داستان هیجان انگیز خواندم. البته فصل های آخر کمی دردناک بودند نه از این بابت که چرا رابطه ایران و آمریکا به دست حماقت دو طرف و فرصت طلبی سعودی ها خراب می شد، بلکه دردناک از این جهت که همین اتفاقات و اشتباهات به شکل تا حدودی مشابه، چهار دهه بعد توسط سیاستمداران ایرانی تکرار شدند و دقیقا هم همان نتایج سیاسی و اقتصادی را برای ایران و ایرانیان به بار آوردند. 
در حقیقت داستان این روزهای اقتصاد ایران که آمیزه ای از تورم، بیکاری و رکود اقتصادی پس از یک دوره ولخرجی با دلارهای نفتی است، بسیار شباهت با اتفاقاتی دارد که در طی ده سال منتهی به انقلاب اسلامی در سال 57، توسط سیاست های اقتصادی و سیاسی اشتباه محمدرضا شاه افتاد. این دهه، اوج درآمدهای نفتی محمدرضا شاه بود و به فریفتگی همین درآمدهای کلان، او سودای ساخت ایرانی صنعتی و شاید احیای امپراطوری فارس را در سر می پروراند. محمدرضا شاه اما در دو تصمیم خود اشتباه کرد. یک اینکه او بخش عمده درآمدهای نفتی خود را صرف خریدهای نظامی از آمریکا کرد که حتی بابت این خریدهای بیش از اندازه، کشور را به زیر بدهی نیز فرو برد تا جاییکه حتی آمریکایی ها هم نسبت به پرداخت بدهی های او ابراز تردید می کردند. دوم اینکه دیدگاه او در مورد رشد اقتصادی ایران، طی یک شبه راهی بود که سالها و شاید دهه ها وقت می گرفت و به طور مشابهی نیز همین انتظارات غیرواقعی از اقتصاد ایران را در زمینه فرهنگی و اجتماعی نیز داشت و در سر سودای تغییرات شگرف فرهنگی و غربگرایی یک شبه را می پروراند. اما اقتصاد ساده و توسعه نیافته ایران توانایی جذب این همه سرمایه گذاری را نداشت و جامعه سنتی و مذهبی ایران نیز در برابر این فشارهای شوک آور فرهنگی، بیشتر به دین متمایل شد. همه این رویاپردازی های شاه به مدد دلارهای زیادی بود که با بالاتر رفتن قیمت نفت فراهم شده بودند و گویا او فراموش کرده بود که این درآمدها بدلیل نوسانات قیمت نفت، روند ثابتی نخواهند داشت و ممکن است که روزی قیمت نفت کاهش یابد. همین قیمت نفت، پاشنه آشیل اقتصاد شاه بود که در ابتدا با افزایش درآمدهای نفتی و به دنبال آن افزایش هزینه های دولت ایران، از طریق ایجاد تورم داخلی بخصوص در مسکن خود را نشان داد و بعد از کاهش قیمت نفت نیز از طریق رکود تورمی ناشی از کاهش شدید و ناگهانی درآمدهای نفتی، سبب بی ثباتی اقتصاد ایران در سال های پایانی حکومت پهلوی شد.   
این یک بخش ماجراست. اما از همه جالبتر و آموزنده تر برای ایرانی ها فکر کنم نقش عربستان است. جالب است که بدانید بستر شکل گیری رابطه استراتژیک عربستان با آمریکا، توسط شاه ایران و اشتباهات سیاسی او فراهم شد. در حقیقت با ناامیدی آمریکا از محمدرضا شاه در مساله کاهش قیمت نفت در حالیکه اقتصادهای غربی در اثر افزایش قیمت نفت به رکود عمیقی فرو رفته بودند و نیز خطر توسعه کمونیست بسیاری از کشورها را تهدید می کرد، خانواده سعودی عربستان از این شکاف بین آمریکا و شاه ایران استفاده کرد و علیرغم تمامی اختلافاتش با آمریکا بخصوص در مساله اسراییل و تحریم نفتی اعراب، سنگ بنای رابطه ای را با آمریکا بنا نهاد که با گذشت حدود 40 سال هنوز پابرجاست و این رابطه لااقل در دو مقطع تاریخی به مهار کردن ایران از طریق نفت کمک کرده است. 
در حقیقت هم در زمان محمدرضاشاه و هم آقای احمدی نژاد، علیرغم اینکه پاشنه آشیل دولت، نفت و درآمدهای نفتی بود که بازار آن به طور عمده در دست غربی ها و تولیدکنندگان عمده ای چون عربستان است، دولت های ایران در هر دو مورد به جای کاهش تنش با غرب، با یک محاسبه غلط از جایگاه خود، به تنش زایی و قلدری در عرصه بین المللی بخصوص با غرب پرداختند و جالب تر از همه اینکه در هر دو مورد نیز آمریکا به کمک نفت عربستان، ایران را از طریق کاهش درآمدهای نفتیش مهار کرده است. در دهه 70 میلادی عربستان با عرضه شدید نفت در بازار کمک کرد تا رابطه اعضای اوپک فرو بشکند و قیمت نفت مطابق میل شاه و دیگر کشورها افزایش نیابد و بدلیل کاهش قیمت نفت، اقتصاد ایران در معرض ورشکستگی قرار گرفت و با تکرار همین اتفاق در سال 2012، عربستان کمک کرد تا کمبود نفت در بازار بدلیل تحریم نفت ایران جبران شود تا برای دومین بار تاریخ را تکرار کند. در اثر این اتفاقات، در هر دو مقطع، اقتصاد ایران با شوک کاهش درآمدهای نفتی و در ادامه رکود تورمی مواجه شد. رکود تورمی اخیر البته هنوز ادامه دارد.   

خلاصه اینکه داستان این کتاب روایت دقیق و موشکافانه اتفاقات آن زمان است که خواندن آن اتفاقات به آگاهی ما ایرانی ها از سیاست معاصر دنیا بخصوص در رابطه با ایران و نیز پشت پرده بسیاری از اتفاقات منطقه ای از جمله رابطه عربستان و آمریکا کمک می کند. سعی می کنم خلاصه ای از این کتاب نسبتا طولانی را نیز قرار دهم. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر