۱۳۹۲ آذر ۱۶, شنبه

معیارهایی برای پیش بینی روند قیمت طلا

مقاله من در روزنامه دنیای اقتصاد تحت عنوان "رمز پنج رقمی آینده طلا"
.
.
افت و خیزهای طلا این روزها بسیاری را سردرگم کرده است که آیا الآن زمان مناسبی برای وارد شدن به بازار طلاست و یا با تداوم کاهش قیمت طلا، بهتر است دست نگه داشته و منتظر قیمت های پایین تر بود؟ شاید این حرف چند ماه پیش، بخصوص بعد از سقوط های تاریخی طلا، در بازار جواهرات زیاد مورد توجه قرار نمی گرفت و دید غالب این بود که قیمت طلا به سرعت باز خواهد گشت و بهتر است که از این فرصت ایجاد شده استفاده کرده و طلا خریداری کرد. اما تداوم قیمت های پایین و حتی در سراشیبی قرار گرفتن دوباره قیمت از همان سطوح، خریداران جواهر را نیز به این نتیجه رساند که باید پیش فرض های خود در مورد بازار طلا را کنار بگذارند و تحلیل بهتری از بازار طلا داشته باشند.
اما پیش بینی قیمت طلا کار ساده ای نیست. طلا علیرغم اینکه در زمره کالاها (commodityدسته بندی می شود اما مشخصات منحصر به فردی دارد که آن را از دیگر انواع کالا مانند کالاهای کشاورزی و یا دیگر فلزات مصرفی مانند مس و آهن متمایز می کند. یکی از مهمترین خصوصیات طلا آن است که بخش عمده تقاضای طلا به طور مستقیم و یا غیرمستقیم اهداف سرمایه گذاری دارد و بخش کوچکی از تقاضای طلا مربوط به مصارف صنعتی است. این کارکرد طلا به آن ماهیتی از جنس پول به عنوان واسطه تبادلات و یا ماهیتی مثل خرید اوراق بهادار مانند سهام به امید سود در آینده می دهد. اما با این وجود طلا با پول و سهام چند تفاوت اساسی دارد. از همه مهمتر آن که طلا مانند پول و یا اوراق قرضه (یا اوراق مشارکت در ایران) سود مشخص ماهیانه و یا سالیانه ندارد. یا مثل سهام نمی توان سود پایان سال آن را تخمین زد و در نهایت در پایان سال محاسبه کرد. این خصوصیت طلا باعث می شود که روش های مرسوم ارزش یابی دارایی با توجه به جریان وجوه نقد آتی (Future cash flow) در مورد آن قابل اجرا نباشد. همین پیچیدگی قیمت گذاری طلا را سبب می شود. اما پس چه چیزی طلا را حتی برای کسانی که به درستی اطلاعی از اقتصاد و عوامل موثر بر قیمت طلا ندارند، جذاب می کند؟
تقاضای سرمایه گذاری طلا را دو بخش می توان کرد. یک بخش تقاضای جواهرات منهای خریدهای لوکس جواهرات است و یک بخش خرید موسسات مالی. اما در هر دو نوع خربد یک دید مشترک است و آن این که طلا نقش محل امن سرمایه و پوشش مخاطرات (Risk Hedging) را دارد. در مورد تقاضای جواهر دلیل آن است که با نگاهی به کشورهای اول متقاضی طلا متوجه می شویم که چهار کشور اول متقاضی جواهرات چین، هند، ترکیه و تایلند هستند و بعد از آنها آمریکا و آلمان و سپس دوباره کشور ویتنام قرار می گیرد و در عوض کشورهای ثروتمندی مانند ژاپن، سوییس که خود یکی از انبارهای طلای دنیاست- و انگلیس تقریبا در انتهای لیست تقاضای جواهر قرار دارند. در حقیقت بخشی از تقاضای طلا بخصوص در آسیا بدلیل همین دید مرسوم در ایران است که طلا پشتوانه آینده است و تورم های مزمن و کاهش های مداوم ارزش پول ملی نیز باعث شده است که طلا به طور تاریخی از عهده این مسئولیت خطیر سربلند بیرون بیاید و جایگاه اجتماعی خود را تثبیت کند. سرمایه گذاری موسسات در طلا نیز از جنس مشابه اما برای کاهش انواع متنوع تری از مخاطرات است. مثلا شرکت های سرمایه گذاری طلا را به خاطر همبستگی منفی (Negative Correlation) با یک سری دارایی های دیگر می خرند تا به واسطه آن بتوانند ریسک سبد سرمایه گذاری (Portfolio) خود را بخصوص در زمان بحران های اقتصادی کاهش دهند. 
پس حالا سوال اساسی آن است که با وجود پیچیدگی قیمت طلا، چگونه می توان قیمت طلا را در آینده حدس زد؟ چگونه می توان فهمید که روند قیمت طلا در آینده صعودی خواهد بود یا نزولی و این روندها چه زمان برعکس خواهند شد؟ در حقیقت مدل ساده ای برای تخمین قیمت طلا در کوتاه مدت وجود ندارد و مدل های پیچیده موجود نیز گاه در تخمین دقیق قیمت دچار خطا می شوند. اما در مورد روند قیمت طلا می توان معیارهایی ساده داشت که با نگاه به آنها بتوان پیش بینی کرد قیمت طلا چه روندی باید داشته باشد. البته رابطه روند قیمت طلا با آنها یک رابطه صددرصدی و قطعی نیست و این رابطه گاه در بعضی زمان ها بخصوص در کوتاه مدت می تواند برقرار نباشد اما در نظر داشتن مجموعه این معیارها و شاخص ها می تواند تا حد خوبی نشانگر رفتار مشخص رو به پایین یا بالای قیمت طلا باشد. در ضمن این معبارها همه از هم مستقل نیستند و ممکن است که بر هم اثر داشته باشند اما جداگانه مطرح شده اند.
در این نوشته سعی شده است تا مهمترین معیارهایی که بتوان از روی آنها روند قیمت طلا را حدس زد، بررسی شوند. آن معیارها عبارتند از:
1) به لحن فدرال رزرو توجه کنید و در کنار آن به آمارهای مهم این کشور بخصوص بیکاری و تورم نگاه کنید.
طلا مانند بسیاری از کالاها قیمت گذاری دلاری دارد و ابتدا به دلار قیمت گذاری می شود و سپس با تبدیل نرخ ارز به ارزهای دیگر بیان می شود. مهمترین پارامتری هم که این روزها قیمت طلا به دلار را تحت تاثیر قرار می دهد وضعیت برنامه خرید اوراق قرضه توسط فدرال رزرو آمریکاست که شکل مدرنی از چاپ پول است که چند هدف از جمله تحریک تقاضا و بازگرداندن رونق به اقتصاد آمریکا و کاهش آمار بیکاری این کشور را دنبال می کند. در قالب این برنامه، فدرال رزرو دارایی های پر مخاطره بانک ها را از آنها خریده و ضمن کاهش احتمال ورشکستگی آنها، با تزریق پول به بانک ها قدرت وام دهی آنها را بالا می برد و در کنار نرخ بهره پایین، فدرال رزرو انتظار دارد که تقاضا برای دریافت وام و سرمایه گذاری بیشتر شود که این خود می تواند ایجاد شغل های بیشتر را نیز در پی داشته باشد. اما در کنار این سیاست یک اتفاق مهم هم در حال افتادن است و آن کاهش ارزش دلار است و این کاهش ارزش دلار سبب می شود که افراد به جای پس انداز به خرید بپردازند و هرچه آنها بیشتر خرید کنند چرخ های اقتصاد آمریکا که در دوران نقاهت بعد از رکود است، بیشتر خواهد چرخید. کاهش ارزش دلار در کنار افزایش تقاضا برای کالاها نیز نیروی تورمی ایجاد می کند تا بتواند اقتصاد آمریکا را که بعد از بحران مالی سال 2008 در تورم های پایین دست و پا می زند، نجات دهد. تداوم این برنامه با توجه به اثراتش مسلما نیروی افزایشی قیمت طلاست. وضعیت تداوم، کاهش و یا توفق آن را نیز باید در لحن سخنان و گزارشات فدرال رزرو جستجو کرد. در حال حاضر می توان گفت که هر گاه لحن فدرال رزرو در مورد اقتصاد آمریکا مثبت باشد و نیز سیگنال هایی برای کاهش خرید اوراق قرضه و حتی افزایش نرخ بهره بدهد، آنگاه قیمت طلا تحت فشار کاهشی خواهد بود.
البته لحن شناسی فدرال رزرو گاهی اوقات کار ساده ای نیست و به نظر می رسد بازار برداشت اشتباهی از گفته ها و گزارشات فدرال رزرو دارد که بعدا این برداشت توسط خود رییس فدرال رزرو تصحیح می شود. به هر حال حساسیت روی سیگنال های فدرال رزرو هم بی دلیل نیست. بارها و بارها نکات ساده حرف های رییس فدرال رزرو تبدیل به واقعیت شده اند و برای همین بازار به کلمه کلمه گفته های آقای رییس و گزارشات او حساس است و سعی در تحلیل آن دارد. اما در کنار لحن گزارشات و حرف های رییس فدرال رزرو می توان به دو آمار مهم نگاه کرد. یکی آمار بیکاری و دیگری نرخ تورم در آمریکاست که فدرال رزرو برای هر دو هدفگذاری دارد و هر دو نیز به نوعی به سیاست خرید اوراق قرضه مرتبط هستند.
برای بیکاری آمریکا فدرال رزرو هدف 6.5 درصد را قرار داده است تا خرید اوراق قرضه را متوقف کند اما در عین حال این بانک نرخ تورم 2 درصد سالیانه را نیز هدفگذاری کرده است. در حال حاضر اتفاقی که افتاده است آن است که بازار کار در حال بهبودی است و نرخ بیکاری در حد 7.3 درصد است و امید بهبودی آن در ماه های آتی و رسیدن به نرخ مورد نظر فدرال رزرو هست اما نرخ تورم چندان امیدوار کننده نیست. شاخص قیمت مصرف کننده (CPI) در یکساله منتهی به اکتبر 2013 روند نزولی داشته و برابر یک درصد است. عدم بهبود تورم در شرایطی که سیاست انبساطی شدیدی در حال اعمال است، حکایت از قدرت زیاد نیروهای کاهشی قیمت دارد که بسیار ناامید کننده است. مسلما نرخ پایین تورم در صورتی که خرید اوراق قرضه متوقف شود، پایین تر هم خواهد رفت. با توجه به اینکه پوشش در برابر مخاطرات تورمی به طور خاص دقیقا یکی از کارکردهای طلاست، پس عدم وجود نیروی تورمی در کنار زمزمه های توقف سیاست انبساطی فدرال رزرو، نیروی کاهشی فزاینده ای را بر قیمت طلا ایجاد می کند.
2) به شاخص دلار آمریکا (US Dollar Index)  نگاه کنید.
همانطور که اشاره کردم طلا ابتدا به دلار آمریکا قیمت گذاری می شود و به همین دلیل قابل پیش بینی است که رابطه معکوسی بین ارزش دلار و ارزش کالاها از جمله طلا وجود داشته باشد یعنی افزایش ارزش دلار کاهش ارزش طلا را در پی خواهد داشت. در کوتاه مدت البته این رابطه قطعی و همیشگی نیست اما در بلند مدت رابطه معکوس محکمی بین روند ارزش دلار و روند قیمت طلا برقرار است. اما از آنجا که دلار ممکن است در برابر ارزهای مختلف تغییرات مختلف داشته باشد و در برابر یک ارز تضعیف شود در حالیکه در برابر دیگری افزایش یافته است، از شاخص دلار آمریکا برای سنجش بهتر ارزش دلار استفاده می شود. شاخص دلار هم ارزش دلار را به نسبت سبدی از ارزها بر اساس میزان تجارت آمریکا با آن حوزه پولی نشان می دهد.
در حال حاضر روند شاخص دلار آمریکا در طی سه سال گذشته صعودی بوده است و حتی در سال 2013 توانسته است که بیشترین ارزش خود را در نزدیکی مقدار 85 ثبت کند. با توجه به این روند صعودی برای ارزش دلار آمریکا می توان انتظار روند معکوس برای قیمت طلا را داشت که در عمل هم همین اتفاق افتاده است.
3) به شاخص های بازار سهام در کنار شاخص های اندازه گیری مخاطرات آنها نگاه کنید
یکی از کارکردهای مهم طلا پوشش سرمایه گذاران در برابر سقوط بازار سهام یا به عبارتی پوشش مخاطرات بیش از تحمل سرمایه گذاران بازار سهام است. پس عجیب نیست که یکی از شاخص های مهمی که مرتبط با روند قیمت طلاست، شاخص های بازار سهام خواهند بود البته در کنار شاخص های دیگری که مخاطرات بازار را نشان دهد. ارزش بازارهای سهام را می توان با شاخص های مختلف مانند S&P500  و یا شاخص Dow Jones سنجید اما برای میزان مخاطرات بازار باید به شاخص های دیگری رجوع کرد. به عنوان مثال شاخص VIX یکی از شاخص های مهمی است که توسط بازار قراردادهای اختیار شیکاگو (CBOE) بر روی شاخص  S&P500 بیان می شود که به شاخص ترس (fear index) نیز معروف است. شاخص VIX به طور ساده نشان می دهد که میزان درصد انتظار تغییرات شاخص S&P500 در 30 روز آینده چقدر است. هرچه عدد آن بالاتر باشد یعنی انتظار سقوط قیمت ها بالاتر است و برعکس. به طور معمول می توان گفت که دوران های رشد اقتصادی که بازارها با ریسک پایین در حال رشد هستند و سرمایه گذاران نیز با ریسک پذیری بیشتری وارد بازار سهام می شوند، روند قیمت طلا صعودی نیست.
در حال حاضر بازارهای سهام در حال ثبت رکوردهای تاریخی هستند و در عین حال شاخص VIX نیز در وضعیت عادی به سر می برد که نشان از عدم وجود انتظار سقوط بازارها در میان بازیگران آن است. هر دوی اینها در کنار هم فشار کاهنده قیمت طلا هستند. جالب آنکه خود شاخص VIX قابل معامله است و در حال حاضر رقیب جدی طلا در پوشش مخاطرات بازار است و بسیاری از تقاضاهای گذشته طلا در این حوزه را پوشش می دهد.
4) به بازدهی (Yield) بازار اوراق قرضه توجه کنید
بازدهی اوراق قرضه آیینه ای از انتظارات بازار برای نرخ بهره است. وقتی بازدهی اوراق قرضه افزایش می یابد و یا به عبارت دیگر وقتی قیمت اوراق قرضه کاهش می یابد، انتظار بازار افزایش نرخ بهره است و برعکس. اگر به این معادله رابطه معکوس نرخ بهره و قیمت طلا را اضافه کنیم متوجه می شویم که رابطه مشابه معکوسی بین بازدهی اوراق قرضه و بازدهی طلا وجود دارد. معمولا بازدهی اوراق قرضه با توجه به انتظارات بازیگران بازار، قبل از اعلام سیاست بانک مرکزی در مورد نرخ بهره تعیین می شود. بازار طلا هم به این انتظارات واکنش نشان می دهد اما معمولا سریع تر از بازار اوراق قرضه. دلیل آن شاید حجیم بودن بازار اوراق قرضه است که حرکت های آن را کمی کندتر و محتاطانه تر می کند. به عنوان نمونه اگر انتظار بازار این باشد که نرخ بهره قرار است بالا رود، ابتدا طلا به آن پاسخ می دهد و افت می کند و سپس با تاخیری بازار اوراق قرضه به آن پاسخ می دهد. یک روش استفاده از بازدهی اوراق قرضه اطمینان حاصل کردن از درستی حرکت طلاست به این معنا که اگر طلا حرکت معناداری به سمت پایین داشت اما بازدهی اوراق قرضه حرکت مشابهی نداشت و یا حتی معکوس حرکت می کرد، این اختلاف نشان از احتمال تغییر در روند یکی از این دو بازار در بلند مدت است.
در حال حاضر در سال 2013 بازدهی اوراق قرضه ده ساله دولت آمریکا با تاخیری پس از سقوط های تاریخی طلا در ابتدای سال، افزایش تقریبا 90 درصدی داشته و از 1.6 درصد در ابتدای سال حتی به 3 درصد نیز رسیده است.  این اتفاق موید درستی روند نزولی طلا در برابر انتظارات بازار برای افزایش نرخ بهره در آینده نزدیک است.
5) به تقاضای سرمایه گذاری موسسات بزرگ در بازار طلا توجه کنید.
مهمترین ضربه به طلا در سال 2013 توسط موسسات سرمایه گذاری وارد شده است که حجم عرضه طلای آنها به قدری شدید بوده که در آینده نزدیک نمی توان امیدوار بود که تقاضای جواهرات در قیمت های فعلی و حتی پایین تر توانایی جبران آن را داشته باشد. هرگونه بازگشت تقاضای آنها می تواند به معنای حرکت صعودی دوباره طلا باشد. البته بخشی از بازگشت آنها به عوامل قبلی وابسته است و بخشی از آن هم به قیمت های جذاب طلا برای ورود سرمایه گذاران بستگی دارد. به هر حال آنها نسبت به سرمایه گذاران خرد مطلع تر هستند.

همانطور که در ابتدای این مقاله اشاره شد، درست است که طلا قیمت ذاتی ندارد و روش قیمت گذاری مشخصی هم ندارد، اما می توان از روی شاخص هایی روند آن را حدس زد. البته این شاخص ها همیشه بخصوص در کوتاه مدت موید حرکت قیمتی طلا نیستند و باید در کنار هم به آنها توجه شود اما نکته جالب آن است که طلا در مقطع زمانی خاصی به سر می برد بطوریکه همه پنج معیار ذکر شده در بالا، بر علیه افزایش قیمت طلا در حال عمل کردن هستند. شاید به همین دلایل است که تقریبا اکثر موسسات مالی با وجود اختلاف بر رقم پیش بینی، در پیش بینی روند کاهشی قیمت طلا مشترک هستند. 

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر