۱۳۹۲ آذر ۲۸, پنجشنبه

تعلیق رازداری بانکی در سوييس

مقاله من راجع به بانکداری سوییس که در دنیای اقتصاد چاپ شده است. 
.
.
در حالیکه ایران و گروه 5+1 در ژنو سوییس به توافقی تاریخی برای حل موضوع هسته ای ایران دست پیدا کردند، شاید خیلی ها تعجب کنند وقتی بدانند که کشور میزبان، یعنی سوییس که مشهور به صلح و بی طرفی است، خود این روزها در حال انجام توافق تاریخی دردناکی با آمریکا بر سر یکی از اصول خدشه ناپذیر بانکداری خود در طول تاریخ است که شاید اهمیت آن برای سوییس و بانک های سوییسی کم از تعلیق غنی سازی برای ایران نباشد و آن "رازداری بانکی" است. این روزها به دنبال اجازه دولت سوییس برای زیرپاگذاشتن قانون رازداری بانکی، بانک های سوییسی قادر شده اند که برای فرار از جریمه ها و تحریم های آمریکا و مصادره دارایی هایشان، داوطلبانه با مقامات اداره مالیات آمریکا همکاری کنند و اطلاعات درخواستی آمریکا از مشتریانشان را که مشکوک به فرار مالیاتی هستند، در اختیار دولت آمریکا بگذارند.
داستان بانکداری سوییس و مشکلات آن با آمریکا البته تاریخی است. در حقیقت بانکداری، بخش جدایی ناپذیر اقتصاد سوییس و نام سوییس است البته در کنار شکلات و ساعت و کوه هایی برای اسکی کردن. همه به نحوی اسمی از بانک های سوییس شنیده اند و در مورد آنها تصور ثروت آمیخته به رمزآلودی دارند. واقعیت این است که بیشتر این تصویر مثبت، مختص مشتریان خاص است و مشتریان عادی بانک های سوییس تقریبا خدماتی مشابه دیگر بانک های کشورهای توسعه یافته دنیا، دریافت می کنند. جالب است اگر بدانید که عجیب نیست در سوییس برای رسیدن به نزدیکترین دستگاه خودپرداز مجبور شوید مسیر طولانی را پیاده روی کنید و یا از وسایل نقلیه استفاده کنید، از آن جهت که مرسوم نیست در سوییس دستگاه خودپرداز در همه جا ببینید. جالب خواهد بود اگر بدانید عجیب نیست در مرکز شهرها با صف طولانی در باجه های بانکی و دستگاه های خودپرداز مواجه شوید. اما این اتفاقات در سوییس و بانکداری این کشور برای مشتریان خرد، عادی است.  اما پس به واقع چه چیزی بانک های سوییس را از بانک های دیگر نقاط دنیا متمایز کرده است و از آن نامی بزرگ ساخته است؟
به جرات می توان گفت که تمامی معروفیت بانکداری سوییس مدیون بانک هایی است که تقریبا افراد عادی اسمی از آنها نشنیده اند و البته هم آن بانک ها خود نمی خواهند که اینگونه در نگاه مردم عادی باشند از آن جهت که مشتریان آنها مردم عادی نیستند. اگر دو بانک بزرگ سوییس یعنی UBS و Credit Suisse و دیگر بانک های استانی سوییس را درنظر نگیریم، عمده بانک های سوییس بر خلاف تصویر عمومی از بانکداری، شعبات متعدد ندارند و حتی گاهی بانکی که صدها میلیارد دلار دارایی دارد، فقط یک دفتر مانند دفاتر اداری در یک ساختمان دارد، حضور مشتری در بانک نیاز به وقت قبلی دارد و وقت قبلی هم به هر کسی داده نمی شود و در ملاقات با شما نیز گاه خود مدیرعامل بانک حاضر می شود و خبری از صندوق دار به روش مرسوم بانک ها نیست. همه این شرایط فراهم شده است تا مشتری خاصی که چمدانی پر از پول دارد، در بانک حاضر شود. این مشتری پولدار، می تواند نماینده یک کشور باشد، یا یک سرمایه دار مثلا آمریکایی، فرانسوی و یا آلمانی یا یک سیاستمدار و  هر کسی تا مادامی که پول زیادی برای سپردن به جایی امن مثل سوییس و بانک های سوییسی داشته باشد.
