۱۳۹۳ خرداد ۹, جمعه

از انرون تا شرکت سرمایه گذاری امیرمنصور آریا


این روزها با اعدام آقای امیرخسروی بحث بررسی دلایل این اتفاق و ظهور آدم هایی نظیر آقای امیرخسروی در سیستم بانکی و اقتصادی ایران مطرح شده است. یک بحث داغ هم، بحث سود بانکی دستوری و کمتر از تورم است که دریافت وام از سیستم بانکی را به رانت تبدیل کرده و استدلال می شود همانقدر که آقای امیرخسروی و همدستانش در این جرم شریک بوده اند، سیاستگذاران اقتصادی و بانکی نیز در این امر و فراهم کردن زمینه های فساد از طریق نرخ های سود نامتوازن و تورم دخیل هستند.
در این نوشته من قصد ندارم کسی را متهم کنم یا از اتهام تبرئه کنم، اما در این مورد خاص به نظرم می رسد که استدلال رانت در سیستم بانکی بدلیل نرخ بهره دستوری، دلیل درستی نیست. اگر بحث معوقات بانکی و رانت وام گیری بود یک چیزی اما بخش مهم اتهامات در اختلاس به اصطلاح سه هزار میلیاردی، فروش اسناد اعتباری (ال سی) جعلی به سیستم بانکی بوده و این کار نیز از طریق جعل سند و رشوه صورت گرفته است. به نظرم این اتفاق بیشتر یک مورد کلاسیک کلاهبرداری است تا ناشی از رانت های ایجاد شده از سود بانکی نامتوازن و وام در نظام بانکی ایران. دلیل عمده هم، سیستم کنترل مدیریت نامناسب و ناتوان بانکی در ایران است.
در حقیقت در مقایسه با رشد نجومی ابعاد بانکداری در سال ها و دهه های اخیر در ایران، سیستم کنترل مدیریت مناسب و قدرتمندی با ابعاد بانکداری در ایران و خصوصیت مردم ایران، شکل نگرفته است. همین انواع سوءاستفاده ها را بخصوص از جانب خود بدنه بانکداری کشور در اثر مخاطره اخلاقی(moral hazard) افزایش داده است. این ضعف حتی اگر سودبانکی هم درست و منطقی شود، باعث نمی شود که ظهور افراد سوءاستفاده چی و کلاهبردار در سیستم بانکی خیلی کم شود. اینکه فردی بدون وثیقه مناسب وام گرفته و یا جعل سند کرده، یک کلاهبرداری و دزدی در اثر ضعف نظارت است و نه ناشی از سود بانکی نادرست و دستوری.
قصد توجیه ظهور این اختلاس را هم ندارم اما فکر می کنم با همه اینها و حتی اصلاح سود بانکی و نیز نظارت و ارتقای آن در سیستم بانکی ایران، از این موارد در هر جامعه ای حتی کشورها و اقتصادهای پیشرفته هم ممکن است که رخ دهد، از آن جهت که در هر جامعه ای افراد طمعکار و خطاکار وجود دارند. در آن کشورهای به اصطلاح پیشرفته هم ابعاد جرم کلاهبرداری مالی می تواند به همین بزرگی و رسوایی آن نیز سبب انزجار افکار عمومی از دولت و سیستم قضایی شود. به عنوان نمونه می توان به شرکت معروف انرون (Enron) در آمریکا اشاره کرد. انرون زمانی بزرگترین شرکت حوزه انرژی دنیا بود و قبل از ظهور غول های حوزه دیجیتال مثل مایکروسافت و گوگل حتی بزرگترین شرکت دنیا به حساب می آمد و سیاستش این بود که از حوزه انرژی فراتر رود و همه نوع بازاری حتی بازار پهنای باند اینترنت را نیز قبضه کند. اما به دلیل کلاهبرداری ورشکست شد. عمده فساد آنها هم عددسازی برای بالا نشان دادن سود و رشوه به موسسه حسابرسی برای تایید آن اعداد ساختگی و جعلی بود. به همین سادگی!
با افشای این فساد و سقوط شرکت، هزاران نفر بیکار و میلیاردها دلار پول سرمایه گذاران و بانک ها دود شد. این موضوع اتفاقا بدلیل ارتباطات نزدیک خانواده بوش با آقای Lay و حمایت های او از تبلیغات انتخاباتی هم بوش پدر و هم بوش پسر بسیار سر و صدا کرد اما بعدا اتهامی متوجه آنها نشد.
البته که انرون هم آخرین مورد از کلاهبرداری های میلیارد دلاری در اقتصادهای پیشرفته نبود. از این موارد می توان به ورشکستگی برخی بانک ها در بحران مالی اخیر، ماجرای مدآف (Madoff) و نیز کلی معامله گرهایی که اصطلاحا "Rogue Trader" نامیده می شوند و هر چند هرازگاهی از بانک های بزرگی حتی مثل UBS سر بر می آورد، اشاره کرد. بعید می دانم مشکل اینگونه موارد و کلاهبرداری ها، سود بانکی  باشد.
مهمترین نکته به نظرم نه ظهور انسان های با نقش بد در هر جامعه ای، بلکه تلاش حداکثری آن جامعه و مدیریتش برای جلوگیری از ظهور این موارد و در صورت رخداد و ظهور این موارد، برخورد درست و آگاه کننده و یادگیری برای مقابله با موارد مشابه در آینده است. حالا ما باید با ظهور امیرخسروی ها و زنجانی ها، ببینیم که آیا واقعا به این عمل می کنیم یا نه؟
.
در مورد انرون لااقل دو فیلم ساخته شده و کتاب ها نوشته شده است که آن را از زوایای مختلف بررسی کنند. دو فیلم زیر در مورد سقوط انرون است. فیلم اول عنوانش Bigger than Enron است که موضوع را از منظر شرکت حسابرسی آن یعنی آرتور-اندرسون بررسی می کند. آرتور-اندرسون بعد از این رسوایی به شدت دگرگون شد و الآن علیرغم اینکه با تغییرات ساختاری می تواند به کار خود ادامه دهد، بدلیل خراب شدن وجهه و نامش دیگر فعالیتی ندارد و فقط یک اسم از آن باقی مانده است.


فیلم دیگر که معروف تر است، عنوانش Enron: the smartest guy in the room  است که کتابی هم به همین عنوان وجود دارد که موضوع را از منظر خصلت و شخصیت مدیران انرون و مسائل داخلی شرکت بررسی کرده است که به شدت جالب و آموزنده است. دیدن رفتارها و وعده های یک عده که به راحتی آب خوردن در مقابل دوربین ها و مردم دروغ می گویند حتی بعد از آنکه کلاهبرداریشان افشا و جرمشان اثبات شده است واقعا تکان دهنده است...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر