۱۳۹۳ خرداد ۲۷, سه‌شنبه

از میدان انقلاب تا آمازون


برای من که در دانشگاه تهران درس می خواندم و هر روز از جلوی کتاب فروشی های میدان انقلاب قدم می زدم و مهمترین تفریحم، رفتن به کتاب فروشی ها و دیدن و ورق زدن کتاب ها برای خرید و مطالعه آنها بود، آمازون چیزی شبیه بهشت است. می  توانم بدون محدودیت به دنیایی از عناوین کتاب های مورد علاقه ام دسترسی داشته باشم، کتاب های جدیدی را کشف کنم و قبل از تصمیم به خرید و مطالعه آنها، نظرات دیگران را در مورد آن کتاب ها بخوانم تا چشم بسته آنها را نخرم، می توانم فصل هایی از کتاب را نیز بخوانم تا از خوب بودن نحوه نگارش آنها مطمئن شوم و از همه مهمتر اینکه حالا کتاب ها برای من مثل سهام شرکت ها، قیمت ثابت ندارند و به همین دلیل می توانم منتظر بمانم و کتاب مورد علاقه ام را در قیمت های به طرز باورنکردنی ارزان، خریداری کنم. این مزیت آخری واقعا مزیت فوق العاده ای است از آن جهت که معمولا کتاب کالایی است که به طور سنتی قیمت ثابت داشته بخصوص اگر به کتاب فروشی های معمول در خیابان سر بزنید. فرقی هم نمی کند که این کتاب فروشی در میدان انقلاب باشد یا سوییس با کشور دیگر. اما در آمازون می توان گاهی و نه همیشه، کتابی نو که قیمت بازارش مثلا 50 یورو است را به قیمت یک یورو خرید. اما خدمات آمازون فقط محدود به خریداران و خوانندگان کتاب نیست. حتی آمازون در حال تغییر دنیای نشر نیز از طریق ابزارkindle  است به این صورت که بسیاری از نویسندگان آماتور به جای افتادن در پیچ و خم یافتن یک ناشر و تقبل هزینه های نشر، کتاب های خود را به صورت فایل های الکترونیک Kindle منتشر می کنند و درصدی از فروش را نیز به آمازون می دهند. آمازون به این طریق نه تنها نشر کتاب را از دست ناشران سنتی بیرون کشیده، بلکه نقش دولت ها و نظارت آنها بر نشر کتاب را نیز زیر سوال می برد. با وجود این همه تمرکز بر کتاب، حالا اما آمازون چیزی بیش از کتاب فروشی آنلاین است. هر چیزی را می شود در آن پیدا کرد. از کامپیوتر گرفته تا دوربین و حتی لباس. به قولی از شیر مرغ تا جان آدمیزاد. و همه اینها تصویر اولیه اسم آمازون را عوض کرده. آمازون دیگر جنگلی در آمریکای جنوبی نیست. نام یک بازار بزرگ خرده فروشی است.
فیلم زیر مستندی است در مورد آمازون راجع به این روزها. البته فیلم به نوعی به نفع آمازون ساخته نشده است به سه دلیل. اعتراض اول به آمازون دقیقا به یکی از مهمترین مزیت هایی برمی گردد که آمازون فراهم کرده یعنی قیمت های پایین برای کتاب ها که به نوعی شبیه دامپینگ برای از بین بردن رقبا به نظر می رسد. این اعتراض خود دو قسمت دارد. یکی اینکه خود آمازون قیمت کتاب ها را پایین تر از قیمت معمول بازار می دهد و دیگر اینکه عوامل فروشی جز آمازون، در کنار قیمت های آمازون روی وبسایت آن، اقدام به فروش کتاب می کنند که معمولا قیمت های به شدت پایین برای این عوامل فروش است و نه خود آمازون. همینکه آمازون قیمت های این عوامل را در وبسایت خود در کنار قیمت رسمی خود قرار می دهد، نشاندهنده حمایت آمازون از این نوع مدل تجاری کسب و کار است. این مهم است از آن جهت که این عوامل بخشی از درآمد فروش خود آمازون را نیز از آن خود می کنند اما با این وجود آمازون آنها را از وبسایت خود حذف نمی کند.
اعتراض دوم هم به ساختار شرکت است که طوری طراحی و ثبت شده است تا علیرغم میلیاردها دلار درآمد و حذف بسیاری از رقبا، مالیات کمتری بدهد و حضور آن در کشورهای دیگر اعم از انگلیس، آلمان که بازار بسیار بزرگی برای آمازون هستند، با پرداخت مالیات بسیار ناچیز همراه است که همین اعتراض افکار عمومی را نیز در پی داشته است.
دلیل آخر هم دقیقا در تیتر همین نوشته اشاره شده است. آمازون با همه خدمات خوبی که برای مشتریانش فراهم می کند، سبب شده است که کتاب فروشی های سنتی قادر به رقابت با آمازون نباشند و کم کم از صحنه شهرها حذف شوند. این موضوع حذف کتابفروشی ها در بسیاری از کشورهای اروپایی که مردم کتاب خوان هستند به نوعی سبب ناراحتی شده اما در بعضی کشورها مثل فرانسه که مردم به کافه کتاب ها و کتاب فروشی ها به عنوان چیزی بیش از یک کتاب فروشی صرف نگاه می کنند و آن را محل پاتوق و تبادل نظرات و آرا و برخورد با دیگر آدم ها نگاه می کنند، مهم تر و جدی تر است. اما نوآوری های دیجیتال و خدمات اینترنتی در دو دهه قبل، تغییرات زیادی را در جوامع رقم زده اند که شاید حذف کتابفروشی ها سنتی نیز فقط بخشی کوچکی از ده ها مورد مشابه آن است. در گذشته از این جنس اتفاقات زیاد افتاده مثلا نوارهای ضبط از زندگی ما حذف شده اند و جای خود را به سی دی و دی وی دی و حتی کارت های حافظه داده اند. حالا کسی برای نوارهای قدیمی دلسوزی نمی کند و آنها فقط یک حس نوستالژیک را از بخشی از تاریخ معاصر ما زنده می کنند.  
 اما با وجود این سه انتقاد، آمازون خدمات زیادی را به مشتریانش می دهد و بازارهای زیادی را شفاف و رقابتی کرده و شکل مدرنی به تجارت ها و روابط اقتصادی سنتی داده است. در ضمن برای جامعه نیز ایجاد اشتغال کرده است و این بسیار مهم است تا آنجا که در برابر مالیات پایین و بسته شدن کتاب فروشی های سنتی، این خدمات او تحمل می شود.
حتما توصیه می کنم که فیلم زیر را ببینید و ایده های زیادی راجع به کسب و کار آمازون به دست بیاورید. 
.
.

.
دوست عزیزم، آقای دکتر عباسی روی این پست من، مطلبی نوشته اند که خواندنش خالی از لطف نیست. آن را اینجا بخوانید.

۱۳۹۳ خرداد ۱۶, جمعه

تقاضای طلا در فصل اول سال 2014


مقاله من در دنیای اقتصاد راجع به تقاضای طلا در فصل اول سال 2014. 
.
.
انجمن طلا، گزارش تقاضای طلا در سه ماهه اول سال 2014 را دو هفته پیش منتشر کرد (گزارش کامل را اینجا بخوانید) و تجزیه و تحلیل این اعداد، دید خوبی از سمت و سوی بازار طلا در ابتدای سال 2014 بخصوص پس از سقوط های سال 2013 به دست خواهد داد. خلاصه این گزارش آن است که فصل اول سال 2014 شاهد بازگشت محسوس تقاضا به بازار طلا بوده است. در کل تقاضای طلا در سه ماهه اول سال 2014 برابر 1074 تن بوده است که تقریبا به دوران با ثبات سه ماهه اول سال 2013 بازگشته است و البته به طرز معناداری نیز بالاتر از تقاضای فصل های دوم، سوم و چهارم سال 2013 است که طلا در سقوط ها و شوک های قیمتی به سر می برد. اما با این وجود، تمامی اجزای تقاضای طلا اعم از جواهرات، تقاضای سرمایه گذاری در شمش و سکه و در نهایت تقاضای صندوق های سرمایه گذاری همگون نیستند. مثلا تقاضای جواهرات در فصل اول سال 2014 معادل 573 تن بوده است که تقریبا در سطح میانگین فصل های سال 2013 قرار دارد ولی هنوز بسیار کمتر از تقاضای جواهرات در فصل دوم سال 2013 است که 693 تن بوده است یعنی زمانی که خریداران با این پیش فرض که طلا به زودی افزایش قیمت خواهد یافت به سمت خرید هجوم برده بودند. که البته آن افزایش قیمت در عمل اتفاق نیفتاد و تقاضای طلا سرخورده شد.
بهبود بعدی، در تقاضای کل بخش سرمایه گذاری است. اما بخش سرمایه گذاری هم بخش خوب دارد و هم بخش بد. بخش بد در تقاضای سرمایه گذاری آن است که در فصل اول سال 2014، بدترین سقوط تقاضای طلا در شمش و سکه در یک سال گذشته اتفاق افتاده است و رقم تقاضا در این بخش به 282 تن رسیده در حالیکه در سال 2013 حتی تقاضای 630 تنی را نیز تجربه کرده است. اما خبر خوب برای طلا اینکه صندوق های سرمایه گذاری در سه ماهه اول بر خلاف سال گذشته، تقریبا طلایی را فروش کوتاه (Short sell) نکرده اند. این صندوق ها در سال گذشته 880 تن طلا را فروش کوتاه کرده بودند و در حقیقت بانی اصلی ضربه خوردن به بازار طلا به حساب می آمدند و حتی می توان ارقام خوب سه ماهه اول سال 2014 را نیز بیشتر مدیون موقعیت خنثی این صندوق های سرمایه گذاری دانست که به طور خالص نه طلا فروخته اند و نه طلا خریده اند. خود این اتفاق می تواند خبر مثبتی برای روند افزایشی قیمت طلا در آینده باشد.
اما دلیل این افزایش تقاضا چه بوده و آیا تداوم خواهد یافت؟ در حقیقت بخشی از افزایش تقاضا در سال 2014 مدیون تلاطم های اقتصادی و سیاسی در ابتدای سال 2014 بوده است. سرمای شدید در آمریکا که روند بهبود اقتصادی این کشور را کند کرده است، تلاطم های سیاسی و اقتصادی در بازارهای نوظهور بخصوص مساله اوکراین و نیز اطمینان دادن چندباره فدرال رزرو به بازار در مورد پایین نگهداشتن نرخ های بهره برای مدت به اندازه کافی طولانی از دلایل اقبال به طلا بوده است. اما اینکه این روند ادامه یابد هم به تقاضای سرمایه گذاری صندوق ها بستگی دارد و هم به تقاضای کشورهای کلیدی مثل چین و هند. بررسی تقاضای طلای این دو کشور نیز خالی از لطف نیست.
