۱۳۹۲ دی ۲۵, چهارشنبه

آیا روزهای طلایی دلار در راه است؟

مقاله امروز من در دنیای اقتصاد در رابطه با دلار آمریکا در سال 2014
.
.

بی شک سال 2013 می توانست سال دلار آمریکا باشد. سال 2013 سالی بود که اعداد مهم اقتصادی آمریکا بهبود چشمگیری یافتند به طوریکه بازگشت قطعی این کشور به ریل را پس از حدود پنج سال از شروع جدی بحران مالی در سال 2008 نشان می دادند. در نوامبر 2013 نرخ بیکاری آمریکا توانست به 7 درصد برسد و به دنبال بهبود بازار کار، فدرال رزرو نیز در دسامبر 2013 برنامه محرک مالی خود را کاهش داد و می توان گفت آمریکا به همین دلیل اولین اقتصاد پیشرفته ای است که به طور عملی از سیاست های انبساطی خود عقب نشینی می کند. انتشار آمار بیکاری روز جمعه نیز نشان داد که آمار بیکاری در انتهای سال 2013 به 6.7 درصد سقوط کرده است و اگرچه باطن این عدد به جذابیت ظاهرش نیست اما می توان با تداوم این روند، به قطع کامل سیاست های انبساطی آمریکا در سال 2014 و در ادامه افزایش نرخ بهره امید داشت. این اتفاقات در کنار رشد اقتصادی فراتر از انتظارات فصل سوم 2013 که در حدود 4.1 درصد بوده است و نیز پیش بینی رشد اقتصادی بهتر آمریکا در سال 2014 به نسبت سال 2013، نشان می دهد که امیدها به اقتصاد آمریکا به طرز فزاینده ای برگشته است. در سال 2013 بازار سهام آمریکا نیز رشدهای تاریخی را ثبت کرد که حتی کاهش خرید اوراق قرضه توسط فدرال رزرو در انتهای سال 2013 نیز نتوانست ترمز آن را بکشد. مسلما رشد بازار سهام بسیار مدیون برنامه های انبساطی فدرال رزرو بوده اما در مقابل، سودآوری (earning) شرکت ها نیز رکورد تاریخی ثبت کرد و حاکی از آن بود که رشد بازار سهام بی دلیل و فقط ناشی از حباب نیست.
از مهمترین خبرهای دیگر آمریکا نیز ادامه روند کاهشی کسری بودجه آمریکا بود که از رقم حدود یک تریلیون دلار در سال 2012 به رقم 680 میلیارد دلار در سال 2013 رسیده است که رشد اقتصادی و افزایش دریافت مالیات ها دو دلیل مهم آن بوده اند. در کنار این آمار تراز تجاری آمریکا نیز بهبود چشمگیری داشته است و در بالاترین میزان خود در سه سال گذشته قرار گرفته است. بخشی از این بهبود مربوط به توسعه صادرات آمریکا و بخش دیگر نیز مربوط به افزایش تولید نفت در داخل آمریکا و کاهش تدریجی واردات نفت این کشور است. به حتم، موضوع افزایش تولید نفت آمریکا و تبدیل این کشور از واردکننده نفت به صادرکننده نفت، محدود به مرزهای این کشور باقی نخواهد ماند و عرصه سیاست و اقتصاد دنیا بخصوص در حوزه کشورهای صادرکننده نفت را تحت تاثیر قرار خواهد داد. برای اولین بار بعد از 24 سال در اکتبر سال 2013، میزان تولید نفت خام آمریکا توانست بالاتر از واردات این کشور قرار گیرد. هم اکنون آمریکا جایگاه سوم تولید نفت جهان پس از روسیه و عربستان را داراست و پیش بینی می شود تا سال 2016 جایگاه اول را کسب کند. اگر تحولات سیاسی در دنیا را که پارامترهای مهمی در تعیین قیمت نفت هستند در نظر نگیریم، با افزایش تولید آمریکا انتظار می رود قیمت نفت در آمریکا روند کاهشی به خود بگیرد و این اتفاق در بلند مدت انرژی ارزان قیمت برای آمریکا به نسبت رقبای این کشور به ارمغان خواهد آورد. این سبب خواهد شد که از یک طرف وابستگی سیاسی این کشور به نفت مناطق بحرانی مثل خاورمیانه کاهش می یابد که پیامدش در عرصه اقتصادی، کاهش دخالت نظامی و سیاسی پر هزینه برای آمریکا در این منطقه است و از طرف دیگر آمریکا با انرژی ارزان مزیت رقابتی مهمی در برابر چین و رقبای دیگرش پیدا می کند که ممکن است در طی سال های بعدی بخشی از تولید آمریکا را که به کشورهای دیگر منتقل شده بود، دوباره به آمریکا باز گردد و این سرآغاز دوران مهمی در رابطه تجاری و سیاسی آمریکا و دنیا خواهد بود. در انتها نیز علاوه بر تمامی موارد فوق، اقتصاد آمریکا توانست که روزهای بدی همچون تعطیلی  18 روزه دولت را در سال 2013 به راحتی پشت سر بگذارد و نشان دهد که حرکت بازگشتی اقتصاد آن قدرتمندتر از آنی است که حتی از تعطیلی دولت تاثیر بپذیرد.
با همه اتفاقات مثبتی که در بالا اشاره شد، بسیاری انتظار پرواز دلار را در برابر ارزهای دیگر می کشیدند. پروازی از جنس همان پرواز دلار در برابر طلا. اما در عمل دلار آمریکا تحت تاثیر اتفاقات مختلف رشد محدودی را تجربه کرد و تنها در دو ماه آخر سال 2013 بود که به سرعت در برابر ین ژاپن، دلار استرالیا و دلار کانادا توانست توقف خود را جبران کند و در عوض در برابر دیگر ارزها بخصوص یورو افت ارزش را تجربه کرد. حال سوال اصلی آن است که آیا ممکن است دلار انتظاراتی را که در سال 2013 برآورده نشده است، در سال 2014 برآورده کند و صعودهای تاریخی را تجربه کند؟
همانطور که در بالا اشاره شد چشم انداز دلار آمریکا مثبت است اما یک بخش مهم در افزایش ارزش دلار به نسبت ارزهای دیگر، مربوط به اتفاقات جاری در حوزه آن ارزها نیز هست. در حال حاضر به جز پوند انگلیس و دلار نیوزلند، تقریبا تمامی ارزهای کشورهای توسعه یافته در وضعیت پایین تری نسبت به دلار قرار دارند. پوند انگلیس از آن جهت وضعیت متفاوتی با ارزهای دیگر دارد که اقتصاد این کشور همچون آمریکا اعداد خوبی را نشان داده و با بهبود بازار کار و نیز خطر ایجاد حباب در بازار مسکن، بازار انتظار دارد در یکی دو سال آتی خرید اوراق قرضه در انگلیس کاهش یافته و احتمالا پس از قطع آن، نرخ بهره افزایش یابد. دلار نیوزلند هم تنها ارز کشوری است که رییس بانک مرکزی آن به صراحت از افزایش نرخ بهره در آینده نزدیک خبر داده است. اما در مورد ارزهای دیگر وضعیت متفاوت است. یورو هنوز در ابتدای راه برای خروج از رکود است و احتمالا بدلیل شرایط بد تورمی و بیکاری، به کارگیری سیاست های انبساطی بیشتر توسط بانک مرکزی اروپا دور از انتظار نیست. ژاپن نیز در میانه بزرگترین برنامه خرید اوراق قرضه و کاهش ارزش ین در برابر ارزهای دیگر برای تحریک تقاضا و افزایش تورم است. دلار استرالیا نیز تحت فشار کاهش نرخ بهره توسط بانک مرکزی استرالیاست و هنوز چشم به تضعیف بیشتر دارد. فرانک سوییس نیز هنوز نتوانسته است که به خوبی از کف 1.2 تعیین شده با یورو فاصله بگیرد و ارقام حاکی از آن است که هنوز فشار تورمی مورد نظر بانک مرکزی سوییس ایجاد نشده است و این بانک باید به سیاست حمایت از کاهش ارزش فرانک سوییس ادامه بدهد.
به این ترتیب به نظر می رسد دلار باید لااقل در برابر تعداد زیادی از ارزها صعود را تجربه کند اما داستان به همین جا ختم نمی شود. در حقیقت درست است که دلار قوی جایگاه این کشور به عنوان ارز ذخیره را تقویت می کند و دارندگان ذخایر دلاری بخصوص چین را نیز خوشحال می کند، اما در مقابل سبب کاهش رقابت پذیری آمریکا با رقبایش خواهد بود و خبر چندان خوبی برای تولیدات آمریکا و بهبود تراز تجاری این کشور نیست. به همین دلیل پیش بینی می شود که یک مانع اصلی دلار قوی در سال 2014، تداوم جنگ ارزی باشد که طی آن بانک های مرکزی از جمله فدرال رزرو سعی کنند ارز خود را با سیاست های مختلف در برابر ارزهای کلیدی مقابلشان تضعیف شده نگه دارند. در کنار این نکته، هنوز دو موضوع وجود دارد که ممکن است اثرات بدی بر اقتصاد آمریکا بگذارد و باعث شود که اعداد خوب سال 2013 با همین شتاب دوباره تکرار نشوند. یک موضوع افزایش نرخ بازدهی اوراق قرضه است. افزایش نرخ اوراق قرضه و نیز نرخ بهره، افزایش هزینه های استقراض را برای شرکت ها به دنبال دارند که این سبب افزایش فشار بر شرکت ها برای پرداخت سود بیشتر و نیز تمایل به استقراض کمتر می شود که هر دو، آینده بازار کار و رشد اقتصادی را تهدید می کنند. موضوع دوم هم بحث انرژی است. درست است که تولید نفت آمریکا افزایش یافته است اما این افزایش تولید ممکن است که همپای تقاضای ناشی از رشد اقتصادی آمریکا نباشد و به همین دلیل سبب افزایش دوباره قیمت نفت در سال 2014 شود. افزایش قیمت نفت شرایط تورمی را بهبود می دهد اما سبب افزایش هزینه های تولید و فشار بر تولیدکنندگان و قیمت تمام شده کالا می شود که دوباره در یک چرخه سبب کاهش رشد و تعدیل بهبود اقتصادی می شود.
در پایان به نظر می رسد جایگاه دلار در سال 2014 تا حدود زیادی مثبت به نظر می رسد و ممکن است که دلار بتواند انتظارات برآورده نشده در سال 2013 را در این سال برآورده کند. اما همیشه باید در یاد داشت که اتفاقات بازارها بخصوص بدلیل وجود پارامترهای انسانی چند وجهی هستند و اعداد و ارقام زیادی در زمان های مختلف آنها را متاثر خواهندکرد و ممکن است که این انتظار نیز در سال 2014 ناکام بماند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر