۱۳۹۲ آذر ۲, شنبه

طلا 2013 را چگونه تمام می‌کند؟

مقاله امروز من راجع به طلاست که در روزنامه دنیای اقتصاد نیز به چاپ رسیده است. (لینک)
.
.
در انتهای سال 2012 در مصاحبه ای که بلومبرگ با هشت مدیر سرمایه گذاری انجام داده بود، نظر آنها را راجع به سرمایه گذاری آنها در سال بعد جویا شده بود. در جواب اکثر آنها می شد اقبال به بازار سهام بخصوص آمریکا را دید و در عوض هیچ یک از آنها به طلا اشاره نمی کنند. در حقیقت این کمی عجیب به نظر می رسید وقتی بدانیم که تقاضای سرمایه گذاری در دو فصل پایانی سال 2012 بیشترین میزان را در میان فصل های سال 2012 داشته است و نشان می داد که سرمایه گذاران در انتهای سال 2012 با امید به رشد قیمت طلا به استقبال سال 2013 می رفتند. اما در سال 2013 چه اتفاقی برای طلا افتاد؟
از ابتدای سال 2013 همیشه در ذهن سرمایه گذاران این سوال وجود داشت که صعودهای طلا کی خاتمه می یابد؟ در حقیقت با تمام جذابیت هایش در هزاران سال برای بشر، از دید سرمایه گذار و حتی اکثر آنها که طلا را به عنوان جواهر و زیورآلات می خرند، طلا چیزی جز یک کالای سرمایه گذاری نیست که هدف از مالکیت آن این است که بازدهی مالی داشته باشد یا پشتوانه فرد در روزهای نیاز باشد. اما وقتی این کالای سرمایه گذاری در 12 سال پیاپی روند مثبت داشته است، همین تردیدها را بیشتر می کند که چه موقع این روند خاتمه می یابد و چه موقع باید از بازار طلا خارج شد. شروع این اتفاق نیاز به تغییر در عواملی داشت که سبب شده بودند قیمت طلا بالا برود و مهمترین آن عوامل هم سیاست های انبساطی فدرال رزرو و خرید اوراق قرضه و به نوعی چاپ دلار بود. در حقیقت همین انتظارات بود که در سال 2011، قیمت طلا را به نزدیک 2000 دلار در هر اونس رساند و بعد از عدم برآورده شدن انتظارات بازار در آن زمان، دیگر طلا هیچوقت به بالای 1900 دلار در هر اونس بازنگشت. این نشان می دهد که تا چه حد قیمت طلا به این موضوع وابسته است. پس اگر در سال 2013 تحولی در قیمت طلا باید رخ می داد، آن اتفاق باید به برنامه خرید اوراق قرضه آمریکا مربوط می بود که آن هم منوط به بهبود شرایط اقتصادی آمریکا بخصوص آماری بیکاری این کشور و رسیدن آن به 6.5 درصد است.
بهبود بازار کار آمریکا تقریبا در سال 2012 شکل مشخص تری گرفت که نرخ بیکاری در ابتدای سال 8.7 درصد بود و در نهایت در انتهای سال به 7.8 درصد رسید. همین کافی بود که عده بسیاری را به این نتیجه برساند که اقتصاد آمریکا به ریل بازگشته و به این ترتیب دیر یا زود زمان کاهش خرید اوراق قرضه فرا خواهد رسید. در کنار این خبر، بازارهای سهام آمریکا نیز به خوبی در حال رشد بودند که همین سبب می شد که اعتماد به این بازار رقیب طلا بیشتر شود که خبر خوبی برای طلا نبود. با این اوصاف گویی در بازار، بسیاری به این نتیجه رسیده بودند که در رابطه با طلای زیادی که در این سال ها انباشته کرده اند، باید کاری کنند اما دقیقا نمی دانستند چه وقت باید وارد عمل شوند. اولین خبر جنجالی در این زمینه خروج سوروس و بیکن، دو میلیاردر سرمایه گذار، از بازار طلا در اوایل سال 2013 بود. البته سرمایه گذار عمده دیگری به نام آقای پاولسون بر ماندن در بازار طلا اصرار داشت و این نشان می داد که دید همه سرمایه گذاران در آن زمان مشابه نبوده است. بازار بعد از اعلام این خبر تا مدتی در نرخ های حدود 1500 تا 1600 دلار در هر اونس باقی ماند. اما اتفاق مهمی که جرقه سقوط انفجاری طلا را زد، ماجرای قبرس و بحران بدهی این کشور بود که طی پیشنهادی قرار می شد طلاهای این کشور برای جبران بدهی آن کشور به بازار عرضه شود و ترس همه این بود که این روش مدلی برای دیگر کشورهای بحران زده حوزه یورو نیز بشود. همین موضوع در کنار تبلیغات وسیع چند شرکت سرمایه گذاری برای فروش طلا و دعوت همگان به فروش آن، سقوط تاریخی طلا را رقم زد. کاهش شدید دوم قیمت طلا چند هفته بعد و با سخنرانی برنانکه رقم خورد که تصویر بهتری از اقتصاد آمریکا می داد و به طور ضمنی به کاهش خرید اوراق قرضه اشاره کرد.   
این کاهش شدید قیمت طلا دو اثر متفاوت داشت. یک اینکه تصمیم سرمایه گذارانی را که منتظر زمانی برای خروج از بازار طلا بودند، تسریع کرد ولی در عوض سیلی از خریداران را روانه بازار کرد که این زمان را بهترین زمان برای خرید طلا و جواهر می دانستند. از همین رو در برابر افت شدید تقاضای سرمایه گذاری، تقاضای جواهر در نیمه دوم سال 2013 به شدت افزایش پیدا کرد. اما خروج سرمایه گذاران از بازار طلا آنقدر حجیم و شدید بود که افزایش تقاضای جواهرآلات نتوانست آن را جبران کند. اما آمار فصل سوم تقاضای طلا نشان می دهد که با وجود اینکه میانگین قیمت طلا در فصل سوم کمتر از فصل دوم بوده است، تقاضای جواهرات نیز به شدت کاهش یافته است و این نشان می دهد که عطش اولیه بازار در برابر قیمت های پایین طلا خاتمه یافته و بازار مصرفی نیز با یک تاخیر همراه با بازار سرمایه گذاری به این نتیجه رسیده است که می توان به قیمت های پایین تر چشم داشت یا لااقل قیمت ها دیگر خیلی بالا نخواهد رفت.
بعد از سقوط های شدید طلا تا کنون، طلا به مناسبت های مختلف افت و خیزهای مداومی را تجربه کرده است ولی نتوانسته است نه به کانال قیمتی 1400 دلار در هر اونس وارد شود و نه به زیر 1200 دلار در هر اونس سقوط کند. حالا سوال این است که آینده طلا چیست؟ آیا بازار اعتقاد دارد که قیمت طلا باید بالا برود یا بر عکس پایین بیاید؟ در ادامه هر دو دیدگاه بررسی شده اند و سعی می شود از دیدگاه هر دو گروه به این سوال جواب داده شود که چرا باید قیمت طلا بالا برود یا برعکس پایین بیاید.
1= چرا قیمت طلا باید بالا برود؟
موافقان این دیدگاه به تداوم دلایلی اشاره می کنند که تاکنون قیمت طلا را بالا برده بود و از مهمترین آنها سیاست های انبساطی هم در آمریکا و هم در گوشه و کنار دنیاست. برنانکه و خانم یلن رییس بعدی فدرال رزرو هر دو نشان داده اند که وضعیت اقتصاد آمریکا را میانه می دانند و به همین دلیل اعتقاد دارند که برنامه خرید اوراق قرضه باید تداوم داشته باشد. علاوه بر این در حوزه یورو نیز سیاست های مشابهی نیز ممکن است اتخاذ شود و یا در ژاپن یکی از بزرگترین برنامه های خرید اوراق قرضه در حال حاضر در جریان است. تمامی اینها سیگنال هایی برای کاهش ارزش ارزها و افزایش تقاضا برای طلا هستند. در کنار این موضوع، ریسک ریزش بازار سهام در آمریکا مطرح است. بازاری که در روزهای اوج خود است و به طور طبیعی احتمال وجود حباب را در بازار سهام در این روزها مطرح کرده است. احتمال قطع خرید اوراق قرضه نیز مزید علت است که بازار سهام ممکن است در اثر آن با افت شدیدی در آینده نزدیک روبرو شود. از طرف دیگر تنش های سیاسی در آمریکا بر سر بودجه و نیز سقف بدهی ها هنوز به راه حل دائمی منتهی نشده است و نایقینی این موضوع می تواند سبب تاخیر در بهبود شرایط اقتصادی آمریکا شود. تمامی اینها می توانند، محرک قیمت طلا برای صعودهای دوباره باشند. 
از موافقان این گروه می توان به آقای پاولسون اشاره کرد که هنوز بخش عمده طلای خود را نگه داشته است و امیدوار است که به این دلایل قیمت طلا دوباره بالا برود. مارک فابر سوییسی نیز از جمله سرمایه گذاران بدبین به رشد فعلی بازار سهام است و آن را حبابی ایجاد شده توسط فدرال رزرو می داند و نه روند طبیعی و رشد واقعی بازار سهام. به همین دلیل او اعتقاد دارد اعداد خوب اقتصادی فعلی موقتیند و امید چندانی به بهبود دائمی اقتصاد ندارد و به همین دلیل این روزها به طور مداوم در حال خرید طلاست.
2- چرا قیمت طلا باید پایین تر برود؟
موافقان کاهش بیشتر قیمت طلا اعتقاد دارند که اقتصاد آمریکا به طرز محسوسی رو به بهبودی است و این کشور توانسته بر بسیاری از مشکلات پس از بحران مالی سال 2008 فائق آید و به همین دلیل دیر یا زود برنامه خرید اوراق قرضه نیز متوقف می شود. البته درست است که این اتفاق هنوز نیفتاده است اما به هر حال رفتار بازارها با انتظارات بازیگرانشان شکل می گیرند و همین که بازار اطمینان دارد که خرید اوراق قرضه به زودی متوقف خواهد شد، به این خبر پیشاپیش واکنش نشان می دهد. البته مسابقه برای خروج سریعتر از بازار طلا ممکن است که سقوط های این بازار را شدیدتر از معمول کرده باشد. اما حتی اگر خرید اوراق قرضه تداوم یابد باز به نوعی به زیان طلا خواهد بود زیرا تداوم خرید اوراق قرضه در کنار آمارهای خوب اقتصادی و بازار سهام رو به رشد دلیل دیگری است که سرمایه گذاران نیاز کمتری به پوشش مخاطرات سقوط بازار سهام از طریق طلا دارند و می توانند با اطمینان بیشتر و ریسک کمتری بازدهی بالاتری را در بازار سهام جستجو کنند که همین نکته دوباره به زیان طلاست.
در مورد استدلال دیگر که کشورهای دیگر هم سیاست های انبساطی دارند و همین تقاضا برای طلا را افزایش می دهد، می توان به عنوان نمونه به ژاپن اشاره کرد. در حقیقت قیمت طلا با وجود سقوط های شدید به دلار آمریکا، سقوط کمتری را به ین ژاپن تجربه کرده است از آن جهت که ین ژاپن در این مدت نیز خود سقوط شدیدی را بدلیل برنامه خرید اوراق قرضه در این کشور داشته است. اما جالب آنکه سقوط ین، نه تقاضای جواهر و نه تقاضای سرمایه گذاری در ژاپن را آن چنان که باید افزایش نداده است که یک دلیل آن ناشی از تفاوت دیدگاه و جایگاه طلا در میان ژاپنی ها نسبت به هندی ها و یا چینی هاست. در ضمن سقوط های اصلی طلا دقیقا زمانی رخ داده است که در ژاپن که یکی از بزرگترین اقتصادهای دنیاست، یکی از بزرگترین برنامه های خرید اوراق قرضه آغاز شده است. این خبر ناامید کننده ای برای آنهاست که سعی دارند رابطه محکمی بین سیاست های انبساطی در نقاط دیگر دنیا و ارزش طلا به دلار آمریکا نشان دهند. در عوض بیشتر تقاضای طلا در این مدت در کشورهایی بوده است که دقیقا سیاست های انبساطی چندانی نداشته اند اما به طور سنتی مردمانشان به طلا توجه خاص دارند و قیمت های پایین را فرصتی برای خرید دیده اند. ولی تداوم ریزش قیمت طلا، آنها را نیز متقاعد کرده است که در فصل سوم سال 2013 تقاضای کمتری داشته باشند.
بخش دیگر استدلال این گروه آن است که طلا تنها بازاری نیست که به بهبود اقتصاد آمریکا و انتظار کاهش و توقف خرید اوراق قرضه واکنش نشان داده است. مهمتر از بازار طلا، بازار اوراق قرضه است که افت شدیدی را در همین مدت تجربه کرده است. این افت شدید ارزش اوراق قرضه و یا افزایش بازدهی آنها دقیقا بیانگر انتظار بازار به افزایش نرخ بهره در آمریکاست که این احتمال، آینده طلا را بدتر می کند. در کنار این سیگنال های مثبت از اقتصاد آمریکا، اما تورم این کشور نتوانسته آنچنان که باید رشد داشته باشد. تورم پایین در کنار کاهش خرید اوراق قرضه که برنامه ای تورم زاست، این نگرانی را ایجاد می کند که تورم پایین مزمنی در اقتصاد آمریکا ایجاد شود و حتی تبدیل به تورم منفی شود. این خبر را نیز باید به خبرهای بد دیگر برای بازار طلا اضافه کرد که یکی از اهداف آن پوشش مخاطرات تورمی است. 
تمامی موارد فوق خیلی از سرمایه گذاران را نیز به این نتیجه رسانده است که طلا حتی ممکن است که قیمت 1000 دلار در هر اونس و حتی پایین تر را نیز تجربه کند. از میان افراد مشهور می توان به پروفسور روبینی اشاره کرد که شهرت خود را بیشتر مدیون پیش بینی بحران مالی سال 2008 است. اکثر موسسات مالی مشهور و یانک های نیز در زمره همین گروه قرار دارند. مثلا بانک گلدمن ساکس قیمت طلا را 1050 دلار در هر انس برای پایان سال 2013 پیش بینی کرده است. یا بانک کردیت سوییس میانگین 1150 دلار در هر اونس را برای نیم سال دوم 2013 پیش بینی کرده است.
با این توضیحات به نظر می رسد که تا کنون کفه ترازو به سمت گروه دوم بوده است و طلا هنوز روند نزولی خود را حفظ کرده است. اما بازیگران بازارها هر روز اعداد جدیدی را می شنوند و بر اساس آنها ممکن است رفتار و  انتظارات خود را تغییر دهند.  

۱۳۹۲ آبان ۲۶, یکشنبه

مروری بر بازار ارزهای دنیا در هفته گذشته

این گزارش در روزنامه دنیای اقتصاد چاپ شده است که آن را در این لینک می توانید مشاهده کنید. 
.
در این هفته در انگلیس نرخ تورم و آمار بیکاری در کانون توجه بودند. انگلیس به نظر می رسد همچون آمریکا، دوران بهبود بعد از بحران مالی را سپری می کند و رسیدن نرخ بیکاری انگلیس به رقم 7.6 درصد در این هفته نیز موید همین نکته بود. نرخ بیکاری انگلیس در ماه آگوست 7.7 درصد و رقم ماکزیمم آن نیز 8.4 درصد در ابتدای سال 2012 بوده است. بانک مرکزی انگلیس برای تغییر سیاست های انبساطی پولی خود اعم از افزایش نرخ بهره و نیز توقف خرید اوراق قرضه، رقم بیکاری 7 درصد را هدفگذاری کرده است. در گذشته این بانک پیش بینی کرده بود که این نرخ بیکاری در فصل دوم سال 2016 برآورده می شود اما با بهبود سریع تر بازار کار، رییس بانک مرکزی انگلیس این هفته این پیش بینی را به فصل سوم سال 2015 تغییر داد. همین بهبود تصویر اقتصاد انگلیس و نیز لحن کاملا مثبت رییس بانک مرکزی انگلیس سبب شد که پوند در این هفته افزایش را تجربه کند. در کنار بهبود اقتصاد انگلیس، احتمال شکل گیری حباب قیمتی در بخش مسکن نیز به دلیل نرخ های پایین بهره پوند، دلیل دیگری برای افزایش انتظارات برای افزایش نرخ بهره در آینده نزدیکتر است. اما کاهش شاخص خرده فروشی انگلیس و همچنین کاهش ناگهانی تورم در انگلیس موضوعاتی بودند که باعث شدند رشد پوند محدود شده باقی بماند.
در ژاپن اما وضعیت متفاوت بود. برنامه خرید وسیع اوراق قرضه هنوز در ابتدای راه است. برنامه ای که هدف آن کاهش شدید ارزش ین ژاپن برای رساندن تورم این کشور به 2 درصد در دو سال و نجات ژاپن از رکود و تورم منفی حدود 20 ساله است. ین توانست از ماه سپتامبر سال 2012 که زمزمه های اصلاح اقتصادی و سیاست های انبساطی بانک مرکزی ژاپن آغاز شد تا کنون در برابر ارزهای مختلف سقوط شدیدی را تجربه کند. مثلا در برابر دلار تا کنون سقوط حدود 25 درصدی را تجربه کرده است. به هر حال این سقوط شدید ارزش ین توانست نتایج خوبی هم برای اقتصاد ژاپن داشته باشد اگر چه هنوز با وعده های آقای آبه و هدف های بانک مرکزی ژاپن فاصله زیادی دارد. اما تحولات سه ماه اخیر در آمریکا و افزایش ریسک در بازارها کمی از اثر این سیاست های انبساطی ژاپن کاسته است به طوریکه ین در برابر دلار در این سه ماه افزایش ارزش محسوسی را نسبت به ماه های قبلی تجربه کرد و همین سبب شده است که آمارهای سه ماهه اخیر نسبت به دو فصل اول سال ضعیف تر باشد. هرچه آمارهای ژاپن ضعیف تر باشد و با اهداف دولت و بانک مرکزی فاصله داشته باشد، بازار بیشتر به این نتیجه می رسد که اقدامات شدید انبساطی دیگری برای کاهش ارزش ین باید در راه باشد. این انتظارات نیز این هفته بی جواب نماند و یکی از اعضای بانک مرکزی ژاپن به طور ضمنی اشاره کرد که بانک مرکزی ژاپن به هر اقدامی دست خواهد زد تا اقتصاد این کشور را از طولانی ترین دوره های رکود نجات دهد. این صحبت در کنار رشد شاخص نیکی به دلیل اظهارات خانم یلن، نامزد پست ریاست فدرال رزرو، سبب افت ین در برابر دلار و بسیاری از ارزهای دیگر شد. اما به نظر می رسد تا مادامی که بازار سیگنال قوی تری از دولت آقای آبه و بانک مرکزی ژاپن دریافت نکند، ین ژاپن ریسک بازگشت دارد. بخصوص که ین با شاخص بازارهای ژاپن بخصوص شاخص نیکی همبستگی مثبت دارد و احتمال ریزش این شاخص و حرکت اصلاحی آن نیز زیاد است.
در حوزه یورو به نظر می رسد که یورو در تامین نظر بانک مرکزی این حوزه برای کاهش ارزش این واحد پولی آنقدر که باید موفق نبوده است. در میانه هفته حتی اظهارات یکی از اعضای بانک مرکزی اروپا مبنی بر احتمال اعمال نرخ سود منفی و نیز اجرای برنامه تسهیل کمی همانند آمریکا نیز فقط اثر کاهشی مقطعی داشت که به سرعت بدلیل تحولات دیگر روند معکوس گرفت. در حقیقت به اعتقاد بسیاری بحران یورو خاتمه یافته است و به همین دلیل با بازگشت اعتماد سرمایه گذاران، بازارهای حوزه یورو که ارزان هستند، دوباره جذاب شده اند. همین مساله تقاضا برای یورو را افزایش داده است و سبب شده است که کاهش مورد انتظار در ارزش یورو در برابر دلار احساس نشود. البته اتفاقات آمریکا و تضعیف دلار نیز در این میان بی تاثیر نبوده است. به هر حال اما اعداد اقتصادی این هفته حوزه یورو نیز ناامید کننده بوده است و به همین دلیل رشد آن نیز محدود باقی مانده است. 
دلار آمریکا در ابتدای هفته در پی شایعاتی در بازار بر احتمال کاهش خرید اوراق قرضه در دسامبر یا ژانویه، افزایش ارزش داشت اما در پی جلسه پرسش و پاسخ کمیته بانکداری سنا با خانم یلن پیش از تصمیم گیری در مورد ریاست او بر فدرال رزرو، او نشان داد که به تداوم این برنامه و سیاست های انبساطی آقای برنانکه، رییس فعلی فدرال رزرو، اعتقاد راسخ دارد و به همین دلیل، انتظارات زودهنگام برای کاهش و یا توقف خرید اوراق قرضه از بین رفت. در حقیقت خانم یلن و لحن قوی او در ارتباط با ادامه خرید اوراق قرضه و تزریق نقدینگی تاثیرات چندگانه ای بر بازارها داشت. مهمتر اینکه بازارهای سهام تقریبا در تمام دنیا با این خبر رشد کردند و نشان دادند که تا چه حد بازارهای سهام دنیا به تداوم خرید اوراق قرضه در آمریکا امید بسته و نیازمند آن هستند. همان چیزی که در جلسه پرسش و پاسخ کمیته سنا و خانم یلن نیز از آن به نگرانی یاد شد.
در میان واکنش بازارها از همه مهمتر، تقویت بازار سهام و ارزهای اقتصادهای نوظهور بودند. در حقیقت از زمان شروع بحث کاهش خرید اوراق قرضه بسیاری این نگرانی را دارند که نمی دانند آیا اقتصاد دنیا بعد از قطع این نوش دارو، سلامت خواهد ماند یا به سرعت دچار سقوط و به دوران بعد از شروع بحران مالی باز خواهد گشت. بنابراین بسیاری از کشورها بخصوص بازارهای نوظهور که در اثر این اتفاق بخشی از بازارهای صادراتی خود را از دست خواهند داد و فرار سرمایه را تجربه خواهند کرد، پیشاپیش خود را برای تبعات این اقدام آماده کرده اند. مثلا این هفته بانک مرکزی اندونزی نرخ بهره را ناگهان افزایش داد تا بتواند در برابر کاهش ارزش پول این کشور مقاومت کند و یا هفته پیش کره نیز اعلام کرد که ذخایر ارزی این کشور بیشترین مقدار خود را در دو سال گذشته دارند که نشانی از آمادگی این کشور برای دفاع از ارزش یوان در برابر تصمیمات آتی فدرال رزرو است. به هر حال خبرهای خوب از اقتصاد آمریکا این روزها کابوس بازارهای دنیاست از آن جهت که کاهش خرید اوراق قرضه را به دنبال دارد و از هم اکنون نیز بسیاری از بازارها و اقتصادها تحت فشار ناشی از احتمال رخداد آن هستند. 

طلا نیز در این هفته باز سقوط کرد و حتی 1262 دلار در هر انس را نیز تجربه کرد. اما بعد از اظهارات خانم یلن و تضعیف دلار توانست اندکی باز گردد و در محدود 1280 دلار قرار بگیرد. در حالیکه بازار طلا با سقوط های شدید خود بسیاری از سرمایه گذاران را ترسانده است، آقای پاولسون به عنوان یکی از بزرگترین سرمایه گذاران فعلی در بازار طلا، سهم سرمایه خود در بازار طلا را به امید افزایش دوباره قیمت در آینده نگه داشته است. احتمال سقوط بازارهای آمریکا که در بالاترین نرخ های تاریخ خود هستند و افزایش ریسک و نیز افزایش فشارهای تورمی نیز دلیل عمده آن بوده است. به هر حال، در صورت تداوم تضعیف دلار در روزهای آتی می توان به افزایش محدود طلا و بازگشت قیمت به بالای 1300 دلار در هر اونس امیدوار بود.

۱۳۹۲ آبان ۱۹, یکشنبه

مروری بر بازار ارزهای دنیا در هفته گذشته

بخشی از این گزارش در دنیای اقتصاد چاپ شده است که آن را می توانید در این لینک بخوانید...
.
.
.
این هفته ترافیک آمارهای مهم و تصمیمات مهم اقتصادی بخصوص راجع به آمارهای بیکاری و نیز تصمیمات مربوط به نرخ بهره بود. در شرق آسیا و اقیانوسیه مهمترین آمارها مربوط به شاخص خرید مدیران غیرتولیدی چین، میزان صادرات و تراز تجاری چین بود که همگی بیش از حد انتظار رشد مثبت داشتند. چین این روزها بسیار در سرخط خبرهاست از آن جهت که رشد اقتصادی چین امسال کاهش داشته است و حتی سیاستمداران این کشور نیز نسبت به کاهش روند رشد اقتصادی بسیار بالای چین در سال های گذشته ابراز رضایت کرده اند تا شاید از این طریق بتوانند به دیگر امور بخصوص محیط زیست و مسایل اجتماعی بپردازند. به همین دلیل بسیاری در حال تحلیل عواقب فرود سخت اقتصاد این کشور از اعداد خیره کننده سال های قبل هستند. مسلما کاهش رشد اقتصادی چین سبب خواهد شد که بسیاری از بخش های اقتصادی دنیا دچار آسیب شوند. یکی از آن بازارها بازار کالاهاست یعنی بازاری متشکل از نفت، مواد معدنی و مانند آن. کاهش قیمت نفت که هم اکنون از وفور عرضه نیز رنج می برد، مسلما کشورهای صادرکننده نفت را تحت تاثیر قرار خواهد داد و مواد معدنی نیز کشورهایی چون استرالیا را که به شدت به صادرات مواد معدنی و از همه مهمتر تجارت با چین وابسته هستند. بنابراین بی دلیل نیست که این روزها دلار استرالیا هم به شدت به خبرهای چین حساس است و البته در پی همین رشته اخبار مثبت از چین و اینکه آن بدبینی نسبت به فرود سخت اقتصاد آن از بین رفته است، دلار استرالیا نیز توانسته است بخشی از افت ارزش های خود را جبران کند.
اما دلار استرالیا این هفته از آمار تراز تجاری این کشور، تصمیم بانک مرکزی استرالیا در رابطه با نرخ بهره، آمار بیکاری این کشور و در نهایت آمار بیکاری آمریکا نیز تاثیر پذیرفت. تقریبا تا حدود شش ماه پیش تمامی بازار و اقتصاددانان بر اینکه دلار استرالیا یکی از گران ترین ارزهای دنیاست و صدمات این ارزش بالا بر تراز تجاری و آمار بیکاری این کشور، همگان را به این توافق رسانده بود که ارزش آن باید به سرعت کاهش یابد. بانک مرکزی استرالیا نیز با دخالت و کاهش چندباره نرخ بهره، سعی کرد که ارزش دلار استرالیا را کاهش دهد. اما با پایان این دور کاهش نرخ بهره و عدم سیگنال برای کاهش بیشتر نرخ بهره توسط بانک مرکزی استرالیا و در کنار بهبود شرایط اقتصادی چین، فشارها بر دلار استرالیا نیز کمی کاهش یافته است. در کل از بالاترین تا پایین ترین حد ارزش دلار استرالیا، امسال دلار استرالیا حدود 16 درصد در برابر دلار آمریکا کاهش داشت ولی بعد از مدتی با کاهش فشارها بر دلار استرالیا، این کاهش هم اکنون در حدود 10 درصد است. در پی کاهش ارزش دلار استرالیا و نیز بهبود نسبی تصویر اقتصاد چین، تراز تجاری این کشور در ماه سپتامبر به منفی 284 میلیون دلار استرالیا رسید که اگر چه هنوز منفی است اما نسبت به ماه قبل از آن و نیز انتظارات بازار بهبود محسوسی را نشان می دهد. بانک مرکزی استرالیا نیز نرخ بهره را ثابت نگه داشت و آمار بیکاری استرالیا به 5.7 درصد رسید که همین سبب شد که دلار استرالیا نیز کمی کاهش را تجربه کند اما بعد از تقویت دلار پس از اعلام آمار بیکاری آمریکا، دلار استرالیا همگام با ارزهای دیگر کاهش اصلی را تجربه کرد. در کل با توجه به اظهارات بانک مرکزی استرالیا و نیز شرایط اقتصادی این کشور، دلار استرالیا هنوز روند کاهشی دارد.
در انگلیس، بانک مرکزی انگلیس تمامی شرایط را اعم از نرخ بهره و نیز میزان خرید اوراق قرضه ثابت نگه داشت. در اثر این خبر اما پوند افت زیادی را تجربه نکرد. در حقیقت آمارهای اقتصادی انگلیس به بهبود محسوس اقتصاد این کشور دلالت دارند و همین سبب شده که بسیاری به کاهش زودتر از موعد خرید اوراق قرضه و نیز افزایش نرخ بهره امیدوار باشند. اما در عوض آمار بیکاری 7.7 درصدی تا هدف 7 درصدی بانک مرکزی انگلیس فاصله دارد و نیز ارزش پوند برای تقویت صادرات این کشور در حال حاضر بالاتر از حد مورد نظر است. پوند البته در برابر خبر آمار بیکاری آمریکا و تقویت دلار آمریکا در نهایت افت محسوسی را تجربه کرد.
مهمترین خبر این هفته اما کاهش غیرمنتظره نرخ بهره توسط بانک مرکزی اروپا بود. در حقیقت دراگی، رییس بانک مرکزی اروپا، قبلا نشان داده بود که تمامی ابزارهایش را برای کاهش مشکلات حوزه یورو به کار خواهد گرفت و مسلما کاهش نرخ بهره مانند گذشته اولین گزینه می توانست باشد از آنجا که هنوز نرخ بهره 0.5 درصدی برای بسیاری از کشورهای این حوزه پولی بالاست.  این کشورها از جمله یونان و اسپانیا و دیگر کشورهای به شدت بحران زده ، علاوه بر نرخ بهره پایین نیازمند طرح های مالی تسهیل کننده نیز هستند از شکل آن چیزی که هم اکنون در آمریکا، انگلیس و یا ژاپن در جریان است نیاز دارند. اما همین گسستگی شرایط اقتصادی در حوزه یورو بخصوص بین آلمان و دیگر کشورهای حوزه یورو باعث شده که درمان مورد نیاز یکی از کشورها، خود موجب بیماری کشور دیگر شود و نتوان به سرعت راه حل هایی برای مشکلات اقتصادی این حوزه پولی تجویز کرد. 
آمار ضعیف تورم حوزه یورو که هفته گذشته منتشر شد به این موضوع دامن زد که در همین جلسه ماه نوامبر نرخ بهره ممکن است کاهش یابد. در عین حال آمارهای خوب آلمان و نیز بهبود شاخص خرید مدیران حوزه یورو در این هفته عواملی بودند که باعث شدند که بازار در مورد کاهش نرخ بهره زیاد خوش بین نباشد. به همین دلیل بود که کاهش نرخ بهره تقریبا یک شوک شدید به یورو وارد کرد و سبب سقوط بیش از یک درصدی یورو نسبت به دلار در کمتر از یک دقیقه شد.  البته کاهش ارزش یورو نشانه مثبتی است که به احیای اقتصاد این حوزه کمک می کند. در واقع ارزش یورو پس از جلسه ماه سپتامیر فدرال رزرو و نیز تعطیلی دولت آمریکا در ماه اکتبر، بیش از اندازه بالا رفته بود و همگان اعتقاد داشتند که این وضعیت نمی تواند تداوم داشته باشد از آن جهت که صادرات اقتصاد نحیف اروپا با این نرخ تبدیل ارز بالا بیش از پیش آسیب خواهد دید. به عقیده بسیاری برابری یورو به دلار 1.3 نرخ تبدیل معقول تری برای شرایط اقتصادی فعلی حوزه یورو است تا بتواند سیاست های اقتصادی اصلاحی و رشد اقتصادی خود را دنبال کند. در کل باید گفت که تصمیم بانک مرکزی اروپا برای اقتصاد اروپا مثبت است زیرا مسلما سبب کاهش بهره بدهی، افزایش سرمایه گذاری و نیز تمایل به پرداخت مصرف کنندگان می شود و در کل به بهبود اقتصاد منطقه یورو کمک زیادی خواهد کرد. به همین دلایل هم بود که کاهش نرخ بهره توسط بسیاری از فعالان اقتصادی و سیاسی حوزه یورو به فال نیک گرفته شده است. به نظر می رسد کاهش نرخ بیشتر تا مدت طولانی منتفی باشد و بانک مرکزی اروپا برای مقابله با مشکلات اقتصادی این حوزه به ابزارهای دیگری روی بیاورد.
در میانه کاهش نرخ بهره حوزه یورو، رفتار طلا جالب بود. طلا در ابتدا در اثر شوک کاهش نرخ بهره کمی بالا و پایین شد اما بعد در اثر افزایش ناگهانی شاخص دلار راهی جز کاهش نداشت. کاهش اصلی اما بعد از انتشار تولید ناخالص ملی آمریکا در فصل سوم بود که 2.8 درصد اعلام شد که طلا را با سقوط حدود 2 درصدی مواجه کرد. اما دوباره این کاهش قیمت طلا نیز دیری نپایید و طلا تقریبا به همان قیمت های قبلی بازگشت. دلیل هم دوباره همان تولید ناخالص ملی آمریکا بود. در حقیقت درست  بود که رشد 2.8 درصدی درآمد ناخالص آمریکا از انتظار بازار که 2.3 درصد بود بسیار بالاتر بود و می توانست به شدت دلار را تقویت و طلا را دچار سقوط کند، اما در حقیقت بخش عمده این بهبود مربوط به افزایش ارزش انبارها (inventory) بود که اثراتش در فصل بعدی نخواهد بود. اما در عوض پرداختی های مصرف کنندگان که بخش مهمتری بود، کاهش داشت. این آمار نیز مانند دو سه آمار دیگر گذشته آمریکا ظاهر خوب و باطن ناامیدکننده دارد و به همین دلیل در ابتدا بازار به آن عکس العمل مثبت نشان می دهد و به محض پی بردن به اجزای آن و تحلیل آن، دقیقا در جهت معکوس حرکت می کند. همین در نهایت سبب شد که نه تنها طلا دوباره به سطح قبلی خود بازگردد بلکه در کل دلار در برابر ارزهای دیگر بخصوص یورو کاهش یابد و یورو نیز بخشی از سقوط ارزش خود را بازیابد.  
اما اتفاق مهم برای دلار انتشار آمار مربوط به اوضاع بیکاری این کشور در روز جمعه بود. بعد از تعطیلی دولت آمریکا در ماه اکتبر بسیاری از تحلیل ها و دیدها نسبت به اقتصاد آمریکا منفی شده است. به مرور و با انتشار آمارهای ماه اکتبر زوایای این اثرات روشن تر می شود. مهمترین این آمارها، آمار بیکاری آمریکا و نیز پرداختی های بخش غیرکشاورزی بود. با توجه به نگاه بدبینانه به اقتصاد آمریکا تصور این بود که آمار بیکاری به 7.4 افزایش می یابد اما در عوض آمار بیکاری به 7.3 افزایش یافت که کمتر از حد انتظار بود و پرداختی های بخش غیرکشاورزی نیز توانست به طرز محسوسی از انتظارات بالاتر باشد. هر دو این اتفاقات تقویت دلار را در برابر تمامی ارزها در پی داشت. طلا هم در این میان بدلیل بازگشت امید به کاهش خرید اوراق قرضه توسط فدرال رزرو، سقوط دو درصدی را تجربه کرد و حتی 1281 دلار در هر اونس را نیز تجربه کرد. 

به هر حال اگر فدرال رزرو منطقی عمل کند، با توجه به رفتار گذشته این بانک و نیز آمار بیکاری، احتمال کاهش خرید اوراق قرضه در ماه دسامبر بسیار کم است. اما در مقابل تصورات بسیار منفی در قبال تعطیلی دولت آمریکا در ماه اکتبر نیز به شدت کاهش یافته است. به همین دلیل به نظر می رسد دلار در کوتاه مدت در یک محدوده در برابر ارزهای دیگر معامله خواهد شد. البته یورو در کوتاه مدت بدلیل کاهش نرخ بهره فشار کاهشی بیشتری را تجربه خواهد کرد. طلا نیز در محدوده فعلی بالا و پایین خواهد شد ولی نیروی کاهشی هنوز در این بازار حاکم خواهد ماند و هر گونه خبر مثبت از اقتصاد آمریکا آن را با کاهش مواجه خواهد کرد البته باید توجه داشت جلسه ماه دسامبر فردال رزرو احتمالا آخرین ماه ریاست برنانکه است و ممکن است در آن تصمیمات غیرمنتظره نیز گرفته شود. در این صورت و کاهش خرید اوراق قرضه، باید تقویت شدید دلار و سقوط بیشتر طلا را انتظار داشته باشیم.

۱۳۹۲ آبان ۱۲, یکشنبه

چرا قیمت طلا بالا نمی‌رود؟

راجع به طلا و اینکه چرا قیمت آن در این روزها نسبت به خیلی از اتفاقات بی اثر مانده است مقاله ای نوشته ام که در دنیای اقتصاد چاپ شده است و می توانید از این لینک آن را بخوانید....

۱۳۹۲ آبان ۱۱, شنبه

اسباب کشی به خانه جدید

خوب حالا بعد از مدت ها موفق شدم به یک خانه جدید غیراجاره ای نقل مکان کنم. سعی می کنم که مطالب قبلی را که در این دو سه ساله نوشته ام از جاهای مختلف به این خانه جدید منتقل کنم.