در میان کشورهای دنیا، تقاضای جواهرات در چین بیشترین رقم را داشته است و 263 تن بوده است که بسیار بالاتر از میانگین پنج ساله این کشور است.  اما این رقم در عین حال بسیار پایین تر از همین تقاضا در سه ماهه اول سال 2013 است که 319 تن بوده است. دلیل هم کاهش شدید سرمایه گذاری در مقابل افزایش نه چندان زیاد تقاضای جواهرات بوده است. این نشان می دهد که تقاضا در چین در اثر شوک های قیمتی هنوز به طور کامل بازنگشته است. اما آیا آمارهای چین واقعی است؟ این سوال بی دلیل نیست. در حقیقت بانک مرکزی چین در خرید پنهانی طلا سابقه دار است. در فاصله بین سال های 2009 تا 2011 در حالیکه آمار رسمی دولت چین میزان ثابتی از ذخایر طلا را نشان می داد، دولت این کشور از طریق واسطه هایی به طور مخفیانه در حال خرید طلا بود و توانست ذخایر طلای خود را در این مدت به بیش از دوبرابر افزایش دهد. دلیل این مخفی کاری هم عدم افزایش قیمت طلا در اثر اعلام تقاضای دولت چین اعلام شد. اینکه تا چه حد می تواند این استدلال چینی ها درست باشد جای سوال است. زیرا درست است که تقاضا به نام دولت چین ثبت نشده اما تقاضای صندوق های سرمایه گذاری مامور خرید طلا برای چین، به هر حال اثر خود را در افزایش تقاضا در این مدت نشان داده اند. فقط نام خریدار بزرگی به نام چین مطرح نشده است. حالا اما حرف و حدیث هایی در بازار شکل گرفته است که مقداری طلا در عرضه و تقاضای دنیا بخصوص خروجی معادن چین گم شده است که احتمال می رود در حال اضافه شدن به ذخایر طلای چین هستند و بعید نیست که دوباره چین به یکباره دو برابر یا چند برابر شدن ذخایر طلای خود را اعلام کند. به هر حال ذخایر طلای چین یکی از کمترین ذخایر طلای دنیا هم از نظر حجم و هم از نظر نسبت به کل ذخایر ارزی این کشور است. کل ذخایر طلای رسمی اعلام شده چین 1054 تن است که فقط یک درصد کل ذخایر ارزی این کشور را تشکیل می دهند در حالیکه این ارقام برای آمریکا 8133 تن است که حدود 72 درصد ذخایر این کشور را تشکیل می دهند. بنابراین تلاش چین برای اضافه کردن طلا به میزان ذخایر فعلی، کاملا توجیه شده و قابل پیش بینی است.
کشور پرتقاضای بعدی هند است. اما آمار هند از هر دو جهت سرمایه گذاری و نیز تقاضای جواهرات در وضعیت بدتری از سه ماه اول سال 2013 به سر می برند اگرچه در نهایت هندی ها هنوز روی تقاضای میانگین پنج ساله قرار دارند. اخبار حاکی از آن است که درست است که طلا در هند به طور سنتی بسیار محبوب است اما با بالاتر رفتن قیمت طلا، مردم هند به سمت جواهرات ارزان تر و ساخته شده با نقره حرکت کرده اند و به همین دلیل حتی کاهش قیمت طلا آنچنان که باید تقاضا را در این کشور تحریک نکرده است بخصوص آنکه آینده قیمتی آن نیز روشن نبوده است.
در هر حال این اعداد و نیز رفتار طلا از ابتدای سال 2014 حاکی از رسیدن طلا به ثبات نسبی در تقاضا و احتمالا محدوده کانال قیمتی فعلی با نوسانات معقول است. اگر این روند فعلی در اقتصاد آمریکا و دنیا ادامه یابد که شوک گذار دنیای با QE و نرخ های بهره پایین به دنیای بدون QE و انتظارات نرخ های بهره بالاتر به نوعی در آن هضم شده است، طلا نباید با شوک های قیمتی از نوع شوک سال 2013 مواجه شود.