۱۳۹۲ بهمن ۲۸, دوشنبه

مستندی درباره کوبا

یکی از برتری های دولت های غربی پیشرفته و در راس آنها آمریکا، فکر کنم در دموکراسی و عملگرایی آنها در سیاست است تا شعارزدگی و اصرار بر اشتباهات. در حقیقت بر خلاف تصور بسیاری، کشورهای پیشرفته در سیاست های خود، چه اقتصادی و چه سیاست خارجی، اشتباه کم ندارند و به دلیل نقش بزرگ آنها در سیاست و اقتصاد جهانی، اتفاقا این اشتباهات هم برای خود و هم برای دنیا بسیار گران تمام می شوند. اما همین که آنها عملگرایی آمیخته با دموکراسی دارند سبب می شود که آنها بتوانند راه درست را پیدا کنند و اشتباهات را تصحیح کنند یا لااقل برای درست کردنش تلاش کنند بدون آنکه نگران باشند تا چه حد این اتفاقات با شعارهای قبلیشان در تضاد است. شاید به همین دلیل است که مثلا علیرغم شعارهای این دولت ها برای دموکراسی و حقوق بشر، همین دولت ها بهترین روابط را دقیقا با دولت های دیکتاتوری دارند که حتی شاید زن هایشان از رانندگی کردن هم محرومند اما منافع آنها ایجاب می کند که آنها دوستی خود با آن دولت های دیکتاتور را بر شعار دموکراسی و آزادی مقدم بدانند. یا مثلا همین دولت ها که بسیار بر طبل بازار آزاد می کوبند و به دست نامرئی که می تواند بازارها را به تعادل برساند اعتقاد دارند وقتی با بحران اقتصادی روبرو می شوند به جای شعاربافی و اصرار به تفکرات قبلی، به راحتی لباس حمایتی می پوشند و بسیاری از شرکت های در خطر ورشکستگی اشان را با پول دولتی سرپا نگه می دارند تا بحران اقتصادی عمیق تر نشود یعنی همان کاری که ما در ایران می کنیم. البته با این تفاوت که آنها این کار را فقط در زمان بحران انجام می دهند اما ما کار یومیه امان این است.
اما در مقابل این کشورها، دولت ها و کشورهایی هستند که آنها هم شعار دارند اما مشکل آنها این است که حتی وقتی واضح می شود که شعارهایشان اشتباه بوده و سیاست هایشان شکست خورده اند، آنها عاجزانه از پیدا کردن راه حلی بهتر، با ارائه راه حل هایی بدتر، در باتلاق اندیشه های اشتباه خود بیشتر فرو می روند. در جایی می خواندم که می گفت سیاستمداران اروپایی می گویند خوبی آمریکا در سیاست خارجی اش این است که راه درست را پیدا می کند بعد از این که تمامی راه های غلط را می آزماید. در عوض فکر کنم باید یک بخش دیگر به این اضافه کنند و آن این که بعضی از کشورها هستند که با استعداد و با نبوغ فوق العاده ای دوباره یک راه غلط دیگر خلق می کنند، بعد از اینکه تمامی راه های غلط قبلی را آزمودند.
کوبا نمونه همین کشورهاست. شاید 50 سال پیش کمونیست حرفی برای گفتن داشت ولی دیگر سال هاست که دنیا به شکست ایده های کمونیستی ایمان آورده است اما کوبا هنوز حتی با سقوط مهمترین حامیش یعنی شوروی، سال هاست که بر اشتباهات قبلی اصرار می ورزد و هر بار نیز که می خواهد راه حل جدیدی پیدا کند، هدفش بیشتر آن است که هنوز اثبات کند اندیشه های کمونیستی قبلیش درست بوده اند و آنها در مبارزه با سرمایه داری به طور مطلق اشتباه نکرده اند و البته هم به طور ضمنی قدرت را در دست خانواده کاسترو نگه دارند و به این طریق خود را در چاله جدیدتری می اندازند. اشتباه هم وقتی چند سال است، ایرادی ندارد و می شود کاری کرد. اما وقتی شد 50 سال و یا 100 سال آن موقع تبعات آن قابل محاسبه نیست. این را به در می گویم که دیوار بشنود.

فیلم زیر در مورد کوباست که توصیه می کنم آن را حتما ببینید.
.
.

۴ نظر:

  1. با سلام جناب راهداری
    ممنون از متن خوبتون اما فیلم رو من نمی توانم ببینم. ممکن است لینک دیگری بدهید
    با تشگر

    پاسخحذف
  2. Man ham moshkele moshabehi daram

    پاسخحذف
  3. من این مستند را از یوتیوب گذاشته ام و متاسفانه راه حل بهتری ندارم. شما چه راهی پیشنهاد می کنید؟

    پاسخحذف
  4. دوستانی که مشکل دارن می‌تونن از اینجا اکانت تهیه کنن و بعد لینک یوتیوب رو تبدیل به لینک مستقیم کنن. (در ضمن من هیچ ارتباطی به این سایت ندارم وصرفا برای حل مشکل دوستان پیشنهاد دادم.)
    اون تیکه «این را به در می گویم که دیوار بشنود.» دلم رو خنک کرد. تشکر

    پاسخحذف