۱۳۹۳ فروردین ۱۳, چهارشنبه

رفتار طلا در سال 2014

مقاله من راجع به قیمت طلا که در مجله نوروزی تجارت فردا چاپ شده است.(لینک) در موقع نوشتن این مقاله حدود یک ماه پیش البته بحران اوکراین جدی نبود اما در هر حال همین بحران نیز در حوزه ریسک بازار و نیز ریسک بازارهای نوظهور قابل گنجاندن است که آنها از نیروهای محرک افزایش قیمت طلا در این سال باقی خواهد ماند. 
.
.
سال 2014 با امیدهای زیادی برای اقتصاد آمریکا آغاز شد. بسیاری با توجه به اعداد اقتصادی آمریکا در سال 2013 بخصوص کاهش شدید آماری بیکاری و نیز افزایش رشد اقتصادی در حالیکه حتی تعطیلی 17 روزه دولت آمریکا نیز نتوانسته بود بر آن اثر بگذارد، اقتصاد آمریکا را شتاب گرفته می دانستند و چشم به بهبود بیشتر اعداد اقتصادی آمریکا در سال 2014 داشتند. در همین راستا بخصوص تصمیم فدرال رزرو برای کاهش میزان خرید اوراق قرضه در آخرین جلسه این بانک در سال 2013 و همینطور در اولین جلسه در سال 2014، حاکی از برداشت این بانک از بهبود اقتصاد آمریکا بود و در ضمن عزم این بانک برای کاهش بیشتر این برنامه انبساطی و حتی قطع کامل آن در آینده نزدیک را نشان می داد. همین اتفاق یعنی قطع سیاست خرید اوراق قرضه پیامد مهم دیگری نیز دارد و آن شروع جدی انتظارات برای افزایش نرخ بهره است. مجموع این اتفاقات و احتمالات هیچ نتیجه ای جز چشم انداز صعود برای دلار و در مقابل جز سقوط برای بازار طلا نداشت. اما با گذشت دو ماه از ابتدای سال 2014، دلار نتوانست روزهای طلایی را رقم بزند و طلا هم بر خلاف آن انتظارات اولیه توانست از مرز 1180 دلار در هر انس به تدریج رشد کند و در کانال 1300 دلار در هر انس قرار بگیرد و حتی چشم به 1400 دلار در هر انس داشته باشد. آیا رفتار قیمت طلا نشان دهنده شروع روند افزایشی بازار طلا در سال 2014 بر خلاف سال 2013 است یا پاسخی منطقی در برابر عوامل بازار طلاست و به همین دلیل قیمت طلا ممکن است که دوباره با سقوط مواجه شود؟
در ابتدا لازم است بررسی شود که چرا طلا بر خلاف پیش بینی ها در دو ماهه ابتدای سال 2014 رشد داشته است و از این طریق تصویر بهتری برای روند قیمتی طلا در آینده خواهیم داشت. دلیل اصلی سقوط ناگهانی قیمت طلا در سال 2013 انتظار قطع محرک های اقتصادی و افزایش نرخ بهره توسط فدرال رزرو بوده است. اما رخداد این اتفاق خود مستلزم چند اتفاق دیگر است و مهمترین آن بهبود چشمگیر اعداد اقتصادی مهم آمریکا از جمله آمار بیکاری، رشد اقتصادی و نیز تورم است. به جز تورم، هر دو عدد بیکاری و رشد اقتصادی در سال 2013 بهبود چشمگیری داشتند و همین انتظار برای کاهش سریع تر خرید اوراق قرضه و افزایش نرخ بهره را شکل می داد. آنچه اما در دو ماهه اول سال 2014، اتفاق افتاد دقیقا برعکس این انتظارات از بهبود اقتصاد آمریکا بود. آمار اشتغالزایی منتشر شده کمتر از حد انتظار بود و این زنگ خطری برای توقف روند بهبودی بازار کار آمریکا بود. رشد اقتصادی در فصل چهارم سال 2013 نیز به خوبی فصل سوم نبود و در ضمن عدد رشد اقتصادی فصل چهارم سال 2013 نیز از 3.1 درصد به 2.4 درصد اصلاح شد. با توجه به این دو عدد و به دلیل سرمای شدید در آمریکا انتظار می رود که آمارهای کلیدی لااقل دو ماه اول آمریکا نتواند انتظارات لازم را برآورده کند. همین اعداد ناامیدکننده به معنای طولانی تر شدن برنامه خرید اوراق قرضه و سیاست های انبساطی است که نیروی افزایشی قیمت طلا به حساب می آید. در کنار این تحولات در اقتصاد آمریکا، اتفاقات بیرون از این کشور بخصوص در بازارهای نوظهور و افزایش ریسک سقوط بازارها نیز در افزایش قیمت طلا بی دلیل نبوده اند.
در حقیقت کاهش خرید اوراق قرضه اثری دوگانه بر قیمت طلا دارد. از یک طرف بدلیل کاهش چاپ دلار و در شرایطی که تورم پایین است، سبب افزایش ارزش دلار و کاهش قیمت طلا می شود و از طرف دیگر بدلیل اینکه این برنامه ها نوشداروی رشد بازارها و نیز جذب سرمایه به بازارهای نوظهور بوده است، با قطع آن، سبب افزایش ریسک سقوط بازارها می شود که خود تقاضا برای طلا را بالا می برد. ریسک سقوط بازار هم در همین دو ماهه اول سال 2014 نشان داد که نیروی جدی و قدرتمندی برای افزایش قیمت طلاست. قدرت آن را در زمان اولین جلسه فدرال رزرو در سال 2014 به خوبی می توان دید وقتی که دومین مرحله از کاهش خرید اوراق قرضه توسط فدرال رزرو اعلام شد ولی تقاضا برای طلا به شدت افزایش یافت که دلیل آن نیز طوفانی بود که بازارهای نوظهور و ارزهای آنها را درنوردید تا جاییکه مثلا بانک مرکزی ترکیه برای مقابله با اثرات آن و البته مسایل دیگر، مجبور شد یک شبه نرخ بهره لیر ترکیه را دوبرابر کند. دیگر اقتصادهای نوظهور نیز وضعیت بهتری نداشتند. پرواضح است که بدلیل جهانی سازی و نیز پررنگ شدن اقتصادهای نوظهور در تامین رشد اقتصاد جهانی بخصوص بعد از بحران مالی، مساله سقوط بازارهای نوظهور تا چه حد می تواند برای اقتصاد دنیا و بخصوص آمریکا مهم باشد. البته طلا تنها دارایی محبوب در میانه این اتفاقات نبود. در کل دارایی های امن از جمله فرانک سوییس و اوراق قرضه بعضی از کشورها نیز با رشد مواجه شدند. حتی ین ژاپن نیز که مدت هاست بدلیل سیاست انبساطی شدید بانک مرکزی ژاپن نقش دارایی امن خود را از دست داده است، توانست در برابر دلار آمریکا رشد کند. پس به طور خلاصه می توان دو ماهه اول سال 2014 را در کل "محبوبیت دارایی های امن" نامید که سبب شد قیمت طلا در کنار دیگر دارایی های امن رشد کند.
حال با این توضیح می توان تصویر بهتری از قیمت پیش روی طلا در سال 2014 داشت. قیمت طلا در سال 2014 بر خلاف سال 2013، اسیر در یک مسابقه طناب کشی خواهد بود که از یک طرف کاهش سیاست های انبساطی و تورم پایین قرار دارند و در طرف دیگر ریسک بازارها هم در آمریکا و هم در اقتصادهای نوظهور و رشد تقاضای دارایی های امن ناشی از آن. اینکه کدام نیرو قوی تر است و ممکن است که قیمت طلا را به سمت خود بکشد، جای بحث است. در یک سناریو می توان فرض کرد که فدرال رزرو عقلانیت لازم و ابزار لازم را برای کنترل اقتصاد آمریکا و نیز اقتصادهای نوظهور که اقتصاد آمریکا به آنها وابستگی متقابل دارد، بعد از کاهش و قطع محرک های مالی دارد. سیاست کاهش تدریجی خرید اوراق قرضه توسط فدرال رزرو و تاکید مداوم ریاست آن بر تداوم سیاست های انبساطی و عدم افزایش نرخ بهره در همین راستاست که این دوران گذار از اقتصاد دستکاری شده به اقتصادی که روی پای خودش بتواند بایستد بدون شوک و با سنجیدن تمامی جوانب رخ دهد تا اقتصاد آمریکا و دنیا در میانه یک تصمیم اشتباه گرفتار نشوند. اما علیرغم اعلام فدرال رزرو و وابسته بودن محرک مالی به آمار بیکاری مشکل دیگر اقتصاد آمریکا و بسیاری از شرکای آمریکا در تورم پایین است که خود می تواند رشد اقتصادی و در ادامه بازار کار را متاثر کند. کاهش سیاست های انبساطی، تورم را نیز متاثر خواهد کرد. بی دلیل نیست که زمزمه هایی وجود دارد که حتی با برآورده شدن هدف بیکاری فدرال رزرو، این بانک به اعداد دیگری همچون تورم نگاه می کند و تصمیم نهایی را می گیرد از آن جهت که تورم و آمار بیکاری در راستای هم حرکت نکرده اند. در ضمن حتی این بانک به بازارهای جهانی بخصوص بازارهای نوظهور نیز نگاه خواهد کرد. با همین کاهش تدریجی خرید اوراق قرضه، بازارهای نوظهور نیز تست استرس خود را پس می دهند و کم کم برای مقابله با سقوط احتمالی بازارهای خود آماده می شوند. بعید است که فدرال رزرو بدون توجه به وضعیت آنها تصمیمی بگیرد که به دنبال خود رکودی جهانی را به دنبال داشته باشد که آمریکا نیز از اثرات آن در امان نخواهد بود.  
پس با این فرض در مورد درستی روش و تصمیم فدرال رزرو، چه مساله ای وجود عامل ریسک بازارها را برای طلا در سال 2014 مهم می کند؟ ابتدا باید اشاره شود که همین فرض که فدرال رزرو تمامی شرایط را می سنجد و بهترین تصمیم را می گیرد لزوما درست نیست. در طول تاریخ، فدرال رزرو تصمیمات غلط کلان متعددی داشته است. مثلا مدت های مدیدی این بانک سیاست های غلط خود را که عامل حباب بازار مسکن و شروع بحران مالی سال 2008 بود، دستاورد معجزه آسای سیاست های خود برای رشد اقتصادی می دانست و اصلا تصور نمی کرد که اقتصاد آمریکا و دنیا را در میانه بحران قرار دهد. پس نمی توان بدون استثنا اقدامات فدرال رزرو را منطقی و بدون اشتباه دانست. در این مورد نیز این احتمال وجود دارد که فدرال رزرو با خطای محاسباتی در اجرای سیاست قطع خرید اوراق قرضه، نتایج معکوسی را به بار آورد. مساله دیگر در این رابطه آن است که اگر شرایط اقتصادی آمریکا به طرز معناداری با دنیا فاصله بگیرد و بهبود یابد مثلا آمار بیکاری آمریکا به شدت افت کند و نیز تورم آن بالا برود که این اتفاق در کوتاه مدت محتمل است، آنگاه فدرال رزرو چاره ای جز این نخواهد داشت که برای "خنک کردن" اقتصاد آمریکا وارد شود و برای همین در این حالت، اقدامات این بانک بیشتر معطوف به اولویت اصلی آن بانک یعنی اقتصاد آمریکا خواهد بود تا لحاظ کردن شرایط اقتصادهای نوظهوری مثل چین، ترکیه یا برزیل. در این صورت نیز می توان انتظار داشت که بازارهای نوظهور تحت استرس شدیدی قرار بگیرند. بی دلیل نیست که این روزها مقامات آمریکایی از اقتصادهای نوظهور می خواهند که کمربندهایشان را محکمتر ببندند و خود را برای هر اتفاقی آماده کنند. دقیقا مشکل اقتصادهای نوظهور نیز از همین جا شروع می شود که فدرال رزرو قرار نیست بهای سوءمدیریت و مشکلات دیگر این کشورها از جمله تنش های سیاسی داخلی و نیز نارضایتی از فساد سران آنها را در محاسبات خود وارد کند. اینکه دعوای قدرت در ترکیه وجود دارد، یا مردم برزیل از فساد و نابرابری ناراضی هستند و یا دولت چین تداوم وضعیت آلودگی محیط زیست این کشور و یا وجود بانکداری در سایه این کشور را غیرقابل تحمل می داند مسائلی هستند که به سیاست داخلی این کشورها بستگی دارد و سوءمدیریت در این زمینه ها، سقوط بازارهای این کشورها و فرار به سمت طلا و دیگر دارایی های امن را ناگزیر می کند. شاید به همین دلایل بوده است که مثلا بانک یو بی اس (UBS) پیش بینی سه ماهه خود از قیمت طلا را از 1100 دلار در هر انس به 1350 دلار در هر انس افزایش داده است.
با این تفاسیر می توان گفت در سال 2014 می توان انتظار داشت که قیمت طلا در مسابقه طناب کشی قطع محرک های مالی از یک طرف و ریسک بازارها از طرف دیگر باشد. مسلما با روندی که بازار کار آمریکا دارد در سال 2014 باید سیاست های انبساطی فدرال رزرو به طور کامل متوقف شوند اما اینکه بازارها بتوانند این اتفاق را به خوبی مدیریت کنند با توجه به دو ماهه اول سال 2014 جای سوال دارد. مسلما اگر بازارها بتوانند مدیریت خوبی نشان دهند و بعد از توقف این سیاست ها به خوبی روی پای خود بایستند دلیلی وجود ندارد که سرمایه ها از بازار سهام که رو به رشد و پرسود هستند، به سمت طلا بیایند که دارایی امن به حساب می آید و در آن زمان بازدهی کمتری خواهد داشت و در این حالت طلا به قیمت های پایین تر از سطح فعلی خواهد رسید. بانک های مختلف با همین دیدگاه قیمت طلا را در میانگین محدوده 1200 تا 1050 دلار در هر انس پیش بینی کرده اند. اما بر خلاف این سناریو می توان به افزایش تقاضا بخصوص در اثر ریسک بازارهای نوظهوری مانند چین و هند و در ادامه افزایش قیمت طلا امید داشت و به همین دلیل موسساتی به میانگین 1300 تا 1400 دلار در هر انس در سال 2014 امید دارند که البته تعداد آنها کمتر از گروه اول است. اما در کل نزدیکی پیش بینی های دو سناریو نشان می دهد که در حال حاضر به نظر می رسد طلا در سال 2014 روند آرامتری به نسبت سال 2013 خواهد داشت و بیشتر در محدوده ای بالا و پایین خواهد شد. 

۲ نظر:

  1. سلام
    به نظرم تا وقتی که اونس بالای عدد1395 کلوز نکنه اونس راریزشیه شدید می بینم و قطعا low قبلی را خواهد زد


    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. من مرز روانی 1400 رو مهم می دونم که البته زیاد با عدد شما تفاوت نداره اما حتی اگر این سطح را رد کند باز مشکل فاندامنتال طلا سر جایش هست. رد کردن مقاومت ها زیاد نمی تواند درست باشد وقتی بازار تصمیم دیگری دارد.

      حذف