۱۳۹۳ فروردین ۹, شنبه

آیا ایران قربانی دعوای روسیه و غرب خواهد شد؟

در کتاب "جهان سوم در بن بست" یادم هست که جمله ای داشت که می گفت از استعمار کردن جهان سوم، کشورهای استعمارگر به جای خیلی بالایی نرسیدند و در مسیر تاریخ، خیلی هایشان الآن جزو ملت های زیردست و درمانده هستند اما مسلما استعمار بر کشورهای استعمار شده تاثیرات عمیقی داشته و آنها را به عقب انداخته است. اما فکر می کنم در لااقل بعد از جنگ جهانی دوم نه استعمار که جنگ سرد عامل عقب افتادگی و بی ثباتی خیلی از کشورها بوده از آن جهت که آنها بدلیل خطای استراتژیک خود یا بدلیل بدشانسی، در وسط دعوای جنگ سرد قرار گرفته و قربانی این دعوا می شدند. در حقیقت، در جنگ سرد، آمریکا و شوروی به مرزهای یکدیگر حمله نکردند اما در خارج از کشورهای خود، درگیری های شدید داشتند که نتیجه آن کودتاهای مکرر، قتل بسیاری از رهبران کشورها، ظهور دیکتاتورهای نظامی و قتل عام مخالفان و گاه حتی دو تکه شدن کشورها در اثر جنگ های داخلی بود. مصدق با  استدلال نزدیکی به توده ای ها سرنگون شد یا لااقل سرنگونیش توجیه شد و شاه تا سال ها خرید پیشرفته ترین سلاح های نظامی از آمریکا را با تهدید شوروی توجیه می کرد و البته همین نزدیکی به آمریکا و غرب هم در داخل او را سرنگون کرد، پاتریس لومومبا در کنگو در همین بازی به قتل رسید، ویتنام در همین درگیری تا مرز نابودی پیش رفت، کره در همین دعوا دو تکه شد، و افغانستان نیز برای بازی کردن نقش ویتنام برای شوروی، تبدیل به مرکزی برای تندروها شد که هنوز سایه وحشت آنها بر سر مردم این کشور و جهان هست.  
همه و همه را گفتم که بگویم داستان تازه ای از جنگ سرد آغاز شده، بین روسیه که از بحران های پس از فروپاشی شوروی سر برآورده و آمریکا و غربی که لااقل دو دهه یکه تاز عرصه سیاسی بوده اند و حالا به مرزهای روسیه رسیده اند. در این میان مسلما اولین قربانی اوکراین و مردم اوکراینند. نه راهی برای رفتن به سمت روسیه دارند و نه غرب قرار است برای اقتصاد و جامعه ویرانه اوکراین آغوش باز کند و از خود خرج زیادی کند. مثلا اروپا همین الآن نیز به اندازه کافی از دست کشورهای حاشیه ای که مردمانشان فقط از اتحادیه اروپا، سربار بازار کار شدن را بلدند، خسته است و حالا اضافه شدن اوکراین به جمعیت مهاجر بعدی، اصلا خبر خوشایندی برای اروپا نیست.
حالا در این دعوا که راه حل کوتاه مدت ندارد، به نظر می رسد ایران هم یک کارت بازی خواهد بود. ایران که تمام امیدش به توافق هسته ای و نجات از این وضعیتی است که با سوءمدیریت و سوء سیاست ورزی در آن افتاده است. وزیر امور خارجه آمریکا اعلام کرده که دعوای اوکراین بر توافق ایران تاثیری ندارد اما نفس مطرح شدنش نشان می دهد که ته ذهن معامله گران سیاسی آنها چه می گذرد. ترس من از روزی است که همین کور سوی امید در میانه دعوای روسیه و غرب، خاموش شود البته نیروهای منفی دیگر نیز به اندازه کافی کم نداریم- و آن موقع واقعا راه بعدی سیاستمداران امیدوار ایرانی، چه خواهد بود، دقیقا نمی دانم.  
.  

در زیر دو فیلم را خواهید دید از سرنوشت دو ملت. یکی کنگو و دیگری افغانستان. خواهید دید چگونه دعوای جنگ سرد، سرنوشت این دو ملت را عوض کرده است که نتیجه آن بی ثباتی و خشونت و جان صدهاهزار انسان حتی تا به امروز بوده است. البته قصد هم نفی نقش خود مردمان این سرزمین ها در این مصیبت های وارده به آنها نیست. تقصیر همیشه دوطرفه است. 

 فیلم جنگ شوروی در افغانستان

فیلم مستندی در رابطه با کنگو

۵ نظر:

  1. فکر نکنم اصلاً روسیه تو مذاکرات نقشی داشته باشه، مشکل ما با امریکا و اروپاست و اونهم سرِ تحریم‌ها، روس‌ها هم بیشتر دنبال منافع‌شون فعلی‌شون در ایران هستن که به خاطر نزدیکی ایران و غرب در خطر قرار نگیره. در عمل هم هیچ کارتی ندارن که بخوان بازی رو بهم بزنن.

    پاسخحذف
  2. حتی شاید بتوان مذاکرات و مشکل را بین ایران و آمریکا دانست. اما یادمان باشد که سنگ اندازی در مذاکرات از همه کشورها بر میاید. مثلا نقش فرانسه در همین چند ماه پیش وقتی که می خواست منافع خود را در توافق لحاظ کند نمونه آن است.
    دقیقا هم فکر کنم همین نزدیکی ایران به غرب یک دلیل برای روس ها باشه تا بخوان مذاکرات به نتیجه نرسه.
    با نظر آخرتون هم موافق نیستم. اگر 6 کشور جلوی ایران نشستند حتما کارت برنده ای در مذاکرات داشتند که اومدند وگرنه دلیلی برای دخالت دادن اونها در مذاکرات نیست.

    پاسخحذف
    پاسخ‌ها
    1. من فکر کنم تنها دلیلی که داریم با ۶ کشور مذاکره می‌کنیم تحریم‌های شورای امنیت هست که باید توافق ۵ عضو دائم لحاظ بشه از اون طرف حضور آلمان به دلیل قدرت این کشور در اتحادیه اروپاست و فرانسه هم که اشاره کردید دقیقاً به همین علتِ ولی اگه به چین یا روسیه نگاه کنید هیچ دلیلی پیدا نمی‌کنید که نیاز به حضور در مذاکرات داشته باشن جز حفظ منافع حال‌شون. تصور من اینه که حتی اگه به دنبال سنگ‌اندازی باشن شاید حتی منافع‌شون در ایران تا حدی با خطر رو به رو بشه اون هم زمانی که ترجیح می‌دن ایران بیشتر به خودشون نزدیک بمونه تا غرب.

      حذف
    2. البته منظور من از آلمان و فرانسه تحریم‌های اتحادیه اروپاست.

      حذف
    3. چین و روسیه حق وتو دارند و این بازی بدون حضور اونها امکانپذیر نبوده و نیست اما رفتار اونها نیاز به تحلیل خیلی بیشتری داره.
      دقیقا سنگ اندازی در مذاکرات از همین جنس حفظ ایران در جبهه خودشونه به این طریق که در وسط مذاکرات سعی کنند سمت ایران رو بگیرند و خواستار حقوقی برای ایران بشند که در داخل ایران طرفدار داره اما مسلما طرف مقابل نمی پذیره. مثلا یکهو سعی کنند به ایران حق غنی سازی با خلوص بالا بدند و ایران رو هم در این وضعیت قرار بدند که دنبال این درخواست اونها بره و بر حقوق بیشتری پافشاری کنه که مسلما آمریکا با اونها موافق نیست

      روش سنگ اندازی روسیه به شکل دیگریه

      حذف