اما خدمات بانک سوییسی به شما به عنوان یک فرد پولدار چیست؟ بر خلاف انتظار، مهمترین خدمت بانک های سوییسی در پرداخت سود بانکی بالا به نسبت دیگر کشورها نیست چون دقیقا برعکس، سوییس معمولا کمترین نرخ بهره را نسبت به دیگر اقتصادهای پیشرفته دنیا دارد که این نیز ناشی از ثبات اقتصادی این کشور است. اما مهمترین خدمات بانکی را نه بانک های سوییس بلکه کشور سوییس با بی طرفی سیاسی و حمایت از قانون رازداری بانکی و تسهیلات مالیاتی برای سرمایه گذاران بانک ها فراهم کرده است. در حقیقت بی طرفی سیاسی سوییس، از این کشور محلی امن برای سرمایه افراد و گروه های مختلف نقاط مختلف دنیا درست کرده است. همین امنیت و ثبات سیاسی سبب شده است که اکثر ثروتمندان و سیاستمداران برای فرار از ناآرامی ها و چرخش های سیاسی و قوانین در کشورهایشان، پول هایشان را به سوییس بیاورند. چون می دانند سوییس آخرین کشوری خواهد بود که موضعی بر علیه آنها خواهد گرفت البته تازه اگر مجبور شود. همین بی طرفی سیاسی در کنار سیاست های تشویقی مالیاتی نه تنها سبب جذب پول های افراد، بلکه سبب جذب شرکت های بین اللملی نیز شده است زیرا بدلیل بی طرفی سیاسی سوییس، فعالیت های آنها تحت نام سوییس از ترکش های درگیری های منطقه ای و قومیتی و مذهبی در کشورهای دیگر در امان خواهد بود و در ضمن با پرداخت مالیات کمتر سود بیشتری برای سهامدارانشان و نیز سرمایه بیشتری برای سرمایه گذاری مجدد خواهند داشت.
در کنار بی طرفی سیاسی، نقش بانک های سوییسی با خدمت دیگری برجسته می شود و آن "رازداری بانکی" است. البته رازداری بانکی ریشه ای تاریخی در سوییس و بانکداری این کشور دارد اما از سال 1934 به صورت قانون درآمده است و عدم افشای اطلاعات دارندگان حساب حالا جزیی از قانون است. از طریق همین قانون بسیاری از سرمایه داران، سران کشورها و شرکت ها توانستند در حساب هایی شماره دار، به صورت ناشناس، میلیاردها دلار خود را از دید مردم سرزمینشان و ماموران مالیاتی پنهان کنند. بانک های سوییس خوب می دانند که آنچه برای کشورهای دیگر دموکراسی و تلاش برای آزادی است برای آنها پول های زیادی است که از ترس ناامنی اجتماعی و تغییر قوانین به بانک های آنها سرازیر می شود. مردم در فرانسه و ایتالیا در احترام به دموکراسی، دولت هایی را می آورند تا مالیات ها را زیادتر کنند و بعد بانک های سوییسی محلی برای فرار مالیاتی سرمایه داران آن کشورها می شود. دیکتاتورهای کشورهای مختلف نیز برای در امان نگه داشتن پول هایشان از دید مردم، آنها را در بانک های سوییس پنهان می کنند. پس عجیب نیست که همیشه بانک های سوییس متهم اصلی پولشویی و فرار مالیاتی و نقض حقوق مردم کشورهای دیگر بوده اند. البته این اتهامی است که توسط خود بانک های سوییسی به شدت رد می شود.
اما موضوع به همین سادگی هم نبوده است که کشورهای دیگر و حتی بعضی از مردم سوییس نیز این موضوع را به راحتی پذیرفته باشند. مسلما آنچه برای بانک های سوییس درآمد است، احتمالا درآمدی است که قرار بوده به جیب دولت های دیگر برود و برای همین کشورهای دیگر بخصوص آنها که از فرار مالیاتی شهروندان خود ناراحتند، در جدالی بی پایان با بانک های سوییس، در حال جاسوسی و کشف اسم شهروندان خود از سیستم بانکی سوییس هستند و حتی از پرداخت علنی جایزه به کسی که رازداری بانکی سوییس را نقض کند نیز ابایی ندارند. البته مسایل اخلاقی و وجدانی نیز در میان بوده است و مواردی بوده است که کسی دست به افشاگری نام ها زده است و دلیل را هم ناراحتی وجدانی خود از غیراخلاقی بودن کمک به فراریان مالیاتی و نقض حقوق مردم سرزمین های دیگر اعلام کرده است. ولی این نیز باعث نشده است که در سوییس به دلیل خیانت و نقض قانون رازداری محاکمه و زندانی نشوند. اما در میان تمام افشاگری ها، هیچکدام به اندازه افشاگری در مورد مشتریان آمریکایی جنجالی و خبرساز نبوده است.
داستان تنش آمریکا با کشور سوییس بر سر رازداری بانکی در سوییس موضوع تازه ای نیست و حتی به زمان جنگ جهانی دوم باز می گردد. در حقیقت با پایان جنگ جهانی دوم، برای بسیاری واضح بود که سوییس محلی بوده است که بسیاری از سرمایه داران آلمانی، چه موافق و چه مخالف حکومت نازی ها، پول های خود را در بانک های سوییس مخفی کرده بودند. با پایان جنگ اما بسیاری از آنها که در بانک های سوییس سرمایه داشتند، در جنگ از بین رفته بودند و به دلیل رازداری بانکی نیز کسی به درستی نمی دانست پول های آن افراد چه میزان بوده است و یا حتی آیا واقعا آنها در سوییس حساب داشته اند یا نه. به هر حال با پایان جنگ جهانی دوم، آمریکا به نیابت از متفقین مدعی پول های آلمانی ها در بانک های سوییس شد. حرف آمریکا این بود که پول های زیادی از آلمانی ها از زمان نازی ها در سوییس به جا مانده که بدلیل اینکه صاحبی برای آنها وجود ندارد باید این پول ها به آمریکا و دیگر کشورهای متفقین داده شود تا خسارت های آنها را از جنگ بپوشاند.
جواب بانک های سوییسی به آمریکا این بود که پول های آلمانی ها لزوما برای نازی ها و حامیان آنها نبوده که با آن پول ها بشود هزینه های جنگ نازی ها را به عنوان غرامت بپوشاند و در ضمن این ادعا که این حساب ها بدون صاحب است نیاز به سال ها وقت و اثبات عدم وجود مدعی برای آنهاست. در ضمن حتی با فرض درست بودن این ادعا، چه کسی باید این پول را بگیرد؟ متفقین فقط بخشی از آسیب دیدگان جنگ هستند و در ضمن شاید فرانسه و انگلیس و کشورهای اروپای شرقی برای دریافت آن مستحق تر باشند. جواب آنها به آمریکا بی پاسخ نماند و آمریکا بعد از مذاکرات طولانی از اهرم فشار خود برای بلوکه کردن حساب های بانک های سوییس در آمریکا استفاده کرد و موفق شد با بانک های سوییسی بر سر رقمی برای دریافت آن پول ها به نفع متفقین به توافق برسد.
 اما دعوای سوییس و آمریکا در همانجا خاتمه نیافت و بعدها نیز تحت اتهام پناه دادن به فراریان مالیاتی و پولشویی زیر لوای رازداری بانکداری ادامه پیدا کرد. این موضوع بعد از حادثه یازده سپتامبر و اتهام کمک به پولشویی بانک های سوییس برای تامین مالی این عملیات رنگ و بوی جدی تری به خود گرفت. جدی تر زمانی شد که بعد از بحران مالی آمریکا، این کشور تصمیم گرفت دیگر از هیچ فرار مالیاتی چشم نپوشد و همین فشار مضاعفی را بر سوییس وارد می کرد که به طور سنتی پناهگاه فراریان مالیاتی آمریکایی بوده است. برخورد آمریکا و سوییس در این مساله گاه کاملا جدی بوده است. مثلا در یک نمونه در اقدامی جالب اداره خدمات درآمد داخلی آمریکا (IRS) که مسئولیت جمع آوری مالیات از شهروندان آمریکایی را به عهده دارد، تصمیم گرفت به یک متهم به افشای اطلاعات بانک UBS که در زندان سوییس به سر می برد، بابت خیانتش به بانک UBS که منجر به افشای حدود 35000 نام  و دریافت حدود 5 میلیارد دلار از آنها بابت مالیات و جریمه شده است، مبلغ 104 میلیون دلار آمریکا پاداش بدهد! این اقدامات تلویحا اعلام جنگ در برابر سوییس و قوانین بانکداری این کشور بود. اما ولع دستیابی به لیست های افراد فقط محدود به دولت ها و دریافت پاداش باقی نماند. مورد جالب دیگر، باز شدن پای ویکی لیکس به ماجرا بود و این وبسایت علاوه بر درز اطلاعات محرمانه آمریکا، بخشی را نیز به افشای اسامی افرادی اختصاص داد که برای فرار مالیاتی پول هایشان را در بانک های سوییس پنهان کرده بودند. افشا کننده هم این کار را فقط از سر مسایل وجدانی اعلام کرد.  
اما مذاکرات طولانی آمریکا و سوییس بر سر این موضوع مدت زیادی بود که هزینه های زیادی برای سوییس و بانکداری این کشور داشته است. در موارد متعدد بانک های سوییس مجبور شده اند بین تجارت در آمریکا و یا افشای اطلاعات محرمانه مشتریان خود، تجارت با آمریکا را برگزینند و ضمن پرداخت جریمه های سنگین به دولت آمریکا، نام و اطلاعات مشتریان خود را نیز افشا کنند. با وجود اینکه سال هاست که مشخص شده است، بانک های سوییس بخصوص بدلیل جهانی سازی و نقششان در بازار آمریکا، دیگر نمی توانند در برابر فشارها مقاومت کنند، بیشترین تغییر در سال 2013 رخ داده است وقتی دولت سوییس به بانک های این کشور اجازه داد که قانون رازداری بانکی را زیر پا گذاشته و به طور مستقیم با دولت آمریکا بر سر موضوعاتی چون فرار مالیاتی شهروندان آمریکایی به مصالحه برسند. البته این فرآیند هنوز نهایی نشده است اما آنچه واضح است این است که بانک های سوییس در اقداماتی دردناک مجبور خواهند بود که برای جلوگیری از جریمه های بالا و مصادره اموالشان توسط آمریکا، با مقامات آمریکایی بر سر اطلاعات مشتریان خود همکاری کنند و این علاوه بر ضربه شدید به وجهه بانکداری سوییس، دردسر زیادی برای شرکای دیرین آنها بخصوص در آمریکا ایجاد خواهد کرد از آن جهت که قوانین این کشور در مورد مالیات یکی از سخت گیرانه ترین قوانین است. جالب تر از این موضوع اینکه انجمن بانکداران سوییس در اقدامی تاریخی در شهریورماه امسال از کمک بانک های سوییس به فراریان مالیاتی عذرخواهی کرد و این نشان دهنده این است که دیگر سوییسی ها رازداری بانکی را تا آن اندازه مانند گذشته حق مسلم خود نمی دانند و حتی حاضرند بپذیرند که بخشی از کارهای آنها تحت این نام غیراخلاقی و نادرست بوده است.
حالا با این تفاسیر باید پرسید که آیا بانکداری سوییس با از بین رفتن رازداری بانکی آیا جایگاه خود را از دست خواهد داد؟ در جواب باید گفت که فشار بر سوییس به دلیل رازداری بانکی تازگی ندارد. به همین دلیل با جدی شدن موضوع و بیشتر شدن اهرم های فشار کشورهای دیگر بر سوییس بخصوص بدلیل جهانی شدن، بانک های سوییس به تدریج سعی کرده اند به سبد مزیت های خود چیزهای دیگری را اضافه کنند و فقط در رازداری بانکی مزیت نداشته باشند. بسیاری از بانک های سوییسی پا به پای بانک های بزرگ دیگر در حال نوآوری و ارائه خدمات متنوع به مشتریان خود هستند. در کنار این البته مشتریان خاص بانک های سوییس نیز تا به الآن متوجه شده اند که سوییس بیش از این نمی توانسته در برابر فشارها مقاومت کند و به همین دلیل مدت هاست روش های دیگری را برای منظور خود به کار گرفته اند و اتفاقات اخیر شوک به سیستم بانکی سوییس وارد نخواهد کرد.
علاوه بر این، هنوز سوییس کشور امنی هم از نظر سیاسی و هم از نظر اقتصادی است. سوییس هنوز از نظر سیاسی بی طرف ترین کشور دنیاست و از همه مهمتر اینکه دیگر کشورها، نه همیشه ولی اکثر مواقع، به این بی طرفی احترام می گذارند و البته سوییسی ها در مذاکره برای حفظ ارزش های خود نیز توانایی ویژه ای دارند. سوییس به دلیل ساختار دموکراسی خاصی که دارد تقریبا دچار ناآرامی های سیاسی و اجتماعی معمول در اکثر کشورها نخواهد شد. سوییس به دلیل محافظه کاری اقتصادی و نیز اقتصاد محلی قوی در حوزه مسکن و نیز کالاهای مصرفی به سرعت به دنبال موج هایی که در دنیا به راه می افتد، نشده است و به همین دلیل علیرغم درگیری در جهانی سازی به خوبی توانسته است اتفاقات بعد از بحران مالی جهانی را نیز مدیریت و همچنین ضمن پایین نگه داشتن رقم بیکاری توانسته تا حدودی بر نگرانی های تورم پایین نیز غلبه کند. سوییس به همه این دلایل هنوز محل امنی برای سپردن سرمایه های خیلی از آدم های پولدار و شرکت های بین اللملی است و به همین دلیل هنوز دلایل زیادی برای حفظ اعتبار خود در این حوزه دارند.  

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر