۱۳۹۲ بهمن ۹, چهارشنبه

فاتحه ای برای بورس

دوستان بسیاری از من راجع به بورس ایران سوال می کنند و متاسفانه جواب من همیشه این بوده که راجع به بورس ایران اطلاعات چندانی ندارم یا اگر دارم در حد معمولی است. اما به هر حال همیشه اخبار جسته و گریخته ای از بازار ایران می شنوم و مسلما از رشدهای بورس در این یک ساله مطلع هستم. وقت چندانی برای بررسی دلایل رشد شاخص بورس تهران ندارم اما اگر داشتم سعی می کردم جواب دو سوال اساسی را پیدا کنم. یکی اینکه مهمترین علامت سوال برای من در مورد رشد بورس در یک سال گذشته این بوده که چطور می شود که اقتصاد ایران با سقوط بیش از 5 درصدی کوچکتر می شود، اما بورس ایران در همین دوره رشدهای تاریخی را تجربه می کند؟ چطور می شود که ایران تحت شدیدترین تحریم های بین المللی قرار می گیرد اما بورس ایران در پاسخ به رشد قیمت دلار به راحتی اثرات تحریم ها را فرموش کرده و هنوز رشد می کند؟ (بخشی از این رشد قبل از انتخابات ریاست جمهوری اتفاق افتاده که پیروزی آقای روحانی و اتفاقات بعد از آن زیاد مشخص نبوده است)
حالا فکر می کنم جوابم را در همین دو سه روز با سقوط های بازار سهام ایران، رییس سازمان بورس داد. دیروز ایشان در سخنانی برای آرام کردن بازار اعلام کردند که حقوقی های بورس با نقدینگی جدید از راه می رسند و افت های شدید بورس متوقف می شود!!! اتفاقا فردای آن روز نیز شرکت های حقوقی در جلسه ای توافق کردند که عرضه نداشته باشند و از سهام های خود حمایت قیمتی کنند و به همین دلیل افت بازار در روزهای قبل تبدیل به روند مثبت شد. به همین سادگی!!! جالب این است که این خبر به عنوان خبر خوش برای سهامداران نگران و به نوعی حتی با تشکر از شرکت های حقوقی فداکار و مدیریت بورس اعلام می شود. اما خیلی راحت بگویم اگر در کشورهای با اقتصاد پیشرفته این کار انجام شده بود که نمی شود، هم رییس سازمان بورس و هم حقوقی هایی که با جلسه این کار را انجام داده اند هیچ بعید نبود که سر از دادگاه و زندان در بیاورند. دلایل را هم با سه سوال بدیهی در زیر آورده ام:

1) آیا رییس سازمان بورس با شرکت های حقوقی سرمایه گذار در بورس روابط مخفیانه ای دارد که از تصمیمات آنها برای تزریق نقدینگی مطلع است؟ در ضمن او دقیقا شرکت های حقوقی مورد نظرش را بر چه اساس و معیاری انتخاب می کند و آیا در انتخاب حلقه نزدیکان حقوقی ایشان بی طرفی رعایت شده است؟ در نهایت آیا ایشان و دیگران مرتبط با ایشان که از تصمیمات این حقوقی ها از قبل مطلع هستند، از این اطلاعات خود برای خرید سهام های خاص نیز استفاده می کنند یا به کسانی توصیه هایی برای خرید و فروش هم می کنند؟

2) شرکت حقوقی برای خود سهامدار دارد و باید پاسخگوی آنها باشد نه سهامداران بزرگ و کوچک دیگری که در افت های بازار ضرر می کنند. بنابراین اگر شرکت حقوقی قبلا به این نتیجه رسیده است که باید سهام سبد سرمایه گذاری خود را بفروشد، با چه وعده ای حاضر شده است که این کار را نکند؟ آیا ضرر سهامداران ایشان را در آینده، دولت و سازمان بورس قرار است از پول نفت و یا از جاهای دیگری جبران کنند؟ یا اصلا آن شرکت حقوقی هم هیچ دیدی از قیمت سهام تحت مدیریت خود ندارد و در حال بازی با سرمایه های دیگران است؟ 

3) این که چند شرکت حقوقی دارند به راحتی می نشینند و توافق می کنند اصلا کار خداپسندانه و مستحق تشویقی نیست!!! چون اولین سوالی که به ذهن می رساند این است که آیا این جلسات اینچنینی استثنایی است یا آنها همیشه در حال انجام این کار و بازی هدفمند و دسته جمعی با قیمت ها در بازار هستند؟ 


به هر حال اگر این سه سوال جواب داده شود خیلی از سوالات دیگر در مورد بورس ایران ناخداگاه جواب داده خواهد شد. اما در کل یک درس مهم در حضور در بازارها هست و آن اینکه بازارها ریسک دارند و هر کس که در بازار بورس و بازارهای دیگر در هر جای دنیا سرمایه گذاری می کند، تبعات تصمیمات خود را باید بپذیرد و بداند که اگر روزی سود می کند ممکن است به همان ترتیب روزی نیز ضرر کند. همانطور که وقتی سود می کند نمی گوید کسی ترمز سود بردنش را بکشد، در موقع ضرر کردن نیز نباید انتظار داشته باشد کسی برای پوشش ضررهای او ترمز بازار را بکشد. متاسفانه دید حمایتی و دخالت به جای نظارت و قانونگذاری در بازار بورس که باید نماینده واقعی قوانین بازار باشد نیز در همین جا وجود دارد و البته بعید می دانم در نتیجه این دخالت ها، سرمایه گذار خرد بدلیل نابرابری اطلاعاتی برنده باشد. در نهایت برنده همان شرکت سهامدار حقوقی است که هم با حقوقی های دیگر و هم با افراد خاص روابط خوبی دارد و از بیان عمومی این روابط هم ابایی ندارند تا آنجا که حتی برای رییس سازمان بورس نیز عادی است!!! 

۴ نظر:

  1. یکی از مسئولین بورس گفته بود نگرانیشون (و بالتبع دلیل دخالت) بایت اینه که پول هایی که از بازار خارج میشه بره به بازارهای دیگه که حساسیت روشون بیشتره که مشخصا منظورش بازار مسکن بود...بعد هم برای همه دولت ها و حتی حاکمیت روند بورس حالت امنیتی (و شاید ناموسی) داره کافیه طی دوره رشد اخبار تلویزیون ایران رو نگاه کنید که همیشه با کارشناسی گفتگو میکند که بله،این رشد و فتوحات بازار حبابی نیست!!! یک نکته مهم هم نباید فراموش کرد بازار سهام ایران خیلی کوچیک هست و اصلا نمی تونه نمونه خوبی از اقتصاد ایران باشه.

    پاسخحذف
  2. حق با شماست. بورس ایران کوچیکه و نمی تونه نماینده خوبی برای اقتصاد ایران باشه اما خوب زیاد هم نباید از تصویر بزرگ کشور دور باشه. احتمالا همین دخالت هاست که تصویر بورس رو اینقدر متفاوت کرده

    پاسخحذف
  3. سلام
    به تازگی متوجه شدم که رشته ای تحت عنوان مهندسی مالی در زیر شاخه مهندسی صنایع در ارشد اضافه شده است.
    آیا این رشته که رشته تخصیلی شما هم هست را برای ادامه تحصیل پیشنهاد مینمایید؟بنده رشته برق خوندم و برای ادامه تحصیل بین رشته مدیریت مالی و مهندسی مالی سر درگم میباشم
    با تشکر از پاسخ شما

    پاسخحذف
  4. با سلام
    فرق مهندسی مالی با مدیریت مالی علی القاعده باید در میزان ریاضیات آنها باشد. مدییرت مالی رشته ای با ریاضیات کمتر و به نوعی مدیریتی است اما مهندسی مالی مربوط به مدلسازی های ریاضی از مسایل مالی است.
    بستگی به نظر ما و دید شما از مالی دارد. اگر ریاضیات دوست دارید پیشنهاد می کنم مهندسی مالی بروید اما اگر ریاضیات دوست ندارید مدیریت مالی ولی در نظر داشته باشد که با مدرگ مدیریت مالی شما قرار نیست مدیر مالی بشوید. اول از همه شما باید تجربه مدیریت مالی داشته باشید و در ضمن مدیر مالی در ایران مدیر حسابداری است در حقیقت و برای همین آنها که حسابداری خوانده اند مدیران مالی موفق تری در شرکت ها هستنند.

    پاسخحذف